کارگران کمونیست ایران

جمهوری شورایی تنها شکل حکومت کارگری است

بایگانی برای دسته ’ سرمقاله ‘

اطلاعیه “ندای سرخ” در مورد “خبرنامه کارگری”

بدست Editor • ۲ شهریور ۱۳۸۹ • دسته: سرمقاله

بواسطه همین محبوبیت که در واقعیت به علت جمع آوری و تمرکز فعالیت های کلیه مجامع فعالان کارگری است، رفقای ندای سرخ به این نتیجه رسیده اند که تولیدات ایشان می بایست به شکلی باشد که تمامی نیروها و فعالان کارگری بتوانند در امر تبلیغات و فعالیت های توده ای خود از آن بهره مند گردند. در این راستا بنا بر این شد که از شماره آینده (شماره 193) کلیهِ نشان هایی که این “خبرنامه” را به جمع کارگران کمونیست ایران و رفقای “ندای سرخ” وابسته نشان می دهد حذف شود تا کلیه یِ مجامع و فعالان کارگری بتوانند در تبلیغات روزمره از آن بهره مند شوند. اینگونه ممکن است از دوباره کاری هایی که باعث اتلاف وقت و هزینه های بسیاری برای فعالان کارگری می باشد بکاهد، و در عین حال پاسخگوی نیازهای این رفقا در امر کار توده ای باشد. اگر چنین شود، خود، پاداش کافی برای فعالیت رفقای ندای سرخ خواهد بود.

  • Share/Bookmark


هنگامیکه «طرح خفقان رمضان» معکوس عمل می کند – ناهید. ن.

بدست Editor • ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ • دسته: اخبار و تفاسیر٬سرمقاله

پس بگذارید این بار ارتجاع بتازد! بگذارید در توهم «اقتدار» آنچنان فرو رود که متوجه پُشتش نباشد! بگذارید سرمایه جهانی را، قوه مقننه و قضائیه را، انحصارهایِ رقیب و خرده بورژواهایِ بازاری را، تکنوکرات ها و بروکرات های میانی را، از خود براند و دُن کیشوت وار به “اژدها” حمله بَرَد. اما، ما به سمت مردم و بویژه طبقه کارگر برگردیم. از جریانِ خودبخودیِ امواج رها شده و در سیر تاریخ گامهایِ آگاهانه بر داریم. با تفکر و تعمق جمعی ضرورت ها را شناخته و اجزاء مورد نیاز را به هم ببافیم. هسته های محلی و کارخانه ای را شکل داده و به شوراها ارتقاء دهیم. باشد که سرنگونی نصیب آنها و پیروزی از آن توده ها باشد.

  • Share/Bookmark


خبر شکستن اعتصاب غذای زندانیان اوین کذب است- ندای سرخ

بدست Editor • ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ • دسته: اخبار و تفاسیر٬سرمقاله

پس از درخواست میرحسین موسوی از زندانیان اعتصابی مبنا بر شکستن اعتصاب غذایشان، خبری از رسانه های زنجیره ای”سبز″ دال بر “لبیک” گفتن زندانیان به این فتوا و شکستن اعتصاب پخش شد. سایت اصلاح طلب “کلمه” با انتشار بیانیه ای مملو از تعریف و تمجید از موسوی و کروبی و دیگر چهره های اصلاح طلب، اعلام پایان اعتصاب غذا را، از زبان زندانیان اعتصابی اینگونه بیان می کند: ” ما اینک به احترام همراه بزرگ جنبش سبز میرحسین موسوی و دیگر شخصیت های جنبش مهدی کروبی، آیت الله بیات زنجانی، زهرا رهنورد، عبدالله نوری، عزت الله سحابی، احمد صدر حاج سیدجوادی، حبیب الله پیمان، ابراهیم یزدی و … تک تک یاران جنبش سبز به اعتصاب غذای خود پایان می دهیم “.
اما بر خلاف انتظار هیچ منبع مستقل دیگری، بغیر از رسانه های غربی هوادار اصلاح طلبان، این خبر را انعکاس نداد و مهمتر اینکه خانواده های زندانیان اعتصابی نیز از این خبر و شرایط فرزندانشان اعلام بی اطلاعی نمودند. تنها زندانی اعتصابی که با بیرون از زندان تماس داشته کیوان صمیمی بوده که او انتشار خبر شکستن اعتصاب غذای خود را تکذیب نموده است. امروز هم خبر دیگری از زندان به بیرون درز کرد.

