کارگران کمونیست ایران

جمهوری شورایی تنها شکل حکومت کارگری است

بایگانی برای آذر ماه ۱۳۸۸

نقش انتخاباتِ دورة دَهم ریاست جمهوری در جنبش انقلابی – احمد فارسی

بدست admin • ۳۰ آذر ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬دسته‌بندی نشده

2008-07-26-workers-fistBW.thumbnail
پس از تشدید بحران سرمایه داری جهانی و عواقب آن در نظام سرمایه داری ایران، از قبیل سقوط قیمت و درآمدهای نفتی و سیر خارق العادة ورشکستگی کارخانجات و شتاب فزایندة روند بیکاری عمومی، و نتیجتاً رشد مضاعف مبارزات صنفی طبقه کارگر همراه با تلاشهای حکومت دیکتاتوری برای سرکوب و تحمیل خفقان بر جامعه ، کمتر کسی بود که در انتظار وقوع انفجاری عظیم در این شرایط نبوده باشد. عموم اندیشمندان و فعالانِ سیاسی و اجتماعی، از هر طبقه و باوری، در این باره سخن می گفتند و هشدار می دادند. در میان فعالان کارگری و نیروهایِ سیاسی چپ در داخل کشور نیز کمتر کسی بود که این حقیقت را منکر شود. با هر کسی که صحبت می کردید نیازی به آوردن آمار و استدلالات منطقی برای توجیه شرایط و مجابشان به این باور نمی دیدید، چرا که شنوندگان تان، با تمام وجودشان، فضای تشنج و بی قراریِ اجتماعی را حس کرده بودند. دیگر، صحبت بر سر «احتمالِ انفجار» نبود، بلکه تخمینِ «زمان وقوع» و پیش بینی «عامل مشتعل کننده» اش موضوع بحث شده بود. اما، پس از آغاز فوران و وقوع انفجار، آنچه که تحلیلگرانِ چپ را در مورد جنبش انقلابی مردمی به بیراهه کشاند، شکل ویژه «جرقه» ای بود که آن را حادث کرد. قبل از آنکه بخواهیم به چگونگی و کیفیّت لحظة اشتعال بپردازیم باید به یاد داشته باشیم که منشاء و منبع جنبش انقلابی مردم ایران همانا شرایط تاریخی ای است که در نتیجة سیر تحولات پیشین و تشدید تضادهای بنیادین طبقاتی تکامل یافته بود. پس، وقایع مربوط به انتخاباتِ دورة دهم ریاست جمهوری اسلامی، به رغم گزافه گویی و انتساب نقش غلو آمیزی که رهبران اصلاح طلب و هوادارانشان مایلند به آن دهند، تنها بر مبنایِ چنین بستری توانست تبدیل به جرقه اولیة چنین جنبشی شود.

مبارزات انتخاباتی جناح های حکومت اسلامی زمانی موفق به جذب نیروهای مردمی و بخصوص جوانان بیکار و دانشجویان شد که شکاف عمیق میان طرفین در مناظراتِ تلویزیونی شان عیان گشت. توسل احمدی نژاد به افشاگریِ فساد مالی جناح رقیب و بخصوص باند هاشمی رفسنجانی، و تعمیم آن به ناطق نوری، اصولگرا و از یاران بیت خامنه ای، و سپس عکس العمل شدید رقیب و افشاگری های متقابل از فساد مالی در دولت احمدی نژاد، هر چند که سیر وقایع خلافِ آن را ثابت کرد، اما در آن مقطع مردم را به تأثیرگذار بودنِ آن قانع نمود. با تنفری که دیکتاتوری نظامی عریان احمدی نژاد در میان مردم و بخصوص جوانان و دانشجویان برانگیخته بود، طبیعی بود که نیروهای تازه به میدان آمده جذب ستادهای انتخاباتی جناح اصلاح طلب شوند. موسوی و کروبی نیز با آگاهی به احتمال روی آوریِ جناح مقابل به تقلب و تخلفاتِ انتخاباتی، و برای تنگ تر کردن فضایِ انتخاباتی بر چنین اقداماتی، از این نیروهای پر انرژی در تبلیغاتِ وسیع خیابانی و در نهایت، تظاهرات هایِ تبلیغی توده ای استفاده کردند. این تظاهرات های خیابانی در هفتة نهایی تبلیغات انتخاباتی بود که جوانان را با خیابان آشنا ساخت. رادیکالیزم نهفته در اقداماتِ توده ای در همان زمان هم به حدی بود که در برخی از فعالان چپ و کارگری توهم ظهور دوران انقلابی را ایجاد نمود. اما آنچه که این رفقا به آن توجه نداشتند، وابستگی کامل این جریانات به رهبران اصلاح طلب و تشکلات انتخاباتی شان بود. این ستادهایِ انتخاباتی موسوی و کروبی بودند که این تظاهرات ها را سامان داده، شعارهای آن را تعیین کرده و در طول وقوع ناظر بر اجرایشان بودند.

در تاریخ مبارزه طبقاتی، این اولین باری نبود که اختلافاتِ درونی بورژوازی، عامل «مردم در خیابان» را واردِ معادلات و معاملات سیاسی می نمود. تاریخ چنین اقداماتی به گذشته های دور، یعنی به قرن چهاردهم و کشتار روز «سن بارتلامی» در پاریس بر می گردد. به جرأت می توان گفت که بسیاری از انقلاب های اجتماعی آغاز خود را به درگیری جناح های درون حکومتی و آشنایی توده های مردمی با مبارزات «خیابانی» مدیونند. و این همان اتفاقی بود که در دوران انتخاباتِ دور دهم ریاست جمهوری در تهران افتاد.

اما، در روز پس از انتخابات، همه چیز تغییر کرد. با اعلام «پیروزی» احمدی نژاد در انتخابات، موسوی با آگاهی نسبی از روحیات توده های مردم، فوراً در پشت دوربین ظاهر گشت و پس از اعلام عدم تمکین به اعلان رسمی وزارت کشور به توده های هوادارش «هشدار» داد که از آمدنِ به خیابانها خودداری کنند. او گفت:” آنها می خواهند با سرکوبِ تظاهرات های خودبخودی و اقدامات بی تدبیرانه، قائله یِ مخالفت با کودتا را بخوابانند.» اما، این تذکرات تأثیری در کنترل احساسات جریحه دار شدة جوانان نکرد. ایشان در مقابل نصایح و هشدارهای مسئولان ستادهای انتخاباتی به پرهیز از اقداماتِ «بی تدبیرانه» می گفتند که برای ستاندن حق خود به خیابان می روند و نه برای حمایت از یک یا هر دو کاندیدایِ شکست خورده! در این مقطع بود که حضور «توده ها در خیابان» نه تنها مستقل از رهبری جناح اصلاح طلب حکومتی، بلکه به رغم توصییه های آنان صورت می گرفت و همین جدا شدن و استقلال تحرکاتِ توده ای از رهبری اصلاح طلبان حکومتی سرآغاز روند انقلابی مبارزات مردمی گشت. دیدیم که چگونه با فاصلة سه روز، میلیون ها تودة ناراضی از تمامی رده های درآمدی، سنّی، قومی و جنسیّتی، باز هم علیرغم توصییه های رهبری اصلاح طلب به جمع جوانان و دانشجویان پیوستند. و دوباره، در روز سی ام خرداد برای شکستن حکم تیر خامنه ای در تقابلی قهرآمیز با نیروهای مسلح و سرکوبگر به مقابلة قهرآمیز روی آورده و برای چند هفته شهر تهران را در فضا و شرایط انقلابی فرو بردند.

متأسفانه این واقعیّت از دید بسیاری از تحلیلگران چپ مخفی ماند. آنها نتوانستند وجه تمایز و تعیین کنندة استقلال حرکت توده ها از رهبری جناح های حکومتی را تشخیص دهند. به همین خاطر نیز تحلیل های ایشان نتوانست در بر گیرندة جهش دیالکتیکی در این مبارزات باشد. آنها با دنباله روی و باور به ادعاهایِ پوچ و تحلیلهای متافیزیکی مفسرین و تحلیلگران لیبرال، این مبارزات انقلابی را دنبالة همان تظاهرات های انتخاباتی تصوّر کرده و از تشخیص واقعیّات دور ماندند. اما، اگر در روزهایِ نخستین می شد این عدم تشخیص را به دوری از میدان مبارزه و زندگی انزواگرایانه یِ روشنفکری نسبت داد، اصرار بر چنین تشخیص اشتباهی، بخصوص در مقطع کنونی که استقلال این جنبش از جناح های حکومتی کاملاً عیان گشته است، چیزی جز کور ذهنی در اثر منافع طبقاتی شان نمی تواند باشد.

  • Share/Bookmark


در ستایش اتحاد- س٫ شایان

بدست admin • ۳۰ آذر ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬دسته‌بندی نشده

etehad
اتحاد در تعریف به مفهوم يکي شدن و يگانگي کردن ، يک رنگي ،يگانگي ،يکدلي ، يک جهتي . موافقت در امری و… آمده است. برای ما که ساختن دنیای بهتر،الغای ستم طبقاتی و استثمار انسان از انسان را وجه همت خود قرار داده ایم و می خواهیم قبل از هرچیز انسان خود اختیاردار خویش باشد، چاره ای جز اتحاد با کسانی که کمابیش چون ما می اندیشند نداریم.
از آنرو که جامعه مورد نظر ما نیز جامعه ای مبتنی بر اتحاد داوطلبانه و آزاد افراد ستم ستیز و ناستمگر است ، درواقع اتحاد امروزی سنگ بنای جامعه فرهمند فردا خواهد بود. یک درواقع دیگر نادانی ما نسبت به زمان تحقق چنین جامعه ای است : فردا، ماه آینده، سال آینده، قرن آینده …؟ ما اعتراف می کنیم که نمی دانیم و همزمان معترفیم که در تحقق اش شک نداریم. بنابراین اتحاد ما و تلاش لحظه به لحظه ما جدای از ساختن جامعه مورد نظر نیست زیرا اتحاد و تلاش، موجب افزایش بلاگسست ظرفیت ، اراده و آگاهی ما نسبت به بیان اجتماعی ضرورت های پیش رونده خواهد شد.
ما برای بسط آگاهی، تحکیم اراده برای تغییر مستمر و افزایش ظرفیت فردی و جمعی در جهت لغو بردگی ، نادانی، خرافه پرستی ، دروغ و نفرت انسانهای هم سرنوشت از یکدیگر مبارزه می کنیم و در این راه هر ضربه ای به بنیان حاکمیت ِ حافظ منافع طبقات استثمارکننده و غارتگر فی النفسه مبارزه در این مسیر خواهد بود. پیش نیاز این مبارزه – بی شک – وحدت، همدلی و همراهی است.
سویه عمومی مبارزات جاری، با توجه به شعارهای مردم در اعتراضات خیابانی، آزادیخواهانه و برابری طلبانه است. علیرغم رادیکالتر- در معنای پرداختن به ریشه ها – شدن تدریجی خواستها که از قضا موجب هراس اقتدارگرایان و اصلاح طلبان شده است ، هنوز به طور قطعی نمی توان پدیداری افق روشن برای آینده را به مردم وعده داد. تا پاگیری صف متحد نیروهای چپ و رادیکال که بتوانند مهر مستقل خود را بر پیشانی جنبش جاری بکوبند و تا طرح مستقلانه خواستهای طبقات تحت ستم، کنشهای سیاسی رسمی و بی محتوا حرف نخست را خواهند زد هرچند که رزمندگی را پیشه خود کنند.بی شک هم اینک سیاست در بحران است، همان طور که دولت در بحران است. دره هر دم شکافته تر شونده مطالبات مردم و آنچه قدرت سیاسی انجام می دهد، یا ناتوان از انجام آنهاست، لحظه به لحظه افزون تر می گردد. این بحران سیاسی که بحران ایدئولوژیک نیز هست می تواند برای شکل گیری وحدت نظری و عملی طیف چپ فرصت مناسبی باشد.
جنبش حاضر در دو سطح که تا درجات معینی در هم موثرند، جریان دارد. در سطح ظاهری جنگ پوسترها ، شعارها ، نمادها و دراعماق نیازها و مطالبات واقعی مردم را می توان دید. برای ساماندهی و رسمیت بخشیدن به این مطالبات و مهمتر از همه بدست آوردن آنها اتحاد عمل بر سر برنامه حداقل مرحله ای از سوی همه نیرو های درگیر در مبارزه ضروری است.
به نظر می رسد با رادیکال تر شدن جنبش ، سویه غالب آن بتدریج مقهور اراده گرایی کور می شود. استراتژی کنونی حاکمیت احیای ارتجاع از رمق افتاده و دور کردن جنبش از رادیکالیسم است که نتیجه آن در صورت موفقیت چیزی جز نادیده گرفتن خواست مردم و ناشنیده گذاشتن شعارهای انسانی و دمکراتیک نخواهد بود. راندن تدریجی جنبش از موقعیت حمله به مبانی استبداد و دیکتاتوری به موضع دفاع از نمادهای ارتجاع خواست حاکمیت است و به بهانه خنثی کردن ترفند رژیم نباید گرفتار چنین دامی شد. بلوای اخیر بر سر پاره کردن عکس خمینی، در همین راستا و با هدف به حاشیه راندن مطالبات مردم انجام می گیرد . اگر هدف ثانوی این اقدام آماده کردن زمینه برای حذف رهبران اسمی جنبش سبز باشد بوضوح نشانگر گیجی و سردرگمی حاکمیت در سیاست مقابله با مردم است. دستگیری و حتا حذف آنها نتیجه ای جز تعمیق جنبش نخواهد داشت … این اما به معنی افتادن رهبری بدست عناصر رادیکال نیست. این امر می تواند عناصر میلیتانت جنبش سبز را به فرافکنی کینه و نفرت در ماجراجویی های کور بکشاند و مبارزه طبقاتی را تابع خود کند.
برای خنثی کردن سیاست کنترل و سپس نابود کردن جنبش از سوی حاکمیت راهی جز پیشروی بی وقفه و حفظ موضع دفاع از حقوق مردم نیست. هر ضربه ولو کوچک به ساختار دروغ و غارتگری حاکمیت ، چه در خیابان و چه در دانشگاهها و ترجیحا ً در مراکز کار و تولید ، نگهداشتن شعله امید به فردایی بهتر است. امید و باور داشتن به آزادی و دمکراسی – هر چند در ذهن – بهتر از پذیرفتن انقیاد و بردگی و گردن نهادن تسلیم طلبانه به حاکمیت های استبدادی در عرصه نظر و عمل است.

متحدانه شعله امید را برافروخته نگهداریم و به مردم اطمینان دهیم که این شاخ و شانه کشیدن ها ادامه همان پاچه گرفتن های خامنه ای و احمدی نژاد در ماهها و هفته های گذشته است و نتیجه ای جز فرو رفتن بیشتر حاکمیت در منجلاب سقوط و تباهی نخواهد داشت.

