کارگران کمونیست ایران

جمهوری شورایی تنها شکل حکومت کارگری است

بایگانی برای مرداد ماه ۱۳۸۸

شماره ۵۲ سی و یکم مرداد ماه ۱۳۸۸

بدست admin • ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1

شماره 52 سی و یکم مرداد ماه 1388
پیشاهنگان جنبش محله ها، آپادانا و اکباتان
خبرهای رسیده حاکیست که در چند شب گذشته مردم در دو محله اکباتان و آپادانا اقدام به راهپیمایی کرده اند.
این گزارشات از شهرک اکباتان خبر می دهد که در بخش های مختلف این شهرک از مدت ها پیش، شبها، هماهنگ با ساعت آغاز شعارهای شبانه، دسته های جوانا از مقابل ساختمان های خویش به راه افتاده و پس از طی مسیر و دادن شعارهای ضد دیکتاتوری و ضد ولایت فقیه، بدون بازداشتی و شناسایی از طرف نیروهای سرکوبگر، و دعوت مردم به پیوستن به آنها، به تظاهرات خود پایان می دهند.
این گزارشها حکایت می کنند که در آغاز، این تظاهرات شبانه از یک یا دو مجموعه ساختمانی آغاز گشته بود که اینک به چندین مجموعه گسترش یافته است. همچنین، گفته می شود که بارها مأموران نیروی انتظامی و اطلاعاتی به مدیران ساختمان ها رجوع کرده و ایشان را تهدید به بازداشت نموده است. اما مدیران مجموعه ها از وجود چنین تحرکی اظهار بی خبری کرده و وقوع آن را انکار می کنند.
همچنین از شهرک آپادانا، محله ی جانباخته راه آزادی، سهراب اعرابی گزارش می شود که در شب جمعه برابر با چهلم سهراب، مردم این محل اقدام به راهپیمایی کرده و در شعارهای خود دیکتاتوری حاکم و نظام جمهوری اسلامی را نفی کرده و همپیمانی خود را با جانباختگان راه آزادی فریاد زدند.
گفته می شود که در شب بعد، جمعه شب 30 مرداد، نیز ده ها تن از ساکنين شهرک آپادانا در اقدامی خودجوش در محوطه این شهرک دوباره تجمع کرده و شعار سر دادند.از جمله شعارهاي مردم معترض در شهرک آپادانا «مرگ بر ديکتاتور»، «آزادی انديشه از پنجره نميشه» و «درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شويد» بود و تجمع کنندگان با خواندن سرود «يار دبستانی» تا نيمه شب به تجمع خود در شهرک آپادانا ادامه دادند.
«راه سبز امید» و گوشه چشمی به جنبش کارگری
طبق گزارشهای رسیده از منابع فعالین تشکیلات «راه سبز امید»، مدتی است که رهبری این تشکیلات در حال بررسی احتمال برانگیختن جنبش کارگری در حمایت از موسوی و این تشکیلات شده اند. در این گزارشات می شنویم که با اُفت شدید شمار شرکت کنندگان تظاهرات های مردمی به تبعیت از فراخوان های کادرهای این تشکیلات، رهبری «راه سبز امید»، برای ایجاد موج جدیدی از اجتماعات مردمی به فکر استفاده از فعالان کارگری وابسته به خود در شوراهای اسلامی و خانه کارگر افتاده و در حال گفتگو و بررسی امکان ایجاد چنین تحرکی در کارگران می باشند. گفته می شود که فعالان کارگریِ وابسته به این تشکیلات و کارشناسان امنیتیِ آن به تراکم چندین ساله ی خواسته های کارگری تأکید کرده و با این پیشنهاد به شدت مخالفت می کنند. ایشان هشدار می دهند که در صورت توفیق به برانگیختن کارگران در دخالت در این امور، هیچ تضمینی برای قابل کنترل بودن این جنبش وجود ندارد. مشاوران امنیتی این تشکیلات، به رهبری آن توصیه می کنند که قبل از هر اقدامی از این قبیل، بهتر است که منتظر بازگشایی دانشگاه ها باشند، چرا که خواسته های جنبش دانشجویی با خواسته های این تشکیلات بیشتر همخوانی داشته و «راه سبز امید» و رهبری آن دارای پایگاه کافی برای کنترل این جنبش هستند.
مردم معترض و اهالي روستاي مياركلاي جويبار مسير شهرستان جويبار و ساري را مسدود كردند
بنا بر خبر دريافتي حدود 200 نفر از مردم معترض و اهالي روستاي مياركلاي جويبار صبح روز پنجشنبه 29 مرداد به دنبال خاكبرداري زمين ورزشي روستا براي ساخت مسكن مهر براي نشان دادن اعتراض خود نسبت به اين اقدام با به اتش کشيدن لاستيک خودرو و قرار دادن سنگ و چوب تردد خودروها را در مسير شهرستان ساري و جويبار مسدود کردند .
به دنبال اين درگيري و همزمان باورود نيروهاي سركوبگر انتظامي دامنه درگيري مردم به نيروهاي انتظامي كشيده و با برخورد شديد يگان ويژه تير اندازي هوايي نيز رخ داد . لازم به توضيح است كه 17هکتار از زمين هاي روستاي ميارکلا براي احداث مسکن مهر و 3 هکتار براي زمين ورزشي اختصاص يافته بود که به علت تخريب زمين ورزشي اين اعتراضات صورت گرفت .
قطع یکسره آب آشامیدنی در قصرشیرین و اعتراض شهروندان
گزارشهای دریافتی از شهرستان قصرشیرین از توابع کرمانشاه حاکیست از صبح روز پنج شنبه 29 مرداد و از ساعت ۹ صبح تا ساعات اولیه صبح روز جمعه 30 مرداد,آب آشامیدنی در آن شهرستان بصورت کامل قطع شده است . این گزارش می افزاید در حالی آب آشامیدنی آن شهرستان بصورت کامل قطع گردیده که با توجه به گرمای بالای ۵۰ درجه سانتی گراد بیش از ۹۰ درصد مردم از کولر های آبی استفاده می کنند که این امر اعتراض شهروندان آن شهرستان را برانگیخته است . شهرستان قصرشیرین در منطقه گرمسیری واقع شده که قطع آب آشامیدنی حتی در حد ۱ ساعت زندگی مردم را با مشکلاتی همراه خواهد ساخت . هنوز مسئولان آب وفاضلاب استان کرمانشاه نسبت به قطع طولانی مدت آب در آن شهرستان واکنشی از خود نشان نداده اند. و در تماس شهروندان جواب درستی به آنان نمی دهند.
حاكم شدن جو شديد امنيتي و نظامي در برخي مناطق شهر مشهد
گزارش‌های رسیده از مشهد حاکی است در روز چهارشنبه 28 مرداد مصادف با پنجاه و سومين سالروز كودتا ننگين امريكايي – انگليسي سال 1332 ، در شهر مشهد و در اطراف پارك ملت، ميدان آزادي ، خيابان آزادي ، بخش هايي از بلوار وكيل آباد و خيابان هاي معلم و آزادشهر مشهد جو امنيتي و نظامي شديد حاكم شد. پيش از اين در فراخوان‌هايي كه در برخي از سايت‌هاي اينترنتي منتشر شده بود، از مردم مشهد دعوت شده بود تا در اين روز تجمع كرده و به دولت كودتاگران 22 خرداد 88 اعتراض كنند.
بنا به اين گزارش، در حالي كه حضور نيروهاي گارد ويژه، لباس شخصي و نيروهاي موسوم به انصار داخل و اطراف پارك ملت مشهد جوي مشابه حكومت نظامي ايجاد كرده بود، معترضان مشهدي به صورت گسترده اما پراكنده در پارك ملت حاضر شدند و اطراف در جنوبي پارك كه محل اصلي تجمع اعلام شده بود، قدم مي‌زدند.این گزارش حاکی است، هنگامي كه مردم در دسته‌هاي كوچك قصد تجمع داشتند، نيروهاي امنيتي و گارد ويژه با آرايش هجومي به سمت مردم حركت مي‌كردند كه باز منجر به پراكنده شدن جمعيت مي‌شد.با این حال هيچ گزارشي از بازداشت يا درگيري در اين شب منتشر نشده است. همچنين حضور نيروهاي امنيتي موتورسوار اطراف ميدان تقي آباد و خيابان احمدآباد شهر مشهد در روز چهارشنبه گزارش شده است.گفتني است پنجشنبه شب نيز جو مناطق مذكور مشهد به شدت امنيتي گزارش شده است. در اين شب همزمان با پخش سخنان رئيس دولت كودتا از تلويزيون شعارهای مردمی در تعدادي از محله هاي مشهد شنيده شده است.
حمله جوانان معترض در مترو دردشت ( علم وصنعت ) به يك ماشين پليس
روز 28 مرداد ,سر مترو دردشت كه به علم و صنعت معروف است درگيري بين جوانان و نيروي انتظامي درگرفت , در اين درگيري جوانان به يك ماشين پليس حمله كردند، به همين دليل در اين منطقه از ساعت 6بعد از ظهر تا 12شب حكومت نظامي برقرارشد و ماموران سركوبگر و مزدوران نظام از ترس حمله مجدد جوانان آزاده و معترض بر تعداد ماموران افزوده و به شدت منطقه را كنترل ميكردند .
بدتر از ابوغریب؟ گزارش تکان دهنده تایمز از تجاوز به رضا نوجوان 15 ساله در زندان ـ
تایمز انگلیس با همکاری عفو بین الملل و منابع معتبر خود گزارش کاملی از تجاوز به بازشدگان را فاش ساخته است. در این گزارش آمده رضا نوجوان 15 ساله ای است که در مرکز ایران، در یک خانه امن پناه گرفته است اما به تائید پزشک معالج، قصد خود کشی دارد. وی به همراه عده ای نوجوان هم سن و سال خود که حتی هنوز به سن رای دادن هم نرسیده اند در تجمعی دستگیر شده و در زندان بارها مورد تجاوز وحشیانه و تحقیر جنسی قرار گرفته اند. مجله تایمز تحقیرهای جنسی علیه این زندانیان را معادل و یا بدتر از آنچه می داند که جمهوری اسلامی ایران ایالات متحده را برای ارتکاب آن در زندان ابوغریب ملامت نموده است. این نوجوان که نام وی، محل اقامت و نام پزشک معالج وی نزد تایمز محفوظ است می گوید در روز اول در بازداشتگاه نامعلوم (سپاه یا بسیج) سه نفر لباس شخصی به وی حمله کرده اند و یکی او را به زور نگه داشته، یکی رویش نشسته و دیگری روی وی ادرار نموده و سپس به طرز وحشیانه ای به وی تجاوز کرده اند. وی در طول مدت زندان (حدود 20 روز) بارها مورد تجاوز قرار گرفته است، حتی پس از انتقال به بازداشتگاه رسمی نیروی انتظامی. رضا برای خودکشی در زندان سر به زمین کوبیده است. او شاهد تجاوز به چندین نفر دیگر نیز بوده و به شهادت پزشک معالج و تائید نماینده عفو بین الملل در ایران، ادعاهای رضا مبنی بر تجاوز، جراحات جسمی، آسیبهای روحی و تحقیرهای جنسی با واقعیات منطبق می باشد. رضا شاهد زندۀ مهدی کروبی، افشاگر تجاوز به زندانیان دربند می باشد. تجاوز کنندگان به رضا مرتبا می گفته اند این کارها را در راه خدا انجام می دهیم و سزای معترضین به نظام اسلامی همین است. گویا صورت وی را در مدفوع فرو کرده اند و در اعتراض به تجاوز، بازجوی وی دوباره به او تجاوز نموده است. رضا می گوید زندانیان نوجوان را مجبور به “عمل جنسی با یکدیگر” نیز نموده اند و گفته اند با این عمل “پاک می شوید”. در نهایت رضا با وثیقه ای در حدود 70 میلیون تومان در دادگاه انقلاب و با سپردن تعهد مبنی بر عدم افشاگری در مورد این رفتارهای وحشیانه آزاد شده است. در بیمارستان، نوجوان شانزده ساله دیگری که از وی به عنوان سردسته نام برده شده در اثر شدت جراحات به شهادت رسید. شخصیتهای این گزارش با بیان این واقعیات جان خود را به خطر انداخته و خانواده رضا قصد خروج از کشور دارند.
صدها جنازه جانباختگان راه آزادی را مخفیانه نگاهداری و دفن می کنند
طبق اخبار منتشر شده روز بیست و یکم و بیست و چهارم تیرماه در بهشت زهرای تهران پیکر دهها نفر از شهروندان تهرانی که در اعتراضات اخیر توسط نیروهای سرکوبگر کشته شده بودند بدون اسم و مشخصات فردی تحت تدابیر شدید امنیتی در قطعه 302 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده اند .
یکی از پرسنل زحمت کش بهشت زهرای تهران به خبرنگار نوروز گفت:”در روزهای 21 و 24 تیرماه جنازه هایی بدون نام و مشخصات و تحت تدابیر شدید امنیتی، به این قبرستان آورده شده و با صدور اجباری جواز دفن برای آنها در قطعه 302 به خاک سپرده شده است.با پیگیرهای خبرنگار نوروز از بهشت زهرای تهران، روز بیست و یکم تیرماه از بین جوازهای دفن صادر شده در آن قبرستان، 28 جواز بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده و همگی در قطعه 302 به خاک سپرده شده اند. 24 تیرماه نیز 16 جواز دفن با شرایط فوق صادر شده است.
همچنین خبرهایی دیگر که به خبرنگاران همین سایت رسیده بود حاکیست که پیکر پاک صدها جانباخته یِ اعتراضات مردمی یک ماه اخیر در سردخانه ای در جنوب غربی تهران نگهداری می شود.این در حالی است که بسیاری از خانواده های زندانیان در بند همچنان نگران عزیزانشان از این نهاد به آن سازمان و از این زندان به آن دادگاه سرگردان و حیران بازی داده می شوند و هیچ مقام مسئول و غیر مسئولی در کشور حاضر به پاسخگویی به این خانواده های نگران نیست، برخی از خانواده ها را به محل نامعلومی دعوت می کنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاع رسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با اینمضمون که تائید می کنند عزیزانشان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپرده اند جنازه های آنها را تحویل خانواده های داغدار می دهند.
به گزارش خبرنگار نوروز به نقل از یکی از این خانواده ها که نخواست نامش فاش شود، وی را به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است برده اند و آلبومی در اختیارش گذاشته اند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها پیدا کند. به گفته وی دیدن تصاویر کشته سدها نزدیک به نیم ساعت به طول انجامیده است.وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند. این مادر داغدار می گوید با آنکه جنازه فرزندم را پیدا نکردم اما با دیدن آنهمه جنازه که رو هم دپو شده بود از هوش رفته ام و وقتی به هوش آمدم که در بیرون سرخانه و در ماشین بوده ام.