  • Share/Bookmark


شرط بلاغ – س٫شایان

بدست Editor • ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ • دسته: اخبار و تفاسیر٬سرمقاله

در ایران جنبش مردمی اخیر خیلی پیشتر از گذر از نخستین سالگرد خود، از خویشتن ِ آغازین ِ خویش عبور کرد و اکنون در مقامی قرار گرفته که تلاش واپسگرایان ِ آویزان از دست و پای این موجود فرارونده، برای به زیر کشیدن اش، ره به جایی نخواهند برد.
مدافعین ” گشایش دمکراتیک فضای سیاسی” و یا ” اصلاحات سیاسی ” صرف، بدون توجه به ” عدالت اجتماعی” و ” دمکراتیک سازی حوزه اقتصادی” پا به پای اقشار مورد اتکای شان در سنگر تدافعی قرار گرفته اند و به تدریج طبقه ” آزادی و عدالت طلب” و خواست های شان مطرح تر می شوند. اخیرا ً تلاش های دیپلماتیک نمایندگان طیف سبز جنبش، در راستای پیشبرد سیاست جلب حمایت نمایندگان طبقه کارگر فزونی یافته و ادعاهای مربوط به دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان، دیدار با خانواده های زندانیان وابسته به سندیکاها و نیز دفاع از حقوق زندانیان سیاسی، بطور روزافزونی به گوش می رسد.این چرخش محسوس در سیاست داخلی تازگی دارد. زیرا زمانی که گماشتگان حکومتی وابسته به خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار، زبان منصور اسالو را می بریدند ، صالحی را به بند می کشیدند و هزاران بلا بر سر کارگران هفت تپه و سایر مراکز صنعتی و تولیدی از ایران خودرو گرفته تا صنعت نساجی و چای و … نازل می کردند، این آقایان و خانم ها خود را به ندیدن و نشنیدن زده بودند.

  • Share/Bookmark


ضرورت مبارزه متحدانه کل طبقه کارگر بر علیه بیکار ی عمومی

بدست Editor • ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ • دسته: اخبار و تفاسیر٬سرمقاله

جریان کمونیست انترناسیونال ( ICC)
ترجمه از م.مینایی

*******
علیرغم ادعاها ی مربوط به غلبه بر بحران و ترمیم اوضاع اقتصادی، کارگران بیکار شده بر سر ِ کار باز نگشته و کسانی هم که شانس حفظ کار خود را داشته اند همچنان در معرض تهدید خطر از دست دادن کار خود هستند.
ریاکاری سیاسی
در این اوضاع و احوال ، شامورتی بازی ِ سیاسی ِ جاری در کاپیتول هیل ( ساختمان کنگره ایالات متحده در واشنگتن دی سی) در خصوص اختصاص اعانه و مساعدت های مالی به بیکاران، هرچه بیشتر شکل نمایش های رادیو- تلویزیونی ِ احساس بر انگیز ِ بی ارزش به خود می گیرد. تاخیر سنا در مورد تصویب افزایش و تخصیص کمک های مالی به بیکاران در اواخر ماه فوریه موجب نرسیدن کمک به حدود یک میلیون نفر از مردم شد.
این پیشروی و عقب نشینی ها ی سیاسی در خدمت اهداف متعدد طبقه حاکم است. زمانی که دمکراتها ، جمهوری خواهان را متهم به سنگ اندازی در برابر اختصاص کمکهای مالی به بیکاران می کنند، در واقع می خواهند وانمود کنند دولت نگهبان و مدافع منافع عمومی مردم است و با این ترفند، به دروغ خود را هواخواه و حامی شهروندان نیازمند و فقیر جا بزنند. در حالیکه ماهیت واقعی این کمک ها عبارت از این است که هرچند وقت یکبار مبلغی کمک می کنند و این امر باعث می شود فرد بیکار مداوما ً منتظر، نگران، وابسته و همواره در آستانه فقر مطلق باقی بماند. برخلاف اشگ تمساح مقامات دولتی مبنی بر ” دلواپسی و نگرانی راجع به سرنوشت بیکاران” این سیاست ها با هدف ایجاد و ابقای احساس بی پناهی و ناتوانی در میان بیکارانی پیش برده می شوند که قبلا ً با اجرای برنامه ای پیچیده مبنی بر جمع آوری اعانه، احساس حقارت را در آنها ایجاد کرده اند.