  • Share/Bookmark


«پروژه محرم» از سه دیدگاه-رامین رحیمی

بدست admin • ۳۰ آذر ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬دسته‌بندی نشده

Hand
ماه محرم فرارسید! بنابر فرهنگ خرافی و تعصبات مؤمنان شیعه مذهب، چنین ماهی مناسبترین موقعیّت برای کسانی است که بخواهند از احساسات و تعصبات مذهبی عوام برای دستیابی به منافع و اهداف ارتجاعی خود سوء استفاده کنند. متأسفانه، باید اذعان داشت که با وجود آگاهی مردم ایران از تاریخ هزار و چهارصد ساله یِ بهره برداری حاکمان خونخوار از چنین موقعیّت هایی علیه زحمتکشان جامعه، باز هم میلیونها نفر از مردم و بخصوص جوانان مان جذب تکایا و هیئت های «عزاداری حسینی» خواهند شد و با افراط در تظاهر «مؤمنانه» با یکدیگر به رقابت خواهند پرداخت و با این عمل، احساساتِ تعصب آمیز مذهبی را در سطح جامعه به اوج خود خواهند رساند. اما، ماه محرم 1431 (1388) در شرایطی واقع می گردد که آن را از مراسم سالهای گذشته متمایز می سازد. ویژه گی این ماه محرم نسبت به سالهای گذشته را باید در صف آرایی طبقات مختلف اجتماعی در مقابل یکدیگر ، و حادتر شدن تضادهای ایشان یافت. ماه محرم 1431 (1388) در مقطعی فرا رسیده است که جنبش انقلابی مردم از رکود 30 ساله یِ خود خارج گشته و ارکان و اساس این نظام را زیر بار ضربات انقلابی خود برده است. پس طبیعی است که جناح های مختلف طبقه حاکمه جمهوری اسلامی، که سال ها با عوامفریبی، برای پیشبرد اهداف ضد انقلابی و ضد مردمی خود بر احساسات و تعصباتِ مذهبی کورکورانه مردم تکیه کرده اند، اقداماتِ ویژه ای را طراحی کنند.
جنبش انقلابی مردم، در سطح کنونی خودآگاهی اش، انهدام حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی را هدف خود قرار داده است. این جنبش در 16 آذر امسال پیگیرانه خواست های خود را دنبال کرد و نشان داد که در شرایط کنونی آماده یِ پذیرش هیچگونه سازشی نیست. مردم با سر دادن شعار «موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س» و پاره کردن تصاویر والیانِ فقیه این نظام، یعنی خمینی و خامنه ای، بار دیگر بر استقلال خود از جناح های حکومتی تأکید کردند. مسلماً چنین اظهار وجود و موضعی از طرف مردم بپاخاسته هراسی بر دل هر دو جناح حکومتی انداخت و ایشان را مجبور به طراحی عکس العمل هایِ مناسب با موقعیّت و اهدافشان نمود.
برای جناح نظامی – امنیّتی حاکم، محرز شد که برای حفظ موقعیّت بلا منازع خود در هرم قدرت می بایست ابتکار عمل را از دست جنبش مردمی ربوده و خود را در مقام مهاجم بنشاند. اما برای ایجاد چنین تغییر و چرخش عظیمی در شرایط سیاسی کنونی، می بایست از طرفی بتواند روحیه نیروهایِ میدانی خود را دچار تحولی اساسی کند و ایشان را نسبت به توانایی و توفیق خود در سرکوب قطعی جنبش مردمی مطمئن سازد. و از طرف دیگر، جناح مخالفان اصلاح طلب خود را به لزوم چنین سرکوب خونین و گسترده ای قانع نماید تا حداقل در موضعی انفعالی قرار گیرند. تنها در چنین صورتی است که این جناح می تواند با دستی باز و خیالی آسوده یورشی همه جانبه را علیه جنبش مردمی سازمان دهد. به همین دلیل، سعی کرد تا در وحله یِ اول، با پیراهن عثمان کردنِ عکس پاره یِ خمینی در تظاهرات 16 آذر و سوء استفاده از آخرین قطرات حس همدردی با «امام» در میانِ نیروهایِ حامی خویش، ایشان را در تظاهراتی زیر پوشش «اعتراض به هتّاکان به خمینی و فتنه گران» جمع کند. همچنین، اصلاح طلبان که مدعی میراث سیاسی خمینی و «خط امام» هستند را نیز با قرار دادن شان در موقعیّت آچمز سیاسی، به حمایت از این اقدام فراخواند، و کوشش کرد تا با سازماندهی تظاهراتی «میلیونی» با حمایت اصلاح طلبان، در نیروهای انقلابی روحیه یِ «انزوا» را بوجود آورد تا از شتاب رشد یابنده ی جنبش انقلابی بکاهد. و در قدم بعدی، با تداوم تبلیغات خویش در طول ماه محرم و گسترش تجمعات «حمایت از خمینی» به محله ها و تکایا، جنبش انقلابی را در موضعی دفاعی قرار دهد.
جناح نظامی – امنیّتی حاکم، برای اجرایِ «پروژه محرم» خود روز جمعه، 27 آذر را تعیین نمود. و همانطور که دیدیم، در همان قدم اول به شکل مفتضحانه ای شکست خورد. نتیجه یِ چنین شکستی نیز چیزی جز ضربه ای هولناک به روحیه یِ طرفداران و نیروهایِ میدانی شان نیست. اما، در عین حال توانست بخشی از رهبران اصلاح طلب را گمراه نموده و با خود همراه سازد. دیدیم که اعلامیه هایی بنام «جنبش سبز» صادر شد که مردم را به شرکت در تظاهراتِ حکومتی دعوت می کرد. اما، اکثریت قریب به اتفاق مردم هوشیارتر از آن بودند که فریب این تاکتیک را خورده و با دست خود شرایط سرکوب جنبش خود را فراهم سازند.
البته در میان حکومتیان تنها جناح نظامی – امنیتی نیست که برای سوء استفاده از احساسات و تعصبات مردمی در ماه محرم برنامه ریزی کرده است. جناح اصلاح طلب نیز که بخصوص در سه تظاهرات اخیر «روز قدس»، «سیزده آبان» و «16 آذر» اعتبار و محبوبیّت خود در میان مردم را از دست رفته می بیند، برای بهره برداری از اوجگیری احساسات مذهبی مردم در ماه محرم برنامه ریزی نمود تا بتواند آب رفته را به جوی بازگرداند و موقعیّت خود را در جنبش مردمی تقویّت نماید.
به همین منظور برنامه هایی با عنوانِ «محرم سبز» طراحی کرد که بیشتر رنگ مذهبی دارد تا رنگ اعتراضات سیاسی! طبق دستورالعمل های مندرج در این اعلامیه ها و فراخوان ها، به مردم توصیه شده است تا در تکایا و هیئت ها حضور یافته و افشاگری هایِ خود را به «شناساندنِ شهدایِ سبز» و شیوه ی جانباختن ایشان اختصاص دهند. حتی در برخی از این اعلامیه ها، روزهای اول تا هشتم ماه محرم را به شناساندنِ گروه های مشخصی از جانباختگان راه آزادی بعنوانِ «شهدای سبز» تقسیم کرده اند تا بدینوسیله از احساساتِ «شهید پرستی» مردم استفاده کنند و ایشان را برای برگزاری تظاهرات های سراسری در روزهای تاسوعا و عاشورا آماده سازند. همچنین توصیه کرده اند که در دو روز چهارم و پنجم دیماه نیز مردم به پشت بام ها بازگشته و شعار الله اکبر سر دهند. بنابراین می بینیم که از این طریق ایشان می خواهند با استفاده از احساسات مذهبی مردم در چنین روزهایی آنها را دوباره با شعارها و راهکارهای «سبز» آشتی دهند و از سر ریز شدن شعارها و مبارزات مردمی در کانالهای ساختار شکنانه باز دارند. این تاکتیک رهبران اصلاح طلب زمانی عریان می گردد که ما به یاد آوریم در ماه های اخیر، مبارزات مردمی بصورت خودجوش در مکان هایی که به هر دلیلی جمعی از مردم حضور می یافتند به تظاهرات سیاسی با شعارهای ضد حکومتی و ساختارشکنانه تبدیل می گشت. بنابراین، طبیعی بود که با ازدحام مردم در تکایا و هیئت ها نیز همین واقعه تکرار و جمعهای مذهبی به جمعهای معترضین سیاسی و تظاهرات های خیابانی تبدیل گردند. پس تنها کاربرد «طرح محرم سبز» محدود کردن شعارها و اقداماتِ مردمی به چهارچوب قابل پذیرش حاکمیّت مذهبی و در جهت منافع رهبران اصلاح طلب خواهد بود.
امیدواریم همانطور که مردم در شناسایی ماهیّت مرتجعانه یِ «پروژه محرم» جناح نظامی – امنیتی هوشیاری نشان داده و با عدم شرکت در آن ضربه یِ کاری ای به حاکمیّت دیکتاتوری وارد نمودند، در مورد «پروژه محرم سبز» نیز به همانگونه عمل کرده و طرح خواسته های دمکراتیک خود در شعارها و تجمعاتِ این ماه، راه سازش ناپذیری در استقرار نظامی دمکراتیک را پیگیرانه دنبال کنند.
با وجود عدم انسجام نیروهای آگاه انقلابی در شرایط کنونی نمی توان انتظار داشت که عملکرد مردم بر اساس خطّی واضح و روشن به سمت انهدام ماشین دیکتاتوری طبقه حاکمه باشد، اما ایجاد چنین انسجامی در کوتاه مدت میسر نیست و ما نمی توانیم ارائه راهکارهای لازم در این جهت را به زمان تحقق چنان انسجامی محول کنیم. آنچه که واضح و مبرهن است لزوم استفاده از هر موقعیّتی برای متشکل تر کردن جمعیّت های طبقاتی و مردمی، و گسترده تر و فراگیر کردن خواسته های دمکراتیک است. بنابراین می توان «پروژه انقلابی محرم» را بصورتِ زیر مطرح نمود:
1. ار آنجاییکه تکایا و هیئت ها بر اساس محله ها سازمان می یابند، قشر آگاه تر مردم که هم اکنون در این مبارزات درگیر می باشند (یاران خیابانی)، باید چشم خود را برای شناسایی نیروهای مردمی بالقوه انقلابی باز کرده و در این روزهایی که احساساتِ همکاری و همبستگی مردمی تشدید می شود، در جهت ایجادِ روابط مبارزاتی خود را به ایشان نزدیکتر سازند تا بتوانند پس از ماه محرم نیز آنان را در مبارزات گروهی خویش درگیر کنند.
2. «یاران خیابانی» می بایست در سخنان، شعارها و مبارزات خود به همان شیوه و روشی که قبل از ماه محرم اتخاذ کرده بودند ادامه داده و از محدود ساختن افشاگری های خود به «شهادت پرستی» و شعائر مذهبی خودداری کنند و از این موقعیّت استثنایی برای طرح خواسته های حداکثری خود استفاده نمایند.
3. نباید فراموش کرد که مبارزات ما برای استقرار حاکمیتی دمکراتیک که تضمین کننده یِ آزادی سیاسی و اجتماعی مان است درازمدت بوده و نیاز به فعالیت های گسترده ای دارد. بنابراین می بایست از چنین موقعیّتی برای کار آگاهگرایانه و افشاگرانه در سطوح محلی و عمومی استفاده برد. نقش نگارش، تهیه، انتشار و توزیع متونی بصورت شبنامه همواره از ابزارهای مؤثر در این راستا بوده است.
پس ماه محرم 1431 (1388) را به ماهی انقلابی تبدیل کنیم و امیدوار باشیم که آینده ای آزاد در انتظار ماست.

مرگ بر دولت سرمایه دار!
نان، مسکن،آزادی – جمهوری شورایی!

  • Share/Bookmark


خبرنامه ندای سرخ شماره ۱۲۵

بدست admin • ۳۰ آذر ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1
خبرنامه ندای سرخ شماره 125
«پروژه محرم» از سه دیدگاه
رامین رحیمی