  • Share/Bookmark


شماره ۵۱ سی ام مرداد ماه ۱۳۸۸

بدست admin • ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1

شماره 51 سی ام مرداد ماه 1388
نشانه های تضعیف احمدی نژاد و آغاز عقب نشینی دولت کودتا
بقول لنین، حکومت ها در دوران انقلابی زمانی دست به اصلاحات می زنند که دیگر اهمیت خود را از دست داده اند. این واقعیت پرده ای از عملکرد دولت کودتا در شرایط کنونی است.
پس از افتضاحات افشا شده در نیروهای انتظامی و بازداشتگاه های خارج از نظارت قوه قضاییه، مسئول جدید آن، آقای لاریجانی، اقدام به برکناری قاضی مرتضوی و دری نجف آبادی، مهره های اصلی کودتاچیان در قوه قضائیه، می کند و مطبوعات حکومتی و اصلاح طلب این اقدام را حرکتی معنا دار و مهم در جهت اصلاح روش های خشونت آمیز و غیرقانونی قوه قضائیه می خوانند. اما با در نظر گرفتن اینکه با تعویض این مهره ها و جایگزینی آن با مهره هایی با همان تاریخچه ی اقدامات غیرقانونی و خشونت آمیز علیه مردم و زندانیان، چه تضمینی می تواند برای عدم تکرار همان روشها نباشد. آنهم افرادی مثل محسن اژه ای، وزیر برکنار شده یِ اطلاعات دولت کودتا، و مرتضی بختیاری، رییس سابق سازمان زندانها، که در زمینه هایی، حتی شهرت بدتری از دری نجف آبادی و مرتضوی دارند. خواسته اصلاحی و زیر اقلیتی مردم ایران در حال حاضر معرفی، بازداشت و محاکمه و تنبیه تمامی کودتاچیان و مهره های سرکوب مبارزات مردمی، آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی، توقف فوری دادگاه های فرمایشی، بازداشت کلیه قضات پرونده های امنیتی، بخصوص قاضی حداد و … می باشد. با در نظر گرفتن سطح خواسته های حداقلی مردمی و اقدامات لاریجانی بعنوان رییس قوه قضائیه، چه اهمیتی می توان به این «اصلاحات» داد.
البته این اقدامات و تهدید بستن نشریه امنیتی کیهان، بیانگر آغاز عقب نشینی حکومت کودتا است. باز هم بقول لنین، چنین مقطعی از انقلاب، زمانی است که اقدامات حکومتیان را زیر ذره بین ببریم و برای مردم روشن سازیم که اینها صرفاً اقداماتی تزئینی و بدون محتوا است، تا مردم گول ادعاهای «اصلاحی» را نخورند.
اقدام دیگری که نشان از عقب نشینی حکومت جمهوری اسلامی را می دهد، آغاز عقب نشینی در مقابل خواسته های سرمایه داری غرب در مذاکرات هسته ای است. خبرگزاری های خارجی گزارش می دهند که ایران با درخواست بازرسی نیروگاه های هسته ای از طرف آژانس موافقت کرده و حتی اجازه داده تا آنها کنترل و نظارت بیشتری بر تأسیسات هسته ای نطنز اعمال کنند. احمدی نژاد بارها بر روی این خط قرمز تأکید کرده بود. اما اینک که پایه های دولتش از تکان های مردمی تضعیف شده و مشروعیّت دولتش در سطح جهانی با تردید روبرو گشته، حاضر شده است تپا روی این خط قرمز گذاشته و قبل از مذاکرات و شاید حتی برای آغاز مذاکرات غرب با دولتش، چنین امتیازاتی را به ایشان بدهد.
كاركنان معترض صنايع چوبي در شاهرود با خوابيدن روي زمين خيابان رجايي رامسدود كردند
بنا بر خبردريافتي ,خيابان رجايي شاهرود در پي حركت اعتراضي حدود 60 نفر از كاركنان شركت صنايع چوبي پاييزان و خوابيدن آنها دراين اقدام اعتراضي براي دقايقي مسدود شد .
اين كاركنان در اعتراض به دريافت نکردن سود و اصل پول خود و کارکنان و کارگران در اعتراض به عدم دريافت حقوق و مزاياي خود تجمع کرده بودند.
گفته ميشود كه مديران اين شركت بعد از دريافت چند ميليارد تومان از مردم از طريق قرارداد سلف وپرداخت ماهانه20 تا25 درصد سود,اکنون به بهانه ورشکستگي اصل پول مردم و حقوق کارکنان و کارگران خود را نميدهند.
در خلال اين تجمع که حدود 5 ساعت به طول انجاميد تجمع کنندگان شعار الله اکبر سر مي دادند .به گفته برخي از تجمع كنندگان به دليل تباني مدير عامل اين شركت (معصومي ) با دادستاني و نيروي انتظامي , اين نهادها از پيگيري اين خسارت خودداري كرده و جوابگوي مردم و معترضين نيستند.
سرانجام اين تجمع با دخالت ماموران انتظامي و دستگيري سه تن از تجمع کنندگان در ساعت15 پايان يافت .
بر اساس آخرين خبرهاي دريافتي معترضان امروز 29 مرداد نيز مجددا مقابل دفتر اين شرکت واقع در خيابان رجايي شاهرود تجمع کردند.
تجمع مردم معترض شهرستان ساوه در مقابل فرمانداري
بنا بر خبر دريافتي تعدادي از مردم روستاهاي کوهپايه شهرستان ساوه صبح روز چهارشنبه در مقابل فرمانداري ساوه تجمع کردند.
بنا بر همين خبر جمعيتي از روستائيان ييلاق دينرآباد و چرمک كه مجموعا 200 خانوار دارند در اعتراض به پرکردن چاههاي آب آشاميدني منازلشان , در مقابل فرماندراي ساوه تجمع کرده و خواستار رسيدگي مربوط به آن شدند.
به گفته مردم معترض, مالکان قنات تيرآباد که در فاصله 4 کيلومتر از چاههاي آب شرب روستاهاي کوهپايه ساوه قرار دارد شکايتي مبني بر واقع بودن اين چاهها در حريم چاههاي قنات تيرآباد به دادستان ارائه کرده اند و دادستان نيز دستور پرکردن چاهها را داده است .
لازم به ذكر است كه روز سه شنبه 27 مرداد با حکم قضايي دادستاني حدود 30 چاه آب شرب منازل اين روستائيان را بولدوزر پر كرده اند.
جنگ و گریز، تاکتیک ونکی ها در مقابله با نیروهای سرکوبگر
روزچهارشنبه 28مرداد از ساعت 1600 از پارك وي تا ميدان وليعصر نيروي انتظامي چيده بودند, يك طرفه كردن خيابان وليعصر باعث ازدياد ترافيك شده و مردمي كه براي اعتراض در خيابانها بودند با مشكل روبرو شده بودند . جمعيت معترض اكثراً در اطراف ميدان ونك تجمع كرده بودند و به صورت بزن دررو شعار مرگ بر ديكتاتور مي دادند , موتور سوارها به مردم حمله مي كردند. آنها براي سركوب زنان يك سري ون كه روي آن نوشته شده بود”امنيت اخلاقي” به منطقه آورده بودند.
چيزي كه چشمگير بود شجاعت تظاهركنندگان و تاكتيك هايي بود كه به كار ميبردند.
راهپيمايي مردم سنندج در 28 مرداد
روز چهارشنبه 28 مرداد مردم سنندج و بيجار هم مانند ديگر شهرهاي كردستان مغازه هاي خود را بستند. ووارد اعتصاب شدند .
حدود 1000 نفر ازمردم در سنندج در ميدان اقبال دست به راهپيمايي زدندو به ياد شهداي قتل عام روي ديوار ها شعارنويسي كردند .
تجمع اعتراضي مردم خرم آباد در 28 مرداد
روز چهارشنبه 28 مرداد ساعت 2000مردم خرم آباد در ميدان آزادي تجمع اعتراضي برپا كردند . نيروهاي مزدورحكومتي خيابان هاي به سمت شريعتي را بسته وفضاي امنيتي شديدي ايجاد كرده بودند .
پليس و گارد و نيروهاي ضد شورش رادر خيابانها آورد ه بودند و به مردم معترض اجازه رفتن به سمت ميدان آزادي را نميدادند .
برگزاري مراسم چهلم جانباخته راه آزادي سهراب اعرابي دربهشت زهرا
دیروزصبح،پنجشنبه 29 مرداد، ساعت 830 مراسم چهلم شهيدراه آزادي سهراب اعرابي دربهشت زهرا در قطعه 257 با حضوربيش از300 نفر ازجمله بستگان ،معلمين, برخي از فعالين سياسي، پدر دكتر زهرا بني يعقوب و مادران صلح و ساير هموطنان برگزارشد .دراين مراسم آقاي بني يعقوب پدر زهرا بني يعقوب سخنراني كرد.
در اين مراسم به گفته شاهدان عيني نوشته هايي ازسهراب (انشاءهاي دوره راهنمايي او) خوانده شد.همچنين مراسم شعرخواني برگزارشد، دسته گلهايي ازطرف خانواده ها ومردم بر مزار وي گذاشته شد.در پايان مراسم سرود سراومد زمستون خوانده شد.
هر لحظه به تعداد مردم اضافه ميشد اما بعلت فشارهايي كه از طرف مامورين امنيتي حاضر در محل واردميشد،مراسم درساعت 0930 پايان يافت.
شايان توجه است كه امروز كه چهلم سهراب ميباشد همزمان با سالگرد فوت پدرش نيز بود و اين ناراحتي و غم جمعيت و به ويژه مادر سهراب و خانواده را بيشتر كرده بود .
گزارشي از تجمع خانواده هاي بازداشت شدگان در مقابل دادسراي انقلاب
به گزارش آژانس ايران خبر از ساعت 9 صبح 28 مرداد, بيش از 100 نفر از خانواده هايي كه عزيزانشان را در روز هاي گذشته ناپديد شده ديده اند براي رسيدگي به وضعيت اين عزيزان در جلوي دادسرا حضور يافتند,اما هيچ يك از خانواده ها نتوانستند به طبقات امنيت يعني طبقه سوم و دوم مراجعه كنند و تنها از طريق تلفن پيگير وضعيت شدند و از آنطرف سيم ها تنها اين جواب را گرفتند كه برويد تا از طريق تلفن به شما اطلاع دهيم كه بيائيد.
اما خانواده ها كه مسائل چند روز اخير از جمله تجاوز و شكنجه هاي بيش از حد را شنيده اند به هيچ عنوان با اين مسئله مجاب نشده و با صداي بلند با عنوان دروغگوها انها را خطاب ميكردند.
تعدادي از پيرمرد ها مي گفتند وقتي رهبرتون دروغگو هست از شما انتظاري نمي رود.
مامورين لباس شخصي بيش از روز هاي قبل با قيافه هاي تابلو در بين جمعيت حضور داشتند و از روبه روي دادسرا چند نفر با دوربين و به صورت خيلي عادي از خانواده ها و تحركاتشان فيلمبرداري مي كردند.
خانواده ها با فرستادن صلوات و الله اكبر اعتراض قلبي شان را اعلام مي كردند,در بين جمعيت چند خانواده كرد حضور داشتند كه عزيزانشان براي كارگري به تهران آمده و در تظاهرات ها دستگير شده اند .
يكي از اين خانواده ها كه پير مرد و پير زني بودند با بغض مي گفتند از روز شنبه هيچ خبري از فرزندشان ندارند,آخرين تماسش 5 شنبه بوده و قرار بوده كه بعد از 3 ماه كارگري 5 شنبه بيست و نهم به منزلش برود.
دوستانش مي گويند در روز شنبه جلوي روزنامه اعتماد ملي در كريمخان كه فاصله زيادي با محل كارش ندارد دستگير شده و تا روز 28 مرداد هيچ نتيجه اي از پيگيريشان نگرفته اند و حتي نامش در ليست بازداشتي ها وجود ندارد.اين پدر و مادر پير و رنجديده از نداري و بلا تكليفي و آوارگي در شهر تهران مي گفتند و اينكه به دليل نداشتن پول در پارك ها شب را به صبح ميرسانند.
اين خانواده دردمند به دليل تعطيلي دادسرا در 5 شنبه و جمعه تصميم گرفتند بعد از دادسرا به شهرشان كامياران برگردند ومجددا روز شنبه مراجعه كنند.
سخنرانی احمدی نژاد با شعار مرگ بر دیکتاتور پاسخ داده شد
بنابه گزارشات رسیده از تهران،اعتراضات امشب مردم تهران بصورت گسترده همزمان با آغاز سخنرانی احمدی نژاد آغاز شد از تمامی نقاط شهر تهران صدای الله اکبر و شعار «مرگ بر دیکتاتور» به هوا بر می خواست.
مردم تهران حوالی ساعت 21:50 همزمان با پخش سخنرانی احمدی نژاد از تلویزیون دولتی بصورت گسترده بر بام منازل ،در کوچه ها و خیابانهای فرعی فریادهای اعتراضات خود را با شعار «مرگ بردیکتاتور» به او پاسخ دادند و با ادامه یافتند سخنرانی دیکتاتور منصوب اعتراضات ادامه یافت.در بعضی از خیابانها جوانان موتور سوار و خودروهای شخصی مردم با بوق زدن متمد با اعتراضات همراهی می کردند.
همچنین گزارشاتی از شهرهای مختلف ایران که همزمان با آغاز سخنرانی دیکتاتور منصوب ولی فقیه اعتراضات خود را آغاز کردند .شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، اهواز ،آبادان،کرمانشاه،قزوین و شهرهای دیگر گزارش شده است.
نیروهای سرکوبگرولی فقیه ، بسیج و سپاه پاسداران و لباس شخصیها سوار بر موتور بصورت گله ای در میادین و خیابانها اصلی گشت می زدند مردم با مشاهدۀ آنها بر شدت اعتراضات خود می افزودند و آنها را هو می کردند.