  • Share/Bookmark


نظرخواهی گزارشگران از رامین رحیمی درباره اوضاع کنونی

بدست Editor • ۴ خرداد ۱۳۸۹ • دسته: اخبار و تفاسیر٬سرمقاله

لطفا و برای آشنائی خوانندگان سایت خود را معرفی نمائید :
من رامین رحیمی مسئول انتشارات کارگران کمونیست ایران و سردبیر نشریه “بسوی انقلاب” هستم.

اعتراضات خیابانی که از نزدیک به یک سال پیش شروع شد امروزه بطور محسوسی فروکش کرده است و یا به تعبیری شکل عوض کرده است و در مناسبتهای مختلف انجام میپذیرد. بطور کلی و درحال حاضر وضعیت این جنبش عمومی را چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ: قبل از آنکه بخواهیم به سوال شما پاسخ دهیم بهتر است اصلاً ببینیم که درباره چه چیزی صحبت می کنیم. چرا که در مورد آنچه پدید آمد نظر مشترکی در سطح اندیشمندان سیاسی وجود ندارد که بتوانیم با زمینه یِ مشترکی درباره یِ افول فعلی و دلایل و آینده یِ آن گفتگو کنیم.
جامعه ایران مدت ها بود که آبستن چنین حادثه ای بود. تمامی فعالان سیاسی و کارگری ایکه در درون این جامعه به سر می بردند در اینکه چنین حادثه ای عنقریب بوقوع خواهد پیوست متفق القول بودند و بحث هایشان بیشتر در مورد زمان و واقعه ای بود که جامعه را وارد یک شرایط انقلابی می کرد.

  • Share/Bookmark


اعلامیه کارگران کمونیست ایران در محکومیت اعدام های اخیر

بدست Editor • ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ • دسته: سرمقاله

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها – - –
طبق خبرهای رسیده فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان اعدام شدند. هریک از ایشان در چند نوبت زیر شدیدترین شکنجه ها قرار گرفتند تا به جرم ناکرده اعتراف کنند. هر از چند گاه خبر مقاومت پایدارانه یِ ایشان به بیرون از بند شکنجه گران شب پرست درز می کرد و آتش بر جان ما می زد. گو اینکه تحمل درد شکنجه و بیداد و اعدام در کمین تمامی مبارزان است و آنها آگاه به این خطر قدم به میدان جنگ طبقاتی می گذارند اما هرگز خوی انسانی نمی تواند با منطق و استدلال سوزش قلب از دست دادن رفیقان و یاران را مانع شود. پس امشب را با درد جانکاه و چشمانِ گریان به صبح می رسانیم و در فراق قهرمانان به خون خفته خود به سوگ می نشینیم. و اما فردا اشک ها را از چشمانمان پاک کرده و همراه با خانواده های شجاع ایشان و در کنار دانشجویان مبارز آستین ها را بالا زده و خواب را بر چشمان حرامیان قاتل حرام خواهیم کرد.

  • Share/Bookmark


اعلامیه مشترک «کارگران کمونیست ایران» و «جمعی از فعالین کارگری»

بدست Editor • ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ • دسته: سرمقاله

بیایید تا در اول ماه مه (روز جهانی کارگر) اعلام کنیم:

ما انسانیم. شایسته یک زندگی متفاوت‎. شایسته بهره مند شدن از روابطی آزاد از ستم و زور و تبعیض. شایسته تعیین سرنوشت خویش.
ما انسان های محرومیم. انسان هایی که از صبح تا شب زحمت می کشیم اما هر روز فقیرتر و پر دردسرتر می شویم. ما اکثریت جامعه ایم، اما حاصل کار و تلاش مان نصیب گروهی کوچک می شود که نظام بهره کشی سرمایه داری را می چرخانند و صاحب دولت و اسلحه و دادگاه و زندانند.
ما انسانیم. در اسم، شهروند و در واقعیت موجودی درجه دوم. ما ارزش می آفرینیم و ارزشمندیم اما در نگاه سرد و بیرحم نظام حاکم و ایدئولوژی ارتجاعی اش، بی ارزش به حساب می آییم. انرژی و نیرویی محسوب می شویم که مثل سوخت ماشین هر روز باید مصرف شود. گوسفندانی محسوب می شویم که محتاج چوپانند، صغیرهایی که محتاج قیم اند. حاکمان با حراست و بسیج و سپاه و اطلاعات و نیروی انتظامی، با دین و آخوند و خرافه، با زهر پدرسالاری و مردسالاری، با تفرقه افکنی و تحقیر ملی، با چماق رسانه ملی، ما را در بند نگه می دارند و به جان هم می اندازند.
ما زحمتکشیم. از کوره های داغ ذوب فلز تا کارگاه های قالیبافی، از دستگاه پرس تا راهروهای درمانگاه، از حجره ها و انبارهای بازار تا کشتزارهای نیشکر، از آشپزخانه و مهد کودک و کار خانگی تا سالن های عظیم ماشین سازی و…..