ماه محرم فرارسید! بنابر فرهنگ خرافی و تعصبات مؤمنان شیعه مذهب، چنین ماهی مناسبترین موقعیّت برای کسانی است که بخواهند از احساسات و تعصبات مذهبی عوام برای دستیابی به منافع و اهداف ارتجاعی خود سوء استفاده کنند. متأسفانه، باید اذعان داشت که با وجود آگاهی مردم ایران از تاریخ هزار و چهارصد ساله یِ بهره برداری حاکمان خونخوار از چنین موقعیّت هایی علیه زحمتکشان جامعه، باز هم میلیونها نفر از مردم و بخصوص جوانان مان جذب تکایا و هیئت های «عزاداری حسینی» خواهند شد و با افراط در تظاهر «مؤمنانه» با یکدیگر به رقابت خواهند پرداخت و با این عمل، احساساتِ تعصب آمیز مذهبی را در سطح جامعه به اوج خود خواهند رساند. اما، ماه محرم 1431 (1388) در شرایطی واقع می گردد که آن را از مراسم سالهای گذشته متمایز می سازد. ویژه گی این ماه محرم نسبت به سالهای گذشته را باید در صف آرایی طبقات مختلف اجتماعی در مقابل یکدیگر ، و حادتر شدن تضادهای ایشان یافت. ماه محرم 1431 (1388) در مقطعی فرا رسیده است که جنبش انقلابی مردم از رکود 30 ساله یِ خود خارج گشته و ارکان و اساس این نظام را زیر بار ضربات انقلابی خود برده است. پس طبیعی است که جناح های مختلف طبقه حاکمه جمهوری اسلامی، که سال ها با عوامفریبی، برای پیشبرد اهداف ضد انقلابی و ضد مردمی خود بر احساسات و تعصباتِ مذهبی کورکورانه مردم تکیه کرده اند، اقداماتِ ویژه ای را طراحی کنند.
جنبش انقلابی مردم، در سطح کنونی خودآگاهی اش، انهدام حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی را هدف خود قرار داده است. این جنبش در 16 آذر امسال پیگیرانه خواست های خود را دنبال کرد و نشان داد که در شرایط کنونی آماده یِ پذیرش هیچگونه سازشی نیست. مردم با سر دادن شعار «موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س» و پاره کردن تصاویر والیانِ فقیه این نظام، یعنی خمینی و خامنه ای، بار دیگر بر استقلال خود از جناح های حکومتی تأکید کردند. مسلماً چنین اظهار وجود و موضعی از طرف مردم بپاخاسته هراسی بر دل هر دو جناح حکومتی انداخت و ایشان را مجبور به طراحی عکس العمل هایِ مناسب با موقعیّت و اهدافشان نمود.
برای جناح نظامی – امنیّتی حاکم، محرز شد که برای حفظ موقعیّت بلا منازع خود در هرم قدرت می بایست ابتکار عمل را از دست جنبش مردمی ربوده و خود را در مقام مهاجم بنشاند. اما برای ایجاد چنین تغییر و چرخش عظیمی در شرایط سیاسی کنونی، می بایست از طرفی بتواند روحیه نیروهایِ میدانی خود را دچار تحولی اساسی کند و ایشان را نسبت به توانایی و توفیق خود در سرکوب قطعی جنبش مردمی مطمئن سازد. و از طرف دیگر، جناح مخالفان اصلاح طلب خود را به لزوم چنین سرکوب خونین و گسترده ای قانع نماید تا حداقل در موضعی انفعالی قرار گیرند. تنها در چنین صورتی است که این جناح می تواند با دستی باز و خیالی آسوده یورشی همه جانبه را علیه جنبش مردمی سازمان دهد. به همین دلیل، سعی کرد تا در وحله یِ اول، با پیراهن عثمان کردنِ عکس پاره یِ خمینی در تظاهرات 16 آذر و سوء استفاده از آخرین قطرات حس همدردی با «امام» در میانِ نیروهایِ حامی خویش، ایشان را در تظاهراتی زیر پوشش «اعتراض به هتّاکان به خمینی و فتنه گران» جمع کند. همچنین، اصلاح طلبان که مدعی میراث سیاسی خمینی و «خط امام» هستند را نیز با قرار دادن شان در موقعیّت آچمز سیاسی، به حمایت از این اقدام فراخواند، و کوشش کرد تا با سازماندهی تظاهراتی «میلیونی» با حمایت اصلاح طلبان، در نیروهای انقلابی روحیه یِ «انزوا» را بوجود آورد تا از شتاب رشد یابنده ی جنبش انقلابی بکاهد. و در قدم بعدی، با تداوم تبلیغات خویش در طول ماه محرم و گسترش تجمعات «حمایت از خمینی» به محله ها و تکایا، جنبش انقلابی را در موضعی دفاعی قرار دهد.
جناح نظامی – امنیّتی حاکم، برای اجرایِ «پروژه محرم» خود روز جمعه، 27 آذر را تعیین نمود. و همانطور که دیدیم، در همان قدم اول به شکل مفتضحانه ای شکست خورد. نتیجه یِ چنین شکستی نیز چیزی جز ضربه ای هولناک به روحیه یِ طرفداران و نیروهایِ میدانی شان نیست. اما، در عین حال توانست بخشی از رهبران اصلاح طلب را گمراه نموده و با خود همراه سازد. دیدیم که اعلامیه هایی بنام «جنبش سبز» صادر شد که مردم را به شرکت در تظاهراتِ حکومتی دعوت می کرد. اما، اکثریت قریب به اتفاق مردم هوشیارتر از آن بودند که فریب این تاکتیک را خورده و با دست خود شرایط سرکوب جنبش خود را فراهم سازند.
البته در میان حکومتیان تنها جناح نظامی – امنیتی نیست که برای سوء استفاده از احساسات و تعصبات مردمی در ماه محرم برنامه ریزی کرده است. جناح اصلاح طلب نیز که بخصوص در سه تظاهرات اخیر «روز قدس»، «سیزده آبان» و «16 آذر» اعتبار و محبوبیّت خود در میان مردم را از دست رفته می بیند، برای بهره برداری از اوجگیری احساسات مذهبی مردم در ماه محرم برنامه ریزی نمود تا بتواند آب رفته را به جوی بازگرداند و موقعیّت خود را در جنبش مردمی تقویّت نماید.
به همین منظور برنامه هایی با عنوانِ «محرم سبز» طراحی کرد که بیشتر رنگ مذهبی دارد تا رنگ اعتراضات سیاسی! طبق دستورالعمل های مندرج در این اعلامیه ها و فراخوان ها، به مردم توصیه شده است تا در تکایا و هیئت ها حضور یافته و افشاگری هایِ خود را به «شناساندنِ شهدایِ سبز» و شیوه ی جانباختن ایشان اختصاص دهند. حتی در برخی از این اعلامیه ها، روزهای اول تا هشتم ماه محرم را به شناساندنِ گروه های مشخصی از جانباختگان راه آزادی بعنوانِ «شهدای سبز» تقسیم کرده اند تا بدینوسیله از احساساتِ «شهید پرستی» مردم استفاده کنند و ایشان را برای برگزاری تظاهرات های سراسری در روزهای تاسوعا و عاشورا آماده سازند. همچنین توصیه کرده اند که در دو روز چهارم و پنجم دیماه نیز مردم به پشت بام ها بازگشته و شعار الله اکبر سر دهند. بنابراین می بینیم که از این طریق ایشان می خواهند با استفاده از احساسات مذهبی مردم در چنین روزهایی آنها را دوباره با شعارها و راهکارهای «سبز» آشتی دهند و از سر ریز شدن شعارها و مبارزات مردمی در کانالهای ساختار شکنانه باز دارند. این تاکتیک رهبران اصلاح طلب زمانی عریان می گردد که ما به یاد آوریم در ماه های اخیر، مبارزات مردمی بصورت خودجوش در مکان هایی که به هر دلیلی جمعی از مردم حضور می یافتند به تظاهرات سیاسی با شعارهای ضد حکومتی و ساختارشکنانه تبدیل می گشت. بنابراین، طبیعی بود که با ازدحام مردم در تکایا و هیئت ها نیز همین واقعه تکرار و جمعهای مذهبی به جمعهای معترضین سیاسی و تظاهرات های خیابانی تبدیل گردند. پس تنها کاربرد «طرح محرم سبز» محدود کردن شعارها و اقداماتِ مردمی به چهارچوب قابل پذیرش حاکمیّت مذهبی و در جهت منافع رهبران اصلاح طلب خواهد بود.
امیدواریم همانطور که مردم در شناسایی ماهیّت مرتجعانه یِ «پروژه محرم» جناح نظامی – امنیتی هوشیاری نشان داده و با عدم شرکت در آن ضربه یِ کاری ای به حاکمیّت دیکتاتوری وارد نمودند، در مورد «پروژه محرم سبز» نیز به همانگونه عمل کرده و طرح خواسته های دمکراتیک خود در شعارها و تجمعاتِ این ماه، راه سازش ناپذیری در استقرار نظامی دمکراتیک را پیگیرانه دنبال کنند.
با وجود عدم انسجام نیروهای آگاه انقلابی در شرایط کنونی نمی توان انتظار داشت که عملکرد مردم بر اساس خطّی واضح و روشن به سمت انهدام ماشین دیکتاتوری طبقه حاکمه باشد، اما ایجاد چنین انسجامی در کوتاه مدت میسر نیست و ما نمی توانیم ارائه راهکارهای لازم در این جهت را به زمان تحقق چنان انسجامی محول کنیم. آنچه که واضح و مبرهن است لزوم استفاده از هر موقعیّتی برای متشکل تر کردن جمعیّت های طبقاتی و مردمی، و گسترده تر و فراگیر کردن خواسته های دمکراتیک است. بنابراین می توان «پروژه انقلابی محرم» را بصورتِ زیر مطرح نمود:
1. ار آنجاییکه تکایا و هیئت ها بر اساس محله ها سازمان می یابند، قشر آگاه تر مردم که هم اکنون در این مبارزات درگیر می باشند (یاران خیابانی)، باید چشم خود را برای شناسایی نیروهای مردمی بالقوه انقلابی باز کرده و در این روزهایی که احساساتِ همکاری و همبستگی مردمی تشدید می شود، در جهت ایجادِ روابط مبارزاتی خود را به ایشان نزدیکتر سازند تا بتوانند پس از ماه محرم نیز آنان را در مبارزات گروهی خویش درگیر کنند.
2. «یاران خیابانی» می بایست در سخنان، شعارها و مبارزات خود به همان شیوه و روشی که قبل از ماه محرم اتخاذ کرده بودند ادامه داده و از محدود ساختن افشاگری های خود به «شهادت پرستی» و شعائر مذهبی خودداری کنند و از این موقعیّت استثنایی برای طرح خواسته های حداکثری خود استفاده نمایند.
3. نباید فراموش کرد که مبارزات ما برای استقرار حاکمیتی دمکراتیک که تضمین کننده یِ آزادی سیاسی و اجتماعی مان است درازمدت بوده و نیاز به فعالیت های گسترده ای دارد. بنابراین می بایست از چنین موقعیّتی برای کار آگاهگرایانه و افشاگرانه در سطوح محلی و عمومی استفاده برد. نقش نگارش، تهیه، انتشار و توزیع متونی بصورت شبنامه همواره از ابزارهای مؤثر در این راستا بوده است.
پس ماه محرم 1431 (1388) را به ماهی انقلابی تبدیل کنیم و امیدوار باشیم که آینده ای آزاد در انتظار ماست.

مرگ بر دولت سرمایه دار!
نان، مسکن،آزادی – جمهوری شورایی!

پاره کردن عکس خمینی در شهر بحران زدة اراک
آژانس ایران خبر: بنا به اخباردريافتي طي چند شب گذشته گروهي از جوانان در خيابانهاي مرکزي اراک تصاوير خميني را ريز ريز کرده و درسطح خيابان پخش كرده اند. شهرداري اراک دراين چند روز سعي کرده است با جمع اوري اين تكه عکس هاي ريزريز شده مانع از آبرو باختن نظام شود . نيروي انتظامي هم با ايجاد گشت هاي شبانه سعي در کنترل اين وضعيت و به دامن انداختن جوانان رادارد . اما تاكنون موفق به دستگيري نشده است .

در ستایش اتحاد
س. شایان

اتحاد در تعریف به مفهوم يکي شدن و يگانگي کردن ، يک رنگي ،يگانگي ،يکدلي ، يک جهتي . موافقت در امری و… آمده است. برای ما که ساختن دنیای بهتر،الغای ستم طبقاتی و استثمار انسان از انسان را وجه همت خود قرار داده ایم و می خواهیم قبل از هرچیز انسان خود اختیاردار خویش باشد، چاره ای جز اتحاد با کسانی که کمابیش چون ما می اندیشند نداریم.
از آنرو که جامعه مورد نظر ما نیز جامعه ای مبتنی بر اتحاد داوطلبانه و آزاد افراد ستم ستیز و ناستمگر است ، درواقع اتحاد امروزی سنگ بنای جامعه فرهمند فردا خواهد بود. یک درواقع دیگر نادانی ما نسبت به زمان تحقق چنین جامعه ای است : فردا، ماه آینده، سال آینده، قرن آینده …؟ ما اعتراف می کنیم که نمی دانیم و همزمان معترفیم که در تحقق اش شک نداریم. بنابراین اتحاد ما و تلاش لحظه به لحظه ما جدای از ساختن جامعه مورد نظر نیست زیرا اتحاد و تلاش، موجب افزایش بلاگسست ظرفیت ، اراده و آگاهی ما نسبت به بیان اجتماعی ضرورت های پیش رونده خواهد شد.
ما برای بسط آگاهی، تحکیم اراده برای تغییر مستمر و افزایش ظرفیت فردی و جمعی در جهت لغو بردگی ، نادانی، خرافه پرستی ، دروغ و نفرت انسانهای هم سرنوشت از یکدیگر مبارزه می کنیم و در این راه هر ضربه ای به بنیان حاکمیت ِ حافظ منافع طبقات استثمارکننده و غارتگر فی النفسه مبارزه در این مسیر خواهد بود. پیش نیاز این مبارزه – بی شک – وحدت، همدلی و همراهی است.
سویه عمومی مبارزات جاری، با توجه به شعارهای مردم در اعتراضات خیابانی، آزادیخواهانه و برابری طلبانه است. علیرغم رادیکالتر- در معنای پرداختن به ریشه ها – شدن تدریجی خواستها که از قضا موجب هراس اقتدارگرایان و اصلاح طلبان شده است ، هنوز به طور قطعی نمی توان پدیداری افق روشن برای آینده را به مردم وعده داد. تا پاگیری صف متحد نیروهای چپ و رادیکال که بتوانند مهر مستقل خود را بر پیشانی جنبش جاری بکوبند و تا طرح مستقلانه خواستهای طبقات تحت ستم، کنشهای سیاسی رسمی و بی محتوا حرف نخست را خواهند زد هرچند که رزمندگی را پیشه خود کنند.بی شک هم اینک سیاست در بحران است، همان طور که دولت در بحران است. دره هر دم شکافته تر شونده مطالبات مردم و آنچه قدرت سیاسی انجام می دهد، یا ناتوان از انجام آنهاست، لحظه به لحظه افزون تر می گردد. این بحران سیاسی که بحران ایدئولوژیک نیز هست می تواند برای شکل گیری وحدت نظری و عملی طیف چپ فرصت مناسبی باشد.
جنبش حاضر در دو سطح که تا درجات معینی در هم موثرند، جریان دارد. در سطح ظاهری جنگ پوسترها ، شعارها ، نمادها و دراعماق نیازها و مطالبات واقعی مردم را می توان دید. برای ساماندهی و رسمیت بخشیدن به این مطالبات و مهمتر از همه بدست آوردن آنها اتحاد عمل بر سر برنامه حداقل مرحله ای از سوی همه نیرو های درگیر در مبارزه ضروری است.
به نظر می رسد با رادیکال تر شدن جنبش ، سویه غالب آن بتدریج مقهور اراده گرایی کور می شود. استراتژی کنونی حاکمیت احیای ارتجاع از رمق افتاده و دور کردن جنبش از رادیکالیسم است که نتیجه آن در صورت موفقیت چیزی جز نادیده گرفتن خواست مردم و ناشنیده گذاشتن شعارهای انسانی و دمکراتیک نخواهد بود. راندن تدریجی جنبش از موقعیت حمله به مبانی استبداد و دیکتاتوری به موضع دفاع از نمادهای ارتجاع خواست حاکمیت است و به بهانه خنثی کردن ترفند رژیم نباید گرفتار چنین دامی شد. بلوای اخیر بر سر پاره کردن عکس خمینی، در همین راستا و با هدف به حاشیه راندن مطالبات مردم انجام می گیرد . اگر هدف ثانوی این اقدام آماده کردن زمینه برای حذف رهبران اسمی جنبش سبز باشد بوضوح نشانگر گیجی و سردرگمی حاکمیت در سیاست مقابله با مردم است. دستگیری و حتا حذف آنها نتیجه ای جز تعمیق جنبش نخواهد داشت … این اما به معنی افتادن رهبری بدست عناصر رادیکال نیست. این امر می تواند عناصر میلیتانت جنبش سبز را به فرافکنی کینه و نفرت در ماجراجویی های کور بکشاند و مبارزه طبقاتی را تابع خود کند.
برای خنثی کردن سیاست کنترل و سپس نابود کردن جنبش از سوی حاکمیت راهی جز پیشروی بی وقفه و حفظ موضع دفاع از حقوق مردم نیست. هر ضربه ولو کوچک به ساختار دروغ و غارتگری حاکمیت ، چه در خیابان و چه در دانشگاهها و ترجیحا ً در مراکز کار و تولید ، نگهداشتن شعله امید به فردایی بهتر است. امید و باور داشتن به آزادی و دمکراسی – هر چند در ذهن – بهتر از پذیرفتن انقیاد و بردگی و گردن نهادن تسلیم طلبانه به حاکمیت های استبدادی در عرصه نظر و عمل است.