  • Share/Bookmark


سخنی با هواداران جنبش سبز-رامین رحیمی

بدست admin • ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬دسته‌بندی نشده

2vkkkza
در پی اطلاع رسانی من در مطلبی با عنوان «در جنبش سبز چه خبر است؟»، عده ای از هواداران این جنبش، نامه هایی را برای «ندا سرخ» فرستادند و اطلاعات طرح شده در این مطلب را «کذب» خواندند. در صورتیکه این اطلاعات مستند به مدارکی کتبی از طرفین دعوا بود. آیا این سندهایی که آدرس آنها هنوز فعال بوده و در سایت بالاترین قابل رجوع است را «کاذب» تشخیص داده اید؟ یا اینکه معتقدید اصولاً چنین اسنادی را ما جعل کرده ایم. به هر حال خوانندگان با رجوع به این مستندات می توانند خود قضاوت کنند که آیا اطلاع رسانی ما بر مبنای اسناد حقیقی بوده و یا جعلی.
اما آنچه که این اعتراضات به ما نشان می دهد، عقب افتادگی سیاسی طرفداران لیبرال های حکومتی است که تحمل شنیدن واقعیات را ندارند و در عوض رجوع به آنها برای تشخیص مشکلات و معضلات شان، صورت مسئله را از ذهن خود پاک می کنند. البته این برای ما حیرت انگیز نیست، چرا که رهبر سیاسی ایکه انگیزه اش از سازماندهی صرفاً استفاده از نیروهای مردمی برای پیشبرد مقاصد شخصی شان است، هرگز زحمت تربیت و پرورش این نیروها را متحمل نمی شوند و نتیجتاً طرفداران آنها صرفاً با نیروی احساسات سطحی و مقطعی شان فعالیت می کنند. به همین دلیل است که روز بروز صف هواداران جنبش سبز رو به کاهش گذاشته و پاسخ دهندگان به فراخوان های ایشان، در عرض دو ماه، از چند میلیون به چند هزار سقوط کرده است. والا هر فردی که ذره ای از دنیای سیاست آگاهی داشته باشد می داند که این حیطه مملو از تضادها و اختلافات است و نیروها در اثر تبلیغ خط مشی های متفاوت، به احزاب و گروه ها و سازمان های متعددی که فراخور حال و اهداف مبارزاتی شان است، سمتگیری می کنند. البته این حکم نسبت به کسانی صادق است که تحت تربیت و آموزش صحیح سیاسی، آگاهانه به این حیطه وارد گشته اند. هدف ما از اینگونه اطلاع رسانی ها و تحلیل ها و … تربیت و پرورش نیرویی است که برای دریافت اطلاعات سیاسی به خبرنامه و مطالب «ندای سرخ» رجوع می کنند. شیوه ی کار ما مسلماً برای افرادی که مورد چنین آموزش هایی قرار نگرفته و صرفاً با شعارهای تهییجی و اطلاع رسانی سطحی و احساسی سر و کار دارند، عجیب و مشکوک می آید.
دوستان! اگر خودتان هم نمی دانید، آنچه باعث حضور شما در میدان مبارزه سیاسی شده است، اهداف و باورهای اجتماعی شما است که متاسفانه تحت تبلیغات فشرده و یکسویه یِ «کیش شخصیت» و «رهبر پرستی» از ذهن آگاه تان به ضمیر ناخودآگاه تان فرو رفته. بسیاری از رهبران هستند که دارای اعتقادات قوی نبوده و در میان راه به اهداف اعلام شده خود خیانت می کنند. و یا مانند اختلافات کنونی شما، رهبرانی به هم نزدیک شده و گاه دور می شوند. سازمان ها متحد و منشعب می گردند. اگر شما به اهداف و باورهای اولیه تان باز گردید و آن را به ذهن آگاه تان برگردانید، چنین اتفاقات متداول سیاسی ای نمی تواند شما را مأیوس کرده و از میدان مبارزه دور کند. بلکه برعکس، با شناخت عینی از مشکلات و معضلاتی که مانع تبدیل آرزوهای سیاسی تان به واقعیت می شود،باعث ایجاد نیرویی مضاعف در جهت حل و بر طرف کردن آنها خواهد شد.
متاسفانه آنچه که شما تا به حال از طرف رهبرانتان دریافت داشته اید، کوشش ایشان برای انحصار رهبری کل جنبش مردمی است که دقیقاً به علت «مردمی» بودنش، دارای عقاید و اهداف متفاوت و رنگارنگی است که بعضاً با یکدیگر مخالف و متضادند. این رهبران اگر نیـت دمکراتیک داشتند، شما را طوری پرورش می دادند که این واقعیت را درک کرده و پذیرای شنیدن و تحمل عقاید مختلف باشید و به هر کسی حق دهید که برای پیشبرد ایده های خود، با دیگران رقابت کرده و به سازماندهی مجزا از شما اقدام کند. اینست روح دمکراسی! در دمکراسی مورد نظر ما، «حکومت دمکراسی شورایی»، این حق، نه فقط به گروه ها و طبقات و دسته جات، بلکه به تک تک افراد جامعه داده می شود که متفاوت و رنگارنگ باشند و تنها به علت اقلیت بودن و منفرد بودن شان، مورد سرکوب و تحمل خفقان از طرف اکثریت جامعه و دیگران نباشند. نظام سیاسی و اجتماعی ایکه اتحاد خود را بر مبنای فردیت انسان ها و متفاوت بودنشان می گذارد.
این توضیح را دادم که شما از توهم جدایی ما از شما در راه مبارزه علیه دیکتاتوری و کودتاچیان رهایی یابید. تا زمانیکه در این میدان و با این هدف مبارزه می کنید، ما را همواره در کنار خود خواهید یافت. پیروز باشید!

انتشار از «ندای سرخ»، 29 مرداد 1388

  • Share/Bookmark


در «جنبش سبز» چه خبر است؟-رامین رحیمی

بدست admin • ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬دسته‌بندی نشده

mh600
این روزها در اردوگاه «جنبش سبز» غوغایی بپاست. دلیل آن هم سبقت گرفتن کروبی در اذهان عمومی و بالا رفتن آمار طرفدارانش نسبت به موسوی در فعالان «جنبش سبز» است.
در آمارهای انتخاباتی ایکه پس از انتخابات از درون وزارت کشور فاش شد، کروبی را با کمتر از 5 میلیون رأی، در ردیف دوم کاندیداها، پشت موسوی، قرار داده بود. با مطرح شدن خواست تجدید انتخابات، از همان روز اول، کروبی و طرفدارانش سعی کردند تا با قاطع تر جلوه دادن او، این 5 میلیون رأی را جبران کرده تا در صورت تجدید انتخابات، نام کروبی بعنوان رییس جمهور آینده ایران در بیاید. او، هم در سخنرانی هایش تهور بیشتری از خود نشان می داد و هم، در عمل دست به اقداماتی می زد که تهور و قاطعیت اش در مبارزه علیه دولت کودتا، بیش از موسوی ظاهر گردد. یکی از این اقدامات، مقاومت در برابر نیروهای امنیتی مستقر در بهشت زهرا در مراسم چهلمین روز جانباختگان بود. او، بر خلاف موسوی که در مقابل تهدید نیروهای امنیتی تصمیم به ترک محل گرفت، از این کار خودداری کرد و «شجاعانه» به سخنرانی برای حضّار پرداخت. اقدام متهورانه یِ بعدی او حاضر شدن در جمع تظاهر کنندگان در خیابان عباس آباد تهران بود. گفته شده است در جاییکه مردم در حال جنگ و گریز با نیروهای سرکوبگر بودند، او با دو سه نفر از همراهانش به میان مردم آمده و برایشان سخنرانی کرده است. این خبر باعث شد تا مقامات دولت کودتا و برخی از مجلسیان به او لقب «رهبر اغتشاش گران» و «تروریست» بدهند. اما مهمترین اقدام او که باعث جهشی باور نکردنی در تعداد طرفدارانش شد، افشا و پیگیری تجاوزات مسئولان بازداشتگاه های حکومتی با بازداشت شدگان جوان و قتل ایشان بود. این اقدام بخصوص تأثیر زیادی در ناراضی های «جنبش سبز» گذاشت، چرا که با انتقادی از هاشمی رفسنجانی همراه بود. هنگام افشا و انتشار این حوادث، اعلام شد که این اسناد و مدارک را کروبی روزها پیش برای هاشمی رفسنجانی فرستاده و حالا که بنظر نمی رسد هاشمی بخواهد در اینباره اقدامی بکند، کروبی مجبور به طرح مستقیم آن شده است. این عمل متهورانه و همراهی اش با انتقادی از هاشمی، به مذاق ناراضیان «جنبش سبز» بسیار خوش آمد، چرا که ایشان، حضور هاشمی رفسنجانی را در میان رهبران «جنبش سبز» آفتی می دانستند که باعث مواضع محافظه کارانه ی موسوی و در نتیجه «جنبش سبز» در مقابل خامنه ای و بیت رهبری شده است.
از طرف دیگر، از همان ابتدا، طرفداران موسوی از این اقدامات انتخاباتی کروبی دل خوشی نداشتند و گه گاه به طرفداران او نهیب می زدند که با تندروی هایشان باعث هل دادن روحانیون محافظه کار و هاشمی به کمپ کودتاچیان خواهند شد. اما حتی المقدور سعی داشتند تا این اختلافات علنی و برجسته نشود. تا اینکه چنین جهشی در تعداد طرفداران کروبی در دو هفته گذشته بوقوع پیوست. در این زمان بود که صدای رقابت های درونی آنچنان بلند شد که کسی نتوانست از علنی شدن و برجسته شدن آن جلوگیری کند. در جلسات خصوصی شان تهمت ها علیه کروبی آنچنان بالا گرفت که طرفداران موسوی، واقعی بودن فراخوان حزب اللهی ها را در حمله به دفتر روزنامه اعتماد ملی، بخشی از اقدامات رقابتی کروبی اعلام می شماردند. به همین علت دیدیم که در تظاهرات روز دوشنبه در کریمخان زند، علیرغم حمایت لفظی موسوی، طرفداران او از شرکت در آن اکسیون خودداری کرده و برای اولین بار در چنین تجمعی، حتی یک شعار به نفع حسین موسوی داده نشد. اما در سطح پایینی هواداران «جنبش سبز»، در تریبیون هایی چون فیس بوک و سایت بالاترین، این درگیری های لفظی مستقیم تر و بصورت کتبی در ملاء عام مطرح گردید. مثلاً فردی بنام «ایلی آ» در یکی از پُست های بالاترین هشدار می دهد که «میرحسین برگ برنده‌ی ماست؛ او را نسوزانیم!» (1) و در متن می نویسد:« امروز می‌بینیم که برخی طرفداران میرحسین، اظهار می‌دارند که چرا او موضع‌گیری‌های شدیدی برعلیه حاکمیت اتخاذ نمی‌کند و مثلا چرا در حمایت از کروبی که دست به افشاگری وسیع زده، موضعی نمی‌گیرد؟ اما این دوستان فراموش می‌کنند که در همین شرایط که جامعه بهت زده از افشاگری‌های کروبی بود و حاکمیت سعی در لاپوشانی آن را داشت؛ میرحسین موسوی تشکیلات «راه سبز امید» را اعلام می‌کند. تشکیلاتی که اعلامش پیشتر از سوی کیهانیان غیرقانونی اعلام شده بود! نظام نمی توانست در آن واحد در برابر هر دو مورد «افشاگری و اعلام تشکیلات راه سبز امید» موضع بگیرد.» این حرف از طرف «ایلی آ» باعث برخورد دو طرف گشت. در این رویارویی، طرفداران موسوی هواداران کروبی را به سمتگیری به کودتاچیان محکوم کرده و دیگری را حکم به «خفه شدن» و «تفرقه نیانداختن» می کند( بخش کامنت ها – هالیوود) و در طرف مقابل طرفداران کروبی، میر حسین را متهم به «جا زدن» و «ترسیدن» کرده و به جناح مقابل می گویند: « واژگان شما طرفداران موسوی چرا اینقدر زورگویانه هست؟ این اون دموکراسی بود که ازش دم می زدید؟» (بخش کامنت ها – اینفدل 286) و در این میان هم یکی می گوید «موسوی تنها رهبر جنبش سبز» و دیگری در مقابلش شعار «فقط کروبی» را می دهد. یا در پُست دیگری «ایران سبز» هشدار می دهد که: « به هوش باشید، حکومت در بالاترین بدنبال جداسازی میرحسین از جنبش است. تفرقه افکنی آنها را یاری نکنیم »(2) او در متن مطلبش اینگونه توضیح داده است: « چند روزی است پستهایی در بالاترین می بینم که مضمون آن این است که کروبی شجاع است و میرحسین نه. شک ندارم که این حربه ج.ا. است که عده ای از دوستان سبز اندیش نیز ناخواسته دنباله روی می کنند. مهم این است که میرحسینی وجود دارد و جنبش با نفس او پاینده و کوبنده است و همینطور شیخ مهدی که الحق و والانصاف شیر مردی است. حال که اخیرا عده ای کور دل به صف سبز اندیشان و رهبرانشان تاخته اند لازم است تا تحت هر شرایطی اتحاد خود را حفظ و از حرف های تفرقه انگیز جدا پرهیز کنیم و هر حرکت مشکوکی که بوی نفاق می دهد را در نطفه خفه سازیم. مهم است که گول این زالو صفتان رو نخوریم و اتحاد خود را با امید به آینده سبز کشورمان حفظ کنیم.» اینجا دیگر وارد 156 کامنت این مطلب نمی شویم که بسیار داغتر و توهین آمیزتر با یکدیگر برخورد می کنند. ولی فقط یکی از آنها را که لب مطلب را طرح می کند می آوریم. «ایران زمین» در پاسخ به اتهامات «اطلاعاتی» و «کودتاچی» بودن مخالفان موسوی، پاسخ می دهد که: «دوست عزیز، تعداد زیادی از کسانی که این روزها به میرحسین تاخته اند طرفداران سابق ایشون بوده اند که الان توجهشون به کروبی جلب شده و درست یا غلط از موسوی برگشته اند. درست نیست آنها را طرفدار حکومت و کوردل و زالو صفت بنامیم. در ضمن از همان روزهای اول کروبی جزو رهبران جنبش بود ، بنابراین گرایش به کروبی به منزله تفرقه نیست ، نگران نباشید.»
پس در اینجا هم با صدق ضرب المثل معروف که می گوید:«حرف راست را باید از زبان بچه شنید» روبرو گشته و به محور درگیری های درون «جنبش سبز» پی می بریم. البته بسیاری از کادرهای حزبی دو طرف و بخصوص موسوی، سعی در جمع و جور کردن «رخت های چرکشان» کردند. موسوی برای اینکه ثابت کند که «نترسیده» و در ضمن اختلافات را بپوشاند، بالاخره در روز سه شنبه 27 مرداد، در نامه ای به کروبی، از او به خاطر «شجاعتش» قدردانی کرده و از افشای جنایات زندانبانان حمایت می کند. در همان روز، علیرضا بهشتی، دستیار موسوی نیز اعلام می کند که «کروبی و خاتمی و قوچانی نیز در “راه سبز امید” حضور دارند.» (ایلنا) سایت «موج آزادی» هم برای لاپوشانی عدم شرکت طرفداران موسوی در تجمع 26 مرداد در حمایت از اعتماد ملی، گزارشی از این تجمع را که به ادعا و تأکید خودش، از وبلاگ یکی از فعالان ستاد موسوی که در تظاهرات شرکت داشته است، تجدید چاپ می کند. و بسیاری اقدامات دیگر که حتماً توپ و تشّر زدن به هوادارانی که باعث علنی شدن این اختلافات شده اند، جزیی از آن می باشد.
فعلاً، تب برخوردها و درگیری ها در کمپ «جنبش سبز» موقتاً فروکش کرده است. چرا موقتاً؟ به علت اینکه کروبی و هوادارانش هنوز استراتژی موفق خود تداوم بخشیده و به طرح کردن بیشتر کروبی و تبلیغ او در رسانه های داخلی و خارجی ادامه می دهند. از جمله ی این اقدامات انتشار بیانیه مشترک «تحکیم» و «ادوار» در تجدید حمایت از کروبی و تعریف از شجاعت وی، اعلام حمایت دوباره «مجمع روحانیون مبارز» از کروبی، و پخش خبر «توطئه برای بازداشت کروبی» از طرف وزارت کشور و تداوم تبلیغات در وبلاگ ها و وبسایت ها با عناوینی مانند «کروبی قهرمان ملی ماست» (4) و … و … و …