  • Share/Bookmark


درس های ۲۲ بهمن ۱۳۸۸

بدست Editor • ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: سرمقاله


پیام شانزدهم کارگران کمونیست ایران

پیامدهای 22 بهمن امسال برای تعداد زیادی ناخوشایند بود. علت اصلی آن هم تعداد باصطلاح “فراوان” شرکت کنندگان در تظاهرات حکومتی اعلام می شود. اما حقیقت اینست که جامعه ی ایران آنچنان دچار شکاف های سیاسی است که لزوماً شکست یک گروه برابر با شکست کل اپوزیسیون نمی باشد. پس باید به جایِ ارائه ی تحلیلی عمومی، به نتیجه ی این تظاهرات برای گروه بندی های متفاوت سیاسی بپردازیم و ببینیم که تاکتیک های اتخاذ شده و اعلام شده ی هر یک از این گروه ها تا چه مقدار در عمل به موفقیّت رسیده است. تنها با چنین نگاهی است که خواهیم یافت شکست یک گروه سیاسی در حقیقت موفقیّت دیگری است.

برای شروع بیاییم و ببینیم که آیا جناح حاکم نظامی – امنیّتی علیرغم کُرکُری هایش علیه گروه اصلاح طلبان، واقعاً توانست به اهداف اعلام شده اش برسد؟ همه شاهد بودیم پس از ضربه ای که حکومتیان از عاشورای سرخ خوردند، به هراس افتاده و از تمامی امکاناتِ خود برای جلوگیری از حضور اپوزیسیون در مراسم 22 بهمن را به کار گرفتند. در عرض این دو ماه فاصله، روزی نبود که در سراسر کشور تعداد زیادی از فعالان حقوق بشری، نویسندگان و روزنامه نگاران و دانشجویانی که معمولاً از طریق شان خبر رسانی می شد و گروه بندی های سیاسی برای هماهنگ کردن برنامه هایشان از آنها استفاده می بردند بازداشت نشوند. هفته ای نبود که امامان جمعه حکومتی در سراسر کشور از تریبیون های خود مبارزین را از شرکت در تظاهرات منع نکرده و به “محاربه” و اعدام تهدید نکنند. هفته ای نبود که اخبار اعدام چند تن از زندانیان و احکام زندان برای دیگران اجرا نشود. روزی نبود که یک مقام نظامی و انتظامی مردم را به سرکوب قهرآمیز تهدید نکند و نگوید که «دیگر شوخی نداریم!»، گویا که تا به حال کشتن ها و اعدام ها و شکنجه ها و بازداشت ها و سرکوب های جمعی و قهرآمیزشان به علت شوخی بودن بی اثر بوده است.
در حول و حوش روز 22 بهمن، بسیج عمومی در سراسر کشور برای رساندن نفر به تظاهرات حکومتی تهران صورت پذیرفت و جاده ها پر از اتوبوس هایی شد که طرفداران حکومتی را به میدان آزادی منتقل می کردند. هدف حکومتیان این بود که تظاهرات ” 50 میلیونی” برگزار کنند، اما با دقت کردن در عکس های ماهواره ای که گوگل از این تظاهرات منتشر نمود، جمعیّت شان به سختی به 50 هزار نفر رسید. همچنین هدف حکومت جلوگیری از هرگونه تظاهرات غیر حکومتی بود که در تهران و چندین شهر دیگر با شکست کامل مواجه شد. پس هر کس و گروهی می تواند مدعی پیروزی در روز 22 بهمن بشود، اما مسلماً جناح حاکم نظامی – امنیّتی به هیچیک از اهداف و آرزو ها و توقعاتش نرسید و کاملاً شکست خورده یِ میدان بود.