متحدانه شعله امید را برافروخته نگهداریم و به مردم اطمینان دهیم که این شاخ و شانه کشیدن ها ادامه همان پاچه گرفتن های خامنه ای و احمدی نژاد در ماهها و هفته های گذشته است و نتیجه ای جز فرو رفتن بیشتر حاکمیت در منجلاب سقوط و تباهی نخواهد داشت.

نقش انتخاباتِ دورة دَهم ریاست جمهوری در جنبش انقلابی
احمد فارسی

پس از تشدید بحران سرمایه داری جهانی و عواقب آن در نظام سرمایه داری ایران، از قبیل سقوط قیمت و درآمدهای نفتی و سیر خارق العادة ورشکستگی کارخانجات و شتاب فزایندة روند بیکاری عمومی، و نتیجتاً رشد مضاعف مبارزات صنفی طبقه کارگر همراه با تلاشهای حکومت دیکتاتوری برای سرکوب و تحمیل خفقان بر جامعه ، کمتر کسی بود که در انتظار وقوع انفجاری عظیم در این شرایط نبوده باشد. عموم اندیشمندان و فعالانِ سیاسی و اجتماعی، از هر طبقه و باوری، در این باره سخن می گفتند و هشدار می دادند. در میان فعالان کارگری و نیروهایِ سیاسی چپ در داخل کشور نیز کمتر کسی بود که این حقیقت را منکر شود. با هر کسی که صحبت می کردید نیازی به آوردن آمار و استدلالات منطقی برای توجیه شرایط و مجابشان به این باور نمی دیدید، چرا که شنوندگان تان، با تمام وجودشان، فضای تشنج و بی قراریِ اجتماعی را حس کرده بودند. دیگر، صحبت بر سر «احتمالِ انفجار» نبود، بلکه تخمینِ «زمان وقوع» و پیش بینی «عامل مشتعل کننده» اش موضوع بحث شده بود. اما، پس از آغاز فوران و وقوع انفجار، آنچه که تحلیلگرانِ چپ را در مورد جنبش انقلابی مردمی به بیراهه کشاند، شکل ویژه «جرقه» ای بود که آن را حادث کرد. قبل از آنکه بخواهیم به چگونگی و کیفیّت لحظة اشتعال بپردازیم باید به یاد داشته باشیم که منشاء و منبع جنبش انقلابی مردم ایران همانا شرایط تاریخی ای است که در نتیجة سیر تحولات پیشین و تشدید تضادهای بنیادین طبقاتی تکامل یافته بود. پس، وقایع مربوط به انتخاباتِ دورة دهم ریاست جمهوری اسلامی، به رغم گزافه گویی و انتساب نقش غلو آمیزی که رهبران اصلاح طلب و هوادارانشان مایلند به آن دهند، تنها بر مبنایِ چنین بستری توانست تبدیل به جرقه اولیة چنین جنبشی شود.

مبارزات انتخاباتی جناح های حکومت اسلامی زمانی موفق به جذب نیروهای مردمی و بخصوص جوانان بیکار و دانشجویان شد که شکاف عمیق میان طرفین در مناظراتِ تلویزیونی شان عیان گشت. توسل احمدی نژاد به افشاگریِ فساد مالی جناح رقیب و بخصوص باند هاشمی رفسنجانی، و تعمیم آن به ناطق نوری، اصولگرا و از یاران بیت خامنه ای، و سپس عکس العمل شدید رقیب و افشاگری های متقابل از فساد مالی در دولت احمدی نژاد، هر چند که سیر وقایع خلافِ آن را ثابت کرد، اما در آن مقطع مردم را به تأثیرگذار بودنِ آن قانع نمود. با تنفری که دیکتاتوری نظامی عریان احمدی نژاد در میان مردم و بخصوص جوانان و دانشجویان برانگیخته بود، طبیعی بود که نیروهای تازه به میدان آمده جذب ستادهای انتخاباتی جناح اصلاح طلب شوند. موسوی و کروبی نیز با آگاهی به احتمال روی آوریِ جناح مقابل به تقلب و تخلفاتِ انتخاباتی، و برای تنگ تر کردن فضایِ انتخاباتی بر چنین اقداماتی، از این نیروهای پر انرژی در تبلیغاتِ وسیع خیابانی و در نهایت، تظاهرات هایِ تبلیغی توده ای استفاده کردند. این تظاهرات های خیابانی در هفتة نهایی تبلیغات انتخاباتی بود که جوانان را با خیابان آشنا ساخت. رادیکالیزم نهفته در اقداماتِ توده ای در همان زمان هم به حدی بود که در برخی از فعالان چپ و کارگری توهم ظهور دوران انقلابی را ایجاد نمود. اما آنچه که این رفقا به آن توجه نداشتند، وابستگی کامل این جریانات به رهبران اصلاح طلب و تشکلات انتخاباتی شان بود. این ستادهایِ انتخاباتی موسوی و کروبی بودند که این تظاهرات ها را سامان داده، شعارهای آن را تعیین کرده و در طول وقوع ناظر بر اجرایشان بودند.

در تاریخ مبارزه طبقاتی، این اولین باری نبود که اختلافاتِ درونی بورژوازی، عامل «مردم در خیابان» را واردِ معادلات و معاملات سیاسی می نمود. تاریخ چنین اقداماتی به گذشته های دور، یعنی به قرن چهاردهم و کشتار روز «سن بارتلامی» در پاریس بر می گردد. به جرأت می توان گفت که بسیاری از انقلاب های اجتماعی آغاز خود را به درگیری جناح های درون حکومتی و آشنایی توده های مردمی با مبارزات «خیابانی» مدیونند. و این همان اتفاقی بود که در دوران انتخاباتِ دور دهم ریاست جمهوری در تهران افتاد.

اما، در روز پس از انتخابات، همه چیز تغییر کرد. با اعلام «پیروزی» احمدی نژاد در انتخابات، موسوی با آگاهی نسبی از روحیات توده های مردم، فوراً در پشت دوربین ظاهر گشت و پس از اعلام عدم تمکین به اعلان رسمی وزارت کشور به توده های هوادارش «هشدار» داد که از آمدنِ به خیابانها خودداری کنند. او گفت:” آنها می خواهند با سرکوبِ تظاهرات های خودبخودی و اقدامات بی تدبیرانه، قائله یِ مخالفت با کودتا را بخوابانند.» اما، این تذکرات تأثیری در کنترل احساسات جریحه دار شدة جوانان نکرد. ایشان در مقابل نصایح و هشدارهای مسئولان ستادهای انتخاباتی به پرهیز از اقداماتِ «بی تدبیرانه» می گفتند که برای ستاندن حق خود به خیابان می روند و نه برای حمایت از یک یا هر دو کاندیدایِ شکست خورده! در این مقطع بود که حضور «توده ها در خیابان» نه تنها مستقل از رهبری جناح اصلاح طلب حکومتی، بلکه به رغم توصییه های آنان صورت می گرفت و همین جدا شدن و استقلال تحرکاتِ توده ای از رهبری اصلاح طلبان حکومتی سرآغاز روند انقلابی مبارزات مردمی گشت. دیدیم که چگونه با فاصلة سه روز، میلیون ها تودة ناراضی از تمامی رده های درآمدی، سنّی، قومی و جنسیّتی، باز هم علیرغم توصییه های رهبری اصلاح طلب به جمع جوانان و دانشجویان پیوستند. و دوباره، در روز سی ام خرداد برای شکستن حکم تیر خامنه ای در تقابلی قهرآمیز با نیروهای مسلح و سرکوبگر به مقابلة قهرآمیز روی آورده و برای چند هفته شهر تهران را در فضا و شرایط انقلابی فرو بردند.

متأسفانه این واقعیّت از دید بسیاری از تحلیلگران چپ مخفی ماند. آنها نتوانستند وجه تمایز و تعیین کنندة استقلال حرکت توده ها از رهبری جناح های حکومتی را تشخیص دهند. به همین خاطر نیز تحلیل های ایشان نتوانست در بر گیرندة جهش دیالکتیکی در این مبارزات باشد. آنها با دنباله روی و باور به ادعاهایِ پوچ و تحلیلهای متافیزیکی مفسرین و تحلیلگران لیبرال، این مبارزات انقلابی را دنبالة همان تظاهرات های انتخاباتی تصوّر کرده و از تشخیص واقعیّات دور ماندند. اما، اگر در روزهایِ نخستین می شد این عدم تشخیص را به دوری از میدان مبارزه و زندگی انزواگرایانه یِ روشنفکری نسبت داد، اصرار بر چنین تشخیص اشتباهی، بخصوص در مقطع کنونی که استقلال این جنبش از جناح های حکومتی کاملاً عیان گشته است، چیزی جز کور ذهنی در اثر منافع طبقاتی شان نمی تواند باشد.

  • Share/Bookmark


خبرنامه ندای سرخ شماره ۱۲۴

بدست admin • ۲۸ آذر ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1
خبرنامه ندای سرخ شماره 124
این حکایت را پایانی نیست

خبرهای رسیده از سراسر کشور دلالت بر تداوم اعتراضات دانشجویی و تقابل دو نیروی اصلی انقلاب و ضد انقلاب دارد.
همانطور که با خبر هستید مبارزات دانشجویی که از همان روز آغازین سال تحصیلی شروع شد در روز 16 آذر به بالاترین میزان خود رسید. بطوریکه با دریافت گزارشات این چند روزه مسجّل شده است که در تمامی دانشگاه های سراسر کشور دانشجویان به میدان آمده و بدون هیچ تردید و ترسی با نیروهای سرکوبگر روبرو و درگیر شدند.
اما کار به همینجا خاتمه نیافته است. در روز 17 آذر دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به حضور مسلحانه و اقدامات بسیجیان غیر دانشجو در صحن دانشگاه اعتراضات خود را ادامه داده و با بسیجیان مزدور درگیر شدند. در این درگیری ضعف نیروهای بسیج به حدی بود که باز هم نیروهای نظامی و امنیتی مستقر در خارج از دانشگاه برای حفاظت از ایشان و پس زدن تهاجم دانشجویان مبارز مجبور به ورود به دانشگاه و دخالت شدند. از همان لحظه تا کنون فضای این دانشگاه در اعتراض به سر می برد. دانشجویان این دانشگاه، تمامی تهدیداتِ نیروهای سرکوبگر را نادیده گرفته و همه روزه به تجمعات اعتراضی خود ادامه می دهند. این دانشجویان اکنون خواهان آزادی کلیه دانشجویان و مردم بازداشت شده از زندان می باشند و همچنین استعفای رییس دانشگاه را خواستار شده اند.
در دانشگاه شریف نیز اعتراضات کماکان ادامه دارد. دانشجویان این دانشگاه نیز در اعتراض به هفت دانشجوی همکلاسی و دیگر دانشجویان بازاشت شده تجمعات و تظاهرات هایی را سامان دادند. طبق خبرهای رسیده در روز 18 آذر این تظاهرات در مقابل درب اصلی دانشگاه همراه با شعارهای ضد حکومتی برگزار گردیده است.
در گزارشات دیگری خبر از تداوم مبارزات دانشجویان دانشگاه های قزوین، زاهدان، مازندران، مشهد، کرج، اصفهان و شیراز، پلی تکنیک، خواجه نصیر و .. . آمده است.
لازم به یادآوری است که در آغاز سال تحصیلی دانشجویان مبارز ایران به مردم پیام دادند تا آخرین روز سال تحصیلی به مبارزات و اعتراضات خود بصورت روزمره ادامه خواهند داد.

کبک های اصلاح طلب

اخیراً موجی از اعتراضات اصلاح طلبان به صدا و سیمای حکومت دیکتاتوری سرازیر گشته است که چرا ویدیویِ آتش زدن عکس خمینی از طرف آن رسانه پخش شده است. طبق خبرهای رسیده، حمید انصاری قام مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) در نامه‌ای به رییس سازمان صداوسیما، گفته است که آنچه از تلویزیون مبنی بر توهین معترضان به امام خمینی بخش شده، مبتنی بر واقعیت نیست و بطور ضمنی تایید کرده است که این تصاویر ساخته خود دست اندرکاران صدا و سیما است. همچنین، مهدی کروبی نیز به این اقدام صدا و سیما اعتراض کرده است. به گزارش بی بی سی او در نامه خود که بر روی سایت تغییر، پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی نیز چاپ شده، نوشته است: “متاسفانه برخی از مجموعه های خبری این سازمان (صدا و سیما) اقدام به تفرقه پراکنی و توهین مسلم و مبرز به بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران و خدمت گذاران سی ساله آن کرده و می کنند.”آقای کروبی با اشاره به برنامه خبری ۲۰:۳۰ که دوشنبه شب (۱۶ آذر، ۷ دسامبر) از تلویریون ایران پخش شد، نوشته است: “در برنامه خبری ۲۰:۳۰ قلب واقعیت شد و برای اولین بار تصاویری از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد که حاکی از پاره شدن پوسترهای امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران که مورد احترام مردم است، بود.”او افزوده است: “در کنار این تصاویر، متاسفانه تصاویر مونتاژ شده ای از دانشجویان معترض نشان داده شد که این گونه استنباط می شد عکس های بینانگذار انقلاب توسط این دانشجویان پاره و مورد تعرض قرار گرفته است.”
ما در اینجا به اصالت ویدیوی پخش شده از صدا و سیما اصراری نداریم. چرا که خود شاهد این اقدام بخصوص نبوده ایم، اما در طول تظاهرات ها و ارتباطات مان با بسیاری از معترضین که تحرکات خود را با رنگ “سبز″ مشخص می کنند دیده و شنیده ایم که هیچ تعلق خاطری به خمینی و دوران دیکتاتوری سیاه زمان او ندارند و بارها شاهد پاره کردن عکس او توسط این عده بوده ایم. از رفقای سرخ چیزی نمی گوییم، چون “چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است.”
ما در خبرنامه و مطالب منتشر شده یِ خود قبل از 16 آذر نیز گفته بودیم که اصرار موسوی و دیگر اصلاح طلبان به بازگشت به “ارزش های دوران خمینی” نشاندهنده یِ فاصله یِ ایشان با ذهنیّت واقعیِ مردم و بخصوص با معترضین خیابانی داشته که نه تنها دیکتاتوری موجود را ادامه یِ همان ارزش های دوران اول انقلاب می شناسند، بلکه باورها و عملکرد جمهوری اسلامی را در آن دوران وحشیانه تر از امروز می دانند. به همین علت است که جناح نظامی – امنیتی همواره افسوس اقتدار دوران خمینی در سال های 60 می خورد، چرا که معتقد است اگر همان اقتدار را داشت می توانست در یک چشم به هم زدن نه تنها مردم را در همان خیابان تیرباران کند، بلکه می توانست کروبی و موسوی را نیز چون قطب زاده و دیگران به عدم بفرستد.
اما مهمترین بخش این اعتراضات به صدا سیما در اینست که حتی در نامه یِ انصاری نیز اعتراف شده که شعارها و اعتراضات مردمی “ساختار شکنانه” است و با اهداف و تمایلات اصلاح طلبان خوانایی ندارد. اما چرا تا این حد به این اقدام تظاهر کنندگان حساسیّت نشان می دهند؟ به علت آنکه، آنها مبنایِ اصلاح پذیر بودن دیکتاتوری اسلامی و توجیه اقدامات جنایتکارانه یِ موسوی و دیگر اصلاح طلبان را بر اساس نا آگاهی جوانان نسبت به دوران سیاه خمینی قرار داده اند. و با فرو ریختن “حرمت و اعتبار” خمینی، اس و اساس تمام ادعاهای کذب و موهوم آنها در هم می ریزد.
باید به اصلاح طلبان گفت که چه صدا و سیما این واقعه را نشان می داد و یا نمی داد، تفاوتی در اصل نفرت مردم از حاکمیّت 30 ساله یِ دیکتاتورهایی چون خمینی و خامنه ای و سگ های درنده شان چون احمدی نژاد و موسوی و … نمی دهد و همانطور که دانشجویان دانشگاه تهران در شعار “ساختار شکنانه” شان گفته اند: موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س!