البته وجود چنین اختلافاتی در نظام های سیاسی سرمایه داری که تمامی سیاستمداران آن به نام «نمایندگان مردم» با جنگ و جدال و حذف حریف باید سلسله مراتب هرم قدرت را طی کنند تا به قدرت و ثروت بیشتری دست یابند، ناگزیر است. مطمئناً آنچه که تا به حال شاهدش بودیم، پایان این ماجرا نیست. هر چه جنبش مردمی موفقتر شود و حکومت کودتا را وادار به عقب نشینی بیشتر کند، رقابت این دو «رهبر جنبش سبز» نیز حادتر خواهد گردید. فقط امیدواریم تا جناح وافعاً دمکرات جامعه با تکیه به مبارزات طبقاتی کارگران موفق به درهم شکستن کامل این نظام سیاسی شده و با استقرار جمهوری شورایی، قدرت را به فرد فرد ملت بازگرداند تا دیگر هرمی برای بالا رفتن حضراتی از این نوع باقی نماند.

سرنگون باد جمهوری اسلامی، حکومت سرمایه!
نان، مسکن، آزادی – جمهوری شورایی!

رامین رحیمی

انتشار از «ندای سرخ»

28 مرداد 1388

(1) http://iliaanevesht.blogfa.com/post-8.aspx در بالاترین http://balatarin.com/permlink/2009/8/17/1709153
http://greenfreedom.wordpress.com/2009/08/17/etehad/ در بالاترین (2)http://balatarin.com/permlink/2009/8/17/1709242

(3) http://www.facebook.com/note.php?note_id=131372374448&id=126119916664&ref=nf
(4) http://baranegonah.blogspot.com/2009/08/blog-post_3789.html

  • Share/Bookmark


شماره ۵۰ بیست و نهم مرداد ماه ۱۳۸۸

بدست admin • ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1

شماره 50 بیست و نهم مرداد ماه 1388
اعتصاب عمومی در کردستان
در روز چهارشنبه 28 مرداد، سالروز حمله وحشیانه حکومت اسلامی به کردستان و آغاز قتل و عام مردم غیور و مبارز کرد، به دعوت بسیاری از سازمان ها و احزاب اپوزیسیون کرد، شهرهای منطقه کرد نشین در اعتصابی عمومی فرو رفتند.
به گزارش سایت اشتراک، اکثر مغازه ها ، بازار ، کارگاهها و… دارد همچنین گزارش میرسد که نیروههای سرکوبگر با امنیتی کردن فضا سعی در ایجاد رعب و وحشت در میان مردم را دارند .
از مهاباد گزارش میرسد که شماری از مزدوران و نیروهای انتظامی سركوبگر نظام در داخل شهر مهاباد مستقر شدند. نیروهای سركوبگر با اتخاذ تدابیر شدید امنیتی و کنترل رفت وآمدهای اهالی، قصد ایجاد رعب و وحشت در میان مردم را دارند.نظام با گستراندن فضای امنیتی در شهر مهاباد، نیروهای انتظامی را در خیابانهای اصلی مستقر نموده و نیروهای گارد ویژهی نیروی انتظامی نیز با استفاده از موتور سیکلت اقدام به گشتزنی مسلحانه در داخل شهر نموده اند.علاوه بر این، هلیکوپترهای حكومتي دههابار بر فراز شهر اقدام به پرواز نموده اند.از سنندج گزارش میرسد که:مردم شهرسنندج امروزبه مناسبت 28 مرداد اعتصاب کردند. علی رغم تهدید نیروهای امنیتی واماکن انتظامی بخش های زیادی از مغازه ها وکارگاههای شهر سنندج امروز دراعتصاب عمومی شرکت کردند.کارگران فلزکاروصنعت کاران شهرک صنعتی امروز دست از کار کشیدند و کارگاههای خود را تعطیل کردند.بسیاری از کارگاهها و مغازهای خدماتی درخیابانهای اسلام آباد، کارآموزی ، مغازه های شهرداری خیابان 17 شهریور (محله 25 شهریور) ، میدان نبوت، خیابان کمربندی عباس آباد، محله غفورخیابان کوسه هجیج، خیابان شریف آباد وشهرک صنعتی وکارگاههای خیاطی درشهر سنندج به اعتصاب پیوستند.
بخش عمده بازار آصف سنندج از ساعت 2 تا 5 بعد ازظهرتعطیل شد.
نیروهای امنیتی وانتظامی درجریان اعتصاب عمومی امروز 28 مرداد تعدادی از شهروندان شهر را مورد ضرب وشتم قرار دادند وتعدادی را دستگیر کرده اند. درجریان این تعقیب وبازداشت جوانان شهر سنندج توسط نیروهای امنیتی جوانی بنام حسن مصطفایی درمحله شهرک کردستان توسط گشت نیروی انتظامی دستگیر وبه شدت مورد ضرب وشتم قرار میگیرد مردم حاضر درمحل ازبرخورد وحشیانه نیروهای انتظامی به خشم می آیند ودست به اعتراض می زنند وبا تلاش مردم جوان مجروح از دست نیروهای انتظامی رها میشود.
دانشجویان حکومتی و بسیج دانشجویی در دانشگاه ها فعالتر می شوند
پس از عقب نشینی کودتاچیان از طرح بستن دانشگاه ها زیر لوای «انقلاب فرهنگی دوم»، اینک دانشجویان طرفدار خود و بسیج را آماده ی پیش گرفتن سیاست تهاجمی برای کنترل فضای سیاسی دانشگاه می کند.
به گزارش خبرگزاری فارس آقای حداد عادل در همایش آموزشی سالیانه اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان گفت: “هدف دشمنان ما این است که دانشجو را برای مقابله با نظام تحریک کنند، این مساله ممکن است در ماه های آینده ابعاد تازه ای به خود بگیرد. حداد عادل از دانشجویان خواست “توطئه های دشمان را خنثی کنند”.
همچنین، محمد محمدیان، رئیس نهاد نمایندگی رهبر ایران در دانشگاه ها، روز سه شنبه گفت ترم جدید دانشگاهی آرام ترین زمان دانشگاه ها خواهد بود.
با این حال وی گفت: جریان های مقابل (اصلاح طلب) به رای مردم بی احترامی کرده اند و نیروهای ارزشی در دانشگاه ها از جریان مقابل طلب کار خواهند بود.
تهدید کارگران کشتی‌سازی بندرعباس در آستانه سفر رئیس دولت کودتا
منابع مطلع خبر داده‌اند که در آستانه سفر رئیس دولت کودتا به بندرعباس برای بهره‌برداری از یک کشتی اقیانوس‌پیما، کارگران کشتی‌سازی بندرعباس تهدید شده‌اند که در صورت سر دادن هرگونه شعار سیاسی در زمان حضور احمدی‌نژاد، اخراج خواهند شد.
به گزارش موج سبز آزادی، در حالی که فردا پنجشنبه قرار است احمدی‌نژاد به بندرعباس برود تا کشتی موسوم به «ایران- اراک» را به آب بیندازد، منابع نزدیک خبر می‌دهند که این بار احمدی‌نژاد، برخلاف رویه سفرهای قبلی، مسیر فرودگاه تا کشتی‌سازی را با خودرو طی نخواهد کرد و قرار است او را با هلیکوپتر به محل بهره‌برداری از کشتی مذکور ببرند.
این منابع همچنین از تهدید کارگران شرکت بحر گسترش مجتمع کشتي سازي و صنايع فرا ساحل ايران خبر می‌دهند و می‌افزایند که کارگران نیز گفته‌اند در حضور احمدی‌نژاد با شعارهای صنفی و رفاهی اعتراض خود را بیان خواهند کرد. به گفته این منابع، از چهار روز قبل هم مسئولان گارد حفاظتی با استفاده از ابزارهای ویژه و سگ‌های محافظ مشغول پاکسازی منطقه هستند!
تجمع اعتراضى مجدد كارگران كارخانه واگن پارس اراك
همزمان با حضور وزير راه و ترابرى كابينه احمدىنژاد دركارخانه واگن پارس اراك كارگران اين كارخانه در اعتراض به عقب افتادگى دستمزدهايشان تجمع اعتراضى برگزار كردند. کارگران معترض گفتند قريب به چند ماه است حقوق دريافت نکردهاند که اين امر سبب بروز مشکلات بسيارى براى آنها شده است و به لحاظ معيشتي تحت فشارهستند .
درگيري درشركت پارس متال
وضعیت شرکت پارس متال روز به روز بدتر میشود و تقریباً هر روز در این شرکت درگیری و اعتراض وجود دارد.
تمامی اعتراضات کارگران به نوع پرداخت حقوق است که به صورت تكه تكه پرداخت میشود ,چند روز پیش مبلغ 30 هزار تومان به کارگران داده شده است که نه تنها مشکلی از آنها حل نکرده بلکه خشم آنها را برانگیخته است .
کارگران این شرکت با خشم به این مسئله اعتراض کرده اند ,بنا بر اين گزارش حتی گفته شده است كه یکی دو نفر از کارگران با ماموران حراست درگیر شده اند.
یکی از کارگران در اين رابطه گفت :با 30 هزار تومان, کرایه خانه بدهم یابدهکاری و یا قسطهای عقب افتاده را پرداخت کنم؟؟
کارگران حتی نسبت به اینکه حقوق آنها را به این شکل میدهند و معلوم نمیشود که چقدر پول گرفته اند شکایت دارند.شایعه شده است که مدیر این شرکت این کارها را میکنند تا شرکت راببندند و به خواسته خود که فروش زمین و دستگاهها و امتیاز شرکت است برسد.
فراخوان برای اعتراض همزمان با حضور احمدی نژاد در تلویزیون دولت کودتا
فردا شب (پنجشنبه) قرار است احمدی‌نژاد به اصطلاح گفت‌وگوی تلویزیونی با مردم داشته باشد. در همین حال گروهی از فعالان اینترنتی نیز از مردم دعوت کرده‌اند که همزمان با این سخنرانی، مردم بر پشت بام‌ها حاضر شوند و شهرها را از فریاد الله اکبر پر کنند.
به گزارش موج سبز آزادی، احمدی نژاد قرار بود امشب (چهارشنبه 28 مرداد) به تلویزیون بیاید، اما وجود گزارش‌هایی مبنی بر احتمال قطع کلی برق به علت شوک ناگهانی ناشی از اضافه بار شبکه توزیع برق، باعث تعویق این گفت‌وگوی زنده شد. این تعویق، دقایقی پیش به طور رسمی اعلام شد و بر اساس آن، حضور احمدی نژاد در تلویزیون به فردا پنجشنبه بعد از بخش خبری ساعت 21 شبکه اول سیما موکول شد.
بر اساس این گزارش، گروهی از فعالان جنبش سبز از هفته‌های قبل به طور گسترده برای قطع برق در ساعت 21 امشب (چهارشنبه) برنامه‌ریزی کرده‌اند. اما علاوه بر این برنامه، با توجه به اینکه اطلاع‌رسانی برای تکرار این کار در شب بعد ممکن نیست، فعالان سبز تصمیم گرفته‌اند همزمان با سخنرانی زنده احمدی‌نژاد به پشت بام‌ها بیایند و آسمان تهران و دیگر شهرها را از فریاد الله اکبر پر کنند.