آیا شکست جناح نظامی – امنیّتی بمثابه پیروزی اصلاح طلبان و “جنبش سبز″ شان بود؟ هم آری و هم نه! با در نظر گرفتن محتوایِ پیام ها و مصاحبه ها و فراخوان های گروه ها و رهبران “جنبش سبز″ باید گفت که ایشان دو هدف را دنبال می کردند. هدف اول ایشان این بود که نشان دهند دارای قدرت و نفوذ بسیاری بین مردم هستند که حتی می توانند در مقابل کلیه یِ تمهیداتِ جناح مقابل مراسم حکومتی را دزدیده و به نفع خود مصادره کنند. ایشان مطمئن بودند که تعداد شرکت کنندگان هوادارشان از جناح حکومتی به مراتب بیشتر است و می توانند با “سبز کردن” جمعیّت حاضر به هدف خود برسند. اما ایشان متوجه نبودند که چنین تاکتیکی با استراتژی عدم درگیری و عدم خشونت شان در تناقض است. تعداد تظاهر کنندگان حکومتی که از سراسر کشور آمده بودند در موقعیت های تبلیغی میدان آزادی مستقر شده بودند و از ورود هر کس که سعی می کرد با نماد سبز وارد میدان شود جلوگیری به عمل می آوردند و همچنین آماده بودند که هر تحرکی را برای نشان دادن نماد سبز در درون میدان با خشونت سرکوب کنند. پس پر واضح بود که طرفداران اصلاح طلبان اگر می خواستند به استراتژی مسالمت جویانه و تمکین مطلق بر قوانین جمهوری اسلامی گردن نهند نمی توانستند با نمادهای سبز خود اظهار وجود کنند. که نکردند! آوردن بهانه هایی چون شکست تاکتیک “اسب تروا” و قربانی کردن چهره های خرده پایی چون “ابراهیم نبوی” و … همه و همه برای پنهان داشتن علت اصلی است. یعنی اینکه هیچ تاکتیک مسالمت جویانه و قانونی ای در مقابل جناح نظامی – امنیتی کارایی ندارد و انخاذ آن برابر با شکست است. با رجوع کردن به فراخوان های شخصیّت ها و گروه های اصلاح طلب می بینیم که اتخاذ تاکتیک شرکت در تظاهرات حکومتی از طرف کلیه ی ایشان تجویز گشته بود. شکوری راد، در مصاحبه ای که در سایت نوروز آمده است به این شکست اعتراف می کند: « جنبش سبز در زورآزمایی سیاسی خود با جناح حامی دولت در راهپیمائی 22بهمن موفق به غلبه نشد و سبزها که اعلام کرده بودند با نماد سبز در این راهپیمائی شرکت می کنند علی رغم حضور گسترده نتوانستند بطور عمومی از نماد سبز استفاده کنند و این مسأله موجب شد حامیان دولت جمعیت آنها را به نفع خود مصادره کنند و در تبلیغات رسمی آنها را موافق وضعیت موجود قلمداد کنند. » پس شکست هدف اولیه “جنبش سبز″ به رغم بهانه هایشان به علت استراتژی متوهمانه یِ ایشان است که گویا می توان چنین حکومت آدمخواری را از درون اصلاح نمود.
اما هدف دیگر ایشان که پس از عاشورای سرخ در کلیه ی پیام های رهبران آنها اعلام می شد، نشان دادنِ این نکته بود که “جنبش سبز″ یک جنبش سازگار با حکومت اسلامی است و خود را بیشتر نزدیک به حکومت می داند تا به مردم انقلابی و ساختارشکن! عملاً هم دیدیم که ایشان مردم را برای شرکت در تظاهرات حکومتی و در کنار قاتلان و آدمخواران نظامی – امنیتی دعوت نمودند که صفی متحد علیه انقلابیون و مردم انقلابی تشکیل دهند. همین گونه نیز شد و در اینجا کاملاً موفق و پیروز شدند. ایشان توانستند توده هایی که علیرغم سازش ها و خیانت های رهبری اصلاح طلب در این هشت ماهه هنوز هم به نیّت

سوء ایشان پی نبرده اند را در کنار نیروهای حامی جمهوری اسلامی قرار دهند. و با تبدیل کردنِ آنها به سیاهی لشکر تبلیغات حکومتی، دستاویزی برای دولت های خارجی و حامیان مذاکره با جمهوری اسلامی مهیا کنند.