شکست سیاست حمایت رسانه های غربی از جنبش سبز

از اولین روز تظاهرات های خیابانی رسانه های غربی به تبعیّت از سیاست های ضد انقلابی دولت های خود کوشش کردند تا تحرکات مستقلانه یِ مردم را از رهبری اصلاح طلبان مخفی دارند و اینگونه بنمایانند که گویا انگیزه مردم از این تظاهرات ها روی کار آمدن جناح اصلاح طلب در حاکمیّت جمهوری اسلامی است. ایشان با کمال وقاحت سعی داشتند تا به تماشاگران خود این تصور را تحمیل کنند که مبارزات انقلابی مردم ایران چیزی جز یک فشار از پایین نیست که به جناح اصلاح طلب موقعیّت چانه زنی در بالا را برای تحمیل خود به جناح حاکم بدهد. به همین منظور نیز با سانسور خبرها و حتی گزارش های ویدیویی این دروغ بزرگ را القا می کردند که این جنبش در راستای منویّات “اصلاحات درون نظامی” و “جنبش عدم خشونت” در حرکت است و هیچ تمایلی به براندازی حکومت دیکتاتوری و انقلاب ندارد. آنها به خود فروختگانی از قبیل علیرضا نوری زاده و محسن سازگارا و تیم نوچگان ایشان در آمریکا و اروپا هزاران دلار می پرداختند که در کنار افرادی بی هویّت و ناشناسی که ناگهان از زیر خاک بعنوان “کارشناس″ سر در آورده بودند، لاطائلات تئوریسین های لیبرال را به مبارزات مردم ایران نسبت دهند. غافل از آنکه مردم ایران که خود در درون این مبارزات شرکت دارند بخوبی می دانند که در خیابان ها چه خبر است و آنهاییکه احیاناً از طریق فرزندان و فامیل ها و همسایگان خود به واقعیات مبارزات دست نمی یابند، با صدها گزارش مستقل و ویدیویی اینترنتی به اصل ماجرا پی برده و از یکدیگر تأثیر می پذیرند. اما، این سیاستِ رسانه های غربی و هوادارانِ اصلاح طلبان، همچنان ادامه می یافت. تا اینکه ….
بله! با شکست کامل سانسور اخبار و گزارشات مستقل مردمی، بالاخره سایت ها و رسانه های غربی مجبور به اعتراف گشته اند که انگار “این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست”. اخیراً سایت بی بی سی در گزارشی تکمیلی از تظاهرات های 16 آذر می نویسد: “تصاویر ارسالی از شهرهای مختلف کشور نشان می دهد گستردگی اعتراضات بسیار بیشتر از تصور اولیه بوده است…. با این حال دسترسی گسترده تر ساکنان تهران به اینترنت، وضعیت بهتر خدمات اینترنتی در این شهر و دسترسی آسان تر خبرنگاران رسانه های بین المللی به شاهدان عینی در تهران باعث شده است که پوشش خبری حوادث دانشگاه های این شهر با سرعت و سهولت بیشتری صورت بگیرد.اما ویدیوهایی که با یکی دو روز تأخیر در اینترنت و به ویژه در سایت یوتیوب منتشر می شود، نشان می دهد که شدت اعتراضات دانشجویی در برخی شهرهای دیگر ایران هم کمتر از بعضی دانشگاه های تهران نبوده است.”
همچنین، اکونومیست چاپ لندن نیز اعتراف کرده است که “به گفته برخی از ساکنان تهران، یکی از مشکلات اصلی کنونی این است که مخالفان نمی توانند تصمیم بگیرند که چه هدفی را باید دنبال کنند و در حالی که در آغاز اعتراضات، هدف اصلی برکناری محمود احمدی نژاد بود، اینک مشخص شده که رهبر جمهوری اسلامی برای حمایت از رئیس جمهوری مورد علاقه خود، از به کار گیری سرکوب مهار گسیخته علیه مردم معترض هم ابایی ندارد…. این هفته نامه می افزاید که میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران اصلی مخالفان دولت، در عین ادامه مبارزه ای شجاعانه و خستگی ناپذیر برای دموکراسی، همچنان بر وفاداری به نظام جمهوری اسلامی و “ولایت فقیه” تاکید می ورزند و از سیاست رسمی دولت در قبال سیاست هسته ای تبعیت می کنند اما با رادیکال شدن تدریجی طرفدارانشان، ممکن است دیدگاه هایی از این قبیل به گذشته ها تعلق یابد…. تحول دیگری که روی داده، تغییر در نگرش تظاهرکنندگان نسبت به کاربرد خشونت است؛ در حالی که در آغاز اعتراضات، اکثر تظاهرکنندگان به عدم خشونت اعتقاد داشتند، با گذشت زمان و عملکرد ماموران حکومتی، دیدگاه ها به سوی اجتناب ناپذیر بودن کاربرد خشونت تغییر می یابد و اگرچه در حال حاضر، دامنه خشونت ورزی معترضان به حمل پاره سنگ و آجر و پیچ گوشتی محدود است اما با ادامه شرایط کنونی، ورود اسلحه گرم به صحنه مبارزات تعجب آور نخواهد بود.”
پس می بینیم که چگونه واقعیّت مبارزات انقلابی مردم رسانه های خارجی را وادار به گزارش صحیح رویدادها کرده است.

شکاف در نیروهای مسلح حکومتی (؟!!)

به تازگی نامه ای تأیید نشده با امضای برخی از پرسنل ارتش جمهوری اسلامی منتشر گشته است. در این نامه آمده است:

به نام یزدان پاک
“ارتش پناه ملت”
درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از این آب وخاک دفاع می کردیم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حیثیت وجان و مال ملت ایران بودیم. ارزش کشورهم به دلیل ارزش ملت ایران است. سلاح ارتشی وسپاهی باید در راه خدمت به این ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ایران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای این ملت می کردیم هرگزگمان نمی بردیم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ایثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل این ملت به کارگیرند.
ارتش خود را پناه ملت می داند و هیچ گاه به خواست سیاستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسیاست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نیز ساکت بنشیند. به همین دلیل به آن دسته از تحمیل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ایران درازکرده اند و بیش ازهمه به خون شهدای نیروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خیانت کرده اند، شدیدا اخطارمی کنیم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند دید. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ایران در مقابل هر متجاوزی تا آخرین قطره خون خود دفاع خواهد کرد.
گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپیمایی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران ( هوانیروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران(نهاجا)
دانشگاه شهید ستاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتیبانی نزاجا
جمعی ازاساتید ومسئولین دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولین ستاد فرماندهی کل ارتش

درباره این نامه باید گفت که فرماندهی ارتش جمهوری اسلامی ایران همانند دیگر نیروهای مسلح، از عناصر سابقه دار انتصابی سپاه و ذوب شده در ولایت می باشند که کاملاً به حاکمیّت کنونی وابسته و دلبسته اند. با اینکه امکان دارد که بسیاری از پرسنل تمامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از حاکمیّت دیکتاتوری دل خوشی نداشته و چه بسا خواهان تغییر آن هم باشند، اما بر مبنای ماهیّت حرفه ای بودن بدنه فرماندهی ارتش و دیسیپلین خاص خود نمی توان پذیرفت که تا زمانیکه آلترناتیو فرماندهی جدیدی خود را ظاهر نکرده باشد، این ماشین مسلح نظام جمهوری اسلامی ایران آمادگی ترک فرماندهان ارشد کنونی خود را داشته باشد. همانطور که در انقلاب 57 نیز تجربه کردیم، تا زمانیکه دولت موقت و در سایه یِ خمینی – بازرگان شکل نگرفته بود، با اینکه سربازان بسیاری از خدمت فرار می کردند و یا در میدان ها از دستور فرماندهان خود سرپیچی می نمودند، هیچ نشانی از آمادگی پیوستن ارتش و دیگر نیروهای مسلح شاهنشاهی به مردم دیده نشد. بنابراین حتی اگر ما به اصالت این نامه باور داشته باشیم نمی توانیم شعار “ارتش پناه ملت” آن را جدی گرفته و به شعارهای مبارزاتی خود اضافه کنیم. چرا که ارتش کنونی جمهوری اسلامی ایران نیز چون دیگر نیروهای مسلح این نظام در زیر فرماندهی حزب اللهی و فرماندهی کل علی خامنه ای قرار دارد. گذشته از آنکه ما اصولاً هیچ مدرکی دال بر اصالت این نامه در دست نداریم و واژه یِ آغازین آن، یعنی “بنام یزدان پاک” را بیشتر نزدیک به رویاهای نیروهای ناسیونالیستی می بینیم تا فضایِ واقعی موجود در ارتش جمهوری اسلامی ایران.

  • Share/Bookmark


خبرنامه ندای سرخ شماره ۱۲۳ – ویژه ۱۶ آذر

بدست admin • ۱۹ آذر ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬دسته‌بندی نشده