سخنی با هواداران جنبش سبز
رامین رحیمی

در پی اطلاع رسانی من در مطلبی با عنوان «در جنبش سبز چه خبر است؟»، عده ای از هواداران این جنبش، نامه هایی را برای «ندا سرخ» فرستادند و اطلاعات طرح شده در این مطلب را «کذب» خواندند. در صورتیکه این اطلاعات مستند به مدارکی کتبی از طرفین دعوا بود. آیا این سندهایی که آدرس آنها هنوز فعال بوده و در سایت بالاترین قابل رجوع است را «کاذب» تشخیص داده اید؟ یا اینکه معتقدید اصولاً چنین اسنادی را ما جعل کرده ایم. به هر حال خوانندگان با رجوع به این مستندات می توانند خود قضاوت کنند که آیا اطلاع رسانی ما بر مبنای اسناد حقیقی بوده و یا جعلی.
اما آنچه که این اعتراضات به ما نشان می دهد، عقب افتادگی سیاسی طرفداران لیبرال های حکومتی است که تحمل شنیدن واقعیات را ندارند و در عوض رجوع به آنها برای تشخیص مشکلات و معضلات شان، صورت مسئله را از ذهن خود پاک می کنند. البته این برای ما حیرت انگیز نیست، چرا که رهبر سیاسی ایکه انگیزه اش از سازماندهی صرفاً استفاده از نیروهای مردمی برای پیشبرد مقاصد شخصی شان است، هرگز زحمت تربیت و پرورش این نیروها را متحمل نمی شوند و نتیجتاً طرفداران آنها صرفاً با نیروی احساسات سطحی و مقطعی شان فعالیت می کنند. به همین دلیل است که روز بروز صف هواداران جنبش سبز رو به کاهش گذاشته و پاسخ دهندگان به فراخوان های ایشان، در عرض دو ماه، از چند میلیون به چند هزار سقوط کرده است. والا هر فردی که ذره ای از دنیای سیاست آگاهی داشته باشد می داند که این حیطه مملو از تضادها و اختلافات است و نیروها در اثر تبلیغ خط مشی های متفاوت، به احزاب و گروه ها و سازمان های متعددی که فراخور حال و اهداف مبارزاتی شان است، سمتگیری می کنند. البته این حکم نسبت به کسانی صادق است که تحت تربیت و آموزش صحیح سیاسی، آگاهانه به این حیطه وارد گشته اند. هدف ما از اینگونه اطلاع رسانی ها و تحلیل ها و … تربیت و پرورش نیرویی است که برای دریافت اطلاعات سیاسی به خبرنامه و مطالب «ندای سرخ» رجوع می کنند. شیوه ی کار ما مسلماً برای افرادی که مورد چنین آموزش هایی قرار نگرفته و صرفاً با شعارهای تهییجی و اطلاع رسانی سطحی و احساسی سر و کار دارند، عجیب و مشکوک می آید.
دوستان! اگر خودتان هم نمی دانید، آنچه باعث حضور شما در میدان مبارزه سیاسی شده است، اهداف و باورهای اجتماعی شما است که متاسفانه تحت تبلیغات فشرده و یکسویه یِ «کیش شخصیت» و «رهبر پرستی» از ذهن آگاه تان به ضمیر ناخودآگاه تان فرو رفته. بسیاری از رهبران هستند که دارای اعتقادات قوی نبوده و در میان راه به اهداف اعلام شده خود خیانت می کنند. و یا مانند اختلافات کنونی شما، رهبرانی به هم نزدیک شده و گاه دور می شوند. سازمان ها متحد و منشعب می گردند. اگر شما به اهداف و باورهای اولیه تان باز گردید و آن را به ذهن آگاه تان برگردانید، چنین اتفاقات متداول سیاسی ای نمی تواند شما را مأیوس کرده و از میدان مبارزه دور کند. بلکه برعکس، با شناخت عینی از مشکلات و معضلاتی که مانع تبدیل آرزوهای سیاسی تان به واقعیت می شود،باعث ایجاد نیرویی مضاعف در جهت حل و بر طرف کردن آنها خواهد شد.
متاسفانه آنچه که شما تا به حال از طرف رهبرانتان دریافت داشته اید، کوشش ایشان برای انحصار رهبری کل جنبش مردمی است که دقیقاً به علت «مردمی» بودنش، دارای عقاید و اهداف متفاوت و رنگارنگی است که بعضاً با یکدیگر مخالف و متضادند. این رهبران اگر نیـت دمکراتیک داشتند، شما را طوری پرورش می دادند که این واقعیت را درک کرده و پذیرای شنیدن و تحمل عقاید مختلف باشید و به هر کسی حق دهید که برای پیشبرد ایده های خود، با دیگران رقابت کرده و به سازماندهی مجزا از شما اقدام کند. اینست روح دمکراسی! در دمکراسی مورد نظر ما، «حکومت دمکراسی شورایی»، این حق، نه فقط به گروه ها و طبقات و دسته جات، بلکه به تک تک افراد جامعه داده می شود که متفاوت و رنگارنگ باشند و تنها به علت اقلیت بودن و منفرد بودن شان، مورد سرکوب و تحمل خفقان از طرف اکثریت جامعه و دیگران نباشند. نظام سیاسی و اجتماعی ایکه اتحاد خود را بر مبنای فردیت انسان ها و متفاوت بودنشان می گذارد.
این توضیح را دادم که شما از توهم جدایی ما از شما در راه مبارزه علیه دیکتاتوری و کودتاچیان رهایی یابید. تا زمانیکه در این میدان و با این هدف مبارزه می کنید، ما را همواره در کنار خود خواهید یافت. پیروز باشید!
انتشار از «ندای سرخ»، 29 مرداد 1388

  • Share/Bookmark


شماره ۴۹ بیست و هشتم مرداد ماه ۱۳۸۸

بدست admin • ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1

شماره 49 بیست و هشتم مرداد ماه 1388
تهدید کارگران کشتی‌سازی بندرعباس در آستانه سفر رئیس دولت کودتا
منابع مطلع خبر داده‌اند که در آستانه سفر رئیس دولت کودتا به بندرعباس برای بهره‌برداری از یک کشتی اقیانوس‌پیما، کارگران کشتی‌سازی بندرعباس تهدید شده‌اند که در صورت سر دادن هرگونه شعار سیاسی در زمان حضور احمدی‌نژاد، اخراج خواهند شد.
به گزارش موج سبز آزادی، در حالی که فردا پنجشنبه قرار است احمدی‌نژاد به بندرعباس برود تا کشتی موسوم به «ایران- اراک» را به آب بیندازد، منابع نزدیک خبر می‌دهند که این بار احمدی‌نژاد، برخلاف رویه سفرهای قبلی، مسیر فرودگاه تا کشتی‌سازی را با خودرو طی نخواهد کرد و قرار است او را با هلیکوپتر به محل بهره‌برداری از کشتی مذکور ببرند.
این منابع همچنین از تهدید کارگران شرکت بحر گسترش مجتمع کشتي سازي و صنايع فرا ساحل ايران خبر می‌دهند و می‌افزایند که کارگران نیز گفته‌اند در حضور احمدی‌نژاد با شعارهای صنفی و رفاهی اعتراض خود را بیان خواهند کرد. به گفته این منابع، از چهار روز قبل هم مسئولان گارد حفاظتی با استفاده از ابزارهای ویژه و سگ‌های محافظ مشغول پاکسازی منطقه هستند!
موج سبز آزادی همچنین مطلع شده که برخلاف ادعای مسئولان سازمان گسترش و نوسازی صنایع، همه قطعات این کشتی از خارج از کشور وارد شده و شرکت ایرانی تنها مونتاژ آن را برعهده داشته است. با این حال به گفته مسئولان دولتی، برای ساخت این کشتی نزدیک به 50 میلیارد تومان از بودجه عمومی هزینه شده است.
تکمیل خبر: یکی از خوانندگان خوب سایت که در شركت صنايع كشتي سازي و صنايع فراساحل ايران(ايزوايكو) شاغل است، خبر داده به علت اينكه تمام پرسنل قرار بوده فردا تجمع كنند، کارخانه را به کلی در این روز (فردا پنجشنبه) تعطيل اعلام كرده‌اند و به كساني هم كه در مجتمع (خوابگاه‌ها) سكونت دارند، هشدار داده شده كه با موبايل وارد مجتمع نشوند! تصویر اطلاعیه مذکور نیز برای «موج سبز آزادی» ارسال شده که در زیر می‌بینید:

19781

  • Share/Bookmark


شماره ۴۸ بیست و هفتم مرداد ماه ۱۳۸۸

بدست admin • ۲۷ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1

شماره 48 بیست و هفتم مرداد ماه 1388
تجمع کریمخان: کم تعداد، ولی رزمنده
پس افشایِ پخش اعلامیه ای در نماز جمعه این هفته مبنی بر دعوت از حزب الله و بسیجیان به تجمع روز شنبه 24 مرداد برای حمله و تصرف روزنامه اعتماد ملی وابسته به حزب اعتماد ملی مهدی کروبی، تعدادی از هواداران وی در «جنبش سبز» تصمیم به مقابله گرفتند. اما مهدی کروبی در همان روز بیانیه ای صادر کرد و از طرفداران خود خواست تا برای جلوگیری از درگیری تجمع خود را به روز دوشنبه 26 مرداد ساعت 4 بعدازظهر موکول کنند.
«گزارشگر ندا نیوز» طبق معمول، نیم ساعت قبل از ساعت اعلام شده در محل حضور یافت. او گزارش می داد که در میدان هفت تیر نیروهای فرم پلیس در هر چند قدم دو نفر مستقر شده اند و گو ه های موتور سوار لباس شخصی نیز در دسته های تا ده نفره در رفت و آمد می باشند. در خیابان کریمخان نزدیک به دفتر اعتماد ملی دسته های گارد ویژه مستقرند و گروه های لباس شخصی نیز در خیابان های فرعی در دسته های چند نفره پرسه می زنند و سعی دارند که مردم را متوجه خود نکنند.
طبق این گزارشات، گو اینکه از همان ساعت 4 بعدازظهر، در پیاده روهای کریمخان و میدان هفت تیر، جمعیت بیش از معمول در حال رفت و آمد است و اکثر ایشان نگاه های جستجو گر خود را به اطراف چرخانده تا احتمالاً محل تمرکز نیروهای مردمی را بیابند، نیروهای انتظامی به ایشان مهلت ایستادن و یا تأمل را نداده و با نگاه های تهدید آمیز و دستور به ادامه حرکت، سعی در جلوگیری از تمرکز و نتیجتاً تجمع مردم را داشتند. این شرایط به همین منوال تا ساعت 6 بعدازظهر حاکم بود. تا اینکه از دور درگیری عده ای چند ده نفره از مردم با گارد ویژه در جلوی دفتر روزنامه اعتماد ملی نظر مردم را جلب کرد. این درگیری کوچک، اما پر سر و صدا و شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، جمعیت حاضر را از هر سو به آن نقطه متمایل کرده و باعث تمرکز بیشتر مردم گشت. این تجمعات از سه جهت مختلف با محوریت دفتر روزنامه اعتماد ملی آغاز گشت که حضور فوری انواع نیروهای سرکوبگر را در مقابله با جمعیت ها را در پی داشت.
درگیری گروهی که سعی می کردند از مسیر غرب به شرق و در سمت جنوبی خیابان کریمخان خود را به محل درگیری برسانند با حمله شدید نیروهای گارد و لباس شخصی روبرو شد. ایشان توانستند در عرض نیم ساعت این گروه را تا خیابان حافظ عقب نشانده و متفرق کنند. اما این گروه که کاملاً واضح بود ترسی از رویارویی با نیروهای سرکوبگر ندارد، در خیابان حافظ تجدید سازماندهی کرده و با شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «دیکتاتور حیا کن کشورمو رها کن» دوباره به سمت خیابان کریمخان راهپیمایی کردند.
گروه بعدی در همان مسیر، اما در سمت شمالی خیابان کریمخان با نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی در گیر شدند. درگیری ایشان به علت کثرت نفراتشان و داشتن برتری تعداد نسبت به نیروهای سرکوبگر شدیدتر می نمود. پس از ساعتی جنگ و گریز بالاخره گارد ویژه آغاز به شلیک گاز اشک آور کرد و نهایتاً این عده را عقب نشاند. هر دو گروه مذکور تلاش برای رفتن به مقابل دفتر روزنامه را ترک کرده و به سمت میدان ولیعصر راه افتادند.
گروه سوم در همان ابتدای خیابان کریمخان در میدان 7 تیر با نیروهای سرکوبگر درگیر شده بودند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» می دادند. درگیری این گروه با نیروهای انتظامی، حتی با برتری تعداد نفرات نیروهای سرکوبگر، بیش از دو ساعت بطول انجامید. این گروه نیز با شجاعت خاصی پس از اجبار به عقب نشینی و تفرق، دوباره تجمع کرده و مسیر خیابان کریمخان را پیش می گرفت.
آنچه که باعث برتری نهایی نیروهای سرکوبگر شد، عدم حضور گسترده مردمی بود. طبق معمول، پیشقراولان مبارزه تا ساعات تاریکی مقاومت کردند، اما متأسفانه موج دوم مردمی که معمولاً با تاریکی شب به کمک نیروهای درگیر مردمی آمده و باعث تغییر در توازن قوا می شد، در این شب به میدام نیامد و اندکی پس از تاریکی هوا، جمعیت های پراکنده، مجبور به ترک محل گشتند.
گزارشگر «ندانیوز» دستگیری 7 الی 8 نفر را گزارش داده بود، اما ادوار نیوز تعداد بازداشت شدگان را تا 15 نفر و موج سبز تا 10 نفر اعلام کردند. همچنین گزارشگر ما دو تن از بانوانی مبارزی را که در میدان هفت تیر به علت ضربات باطوم به شدت مضروب و مصدوم گشته بودند را گزارش داد.
و اما، خبرهای تأیید نشده حاکیست که گروه هایی که به سمت میدان ولیعصر در حرکت بودند، در تقابل با نیروهای سرکوبگر مجبور به استفاده از خیابان های فرعی گشته و به دو مسیر فاطمی و عباس آباد و جنوب خیابان ولیعصر به سمت انقلاب منحرف گشتند که پس از ساعتی درگیری مجبور به تفرق و ترک محل شدند.
از نکات مهم این تجمع مشخص بودن سه جریان مختلف بر مبنای شعارها و محل های جداگانه تجمع شان بود. گروهی با شعار علیه دیکتاتوری، گروه دیگری با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» و «دیکتاتور حیا کن کشورمو رها کن» و سپس گروه سوم با شعار «الله اکبر» و «خامنه ای قاتله، ولایتش باطله» از یکدیگر متمایز بودند. مسیر گروه اول از امجدیه به سمت هفت تیر، گروه دوم در خیابان کریمخان، به سمت هفت تیر و سومین گروه نیز از همان مسیر اما آنسوی خیابان به سمت دفتر اعتماد ملی حرکت می کردند.
آیا جنبش سبز در آستانه انشعاب قرار دارد؟
منابع فعال «ندای سرخ» در محافل مبارزاتی خبر از بالا گرفتن درگیری های سیاسی در درون «جنبش سبز» می دهند. در این گزارشات آمده است که پیروان موسوی که از همان آغاز از عملکرد مهدی کروبی ناراضی بوده و او را متهم به کار سیاسی برای جذب بیشتر آرا در هواداران جنبش سبز می کردند، پس از جهش تعداد هواداران کروبی در اثر پافشاری وی در دنبال کردن قضایای تجاوزات نیروهای سرکوبگر به بازداشت شدگان جوان و عکس العمل معکوس هواداران «جنبش سبز» به اقدام موسوی به تشکیلاتی کردن و تلاش وی برای تحمیل انحصار رهبری «راه سبز امید» به این جنبش، طرفداران کروبی را متهم به ایجاد تفرقه و جدا کردن موسوی از «جنبش سبز» می کنند. این درگیری ها به حدی است که جناح های مختلف یکدیگر را به هواداری از دولت کودتا متهم کرده و نزاع های ایشان در مجامع مبارزاتی کاملاً علنی گشته است. «ندای سرخ» گزارش تفصیلی و تحلیلی این رخداد را بزودی منتشر خواهد کرد.
از نجوای مادران عزادار نیز می ترسند
جمعی از مادران عزادار در روز شنبه 24 مرداد، به روال شنبه های گذشته، برای سوگواری فرزندان شهید ایران در پارک لاله تهران جمع شدند؛ اما ماموران انتظامی و لباس شخصی های حاضر در این پارک با ممانعت از تجمع ایشان آنها را به خارج از پارک هدایت کردند.
یکی از این مادران در این باره به روز گفت: “حدود ساعت 7 بعد از ظهر نزدیک به 100 زن سیاهپوش که در میان آنها خانواده ندا آقا سلطان نیز حضور داشتند، در دور آبنمای پارک لاله تهران جمع شدند. برای اینکه از حضورمان جلوگیری نکنند، عده ای روی نیمکت ها نشستند و عده ای شروع کردند به پیاده روی در دورو بر آبنما. اما به هر حال تعداد زنان و نوع جمع شدنشان نشان می داد که برای چه کاری آمده اند. آنها سیاه پوشیده بودند و با مردم درباره آنچه بر فرزندانشان و فرزندان ایران رفته، حرف می زدند.”
این زن که خود از نخستین کسانی ست که به گروه مادران عزادار پیوسته می گوید: “بالاخره ماموران طاقت نیاوردند و با ممانعت از ایستادن و حتا قدم زدن ما، به سمت راه خروجی پارک هدایتمان کردند. اینکار با اعتراض برخی از زنان روبرو شد. اما در نهایت آنها مادران عزادار را از پارک لاله بیرون کردند.”
وی می افزاید: “ما نه به قصد درگیری ونه به قصد تحمل رفتارهای خشونت بار به پارک می رویم، ما می رویم که از خون به ناحق ریخته شده فرزندانمان با مردم سخن بگوییم. سوگواری ما نیز همراه با رفتاری مدنی است اما آنها حتا از سکوت ما و از نجوای یک مادر داغدیده هم می ترسند.”
گروه “مادران عزادار” جمعی از زنان است که پس از شهادت ندا آقا سلطان در روز شنبه 30 خردادماه 88 و شهدای دیگر جنبش سبز، شکل گرفت.هدف از تشکیل این گروه، سوگواری عمومی در حمایت از خانواده های داغداری بود که حتا از برگزاری ساده ترین مراسم برای فرزندانشان منع شده بودند. آنها اعلام کردند که روزهای شنبه هر هفته در پارک های تهران و سایر شهرها گرد هم می آیند تا با سیاه پوشیدن و در صورت امکان شمع روشن کردن، خاطره فرزندان شهید جنبش سبز را زنده بدارند.
این گروه همچنین با راه اندازی یک وبلاگ، اخبار مربوط به خانواده های عزادار را منتشر می کند. در آخرین بیانیه “مادران عزادار”، خبر از ناپدید شدن مادری به نام زهرا (بهجت) نوذری آمده است که فرزندش پویا مقصودبیگی، دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه را در 30 خرداد ماه دستگیر می کنند اما وی پس از آزادی از زندان به دلیل فشارهای ناشی از دوران زندان فوت می کند. مادر پویا به نشانه اعتراض و عزاداری سنتی، بدن خود را گل می مالد و در مقابل اداره اطلاعات کرمانشاه تحصن می کند. زهرا که او را بهجت می نامند در ساعت 10 شب نخستین روزی که تحصن کرده بود، دستگیر شده و دیگر کسی از سرنوشت او خبر ندارد.
بهروز ط
سه زن زندانی در زندان گوهردشت کرج در آستانه اعدام هستند
دوشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۸ بر پایه گزارش های رسیده از بند 7 زنان زندان گوهردشت کرج ، 3 زن زندانی که که سالهاست در بند 7 زنان این زندان بسر می بردند در آستانۀ اجرای حکم اعدام قرار دارند. اسامی 2 زن زندانی که در آستانه اعدام قرار دارند به قرار زیر می باشد: 1-اکرم محمدی حدودا 35 ساله و تقریبا 7 سال است که در زندان بسر می برد.از بند 7 زنان زندان گوهردشت می باشد، اتهام وی قتل می باشد. 2- آمنه عبدالله زاده ،50 ساله و در حدود 5 سال است که در زندان بسر می برد،اتهام وی قتل می باشد. نام زن زندانی سوم نامشخص می باشد. گزارشات تایید نشده حاکی از آن است که هفته گذشته 3 زن زندانی از بند 7 زنان زندان گوهردشت اعدام شده اند. این اعدام ها هنوز اعلام نشده است و به نظر می آیید که دستگاه قضائی رژیم سعی دارد اعدامها را مخفیانه صورت دهد تا از اعتراضات بین اللمللی و خشم مردم ایران در امان بماند. قوانین زن ستیز حاکم حقوق اولیه زنان را سلب نموده است و آنها را در مقابل خشونتها بی دفاع کرده است. قوانین زن ستیز راهی برای بعضی از زنان باقی نگذاشته است تا برای دفاع از حقوق خود ،خود اقدام کنند . اعدام زندانیان سیاسی،سنکسار، اعدام کودکان، اعدامهای دست جمعی به تایید و دستور رئیس قوه قضائیه صورت می گیرد که توسط ولی فقیه علی خامنه ای منصوب می شود و مجری دستورات و سیاستهای ضد بشری وی می باشد. علی خامنه ای تا به حال برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه جنایتهای ضد بشری فوق را بصورت گسترده در ایران به اجرا گذشته است.
گزارش تکان دهنده ؛ ناپدید شدن جوانی که گفته بود در زندان به وی تجاوز شده
بر اساس این گزارش، جوانی که بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود در دیدار نمایندگان مجلس از زندان اوین برای صحبت کردن بلند شد و خود را ع.ب معرفی کرد و گفت قبل از اینکه به زندان اوین منتقل شود، در کمپ کهریزک بوده و بارها به صورت وحشیانه‌ای توسط باتوم مورد تجاوز قرار گرفته است، به طوری که هنوز هم هر روز مقداری خون از او دفع می شود. پس از آنکه صحبت‌های این زندانی تمام شد، رئیس هئیت نمایندگان مجلس هماهنگ کرد که این شخص را برای درمان به بهداری بازداشتگاه ببرند. بعد از نزدیک نیم ساعت که این هیئت بند را ترک می‌کند، ع.ب که مورد تجاوز قرار گرفته بود، به بند باز می‌گردد و به دیگر زندانیان خبر می‌دهد که برای درمان او هیچ کاری صورت نگرفته است. اما اتفاقی که همه‌ی بازداشتی‌های همبند این پسر جوان را ناراحت کرده، این است که دو ساعت بعد از بازگشت این فرد به بند، شخص قاضی مرتضوی به بند عمومی آمده و به وی می‌گوید که وسایلش را جمع کند، و او را با خود می‌برد و دیگر هیچ یک از بازداشتی‌ها او را نمی‌بینند. با توجه به اینکه تجاوز در زندان‌ها توسط حکومت شدیدا تکذیب شده است، احتمال این امر می‌رود که برای از بین بردن شواهد به این شخص آسیبی رسیده باشد