در مورد مردم انقلابی، باید گفت که ایشان تنها نیروی پیروز مناسبت 22 بهمن بودند. ایشان علیرغم تهدیدات و تمهیدات حکومتی توانستند در چند نقطه در تهران و برخی از شهرستان ها تظاهرات های خود را برپا کرده و به ایرانیان و جهانیان نشان دهند که مردم ایران خواهان سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی می باشند و تا زمانیکه این حکومت در ید قدرت است از هر موقعیّتی برای نشان دادن اعتراض خود استفاده خواهند کرد. و حکومت دیگر دارای نیرویی که بتواند ایشان را سرکوب کرده و به خفقان مجدد براند نیست. حتی به جرأت می توان گفت که تعداد شرکت کنندگان در تظاهرات های متعدد و پراکنده یِ مستقل مردمی، با در نظر گرفتن تمرکز هواداران هر دو جناح حکومتی در میدان آزادی، به مراتب بیشتر بود. اما متأسفانه نه از لحاظ تعداد شرکت کنندگان و نه از نظر محتواهای شعارها و تاکتیک های میدانی، مناسبت 22 بهمن خالی از هرگونه پیشرفت جهشی بود.
خوب، شاید در طی این هشت ماهه، ما دارای عادت بدی شده ایم که در هر گردهمآیی انتظار پیشرفت داریم و آن را امری خودبخودی و بدون زحمت و تلاش تصور کرده ایم. مثل برخی از انقلابیون ما که به عدم استقرار رهبری متمرکز بر تظاهرات کنندگان را موفقیّت دانسته و خود را با همین هدف ارضاء میکنند. ایشان هیچ برنامه ی مشخصی برای پیشرفت این جنبش نمی دهند، چرا که در آنصورت امکان دارد تلاش آنان، به اشتباه کوشش برای ایجاد “رهبری متمرکز» قلمداد شود. آنها در مقابل این جنبش خودبخودی سر تسلیم فرود آورده و “هسته های هماهنگی کننده” را به همان صورت ابتدایی و تصادفی و خودبخودی شان توجیه می نمایند. آنها حتی در چنین زمانیکه اعتبار رهبران اصلاح طلب در میان اکثریّت مردم مبارز از دست رفته و بصورت روزمره منزوی می شوند نیز از نماد سبز ایشان دست بر نمی دارند و مردم را نسبت به سوء استفاده ی جناح اصلاح طلب حاکمیّت از چنین نمادی آگاه نمی سازند. درصورتیکه خودِ مردم هر روز بیشتر از دیروز، ترکِ “نماد” می کنند و بیشتر به عمق مسئله می پردازند. تنها انتقاد ایشان به مناسبت 22 بهمن اینست که رهبری متمرکز اصلاح طلبان توانست عده ای را متوهمانه به میدان آزادی بکشد. اما واقعیّت این است که به دلیل عدم تأثیرگذاری انقلابیون آگاه و با تجربه بر مبارزات مردمی، مناسبت 22 بهمن 1388 بدون هیچگونه پیشرفت کیفی ای نسبت به گذشته اجرا گشت وا ین را می توان عامل محدود کننده ی پیروزی مبارزات مردمی اعلام دانست.