pdflogo1
خبرنامه ندای سرخ شماره 123 ویژه 16 آذر

16 آذر 1388 در زیر سرکوب های خارق العاده حکومتی برگزار شد و همانطور که انتظار می رفت به برگ زرینی در تاریخچه یِ مبارزات انقلابی مردم ایران تبدیل گشت.این روز فرخنده، به رغم یک ماه تلاش ارتجاع برای جلوگیری از وقوع اش، دارای دستاوردهای نوینی در عرصه مبارزاتی بود که در زیر بصورت اجمالی نظری به نکات آن انداخته و در روزهای آتی نظرات تکمیلی خود را ارائه خواهیم داد.
1.جناح کودتا، که پس از پیروزی مردمی در مراسم 13 آبان، به واقعیت “تلخ” ظهور روند انقلابی پی برده بود، از همان تاریخ به بازداشت های گسترده و سراسری فعالان و رهبران دانشجویی دست زد. این بازداشت ها آنچنان بُعد وسیعی یافت که تنها در هفته ی آخر به بیش از 90 دستگیری انجامید. همچنین، برگزاری دادگاه ها و صدور احکام سنگین ضربتی برای دانشجویان چپ بازداشت شده در سال 86 ، که بیش از دو سال برگزاری آن را به بهانه های مختلف به تعویق انداخته بودند، هراس حکومت دیکتاتوری از برگزاری موفقیت آمیز این مراسم را ظاهر ساخت.
بر خلافِ باورها و کوشش های فعالان رویزیونیست و اپورتونیست کارگری، حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی کاملاً به این امر واقف است که بزودی مبارزات جنبش کارگری از کانال های خودبخودی و صنفی سر ریز شده و به جنبش پوپولیستی علیه دیکتاتوری خواهد پیوست. در چنان زمانی، واقعیّت طبقاتی بودن مبارزات جاری برای همگان آشکار می گردد و آنگاه حتی عقب افتاده ترین اقشار مردمی را به میدان خواهد کشاند. به همین خاطر، در یک ماه گذشته، به سرکوب خفقان آور جنبش کارگری نیز شدت بخشید. از جمله این اقدامات، احکام زندان علیه فعالان کارگری را به اجرا گذاشت. همزمان، دادگاه های فعالان کارگری بازداشت شده در اول ماه مه 1388 را به سرعت برگزار کرد و احکام سنگین زندان و جرایم نقدیِ غیر قابل پرداختی برایشان صادر نمود. و از طرف دیگر، با تشکیل پست های امنیتی ، مستقیماً نیروهای نظامی و امنیتی را وارد کارخانه ها کرد.
تقلای جناح نظامی – امنیتی حاکم به همین اقدامات خلاصه نگشت. در یک ماه گذشته، آنها حتی تلاش به تهدید عمومی و ایجاد رعب و وحشت در دل مردم را نیز تشدید کرده و دست به اعمال بی سابقه ای زدند. صدور و اجرای حکم اعدام برای بازداشت شدگان وقایع اخیر، همراه با تماس های مستقیم تلفنی بازجویان اطلاعات برای تهدید مستقیم فعالان سیاسی و حقوق بشری، فرستادن پیامک های اس. ام. اس برای عموم مردم و تهدید به بازداشت و برخورد امنیتی در صورت شرکت شان در اعتراضات، همه و همه، نشاندهنده یِ درماندگی و اقدامات نا امیدانه یِ دایره قدرت برای حفظ خود می باشد.
علیرغم تمامی این تمهیدات و تلاش ها، نه تنها جنبش دانشجویی دانشگاه های سراسر کشور را به میدان مبارزه علیه حکومت جمهوری اسلامی تبدیل کرد، بلکه در تهران هزاران هزار نفر از مردم را به حمایت ازخود به خیابان ها و میادین کشاند. مردم انقلابی همراه با دانشجویان مبارز، با شعارهای شفاف و اقدامات مقابله جویانه شان، سطح بالاتری از ذهنیّت انقلابی، نسبت به ماه گذشته، به نمایش گذاشتند. بنابراین می توان گفت بزرگترین دستاورد مبارزات 16 آذر 1388 برگزاری موفقیّت آمیز آن بود که نشاندهنده ی توان نا محدود مبارزات مردمی و اعتلای انقلابی آن است که دیگر با هیچ شیوه ی سرکوبگرایانه ای قابل مهار نیست. اینک، پس از 30 سال رکود و مبارزات تدافعی، دورانی آغاز گشته است که مردم در حالت تهاجمی قرار گرفته و تمهیدات دفاعی حکومت دیکتاتوری قادر به سرکوب آن نمی باشد.
2.جناح معروف به اصلاح طلب که تنها اصلاحات مورد نظرش، اصلاح سهم گروه های انحصاری غیر حاکم از چپاول ثروت های مردمی و منابع طبیعی و جایگاه مناسب تری در هرم قدرت است، باز هم تمام کوشش خود را به کار گرفت تا از روند رادیکالیزه شدن خواسته ها و شعارها و شیوه یِ مبارزات مردمی جلوگیری کند و آنها را به سمت دست یافتن به خواسته های محدود جناحی خود به جریان بیاندازد. میرحسین موسوی در این مدت دو بیانیه منتشر کرد که هر دوی آنها سیاست تحریف واقعیت روند انقلابی مبارزه توده ای و تأکید بر «حفظ نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی»، و منحرف کردن مبارزات به هدف محدود منافع گرو های انحصاری غیر حاکم، یعنی «اجرای بی کم و کاست قانون اساسی جمهوری اسلامی» را داشت. مضمون این پیام ها نشاندهنده ِ فاصله ای است که کارگزاران و نویسندگان پیام های او از ارزش ها و اهداف مردمی دارند. چرا که تأکید عمده یِ ایشان در این پیامها «بازگشت به اصول و ارزش های اولیه یِ دوران خمینی» بود که مردم با آتش زدن عکس های خمینی، همراه با خامنه ای و احمدی نژاد، پاسخ آنها را دادند.
در این میان، مضحک تر از همه تلاش های هاشمی رفسنجانی و خانواده اش برای برخورداری مجدد از محبوبیّت توده ای بود. او که در همان روزهای اول مبارزه مردمی در مقابل رهبری خامنه ای سر تسلیم فرود آورد و از مردم خواست تا با «ولی فقیه» بیعت کنند، اینک که دوباره منافع اقتصادی باند و خانواده اش با تهاجمات دوباره یِ جناح نظامی – امنیتی مواجه گشته ( مدیریت و بودجه میلیارد دلاری متروی تهران) با سخنرانی هایی سعی در به دست آوردن دل توده ها نمود و پیش خود خیال کرد که با این تلاش های تبلیغاتی می تواند مجدداً مردم را به دادن شعار در حمایت خود ترغیب کند. همچنین، با همین انگیزه، شایعه ای مبنی بر شرکت فائزه هاشمی در تظاهرات ها و بازداشت وی را بر سر زبان ها انداخت. اما، این تلاش ها با شکست مفتضحانه ای روبرو گشت، چرا که ذهنیّت مردم در این مبارزات شش ماهه بسیار روشن تر شده و کاملاً به تضاد منافع خود با جناح های غیر حاکم حکومت دیکتاتوری سرمایه داران واقف گشته اند.
البته، تلاش جناح های حکومتی، به خدمت گرفتن تئوریسین هایِ به ظاهر «مستقل» لیبرال را نیز شامل می شد. ایشان که عموماً اساتید خریداری شده و یا روشنفکران مجذوب شده به فرهنگ سرمایه داری هستند، همه روزه مقالات و متونی را به انتشار می رساندند که عموماً بر تئوری غیر علمی «طبقه متوسط مدرن» تکیه داشت و اینکه چگونه زمان انقلابات به سر رسیده است. آنها با انکار نقش انقلابی و تعیین کننده یِ اجتماعی طبقه کارگر، وشیوع توهمات ایدئولوژیک لیبرالی مبنا بر اینکه مبارزات کنونی نشأت گرفته از منافع «طبقه متوسط مدرن» است، که از تصادفِ روزگار دارای ایدئولوژی لیبرالیسم نیز می باشد و خواهان تغییرات تدریجی و «غیر خشونت آمیز» و انقلابی جامعه است، تبدیل به موانع نظری جدّی ای در آگاهی توده ها به اصول علمی مبارزه طبقاتی شده اند. این لیبرال های مستقل، بعنوان «کارشناسان» امور و جنبش های اجتماعی به مردم معرفی می شوند. «نخبگانی» که اگر تئوری هایشان با واقعیّت مبارزه طبقاتی خوانایی ندارد و راهکارهایشان بی ثمر است، مشکل از ایشان نبوده، بلکه تقصیر از غیر منطقی بودن وقایع و رشد غیر کلاسیک جامعه سرمایه داری در ایران است. مبارزه با این تفکر بسادگی صورت نمی پذیرد و نیاز به کار آگاهگرایانه یِ وسیعی از طرف کمونیست های انقلابی دارد. امادر عمل، تجربه مستقیم مبارزاتی توده ها به عدم اعتبار راهکارهای غیر واقعی شان می انجامد، بدون آنکه بتواند برخورد ریشه ای با چنان ذهنیّتی را میسر گرداند. پس مردم در مبارزات عملی خود از ایشان دور می شوند، اما تأثیرات نظری تئوری های انتزاعی ایشان در اذهان توده ها باقی مانده و مانع رشد سریع ذهنیّتی مناسب با شرایط عینی می گردد. نمونه یِ رشد تدریجی و گام به گام ذهیّت توده ها همان شعار معروف «جمهوری ایرانی» بود که صرفاً برای مشخص ساختن موضع ضدیّت مردم با بقایِ «جمهوری اسلامی» بصورت خودبخودی مطرح گشت و برای ماه ها به شعار اصلی تظاهر کنندگان تبدیل شد (بخصوص در مراسم قدس و 13 آبان) درصورتیکه در تظاهرات 16 آذر هیچ نشانی از آن باقی نماند و شعار بسیار روشنِ «موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س» جایگزین آن شد.
3. چنین تحول تاریخی ای همواره بصورت جهشی رخ می نمایاند. اما نباید منشاء و علل وجودی اش را با نقطه و روزنه یِ تظاهرش اشتباه گرفت. این جهش تاریخی ناشی از روند رشد بحران های سرمایه داری در بطن جامعه ی ماست که در روز 23 خرداد ماه و به بهانه یِ انتخابات، از بطن (روابط زیربنایی) به رو (وجوه سیاسی) آمد. این رخداد تاریخی را دانشجویان دانشگاه تهران به بهترین وجهی در شعار «موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س» بیان کردند. اما نیروهایی که به علت منافع طبقاتی شان قادر به درک چنین تحولی نیستند، آگاهانه و نا آگاهانه، تبدیل به موانع رشد و شتاب تکاملی مبارزات انقلابی و سازمان یافته یِ طبقه کارگر گشته اند. احزابی چون «حزب توده ایران» که به دو جناح حکومتی و اصلاح طلب شقّه شده است، و «فدائیان اکثریت» که در جبهه های «دمکراسی خواهی»، آگاهانه کارگران را به عدم شرکت در مبارزات انقلابی ضد دیکتاتوری ترغیب می کنند و منحرفین اپورتونیستی که نا آگاهانه و به علت عقب ماندگی و فقر نظری خود قادر به درک چرخش دیالکتیکی تاریخ نمی باشند و منکر تغییر جهشی جامعه به روند انقلابی گشته اند، از جمله نیروهایی هستند که ماهیّتی مرتجعانه یافته و باید از طرف نیروهای انقلابی افشا و طرد وشوند. این نیروها عملاً با انکار منافع طبقه کارگر در «مبارزات ضد دیکتاتوری»، مانع اعمال آگاهانه یِ نقش تاریخی این طبقه می شوند. جالب تر اینجاست که اکثر این نیروها با «خرده بورژوا» خواندن ماهیّت طبقاتی این مبارزات، در عمل همان تئوری ارتجاعی و غیر علمی «طبقه متوسط» را تکرار می کنند. ایشان با چنین توجیهی، از یکطرف، نقش پرولتاریا را بعنوان تنها طبقه یِ انقلابی در دوران سرمایه داری نفی کرده و مبارزات انقلابی را به بخشی از بورژوازی (خرده بورژوازی) نسبت می دهند. ایشان با ارائه چنین تئوری های غیر علمی راه را برای تشکیل ائتلاف ها و جبهه های روشنفکران کمونیست با احزاب و سازمانهای بورژوازی باز می کنند. این نوع مدعیان چپ تا به حال صدمات زیادی به اعتبار نیروهای کمونیستی وارد کرده اند و انگیزه های کمونیست ها از شرکت در مبارزات را تا حد کسب قدرت سیاسی و اعمال دیکتاتوری گروهی از طریق «احزاب کمونیست» و یا سازش با حکومت های بورژوایی تقلیل داده اند. ما، مدت سه سال است که مبارزه ِ قاطع، علنی و مستقیمی را علیه این احزاب خود خوانده یِ کمونیستی، از قبیل «حزب کمونیست ایران»، «حزب کمونیست ایران م.ل.م.» و انشعابات «حزب کمونیست کارگری» و طرفداران منصور حکمت آغاز کرده و به افشایِ ماهیّت ضد انقلابی ایشان پرداخته ایم. اما، صدمات وارده به اعتبار کمونیست ها در توده های کارگری از طرف گروه های رویزیونیست و اپورتونیست باندازه ای است که با در نظر گرفتن جوانی و محدودیت نیرو و امکانات کنونی انقلابیون کمونیست در کوتاه مدت میسر نبوده و نیاز به کار هدفمند ترویجی و تبلیغی مداوم و منظمی دارد.
4.همانطور که در اعلامیه ها و پیام های خود اصرار ورزیده بودیم، مردم غیور ایران نیز در روز 16 آذر دانشجویان را تنها نگذاشته و به دعوت ایشان پاسخ مثبت دادند. ده ها هزار نفر از مردم مبارز ما همزمان با دانشجویان مبارز، در خیابان ها و میادین تهران و مشهد و چند شهر دیگر تظاهرات ضد حکومتی خود را برپا کردند. بر خلاف گزارشات دروغ رسانه های اصلاح طلب و غربیان حامی ایشان، شعارهای مردمی و شیوه های مبارزات خیابانی شان با عاملان حکومت اسلامی بوضوح عاری از هرگونه تعلق خاطری به جناح های حکومتی و اصلاح طلبان بود. همانطور که در گزارشات ویدیویی از این مبارزات آشکار است، شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه ای»، «حکومت اسلامی، نمیخوایم نمی خوایم»، «رهبرخدايي مي كند ملت گدايي مي كند» ،« اي رهبرآزاده ! خميني چشم به راه ته» نافی تمامی گزارشات کذب رسانه های غربی و مفسرین اصلاح طلب شان است. همچنین مردم در تظاهرات خود هر عکس و نشانی از رهبران گذشته و کنونی جمهوری اسلامی، از احمدی نژاد گرفته تا خامنه ای و حتی خمینی (بنیانگذار جمهوری اسلامی) را پایین کشیده و یا به آتش سوزاندند که این خود پاسخ صریح منفی به دعوت اصلاح طلبان به بازگشت به اصول بنیادین «انقلاب اسلامی» و ارزش های مشخصه یِ حکومت خمینی می باشد.
5. یکی دیگر از مهمترین دستاوردهای مبارزات مردمی آمادگی ایشان در رویارویی با نیروهای سرکوبگر بود. بر خلاف معمول بسیاری از مردم نقطه ای را برای تظاهرات انتخاب کرده و با به آتش کشیدن سطل های زباله و دیگر اشیایی که در دسترس شان قرار داشت، و همچنین با حمل پاره آجر و چوب های دستی برای خنثی سازی حملات حکومتی و گاز اشک آور آماده می شدند. در یک واقعه، در نزدیکی میدان انقلاب، یک راننده یِ کامیون بار آجر خود را در خیابان خالی کرد و مردم را دعوت به استفاده از آنها نمود. خود او نیز پیاده شد و شروع به شکستن آجرها کرد تا بهتر در دست مردم جا بگیرد. گزارشات دیگر از مبارزات مردمی حاکیست که در حالي که همه ي تلاش نيروي انتظامي وبسيج وسپاه صرف مقابله با تجمع مردم ودانشجويان در برابر دانشگاه تهران وخيابان 16 آذر شده بود مردم با تجمع در خيابان جمهوري وخيابان دانشگاه با نيروهاي سرکوب گر وارد شديد ترين زدوخوردها شدند.
نيروهاي سرکوب گر احتمال تجمع مردم در خيابان جمهوري و دانشگاه را نمي دادند ,با ديدن موج جمعيت چندين ده هزاري مردم به سوي آنها هجوم برده وبا موتور به مردم تجمع کننده حمله کردند.مردم با مقاومت و با آجر وسنگ به مقابله پرداختند ويکي از موتورهاي گارد ويژه را به آتش کشيدند. در این هنگام درگيري ها به خيابان هاي فرعي و کوچه هاي اطراف کشيده شد. ماموران با بيرحمي تمام با باتوم به جان مردم افتادند وبسياري از معترضين را زخمي کردند. امامعترضين با حضور مجدد درخيابان ها و پياده روها بلندتر از هميشه شعار مرگ برديکتاتور را سر دادند. جالب توجه اينکه مردم معترض درخيابان جمهوري و درست در نزديکي محل استقرار خامنه اي بارها شعار مرگ برخامنه اي سردادند. بر اساس گزارش هاي بدست آمده در خيابان جمهوري بيش از 50 نفر مورد اصابت باتوم قرار گرفتند و بيشترين شليک هاي هوايي وگاز اشک آور در اين خيابان صورت گرفته بود.همچنین نيروهاي سركوبگر تمام مغازه ها و فروشگاه هاي محدوده ي انقلاب را تعطيل کردند تا مردم نتوانند به درون آنها پناه ببرند. در حالي که تعداد زيادي از کسبه خيابانهاي انقلاب و آزادي و کارگر شمالي مردم را براي شرکت گسترده تر در اعتراضات به طور جدي تشويق و حمايت مي کردند. همچنين نيروهاي امنيتي جايگاه سوخت نبش خيابان وصال شيرازي را به طور کامل تعطيل کرده واجازه ي سوخت گيري به خودروها در اين جايگاه سوخت را ندادند. در خيابان هاي امير اباد شمالي , ميدان انقلاب , خيابان انقلاب در محدوده دانشگاه تهران , خيابان شانزده آذر , خيابان فلسطين , خيابان كاخ و چهار راه وليعصر مردم ب تاکتیک جنگ و گریز دست می زدند. اما در محدوده ی خیابان وليعصر نیروهای سرکوبگر وادار به شليك تیرهای هوايي شدند تا مردم را متفرق كنند. تمام مسيرها به سمت ميدان انقلاب را بسته بودند تا دسته های هزاران نفره مردمی نتوانند به یکدیگر بپیوندند. شلیک گاز اشك آور در این مناطق به حدی بود که تنفس را مشكل می کرد.
در خیابان ولیعصر، بالاتر از میدان ونک دسته ای چند هزار نفره به سمت مرکز صدا و سيماي حرکت می کردند. این اقدام اینک بصورت سنتی در این مبارزات در آمده است که اقدام تصرف این مرکز را تداعی می کند. در مرکز شهر و در محدوده ی مابین سه دانشگاه تهران، پلی تکنیک و شریف جوانان انقلابی و مردم مبارز با سنگ و چوب دستی به مقابله با مزدوران حکومتی پرداخته اند. و در فاصله های معین با روشن کردن آتش در مقابل حملات نیروهای مسلح به گاز اشك آور مقابله می کردند. در میدان انقلاب کامیونی برای کمک به مردم بار آجر خود را تخلیه نمود و مردم را تشویق به استفاده از آنها نمود. در کمتر از نیم ساعت بار کامیون تخلیه و آجرها باندازه ی مشت مردم شکسته شد و در میان مردم مبارز و جوانان انقلابی توزیع گشت. در این هنگام (14:30بوقت تهران)مردم در نقاط مختلفي از ميدان انقلاب تجمع کرده اند و نيروهاي بسيج با جا گذاشتن موتورهای خود مجبور به فرار گشتند. در خيابان ابوريحان به تشویق دختري که بنظر می رسید رهبري اعتراضات مردم را در دست دارد، مردم درب خانه های مردم برای رساندن آب و غذا به مبارزان باز شد.
بدین ترتیب می بینیم که این بار مردم با شناخت بهتری از ماهیت مزدوران سرکوبگر، آماده تر از گذشته به تقابل با عوامل حکومتی پرداخته و تظاهرات های خود را در مناطق مختلف سامان دادند. این مبارزات در بسیاری از مناطق، از جمله صادقیه، سعادت آباد و محلات دیگری در مناطق مرکزی و جنوب تهران تا ساعت ها پس از خاموشی هوا ادامه داشت.