  • Share/Bookmark


شماره ۴۷ بیست و پنجم مرداد ماه ۱۳۸۸

بدست admin • ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1

شماره 47 بیست و پنجم مرداد ماه 1388
شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه ای» دیوارهای زندان اوین را لرزاند
با آغاز اعتصاب غذای بازداشتیان اجتماعات اخیر در بند 7 (آموزشگاه) اوین بيش از سيصد نفر از خانواده هاي بازداشت شدگان از ساعت 9 صبح در جلوي درب اصلي اوين و مكان ازادي زندانيان به صورت اعتراضي تجمع كردند. تجمع این خانواده ها که زیر آفتاب سوزان برگزار می شد برخلاف روزهای پیشین که خانواده ها به تجمع و استفسار از وضعیت عزیزانشان بسنده می کردند، تبدیل به اعتراض جمعی با شعارهای «مرگ بر خامنه ای» ، «مرگ بر احمدی نژاد» و «مرگ بر دیکتاتور» گشته که دیروز را به روزی به یاد ماندنی از مبارزات مردم ایران علیه دیکتاتوری و حکومت کودتا تبدیل کرد.
مادران و پدران با صداي بلند اعلام کردند که در صورت نگرفتن نتيجه در اين مكان تحصن خواهند كرد. گروه هاي مختلف سركوب با تهديد از مردم خواستند تا به خانه هايشان بروند و قول دادند که در ظرف 48 ساعت تكليف همه روشن شود , اما هيچ يك از خانواده ها حاضر به ترک محل نشدند.
شاهدان عینی دلیل آغاز شعار دادن مردم را برخورد خشونت آمیز نیروهای سرکوب مستقر در زندان اعلام کردند. ایشان خبر می دهند که در ضلع غربي , درب دژباني و آهني زندان اوين و در اتوبان يادگار امام که محل استقرار شعبه 1 بازپرسي ويژه امنيت مي باشد نیروهای سرکوبگر به دستور قاضي مجيد متين راسخ بطرز وحشیانه ای به خانواده ها حمله کردند. این نيروها در هنگام يورش وحشیانه خود، تعداد زيادي از مردان و زنان کهنسالی که با نگرانی برای وضعیت فرزندانشان در محل جمع شده بودند راهل داده و باعث زمين خورن و آسیب جسمي آنان شدند. در این هنگام بود که صدای نفرین ها و ضجه های پدران و مادران حاضر تبدیل به فریاد شعارهایی علیه نظام و حاکمان دیکتاتور شد.

بیانیه سیاسی کارکنان ایران خودرو
در تیرماه امسال کارگران و کارمندان ایرانخودرو در بیانیه ای سیاسی از مبارزات مرد علیه دیکتاتوری حمایت کرده و در خواسته های بیستگانه خود، خواهان تأمین آزادی های دمکراتیک و خواسته هایی مبنا بر منافع کلیه ی کارگران ایران شدند. خواسته های بیستگانه این زحمتکشان مبارز از قرار زیر است: ١- برخورداری همه افراد جامعه بدون هیچ قید و شرطی از آزادی عقیده، بیان، نشریات، اعتصاب، تحصن، راهپیمایی، تجمع و آزادی ایجاد هرگونه تشكل بدون كسب مجوز 2- آزادی زندانیان سیاسی، ممنوعیت هر گونه شكنجه جسمی و روانی، ممنوعیت و بی اعتباری گرفتن اعتراف با تهدید و تطمیع و تفتیش عقاید ٣- برابری زنان با مردان در قوانین كیفری، قانون كار، قوانین مربوط به ازدواج، طلاق، سرپرستی كودكان و دیگر قوانین ٤- عدم دخالت دولت در تعیین نوع زندگی، نوع پوشش، روابط زنان و مردان و دختران و پسران ۵- تامین مسكن با تمام امكانات رفاهی مناسب از طریق : تخصیص بودجه ویژه برای احداث واحدهای مسكونی جدید در هر سال در اختیار گذاشتن سریع ساختمانهای تحت مالكیت دولت به مردم ٦- تعیین حداقل دستمزد بر اساس ارتقای هر چه بیشتر سطح زندگی و رفاه ٧- پرداخت بیمه بیكاری به تمام افراد آماده به كار، برابر با آخرین دستمزد دریافتی تا به دست آوردن كار مناسب ٨- لغو هرگونه قرارداد استخدام موقت، پرداخت سریع حقوق معوقه، توقف اخراج و بیكار سازی كارگران ایرانی و مهاجر ٩- برخورداری همه افراد جامعه از حقوق مكفی بازنشستگی و از كار افتادگی ١٠- بهداشت، دارو، درمان، معاینات منظم و اجباری رایگان١١- رایگان شدن آموزش و پرورش و آموزش عالی، حداقل تا سطح لیسانس ١٢- استفاده رایگان از سرویس ایاب و ذهاب محل كار، شبكه اتوبوسرانی شهری و مترو ١٣- لغو كار افراد زیر ١٨ سال ١٤- پرداخت دستمزد به زنان خانه دار برابر با دستمزد كارگران شاغل ١۵- تامین امكانات رایگان مانند شیر خوارگاه، مهد كودك، غذا خوری، خشكشویی … در محل های كار و سكونت ١٦- ممنوعیت هر گونه ازدواج زیر ١٨ سال ١٧- ایجاد امكانات شهری مانند جاده، آب، برق، گاز، تلفن، مدرسه، مراكز پزشكی، فرهنگی، ورزشی در روستاها ١٨ – نگهداری و مراقبت از معلولان و سالمندان و ایجاد تسهیلات ویژه برای آنها به طور رایگان ١٩- لغو دادگاه های ویژه، علنی بودن محاكمات با حضور هیئت منصفه، انتخاب وكیل دلخواه، رایگان بودن امور دادرسی ٢٠- لغو مجازات اعدام

تجمع کارگران پیمانی شوگا
تعداد زیادی از کارگران پیمانی شوگا روز پنجشنبه 22 مرداد در امور اداری جمع شدند و خواهان پرداخت حقوقها از جانب پیمانکار شدند.
3 ماه حقوق عقب افتاده باعث شده است که مشکلات زیادی برای این کارگران به وجود بیاید دراین تجمع یکی از کارگران گفت :”حدود 1 ماه است که ازدواج کردم و به علت اینکه پولی براي کرایه ماشین ندارم به منزل خود م که در اسلامشهر است نمي توانم بروم و مجبورم در خانه پدرم كه نزديك تراست بمانم در حالي كه زنم تنها مانده است”

جواد اسماعیلی کارگر خباز و عضو انجمن صنفی خبازان سنندج دستگیر شد
به گزارش منابع کارگری، روز شنبه 16/5/88 جواد اسماعیلی (جواز کمیز) کارگر خباز و عضو انجمن صنفی خبازان سنندج در ساعت 8 صبح در محل کارش دستگیر شد.
لازم به ذکر است که نامبرده به مدت 24 ساعت در اداره اطلاعات سنندج مورد باز جوئی قرار گرفت و بعد از 24 ساعت به قرنطینه زندان مرکزی سنندج انتقال داده شد که هم اکنون در آن بازداشتگاه به سر می‌برد.
تا کنون دلیل بازداشت به نامبرده و خانوادی وی اعلام نشد است.
کشتار بی رحمانه کاسبکاران مرزنشین غرب کشور
متاسفانه در طی چند روز گذشته بار دیگر همچون سالهای گذشته شاهد کشتار وسیع و بی رحمانه شهروندان مناطق کردنشین به بهانه مبارزه با قاچاق کالا هستیم، بطوریکه فقط در 20 روز گذشته دست کم 10 نفر از شهروندان کرد کشته و 12 نفر دیگر زخمی شده اند. در همین رابطه اجرای طرح یکسویه انسداد مرزها و تشدید اقدامات خشونت آمیز نیروهای نظامی که کمترین تلاشی برای رعایت قوانین موضوعه همچون قانون به کارگیری سلاح ندارند در مناطق مرزی غرب کشور طی ماههای گذشته سبب افزایش گسترده قتل و عام شهروندان شده است. هر چند در اسفندماه سال گذشته نیز بازاریان شهر مریوان در اعتراض به فشارهای موجود و کشتار بی رحمانه کاسبکاران مرزنشین اقدام به اعتصاب گسترده چند روزه کردند اما نه تنها از فشارهای موجود کاسته نشد بلکه شدت بیشتری به خود گرفت تا حدی که صدها حیوان بارکش مرزنشیان زنده زنده توسط نیروهای انتظامی سوزانده شدند.