انقلابیون کمونیست!
آغاز مبارزات خیابانی مردم در 23 خرداد 1388 نشاندهنده ی شکست پارلمانتاریسم اصلاح طلبی بود. در این روز هسته هایی که تا زمان انتخابات زیر نظر ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان دوستان و همسایگان خود را بسیج می کردند، با نفی رهبری اصلاح طلبان و علیرغم توصیه های ایشان مبنی بر خودداری از نشان دادنِ عکس العمل فوری به تقلب انتخاباتی، به خیابان و اقدام مستقیم روی آوردند. در کمتر از 3 روز، میلیون ها نفر از مردم مبارز نیز با شرکت در راهپیمایی ایکه در آغاز از طرف رهبران اصلاح طلب منع گشته بود، حمایت خود را از این اعتراضات نشان داده و رهبری اصلاح طلبان را مجبور به دنباله روی از خود ساختند. در این هشت ماهه، مبارزات مردمی ما در تقابل و تعامل دیالکتیکی مردم با رهبری اصلاح طلب به جلو رفته و افت و خیزها را تجربه کرده است. متاسفانه باید اعتراف نمود که عناصر و نیروهای آگاه انقلابی و بخصوص کمونیست ها در تأثیرگذاری در این روند موفق نبوده اند. به چند دلیل:
اول اینکه: نیروهای غیر کمونیست خواهان سرنگونی حکومت اسلامی (تغییر رژیم) دارای هیچ آلترناتیو انقلابی نبوده که بتوانند مردم را بسوی مبارزه ای آگاهانه و قاطعانه جذب کنند.
دوم اینکه: نیروهایی که اکثریت غالبِ توده ها بعنوان نیروهای “کمونیست” می شناسند، حزب توده و اکثریتی ها هستند. جناحی از حزب توده و همپالگی “کمونیست های علنی” آن با ارائه ی تحلیل های ارتجاعیِ “عدم موجودیت جنبش اجتماعی” و “وابسته به آمریکا” خواندن این مبارزات، در عمل به حمایت از جناح نظامی – امنیتی پرداخته اند. جناح دیگر آن، اما، در کنار اکثریتی ها و “دمکراسی خواهان” به حمایت بی قید و شرط از جناح اصلاح طلب حکومتی روی آورده و “سبز تر از سبز″ شده اند. با اتخاذ چنین مشی هایی بسیاری از توده ها که در سال های اخیر جذب فعالان کمونیست می شدند، از آنها و “کمونیسم شان” روی گردانده اند. شاید اینک برخی از فعالان صادق کارگری هشدارهای ما را از دوری از این جماعت به خاطر آورند و از کرده ی خود پشیمان شوند. گو اینکه این پشیمانی حاصلی نداشته و همزیستی و اتحاد عمل با این ضد کمونیست های “چپ نما” در دهه اخیر تأثیر تخریبی خود را گذاشته است.
سوم اینکه: آن عده از جوانان و روشنفکرانی که هنوز به کمونیسم معتقدند تحت تأثیر آنارشیسم راست، به دنبال جریان خودبخودی مردمی افتاده و همانطور که در بالا گفتیم از دادن هر گونه راه حلی اجتناب می ورزند.
چهارم اینکه: نیروهای متشکل در خارج از کشور که دارایِ سکوهای تبلیغاتی جمعی هستند و پس از ماه ها گیجی به حقانیّت مبارزات انقلابی مردم واقف گشته اند، ناچاراً فقط کار تبلیغاتیِ مجرّد از سازماندهی را پیشه کرده اند. درصورتیکه اگر احیاناً در پیشبرد تبلیغات خود موفق شوند، عملاً طبقه کارگر را مستعد به پیوستن به نیروهای حاضر در صحنه می سازند. یعنی، همان نیروهایی که در بالا به آنها اشاره شد. نمونه ای از این را می توان در صدور اعلامیه ی عده ای از فعالان سندیکایی رانندگان اتوبوسرانی شرکت واحد دانست که هنگام روی آوری به مبارزه “سیاسی” خود را با “جنبش سبز″ همراه می کنند.

و بالاخره درباره خودمان هم باید اعتراف کنیم که دارای نیروی میدانی ایکه بتواند بصورت مستقیم در این مبارزات حضور تأثیر گذاری داشته باشد نیستیم. ما نیز همراه با دیگر نیروهای مردمی ضرباتی را خورده ایم که تا مدتها نمی توانیم جایشان را پر کنیم. فعالان کارگری ما نیز تعدادشان به حدی نیست که بتوانیم یک تنه در ارتقاء جنبش کارگری تأثیر گذار باشیم. سندیکالیست ها که همان هواداران گذشته و حال حزب توده و اکثریتی ها هستند به مراتب تعدادشان از ما بیشتر است و همانطور که می بینیم توده های کارگری را هم اگر بخواهند وارد میدان سیاسی کنند، آنها زیر بیرق “سبز اصلاح طلبی” خواهند برد. والا، همان نامه نگاری های “تظلم خواهانه” و “دریوزگی” از نهادهای امپریالیستی را پیشه خود ساخته اند.
تنها تأثیر ما از طریق تبلیغات عمومی مان بوده است که بواسطه هدف قرار دادن عقاید انحرافی مدعیان مارکسیسم و به کمک تحلیل علمی وقایع و پیش بینی های صحیح مان توانسته ایم روند انقلابی مبارزات توده ها را به کمونیست ها ثابت کرده و باز هم با تأثیرگذاری در تنی چند از فعالان کارگری و همراه با هم نظران مان در آن جنبش، بخش کوچکی را به تأیید آلترناتیو جمهوری شورایی رهنمون کنیم.