همچنین در شهر مشهد در پی اعتراضات گسترده مردم مشهد در پارک ملت ، میدان آزادی و خیابان های اطراف دانشگاه فردوسی ، صدای تیراندازی شدید از ساعت 8:30 تا 9 دیشب در این مناطق شهر مشهد شنیده شده است. به گزارش شاهدان عینی صدای شدید و ممتد تیراندازی از اطراف دانشگاه فردوسی و پارک ملت مشهد شنیده شده است. گفتنی است هزاران تن از مردم مشهد با حضور در پارک ملت و میدان آزادی همصدا با دانشجویان این شهر به دولت کودتایی احمدی نژاد اعتراض کردند. به گزارش شاهدان عینی ده ها تن از مردم معترض مشهد توسط نیروهای امنیتی و انتظامی حامی دولت کودتا در پارک ملت ، میدان آزادی و میدان استقلال بازداشت شده اند. صدای تیراندازی شدید نیروهای حامی کودتا که در اکثر نقاط شهر مشهد شنیده شد ، موج گسترده ای از وحشت در شهر مشهد به وجود آورده است.
مبارزات دانشجویی
همانطور که در پیام سیزدهم و اعلامیه 16 آذر پیش بینی کرده بودیم، حکومت، نیروهای خود را در برابر دانشگاه ها و خیابان های اطراف آنها متمرکز کرده بود و متأسفانه در اکثر موارد و در تمامی شهرستان ها موفق به حبس دانشجویان در صحن دانشگاه هایشان شد. در بسیاری از دانشگاه ها و بخصوص در دانشگاه تهران، هزاران نفر از مزدوران غیر دانشجوی حکومتی، در لباس های بسیج، برای سرکوبی و اجرای تظاهرات های نمایشی به طرفداری از حاکمیّت را وارد دانشگاه شده بودند. تنها در دو مورد، دانشگاه تهران و پلی تکنیک تهران، پس از ساعت ها تلاش، دانشجویان توانستند درها را شکسته و مردم حمایت کننده ای را که در پشت درهای بسته دانشگاه تجمع کرده بودند به داخل صحن آن راه دهند تا متحدانه در مقابل این تمهید حکومتی مبارزه کنند.
تهران: در مبارزات دانشجویی رادیکالیسم مردمی کاملاً مشهود بود. بارها دانشجویان اصلاح طلب سعی کردند تا شعارهای مشخصه ی خود را سر دهند، از جمله «الله اکبر» و یا «یا حسین میرحسین»، اما با عدم استقبال توده ی دانشجویی، طنین آنها به سرعت محو گشته و در دل شعارهایی چون «مرگ بر دیکتاتور»، «موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س»، مرگ بر خامنه ای» ، «مرگ بر بسیجی»، «پول نفت چی شده، خرج بسیجی شده»، «حکومت اسلامی نمی خوایم، نمی خوایم»، «ما اهل کوفه نیسیتم/ پول بگیریم بیایستیم»،«مزدور چقدر گرفتی/ پرچم دستت گرفتی»،«پول نفت چی شده/ خرج بسیجی شده»،«امسال سال خونه/ دیکتاتور سرنگونه»، «شکنجه! حمایت! مرگ بر این ولایت»، «بسيجی دروغگو/ كارت دانشجویی ات كو» ناپدید شد. همچنین، درگیری های مستقیم و زد و خورد میان نیروهای سرکوبگر در دانشگاه ها با دانشجویان گزارش شده است. طبق معمول با تهاجم نیروهای سرکوبگر حکومتی و ضرب و شتم دانشجویان، ایشان را وادار به مقابل به مثل میکرد. این شعارها و حالت های تهاجمی دانشجویان در اکثر دانشگاه های تهران مشهود بود. به جرأت می توان گفت در کلیه ی دانشگاه های شهر تهران، از جمله دانشگاه های تهران، شریف، امیرکبیر، خواجه نصیر، آزاد واحد تهران جنوب، علوم تحقيقات پونک، رودهن، علم و صنعت،آزاد كرج یکپارچه در این مبارزات با شعارهای همسان و درجه رادیکالیسم برابری مواجه بودیم. در کلیه این دانشگاه ها، آنچه که مشهود بود، افت محبوبیّت و تمایل دانشجویان نسبت به رنگ سبز که معرفِ نیروهای اصلاح طلب شده است، بود. در تظاهرات های پیشین، دانشجویان بسیاری خود را با لباس ها و نوارها و مچ بندهای سبز تزییتن می کردند. اما، در 16 آذر به ندرت می شد سبز پوشی در میان دانشجویان یافت. البته طرفداران اصلاح طلب طبق روال عادی شان سعی در منحصر نشان دادن این تظاهرات ها به نفع خود بودند. مثلاً یک بیرق سبز بسیار طولانی ای که بوسیله یِ چند دانشجو حمل می شد، در یک سمت از صف تظاهرات ها مستقر ساخته بودند. اما تعداد دانشجویان حمل کننده بسیار معدود بود و پوشنده ی رنگ سبز به ندرت دیده می شد. اگر بخواهیم وزن نیروهای راست و چپ را بر مبنای رنگ شان تخمین بزنیم، بخصوص در دانشگاه تهران، سبز و سرخ به یک اندازه دیده می شد. اما در این میان خیل عظیمی از دانشجویان، شاید قریب به 90 درصد ایشان، بدون هیچ رنگ مشخص کننده ای به تظاهرات آمده بودند. البته در این میان باید دو استثنا را نیز یاد کنیم. برای اولین بار در دانشگاه تهران نیروهای سرخ ابراز وجود مستقل کرده و در جهت دادن شعارها نقش مثبتی را ایفا کردند. همچنین شعار «کارگر، دانشجو، اتحاد، اتحاد» از جمله شعارهای این تظاهرات بود و بر روی چندین پلاکارد مشهود بود. و دیگر استثنا حضور پر رنگ طرفداران سبز در دانشگاه شریف بود که با هوا کردن بادکنک های سبز جهت گیری خود را نشان دادند. لازم به یادآوری است که دانشگاه شریف بطور سنتی مرکز فعالیت های دانشجویی حزب توده بوده است.
شهرستان ها: اخبار شهرستان ها عیناً از منابع خبرگزاری های مستقل درج می گردد
در شهرستان ها نیز دانشجویان روز 16 آذر را فعالانه گرامی داشتند. خبرهای رسیده حاکیست که در اقصاء نقاط ایران و در هر جا که دانشگاهی دائر می باشد، این مناسبت جشن گرفته شده است و در تمامی آنها شعار «مرگ بر دیکتاتور»، شعار مرکزی آنها بوده است.
تبریز: بر خلاف تهران و دیگر نقاط ایران تظاهرات دانشجویان دانشگاه تبریز یکپارچه سرخ بود. در دانشگاه آزاد تبریز ده ها دانشجو با در دست گرفتن پلاکارد سرخ و دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور»، «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» و «دانشجوی با غیرت، حمایت حمایت» تنها مراسم یکپارچه سرخ را برگزار کرده و دیگر دانشجویان را دعوت به راهپیمایی کردند.
شيراز: از ساعت 1230 در سلف سرويس دانشگاه شيراز , دانشجويان با حراست درگير شدند وشعارهاي ضد حكومتي خود را بي وقفه سر می دادند . به گزارش دانشجویان سوسیالیست امروز دوشنبه 16 آذر 3″ تن از دانشجویان چپ و سوسیالیست شیراز″ بازداشت و از وضعیت انها خبری در دست نیست.صبح امروز دوشنبه 16 آذر ساعت 8 صبح رفیق “سید محمد محسن موسوی” دانشجوی سوسیالیست شیراز بازداشت و هنوز از وضعیت وی خبری در دست نیست. به دنبال تهدید و فشارهای فراوانی از سوی نیروهای امنیتی در شیراز و امنیتی کردن فضای شهر، امروز 16 آذر روز دانشجو رفیق محسن موسوی بعد رفتن به سمت فوقانی خوابگاه مفتح باز داشت و هنوز از وضعیت وی خبری در دست نیست.به گزارش دانشجویان سوسیالیست :نجما رنجبران” دیگر دانشجوی سوسیالیست شیراز همراه با “سبحان حیدری” فعال چپ دانشجویی شیراز از سوی نیروهای امنیتی رژیم سر فلکه آرم بازداشت شده اند و از وضعیت انها هیچ خبری در دسترس نیست.
امروز 16 آذر در خيابانهای اطراف دانشگاهها و خبابانهای شیراز نیروهاي امنیتي و انتظامی همراه لباس شخصي ها در حالت کامل آماده باش و تفتیش از رهگذران به سر برد و شهر شیراز در فضایی کاملا امنیتی بسر برد.
مشهد: روز دوشنبه 16 آذر از ساعت 1200تا 1500تجمع دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد با شعار مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر خامنه اي شكل گرفت , دانشجويان با بسيجي ها درگير شدند . ورود و خروج دانشجويان را ساعت 1600 بستند و اجازه خروج نميدادند
همدان: طبق خبر دريافتی، در پی حمله نيروهای لباس شخصی و بسيجی به تجمع دانشجويان معترض دانشگاه بوعلی سينا، تنی چند از دانشجويان زخمی شدند. گزارشها حکايت از درگيری در ساختمان دانشکده علوم اين دانشگاه دارد . قابل ذکر است نيروهای لباس شخصی يکی از دانشجويان را از طبقه بالا به محوطه هشتی علوم دانشگاه پرت کردهاند که در پی خونريزی و زخمی شدن، اين دانشجو به بيمارستان منتقل شده است. هنوز از هويت اين دانشجو گزارشی منتشر نشده است
ايلام: در ايلام درروز 16 آذر , دانشجويان از ساعت 10 صبح تجمع اعتراضي خود را در دانشگاه ملي ايلام با شعار مرگ بر ديكتاتور , مرگ بر احمدي نژاد , دانشگاه پادگان نيست آغاز كردند. در اين تجمع بسيج و مزدوران به دانشجويان حمله كرده و آنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند همچنين نيز تعدادي از دانشجويان دراين درگيري دستگير شدند نام دوتن از دستگيرشدگان رضا رشوندي و حسين كياني بود كه آنها را با ضرب وشتم بردند
دانشگاه سمنان: از ساعت 10 صبح روز 16 آذر تجمع اعتراضي دانشجويان دانشگاه سمنان در دانشكده فني هنر شكل گرفت. دانشجويان بزرگداشت روز دانشجو را با شعارعليه حكومت تا ساعت 1200 ظهر ادامه دادند .
سنندج: مراسم شانزده آذر در دانشگاه سراسري كردستان و دانشگاه هاي تابعه , دانشگاه آزاد سنندج , دانشگاه پيام نور سنندج برگزار گرديد . در دانشگاه سراسري كردستان نزديك 700 نفر ,درسالن آمفي تئاتر اين دانشگاه , همراه با خواندن سرود و سردادن شعارتجمع خود را ادامه دادند . در دانشگاه پيام نور 400 نفر در سالن آمفي تئاتر و دردانشگاه آزاد سنندج نيز 400 نفر در سالن آمفي تئآتر دانشگاه , 16 آذر را گرامي داشتند . و بيانيه اي هم صادر كردند . دانشجويان شعارهايي در همبستگي با دانشجويان سراسر شهرهاي كشور روي پلاكاردها نوشته بودند مانند : دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد , مرگ برديكتاتور , زنداني سياسي آزاد بايد گردد .محكومين به اعدام در كردستان بايد آزاد گردند , احكام اعدام بايد لغوگردند.
رشت: امروز براي مقابله با تظاهرات بزرگ 16 آذر در تمام خيابان هاي اطراف دانشكده علوم پايه رشت نيروهاي بسيجي راچيده بودند و تدابير امنيتي شديدي انديشيده بودند .به محض اينكه دانشجويان جمع شدند و خواستند شعار بدهند, ماموران بسيجي به سمت دانشجويان حمله كردند و درگيري بين دانشجويان و بسيجي ها شروع شد. دست وپاي سه نفر از دانشجوياني كه با بسيجي ها درگير شده بودند را بستند و به داخل پيكان وانت پرتاب كردند و به صورت كاملا وحشيانه اي با باتوم به سر آنها زدند و آنها رابا خود بردند , به معناي واقعي كلمه امروز در رشت بسيجي ها, هار شده بودند و مردم ودانشجويان دلير اين خطه ميهن را به شدت كتك ميزدنند .
دانشگاه سيستان و بلوچستان: از ساعت 4 تجمع اعتراضي خود را آغاز كرد. جمعي از دانشجويان با خواندن سرود يار دبستاني و خواندن بيانيه انجمن اسلامي وسر دادن شعار هاي “دانشگاه زنده است”و”دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد” ديگر دانشجويان را دعوت به حضور کردند. به گزارش خبرنگارآژانس ايران خبر , دانشجويان از ساعت 5 در مقابل سلف دانشگاه تجمع نمودند و با شعار الله اکبر و روشن کردن شمع اعتراض را ادامه دادند. لازم به ذکر است که ماموران امنيتي و لباس شخصي به کمک مسئولين دانشگاه دانشجويان را احاطه كردند.اگر چه مسئولين در تلاش بودند از هفته گذشته بابرقراري تماس با خانواده دانشجويان و ايجاد ترس در بين آنها از شور اين روز بکاهند اما دانشگاه سيستان و بلوچستان هنوز زنده است. تادقايقي ديگر اعتصاب غذا آغاز ميشود.
بندرعباس: در ساعت 1900 بيش از150تن از دانشجويان دانشگاه آزاد بندر عباس به دانشجويان داخل دانشگاه كه با نيروهاي لباس شخصي و انتظامي درگير بودند پيوستند . به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر , اين دانشجويان بعد از اينكه شنيدند در شهرهاي ديگر مردم و دانشجويان به تجمعات خودشان ادامه ميدهند در صدد ادامه تجمع قبل از ظهر خود بودند كه با نيروهاي حراست درگير شده و حراست اجازه خروج دانشجويان را نمي داد. اين درگيري تا بعد از ساعت 19 همچنان ادامه داشت.
قزوين: امروز صبح جمعيتي حدود 700 الي 800 نفراز دانشجويان آزاده در دانشگاه آزاد قزوين تجمع کرده و شعارهاي مرگ بر ديکتاتور و الله اکبر سر دادند دانشجويان دانشگاه بين المللي قزوين نيز امروز16 آذر تجمع اعتراضي به مناسبت روز دانشجو برگزار كردند .
بروجرد: صبح امروز ساعت 11.30 دانشجويان دانشگاه آزاد بروجرد با اتوبوس دانشگاه براي تجمع اعتراضي به محل ميدان مدرس جنب پيراپزشكي رفتند . دانشجويان در سالن دانشگاه تجمع اعتراضي برگزار كردند وشعارهاي ضد حكومتي سردادند, حراست دانشگاه دانشجويان را پراكنده كرده وعده اي از آنها را احضار وشناسايي كرد . حراست دانشگاه گوشي هاي دانشجويان را گرفت وفيلمهايشان را پاك كرد.
اهواز:تجمع دانشجويان دانشگاه آزاد اهراز ساعت 1230 از مقابل ساختمان خميني اين دانشگاه شروع شد. تعداد دانشجويان حدود 600 نفر بود كه شعار ها ي الله اكبر , مرگ بر ديكتاتور , پول نفت چي شده خرج بسيجي شده ميدادند. اين تجمع تا ساعت 1500 طول كشيد .درتجمع اعتراضي امروز دانشجويان دانشگاه چمران اهواز بين نيروهاي بسيجي ودانشجويان دانشگاه چمران درگيري به وجود آمد , دانشجويان اين دانشگاه با مقاومت خود در مقابل مزدوران ايستادگي كردند دانشجويان دانشگاه سقز تجمع اعتراضي كردند
سقز: امروز 16 آذر دانشگاه آزاد سقز در حاليكه تعطيل اعلام شده بود تا به اين ترتيب مانع هر حركت اعتراضي در دانشگاه ها شوند با اين حال بيش از 500 نفر از دانشجويان در دانشگاه آزاد سقز در شرايط باراني در حياط و سالن دانشگاه تجمع كردند , در حاليكه حضور مامورين و حراست محسوس بود اما دانشجويان بحالت تحصن در دانشگاه تجمع كردند و به اين ترتيب اعتراض خود را به وضعيت موجود بيان نمودند .
اراك:اراك ساعت , 1500:امروز صبح کارتهاي دانشجويي دانشجويان دانشگاه اراك توسط حراست دانشگاه بشدت كنترل ميشد, نزديك ساعت 1000 صبح , دانشجويان تجمع كرده و شروع به سر دادن شعارهاي مرگ برديکتاتور و الله اکبر کردند. در مقابل آنها گروهي از بسيجيان دانشجويي سعي در به هم زدن نظم دانشجويان داشتند که اين مسئله در يکي دو مورد حتي منجر به درگيري بين آنها شد. تعداد ماموران بيرون دانشگاه هم قابل توجه بود.
شهركرد: دانشجويان دانشگاه آزاد شهر كرد با عزم جزم نشان دادند كه تمام تمهيدات امنيتي و جو سركوب و وحشت نظام را به هيچ گرفته و با تمام قوا روز 16 آذر را گرامي داشته اند , يكي از دانشجويان دانشگاه آزاد شهركرد در اين رابطه به خبرنگار آژانس ايران خبرگفت : همه بردهاي(تابلو) دانشگاه آزاد پر از تراكت و شب نامه هاي كوبنده و انگيزاننده شده , اينجا غوغاست . تا حالا سابقه نداشت اينجوري بشه , خيلي شلوغ شده ! من مطمئن هستم با اين شور و اشتياق ماپيروز ميشويم.
نجف آباد :دانشجويان دانشگاه نجف آباد امروز تجمع كرد ه و شعارهاي مرگ بر خامنه اي و مرگ براحمدي نژاد و شعارهاي ما نميخوايم هسته اي از ولايت خسته ايم را سردادند, در اين تجمع لباس شخصي هاي مزدور و سركوبگر كه نزديك به 300 نفر بودند تحت عنوان بسيج دانشگاه به دانشجويان حمله كردند وآنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند ولي دانشجويان ايستادند و كوتاه نيامدند , نيروهاي حكومتي موفق به دستگيري دانشجويان نشدند فقط آنها را زدند وسعي كردند دانشجويان را متفرق كنند.
اروميه: در روز 16 آذر در دانشگاه آزاد اروميه و دانشگاه نازلو اروميه تجمع اعتراضي برگزار شد و دانشجويان شعار ضد حكومتي سر دادند.
6. همانطور که شاهدید، استقلال مبارزات مردمی از رهبری اصلاح طلبان که در همان روز اول مبارزات، یعنی 23 خرداد مشهود بود، نهایتاً پس از 30 خرداد و درگیر شدن مسلحانه ی حکومت دیکتاتوری سرمایه داری، روندی انقلابی در پیش گرفت و با گذر از افت و خیزهایی چند، همچنان به پیش می راند. بسیاری از نیروهای مدعی کمونیسم در خارج از کشور به علت عدم حضورشان در شرایط عینی مبارزات مردمی به اتخاذ مواضع اشتباهی دست زدند. ما در گزارشات خود سعی کردیم تا ایشان را نسبت به این اشتباهات آگاه کنیم. اما مقاومت این سازمان ها و «احزاب» در برابر واقعیّت شرایط مشخص مبارزه طبقاتی در ایران را دیگر نمی توان پای عدم آگاهی و برداشت اشتباه ایشان گذاشت. چرا که واقعیّت استقلال این مبارزات از جناح های حکومتی و روند انقلابی اش آنچنان واضح گشته است که قابل انکار نیست. پس تداوم مقاومت رهبران سازمان ها و «احزاب» کمونیستی در خارج از کشور را باید به منافع طبقاتی ایشان نسبت داد. چه سازمانها و «احزابی» که در مقابل مبارزات انقلابی مردم با جناح اصلاح طلب صف آرایی کرده اند و کارگران را به حمایت از اصلاح طلبان ترغیب می کنند، مانند جناحی از حزب توده و فدائیان اکثریت، که بیانگر سمتگیری ایشان به منافع انحصارهای سرمایه داری غیر حاکم می باشد. و چه سازمانها و احزابی که به بهانه یِ «وابستگی مبارزات به جناح های حکومتی» کارگران را دعوت به برخورد منفعلانه نسبت به مبارزات ضد دیکتاتوری و سیاسی و تداوم مبارزات صنفی می کنند، که نهایتاً معرفِ پاسفیسم طبقاتی خرده بورژوازی در این شرایط می باشند. رهبری این نیروها برای حفظ منافع گروهی و امتیازات «رهبری»، انرژی و توان مبارزاتی هواداران خود را به حدر می دهند. ما در تداوم گزارشات سیاسی خود از شرایط کنونی مبارزه طبقاتی و نیازهای فوری آن، به نکاتی که در این گزارش بصورت اجمالی مطرح کرده ایم، بصورت تفصیلی خواهیم پرداخت.