احمدی نژاد و صادق محصولی در لیست ثروتمندترین افراد ایرانی
پس از 4 سال حکومت بر منابع و ثروت های ملی ایران، نام آقایان احمدی نژاد و محصولی به لیست ثروتمندترین افراد ایرانی اضافه گشته است. این لیست توسط نشریه «فوربز» هر سال ارائه شده که ثروتمندترین افراد دنیا را بر حسب کشورهایشان معرفی می سازد. در لیست ایرانی های این نشریه در سال 2009 با نامهای محمود احمدی نژاد، صادق محصولی، محسن رضایی، عباس واعظ طبسی، حبیب الله عسگر اولادی، آیت الله محمد یزدی، آیت الله ابوالقاسم خزعلی، و محسن رفیق دوست روبرو می گردیم.
با دقت به این لیست، بغیر یک یا دو نام، بقیه را از حمایت کنندگان دولت کودتا می یابیم که از قِبَل آن، با تجاوز به ثروت های مردم ایران به چنین ثروت هایی دست یافته اند و اینک برای حفظ موقعیت جنایتکارانه خود به کشتار مردم ایران روی آورده اند.

تشکیلاتی شدن جنبش سبز، راه سبز امید
حتماً تا کنون خبر اعلام موجودیت «تشکیلات راه سبز امید» توسط موسوی را شنیده اید. او در سخنرانی خود در جمع نهاد حکومتی «انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران» پس از محکوم کردن کودتاچیان و اقدامات جنایتکارانه ی ایشان علیه مردم ایران و بخصوص بازداشت شدگان این مبارزات، از «جنبش سبز»، البته با نام جدید آن، یاد کرده و مشخصات «تشکیلات راه سبز امید» را اینگونه بر شمرد: «”رنگ سبز، نماد این راه و مطالبه بدون تنازل قانون اساسی، شعار آن است و شبکه های اجتماعی خود جوش و خودمختار بی شمار و گسترده در سطح جامعه، بدنه این جنبش هستند”. او همچنین آب پاکی را روی ادعاهای وجود دیدگاه های متنوع در «جنبش سبز» ریخت و اعلام نمود که: «نمی توان بخش هایی از قانون اساسی را اجرا کرد و بخش های دیگر آن را دور انداخت». (بی بی سی)
با این حساب، هنگامیکه در قوانین جاری مملکت و قانون اساسی ولی فقیه دارای قدرت مطلقه می باشد، پس قانونی است که بر مبنای «مصلحت نظام» رأی مردم را از اهمیت ثانویه شمارده و قدرت اجرایی را به دولتی تنفیذ نماید که خود صالح بداند. هنگامیکه آقای موسوی هدف «راه سبز امید» (جنبش سبز) را «مطالبه بدون تنازل قانون اساسی» اعلام می کند و بر این نکته تأکید دارد که «نمیتوان بخش هایی از قانون اساسی را اجرا کرد و بخش های دیگر آن را دور انداخت»، به این معنی است که تمامی مردمی که تا به امروز علیه دیکتاتوری خامنه ای و دولت منتصب او شعار می دادند، گناه کارند و مرتکب «اقدام علیه نظام و رهبری» شده اند. و هنگامیکه این تشکیلات را متشکل از « شبکه های اجتماعی خود جوش و خودمختار بی شمار و گسترده در سطح جامعه» می خواند و تمامی ایشان را منحصر به هدف «مطالبه بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی » در حقیقت منحصر و محدود کردن جنبش مردمی به هدف خود و دیگر اصلاح طلبان حکومتی است که هیچ قرابتی با «فراگیر» خواندن آن ندارد.

نمایش اعدام برای اعتراف گیری
طبق خبرهای رسیده، بازجویانِ هنگامه شهیدی، روزنامه نگار زندانی، برای وادار کردن وی به اعترافات دروغین، حکم اعدام وی را به او ابلاغ کرده و برای تضمین همکاری او با بازجویان، چند بار تا چوبه دار برده و طناب را دور گردنش انداخته اند.
هنگامه شهیدی از روزنامه نگاران باسابقه «اعتماد ملی» و یکی از اعضا آن حزب است که از بیماری قلبی رنج می برد. مادر وی در گفتگویی با دوستان وی، از تماس تلفنی هنگامه به خانواده اش خبر داد که صدای گرفته و لرزان او به نگرانی های آنها از وضعیت نگاهداری و سلامت وی افزوده است.

شوک الکتریکی به بدن خیس و عریان زنان!
یک نماینده مجلس از شکنجه زنان زندانی در کهریزک خبر داد. این در حالی است که پیش از این هیچ گزارشی درباره بازداشت زنان در این بازداشتگاه غیرقانونی منتشر نشده بود.
این نماینده مجلس که نخواست نامش فاش شود، با اشاره به بازدید گروهی از نمایندگان مجلس از زندان اوین و بند زنان، خبر داد که برخی از زندانیان در حضور نمایندگان و مقامات دادستانی از شکنجه‌های فجیع صورت گرفته در بازداشتگاه کهریزک پرده برداشته‌اند.
شرح ماجرا را از زبان این نماینده می‌خوانیم: در بند زنان، پرسیده شد: چه کسانی سؤال دارند؟ تعداد زیادی دستشان را بالا بردند. پرسیده شد: چه کسانی در کهریزک بودند؟ از یکی از آنان خواسته شد در مورد رفتاری که با وی صورت گرفته، توضیح دهد. یکی از خانم‌ها گفت: در کهریزک، در حالی که مرا کاملا عریان کرده بودند، از من خواستند وارد یک بشکه آب شوم، سپس بارها در آن بشکه به من شوک الکتریکی وارد کردند، به طوری که تمام چهار ستون تنم می‌لرزید!
به گفته این نماینده، این زن شجاع زندانی سپس از نمایندگان پرسیده است: آیا شما واقعا خود را نمایندگان مجلس شورای «اسلامی» می‌دانید؟!

  • Share/Bookmark


پیشروی «جنبش رنگین کمان» و تاکتیکهای قدیمی حکومتی – احمد فارسی

بدست admin • ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬دسته‌بندی نشده

Arabshahi
پیشروی «جنبش رنگین کمان» و تاکتیکهای قدیمی حکومتی – احمد فارسی
سیاست «موازی سازی» در تاریخ جمهوری اسلامی ید طولایی دارد. یکی از مثال های این «موازی سازی» ایجاد گروهی بعنوان «اصلاح طلبان اصولگرا» بود. درست در زمانیکه حذف کامل «اصلاح طلبان» از حکومت زمینه سازی و برنامه ریزی می شد، مطبوعات اصولگرا «تعامل دولت با اصلاح طلبان» را تبلیغ می کردند که چیزی جز نشست چند اصولگرا با هم نبود که بعضاً خود را با عنوان «اصلاح طلبان اصولگرا» می خواندند. جالب اینکه در همان جلسه متفقاً به اصلاح طلبان واقعی بعنوان «تعداد معدودی عوامل دوّل خارجی» بد و بیراه می گفتند.

اگر بخواهیم کمی دورتر برویم، تشکیل «شوراهای اسلامی کارگران» بود، هنگامیکه به شوراهای مستقل کارگری حمله کرده و با بازداشت و بعضاً اعدام رهبرانش، اعضا آن را مجبور به انحلال آن نهاد می کردند. جالب اینکه هنوز شوراهای مستقل کارگری منحل نشده، با شورای اسلامی کارگران می نشستند و قرارداد بردگی کارگران را امضا می نمودند و در بوق تبلیغاتی خود «توافق دولت و کارگران» را می دمیدند و در بیانیه پایانی نمایندگان شورای مستقل کارگران را بعنوان «عوامل ضد کارگری» محکوم می کردند.

مثال دیگری که یکی دو سال است که مرسوم شده بود، ساختن «انجمن های اسلامی دانشگاه ها» طرفدار دولت احمدی نژاد بود که به موازات «انجمن های اسلامی» دفتر تحکیم عَلَم می کردند و سپس «دیدار احمدی نژاد را با استقبال پر شور اعضا انجمن اسلامی دانشگاه فُلان و بهمان» همراه با تصویر و فریادهای «یار امام در آمد» از صدا و سیما پخش می کردند و هنگامیکه احمدی نژاد و یا نمایندگانش به «عوامل نفوذی ضد دانشجو» حمله میکرد، فریاد «مرگ بر منافق» سر می دادند.

و اما نزدیکترین مثال این تاکتیک فرسوده همان تظاهرات موازی یکشنبه 24 ام خرداد در میدان ولیعصر بود که هواداران احمدی نژاد را از اقصا نقاط ایران جمع کردند و با توزیع پرچم های سبز میان ایشان، در مقابل «جنبش سبز» موازی سازی کرده و در همانجا، احمدی نژاد، مردم ایران را «مشتی خَس و خاشاک» و اغتشاشگر معرفی کرده و طرفداران موازی موسوی نیز برایش کف زدند.
با چنین خاطرات و پیش زمینه ای با مطلبی از آقای عربشاهی در سایت «اصلاح طلب» و «جنبش سبزی» عصرنو مواجه شدم. در این مطلب که با عنوان «تأملی در چیستی جنبش سبز» منتشر شده بود، آقای عربشاهی ادعا کرده است که: «رنگین کمان هفت رنگی از نیروهای سیاسی و اجتماعی با محوریت رنگ سبز در اردوگاه این جنبش مسالمت آمیز برپا شده است. این هویت های ناهمگون بر سر اشتراکاتی حداقلی به هماهنگی نسبی رسیده اند اما اختلافات عمیقی در نگرش، ایدئولوژی و پیشینه تاریخی آنها مشاهده می شود. از یکسو نیاز به تداوم این اتحاد برای پیروزی احساس می شود و از سوی دیگر این نگرانی هست که چشم بستن بر اختلافات سرنوشتی چون انقلاب بهمن 57 را سبب شود و یک گروه آنچنان فربه شود که دیگران را حذف کند.
به نظر می رسد بهترین راهکار احترام به تکثر درونی جنبش و پرهیز از یکپارچه سازی هویت های ناهمگون است. بدیهی است هویت های گوناگون همراه شده در جنبش ضمن آزادی در ابراز دیدگاههای خود باید از تلاش برای ایجاد هژمونی بر جنبش خودداری کنند چرا که نتیجه آن اتلاف انرژی نیروهای جنبش و پراکندگی و دلسردی مردم خواهد بود.»

اولاً بعنوان یکی از نیروهای داخل کشوری «جنبش رنگین کمان» اعلام می داریم که هیچگونه نشست و توافقی با نمایندگان «جنبش سبز» نداشته ایم و اصولاً خود را از «جنبش سبز» نمی دانیم. بنظر می رسد که دوستان «جنبش سبز» به یاد تاکتیک های قدیمی شان افتاده و در درون خود یک «جنبش رنگین کمان» موازی راه اندازی کرده باشند.

ثانیاً، همین «خود محوری» و انحصار طلبی رهبران «جنبش سبز»، همراه با تاریخچه ی رفتارهای دیکتاتوری شان در زمان بهره بری از نیروی سرکوبگر حکومتی بود که ما را بر آن داشت تا حساب خود را از ایشان جدا کرده و به «جنبش رنگین کمان» بپیوندیم. بنا بر این اعلام می داریم که «جنبش رنگین کمان» به هیچ عنوان «جنبش سبز»، خواسته های محدود درون حکومتی و رهبرانشان را محور فعالیت های خود نمی داند و تنها تا زمانی ایشان را تحمل می کند که در عمل، و در خیابان ها و تجمعات اعتراضی، با مردم پیش روند. هر آن که رهبران این جنبش اعلام رسیدن به توافقی را با حکومت جمهوری اسلامی اعلام کنند و از ما بخواهند که به اعتراضات خود برای رسیدن به حقوق دمکراتیک مان خاتمه دهیم، با آنها همان کار را خواهیم کرد که با دولت کودتا کرده و می کنیم.

ثالثاً، آقای عربشاهی، سناریوی «موازی سازی» را تا به آخر پیش برده و همزمان با اعلام «رسیدن به توافق با جنبش رنگین کمان» موازی، «جنبش رنگین کمان» واقعی را مورد تهمت و اتهام قرار داده و می نویسد: « گروهی از فعالان که عمدتا ساکن خارج از کشور هستند بر عبور سریع از موسوی و اندیشه های او تاکید می کنند تا خود پرچم رهبری مبارزات مردمی برای دموکراسی را به دست بگیرند.» تا آنجایی که مثال قدیمی «کافر همه را به کیش خود پندارد» صادق است، این تهمت و اتهام آقای عربشاهی را می توان بخشید. اما این اتهامات «هژمونی طلبی» و «خواست رهبری انحصاری» در شرایطی مطرح می شود که شرکت کنندگان در «جنبش رنگین کمان» اعلام کرده اند که این جنبش را برای تقابل با «تکصدایی» و «تک رهبری» و «تک خواسته ای» تشکیل داده اند. بنابر این، دروغ را نمی توان بخشید.