اما اگر قرار باشدکه کمونیست های انقلابی بتوانند نه تنها در امور و شعارهای عمومی و درازمدت، بلکه حتی در شرایط روزمره و تاکتیک های مبارزاتی و عملکردهای آن تأثیرگذار باشند باید در وحله اول خود را از آلودگی های سازشکارانه ی رویزیونیستی، آپورتونیستی و آنارشیسم راست مبرا ساخته فعالانه به تداخل در مبارزات خودبخودی مردم پرداخته و علیه ناآگاهی های ایشان تقابل کنند.
به رفقای آنارشیست هم توصیه می کنیم که هر نوع مقابله با نا آگاهی توده های انقلابی را کوشش برای تمرکز رهبری به حساب نیاورند. هیچ خط مشی ای آنارشیست تر کمونیسم انقلابی نیست. استقرار جمهوری شورایی عملی ترین ضربه به حکومت متمرکز است. و عبور از هسته های خودبخودی مبارزاتی و جهت دادن ایشان به تشکیل شوراهای محلی و مکان اشتغال (کارخانجات و ادارات)، عملی ترین و مؤثرترین گام برای جهت دادن مبارزات مردمی و کارگری به سرنگونی حکومت متمرکز سرمایه داری و استقرار حکومت شورایی و دمکراسی مستقیم توده ای است.
حال که صفوف نیروهای حکومتی، اعم از مرتجع و اصلاح طلب، در حال منزوی شدن و تلاشی است و هیچ راه حلی برای عبور از بحران در چنته ندارند، بیایید تا با همگرایی، استراتژی و تاکتیک های خود را همگون ساخته تا بتوانیم تأثیر گذارترین نیروی میدان مبارزه ی طبقاتی باشیم.

پیش بسوی تشکیل هسته های محلی و مراکز شغلی
پیش بسوی انقلاب
پیش بسوی استقرار جمهوری شورایی

کارگران کمونیست ایران
25 بهمن ماه 1388

  • Share/Bookmark


در ۲۲ بهمن به مبارزات انقلابی بپیوندیم

بدست Editor • ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: سرمقاله

سی و یکسال پیش در چنین دورانی، پس از چهار سال مبارزه، روند انقلابی مبارزات توده ها به اوج خود می رسید. این مبارزات با وقوع بیکاری در اثر بحران اقتصاد سرمایه داری از حلبی آبادها آغاز گشته بود. به جرأت می توان گفت که با حمله کارگران ستم کشیده ی شمیران نو به کلانتری و شهرداری منطقه و آتش زدن آنها در شهریور سال ۱۳۵۳، دوران رکود و اختناق سیاسی به پایان رسید و روند انقلابی مبارزات توده ای آغاز گشت. مبارزات مردم حلبی آبادها برای حق مسکن با اعتصابات کارگران شاغل برای مزدهای بالاتر همراه شد و با تغییر سیاست خارجی آمریکا و روی کار آمدن کارتر به سرعت به دانشگاه ها و مبارزات ضد دیکتاتوری دانشجویان کشیده شد. سرکوب نا موفق این مبارزات توسط دولت های پیاپی رژیم سلطنتی روشنفکران جامعه را تکان داد و ایشان نیز با برگزاری شب های شعر در دانشگاه ها به شیوه ی خود به مبارزات پیوستند. رفته رفته مبارزات وسیع تر گشت و هر بار به رویارویی نیروهای سرکوبگر سرمایه و مردم کشیده می شد تا اینکه در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ در میدان ژاله، هزاران تظاهر کننده به گلوله بسته شدند. این اقدام رژیم دیکتاتوری جان مردم را به لب رساند و از آن روز روند انقلابی توده ها به درجه ای رسید که دیگر با هیچ اصلاحات و تعویض نخست وزیری نمی شد مردم را راضی به ترک مبارزه کرد.

  • Share/Bookmark