به هر حال این اقدام «جنبش سبز»، یعنی موازی سازی و تبلیغات و ادعاهای دروغ، کفه ترازوی اعتماد سازی را به نفع کسانی تغییر می دهد که معتقدند «جنبش سبز»ی ها هیچ تغییری با زمان گذشته خود نکرده اند و اگر دوباره صاحب قدرت سرکوب حکومتی بشوند، ایشان خواهند بود که چماقداران و لباس شخصی هایشان، چون گذشته، به جان مردم خواهند انداخت. به هر حال ما چشمان خود را باز نگاه داشته و مراقب پشتمان خواهیم بود.
انتشار از «ندای سرخ» 24 مرداد 1388

  • Share/Bookmark


شماره ۴۶ بیست و چهارم مرداد ماه ۱۳۸۸

بدست admin • ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1

شماره 46 بیست و چهارم مرداد ماه 1388
سیاست چماق و هویج برای کارگران و کارکنان شرکت نفت
قبل از انتخابات یک ماه حقوق و مزایا به کارمندان و کارگران شرکت نفت تعلق گرفت و انگار قرار است دوباره این حقوق و مزایا ماه آینده یا بعدش پرداخت شود احتمال تطمیع برای جلوگیری از ضربه زدن به دولت به شدت احساس می شودهمچنین دوستان بعد از حوادث اخیر سه تن از مدیران ارشد نفتی که در پالایشگاهها کار میکنند از پستشان به علت نامعلومی(شنیده ها حاکی از احتمال خرابکاری است) عزل شده اند.
تعطیلی دانشگاه ها از هراس سازمان یافته تر شدن اعتراضات
برخی از منابع حکومتی افشا کردند که شورای عالی انقلاب فرهنگی طرحی را در دستور کار دارد مبنی بر اینکه دانشگاههای کل کشور یا لااقل دانشگاه تهران برای یک ترم تحصیلی، تعطیل شوند. این طرح قرار است به بهانه جلوگیری از شیوع آنفولانزای مرغی اجرا گردد. اما دلیل اصلی آن، جلوگیری از تمرکز دانشجویان سراسر کشور در تهران است که قابلیت سازماندهی و رادیکالیزه کردن اعتراضات مردمی را دارا می باشند. لازم به یادآوری است که بر خلاف توصیه رهبران اصلاح طلب، مبارزات مردمی و اعتراضات خیابانی بوسیله دانشجویان و جوانان در تهران کلید زده شد و حکومت کودتا نیز با قتل و عام کوی دانشگاه در شب یکشنبه 24 ام خرداد از ایشان انتقام گرفت.
زندانیان سیاسی اعتصاب می‌کنند
شماری از زندانیان سیاسی اعلام کردند در صورت عدم رسیدگی به وضعیت شان، از عصر روز شنبه دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
بیش از ۳۰ نفر از شدگان حوادث بعد از انتخابات که در زندان اوین به سر می برند اعلام کردند در صورت عدم رسیدگی به وضعیت شان تا روز شنبه، از عصر روز شنبه دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این مطلب توسط زندانیان به علاءالدین بروجردی دبیر کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز ارائه شده است.
برخی زندانیان به دلیل فشارها برای اعتراف گیری های غیرحقیقی و برخی دیگر به دلیل وضعیت نامشخص و بلاتکلیف خود تصمیم به اعتصاب غذا گرفته اند.
خبر اعتصاب غذای زندانیان از روز شنبه را یکی از زندانیان که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است، به خبرنامه امیرکبیر اعلام کرده است.
«رهبران بهائی هفته آینده محاکمه میشوند»
دادگاه هفت تن از رهبران بهایی که از اردیبهشت ماه سال گذشته در بازداشت به سر میبرند، چهارشنبه ۲۷ مرداد در ایران برگزار میشود.
دفتر جامعه بینالمللی بهایی در ژنو، طی بیانیهای از ارسال ابلاغیه این دادگاه به دفتر عبدالفتاح سلطانی، یکی از وکلای مدافع این متهمان خبر داده است.
جامعه جهانی بهائی، با بیان اینکه در حال حاضر آقای سلطانی یکی از وکلای مدافع بهاییان در زندان است و شیرین عبادی، وکیل دیگر این پرونده نیز در ایران نیست، برگزاری دادگاه بدون حضور وکلای مدافع را نادیده گرفتن «حق برخورداری بهائیان ایران از اجرای عدالت و روند قانونی آن» عنوان کرده است.
اسامی 17 بازداشتگاه در استان تهران که خارج از کنترل سازمان زندان ها اداره می شوند
روزنامه خبر روز پنج شنبه فهرستی از تعدادی از بازداشتگاه هایی که مدیریت و نظارت بر آن مبهم است را منتشر کرد.براین اساس بازداشتگاه‌ پلیس آگاهی تهران (شاپور)، بازداشتگاه سازمان حفاظت اطلاعات ارتش، بازداشتگاه اماکن، بازداشتگاه‌های حفاظت اطلاعات وزارت دفاع موسوم به 64، بازداشتگاه حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، بازداشتگاه حفاظت اطلاعات سپاه، بازداشتگاه اطلاعات سپاه، بند 209 وزارت اطلاعات در زندان اوین، بازداشتگاه آگاهی در شهرری، بازداشتگاه ستاد مبارزه با مواد مخدر در شهرری،بازداشتگاه کلانتری 160 خزانه، بازداشتگاه آگاهی ورامین، بازداشتگاه آگاهی شهریار، بازداشتگاه مبارزه با مواد مخدر شهریار و بازداشتگاه دادسرای ناحیه 7 دادگاه انقلاب و در حوادث اخیر دو نام جدید نیز بر سر زبان‌ها افتاد، بازداشتگاه کهریزک و منفی چهار وزارت کشور.
اینها تعدادی از بازداشتگاه ها مبهم تنها در تهران و شهرهای استان تهران هستند که به نوشته روزنامه خبر « وضعیت مدیریتی آنها با ابهام مواجه است.»
این بازداشتگاه ها اغلب خارج از بازرسی و نظارت سازمان زندان هاست و در برخی مواقع مخفی هستند.در سال 78 وزارت اطلاعات بازداشتگاه مرکزی قدیمی اش یعنی « بازداشتگاه توحید» واقع در خیابان کوشک حوالی توپخانه را تعطیل و عنوان آن را از زندان توحید به «موزه عبرت‌» تغییر داد،اما نگاهی به این فهرست بازداشتگاه های شناخته شده در تهران خبر میدهد که موزه های عبرت بسیارند.
تهدید حمله به دفتر روزنامه اعتماد ملی در نماز جمعه
یکی از شرکت کنندگان در نماز جمعه دیروز ، پس از خاتمه نماز فوراً خود را به یک کامپیوتر رساند تا اقدام احتمالی حزب الله و بسیجیان را در تهاجم به دفتر روزنامه اعتماد ملی گزارش دهد. او در گزارش خود نوشته است که: امروز ساعت ۹ رفتم به سمت دانشگاه تا بتونم برم تو جایگاه. ساعت ۱:۱۰وقتی داشتن احمد آقا شکر می خوردن , ومی گفتن که نامه کروبی جشن آمریکا اسراییل و بیگانگان بود یه اعلامیه پخش کردن و دست به دست میچرخوندن که می خوان فردا برن دفتر روزنامه اعتماد ملی رو بگیرن موبایلم رو نذاشتن ببرم تو وگرنه عکس می گرفتم که نوشته بودانصار حزب الله می داند تا تریبون های بیگانه و اشخاصی مثل کروبی دروغگو و خاتمی می توانند سخن بگویند اغتشاشات ادامه پیدا خواهد کرد فردا ساعت ۴ عصر جلوی تریبون بیگانه (روزنامه اعتماد ملی)بعد از پل کریمخان نظر بدهید بگویید چه کار کنیم؟اگر به درون روزنامه ریختند چه کنیم؟پیشنهاد دهید
پیشروی «جنبش رنگین کمان» و تاکتیکهای قدیمی حکومتی – احمد فارسی

سیاست «موازی سازی» در تاریخ جمهوری اسلامی ید طولایی دارد. یکی از مثال های این «موازی سازی» ایجاد گروهی بعنوان «اصلاح طلبان اصولگرا» بود. درست در زمانیکه حذف کامل «اصلاح طلبان» از حکومت زمینه سازی و برنامه ریزی می شد، مطبوعات اصولگرا «تعامل دولت با اصلاح طلبان» را تبلیغ می کردند که چیزی جز نشست چند اصولگرا با هم نبود که بعضاً خود را با عنوان «اصلاح طلبان اصولگرا» می خواندند. جالب اینکه در همان جلسه متفقاً به اصلاح طلبان واقعی بعنوان «تعداد معدودی عوامل دوّل خارجی» بد و بیراه می گفتند.

اگر بخواهیم کمی دورتر برویم، تشکیل «شوراهای اسلامی کارگران» بود، هنگامیکه به شوراهای مستقل کارگری حمله کرده و با بازداشت و بعضاً اعدام رهبرانش، اعضا آن را مجبور به انحلال آن نهاد می کردند. جالب اینکه هنوز شوراهای مستقل کارگری منحل نشده، با شورای اسلامی کارگران می نشستند و قرارداد بردگی کارگران را امضا می نمودند و در بوق تبلیغاتی خود «توافق دولت و کارگران» را می دمیدند و در بیانیه پایانی نمایندگان شورای مستقل کارگران را بعنوان «عوامل ضد کارگری» محکوم می کردند.

مثال دیگری که یکی دو سال است که مرسوم شده بود، ساختن «انجمن های اسلامی دانشگاه ها» طرفدار دولت احمدی نژاد بود که به موازات «انجمن های اسلامی» دفتر تحکیم عَلَم می کردند و سپس «دیدار احمدی نژاد را با استقبال پر شور اعضا انجمن اسلامی دانشگاه فُلان و بهمان» همراه با تصویر و فریادهای «یار امام در آمد» از صدا و سیما پخش می کردند و هنگامیکه احمدی نژاد و یا نمایندگانش به «عوامل نفوذی ضد دانشجو» حمله میکرد، فریاد «مرگ بر منافق» سر می دادند.

و اما نزدیکترین مثال این تاکتیک فرسوده همان تظاهرات موازی یکشنبه 24 ام خرداد در میدان ولیعصر بود که هواداران احمدی نژاد را از اقصا نقاط ایران جمع کردند و با توزیع پرچم های سبز میان ایشان، در مقابل «جنبش سبز» موازی سازی کرده و در همانجا، احمدی نژاد، مردم ایران را «مشتی خَس و خاشاک» و اغتشاشگر معرفی کرده و طرفداران موازی موسوی نیز برایش کف زدند.
با چنین خاطرات و پیش زمینه ای با مطلبی از آقای عربشاهی در سایت «اصلاح طلب» و «جنبش سبزی» عصرنو مواجه شدم. در این مطلب که با عنوان «تأملی در چیستی جنبش سبز» منتشر شده بود، آقای عربشاهی ادعا کرده است که: «رنگین کمان هفت رنگی از نیروهای سیاسی و اجتماعی با محوریت رنگ سبز در اردوگاه این جنبش مسالمت آمیز برپا شده است. این هویت های ناهمگون بر سر اشتراکاتی حداقلی به هماهنگی نسبی رسیده اند اما اختلافات عمیقی در نگرش، ایدئولوژی و پیشینه تاریخی آنها مشاهده می شود. از یکسو نیاز به تداوم این اتحاد برای پیروزی احساس می شود و از سوی دیگر این نگرانی هست که چشم بستن بر اختلافات سرنوشتی چون انقلاب بهمن 57 را سبب شود و یک گروه آنچنان فربه شود که دیگران را حذف کند.
به نظر می رسد بهترین راهکار احترام به تکثر درونی جنبش و پرهیز از یکپارچه سازی هویت های ناهمگون است. بدیهی است هویت های گوناگون همراه شده در جنبش ضمن آزادی در ابراز دیدگاههای خود باید از تلاش برای ایجاد هژمونی بر جنبش خودداری کنند چرا که نتیجه آن اتلاف انرژی نیروهای جنبش و پراکندگی و دلسردی مردم خواهد بود.»

اولاً بعنوان یکی از نیروهای داخل کشوری «جنبش رنگین کمان» اعلام می داریم که هیچگونه نشست و توافقی با نمایندگان «جنبش سبز» نداشته ایم و اصولاً خود را از «جنبش سبز» نمی دانیم. بنظر می رسد که دوستان «جنبش سبز» به یاد تاکتیک های قدیمی شان افتاده و در درون خود یک «جنبش رنگین کمان» موازی راه اندازی کرده باشند.

ثانیاً، همین «خود محوری» و انحصار طلبی رهبران «جنبش سبز»، همراه با تاریخچه ی رفتارهای دیکتاتوری شان در زمان بهره بری از نیروی سرکوبگر حکومتی بود که ما را بر آن داشت تا حساب خود را از ایشان جدا کرده و به «جنبش رنگین کمان» بپیوندیم. بنا بر این اعلام می داریم که «جنبش رنگین کمان» به هیچ عنوان «جنبش سبز»، خواسته های محدود درون حکومتی و رهبرانشان را محور فعالیت های خود نمی داند و تنها تا زمانی ایشان را تحمل می کند که در عمل، و در خیابان ها و تجمعات اعتراضی، با مردم پیش روند. هر آن که رهبران این جنبش اعلام رسیدن به توافقی را با حکومت جمهوری اسلامی اعلام کنند و از ما بخواهند که به اعتراضات خود برای رسیدن به حقوق دمکراتیک مان خاتمه دهیم، با آنها همان کار را خواهیم کرد که با دولت کودتا کرده و می کنیم.

ثالثاً، آقای عربشاهی، سناریوی «موازی سازی» را تا به آخر پیش برده و همزمان با اعلام «رسیدن به توافق با جنبش رنگین کمان» موازی، «جنبش رنگین کمان» واقعی را مورد تهمت و اتهام قرار داده و می نویسد: « گروهی از فعالان که عمدتا ساکن خارج از کشور هستند بر عبور سریع از موسوی و اندیشه های او تاکید می کنند تا خود پرچم رهبری مبارزات مردمی برای دموکراسی را به دست بگیرند.» تا آنجایی که مثال قدیمی «کافر همه را به کیش خود پندارد» صادق است، این تهمت و اتهام آقای عربشاهی را می توان بخشید. اما این اتهامات «هژمونی طلبی» و «خواست رهبری انحصاری» در شرایطی مطرح می شود که شرکت کنندگان در «جنبش رنگین کمان» اعلام کرده اند که این جنبش را برای تقابل با «تکصدایی» و «تک رهبری» و «تک خواسته ای» تشکیل داده اند. بنابر این، دروغ را نمی توان بخشید.

به هر حال این اقدام «جنبش سبز»، یعنی موازی سازی و تبلیغات و ادعاهای دروغ، کفه ترازوی اعتماد سازی را به نفع کسانی تغییر می دهد که معتقدند «جنبش سبز»ی ها هیچ تغییری با زمان گذشته خود نکرده اند و اگر دوباره صاحب قدرت سرکوب حکومتی بشوند، ایشان خواهند بود که چماقداران و لباس شخصی هایشان، چون گذشته، به جان مردم خواهند انداخت. به هر حال ما چشمان خود را باز نگاه داشته و مراقب پشتمان خواهیم بود.
انتشار از «ندای سرخ» 24 مرداد 1388

  • Share/Bookmark