مرگ بر دولت سرمایه دار!
نان، مسکن، آزادی – جمهوری شورایی!
کارگران کمونیست ایران
18 آذر 1388

  • Share/Bookmark


گزارش تحلیلی از ۱۶ آذر ۱۳۸۸

بدست admin • ۱۹ آذر ۱۳۸۸ • دسته: سرمقاله

16 آذر 1388 در زیر سرکوب های خارق العاده حکومتی برگزار شد و همانطور که انتظار می رفت به برگ زرینی در تاریخچه یِ مبارزات انقلابی مردم ایران تبدیل گشت.این روز فرخنده، به رغم یک ماه تلاش ارتجاع برای جلوگیری از وقوع اش، دارای دستاوردهای نوینی در عرصه مبارزاتی بود که در زیر بصورت اجمالی نظری به نکات آن انداخته و در روزهای آتی نظرات تکمیلی خود را ارائه خواهیم داد.
1.جناح کودتا، که پس از پیروزی مردمی در مراسم 13 آبان، به واقعیت “تلخ” ظهور روند انقلابی پی برده بود، از همان تاریخ به بازداشت های گسترده و سراسری فعالان و رهبران دانشجویی دست زد. این بازداشت ها آنچنان بُعد وسیعی یافت که تنها در هفته ی آخر به بیش از 90 دستگیری انجامید. همچنین، برگزاری دادگاه ها و صدور احکام سنگین ضربتی برای دانشجویان چپ بازداشت شده در سال 86 ، که بیش از دو سال برگزاری آن را به بهانه های مختلف به تعویق انداخته بودند، هراس حکومت دیکتاتوری از برگزاری موفقیت آمیز این مراسم را ظاهر ساخت.
بر خلافِ باورها و کوشش های فعالان رویزیونیست و اپورتونیست کارگری، حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی کاملاً به این امر واقف است که بزودی مبارزات جنبش کارگری از کانال های خودبخودی و صنفی سر ریز شده و به جنبش پوپولیستی علیه دیکتاتوری خواهد پیوست. در چنان زمانی، واقعیّت طبقاتی بودن مبارزات جاری برای همگان آشکار می گردد و آنگاه حتی عقب افتاده ترین اقشار مردمی را به میدان خواهد کشاند. به همین خاطر، در یک ماه گذشته، به سرکوب خفقان آور جنبش کارگری نیز شدت بخشید. از جمله این اقدامات، احکام زندان علیه فعالان کارگری را به اجرا گذاشت. همزمان، دادگاه های فعالان کارگری بازداشت شده در اول ماه مه 1388 را به سرعت برگزار کرد و احکام سنگین زندان و جرایم نقدیِ غیر قابل پرداختی برایشان صادر نمود. و از طرف دیگر، با تشکیل پست های امنیتی ، مستقیماً نیروهای نظامی و امنیتی را وارد کارخانه ها کرد.

  • Share/Bookmark


تحلیل کارگران کمونیست ایران از اوضاع کنونی:حکومتِ آسیب پذیر و هوشیاری مردمی

بدست admin • ۱۵ آذر ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬دسته‌بندی نشده

NabardBaDictator
حتماً متوجه بگیر و ببند های اخیر، از دانشجویان گرفته تا فعالان کارگری و مادران عزادار شده اید.
طبق آخرین خبرها، در همین هفته ی اخیر بازداشت 90 دانشجو اعلام شده است. مطمئناً شمار دانشجویان بازداشت شده به مراتب از این تعداد بیشتر است. این بازداشت ها در سراسر کشور جریان دارد و عمدتاً از آن دسته از دانشجویان صورت می پذیرد که نسبت به دیگر دانشجویان فعال تر بوده و حکومت حدس می زند که ایشان در دعوت و سازماندهی دیگر دانشجویان می توانند تأثیر گذار باشند.
همچنین، مادران عزادار که هر شنبه تجمع خود را در پارک های ایران برگزار می کنند نیز این هفته، بعنوان خطری برای ثبات نظام حکومتی شناسایی شده و 15 تن از ایشان در پارک لاله تهران توسط نیروهای سرکوبگر بازداشت شدند.
مدتی است که فعالان کارگری و سندیکایی نیز مورد هجوم حکومتیان قرار دارند. بازداشت شدگان اول ماه مه 1388 که پس مدت طولانی بازداشت «موقت» با ضمانت های سنگین آزاد شده بودند، احکام زندان گرفته اند و حکم زندان 5 تن از فعالان سندیکایی کارگران هفت تپه به اجرا گذاشته شده است و بالاخره در همین جمعه، 15 تن از شرکت کنندگان در گلگشت کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری بازداشت شدند.نمونه های بالا آن بخشی از اقدامات سرکوبگرایانه حکومتی است که به خبرش رسانه ها رسیده است. در مقابل هر یک از این نمونه ها، ده ها مورد دیگر است که به علل ترس و وحشت خانواده ها و یا عدم دسترسی ایشان به رسانه ها گزارش نمی شوند.
نشانه های وحشت حکومتی از فروپاشی، تنها در قالب بازداشت ها و بند و زنجیر فعالان نمی باشد، هر چند که اعمال این سیاست فشرده تر از سابق است، اما، چنین اقداماتی به مدت 30 سال است که توسط این حکومت اجرا می گردد. نکته دیگری که ما را به فضای هراس و وحشت درون حکومتی آگاه می سازد، اقدامات «پیشگیرانه یِ» ایشان است که با گذر زمان و مراحل مختلف جنبش مردمی ابعاد تازه تری می یابد. اگر تا دیروز استقرار نیروهای سرکوبگر با نزدیکی روزهای اعتراضی مردمی صورت می پذیرفت، اینک حضور ایشان در خیابان ها و معابر بصورت دائمی در آمده است. اگر تا دیروز وظیفه ی جاسوسی و کنترل کارگران به عناصر ضعیف و نفوذی و حراست کارگاه سپرده شده بود، اینک نیروهای نظامی و امنیتی حضور آشکار و دائمی در کارخانه ها دارند. خبرهای رسیده حاکی است که حتی در متروی تهران نیز، که اخیراً میدان جدیدی برای مبارزات روزمره یِ مردم بوده است، عناصر قل چماقی در ایستگاه ها به کار گرفته شده اند که بیشتر قیافه ی تیم های اجرایی وزارت اطلاعات را دارند تا اینکه کارکنان مترو باشند. اگر تا دیروز سرکردگان نیروهای مسلح حکومتی از طریق رسانه ها و مطبوعات تهدیداتِ سرکوبگرایانه یِ خود را صادر می کردند، اینروزها از طریق تلفن مستقیم به فعالان سیاسی و فرستادن پیامک های گسترده برای عموم مردم به این کار اقدام می کنند. پس با نظر داشتن این اقدامات و شرایط، بوضوح می توان به فضای روانی موجود در دستگاه حکومتی پی برد و وحشت فراگیر را در میان سران و سیاستگزاران آن حس کرد.
این فضا در زمانی بوجود آمده است که صفوف مبارزات مردمی هنوز در آرایش خودبخودی بسر می برد و جهت و هدف آگاهانه ای نیافته است. هنوز جناح اصلاح طلبان حکومتی در میان اقشار عقب مانده یِ مردمی دارای نفوذ و اعتبار است. به حدی که هاشمی رفسنجانی نیز، حتی پس از خیانتش در تابستان گذشته ، امید به حمایت این اقشار دارد. که چنین سمتگیری ای توسط نیروهای محافظه کار و اصلاح طلبِ مخالفِ جناح نظامی – امنیتی، بیانگر عدم توانایی به انعطاف جناح غالب بر هیئت حاکمه می باشد. سوأل اینجاست که توانایی مقاومتِ چنین چوب خشکی در مقابل فشارهای مردمی به چه میزان است؟
و اما از طرف نیروهای مردمی، شاهد آن هستیم که اقدامات سرکوبگرایانه و «بازدارنده یِ» حکومتی تأثیر چندانی نداشته است. علیرغم بازداشت های سراسری، فلّه ای و روزمره یِ دانشجویان، تبلیغات برگزاری مراسم 16 آذر با شدت فراوان ادامه یافته است. در همین هفته یِ گذشته بیانیه ها و اعلامیه های بسیاری با امضاء گروه ها و سازمان های دانشجوییِ علنی و با نام و نشان مشخص صادر گشته است. گروه ها و تیم های زیادی از مردم و دانشجویان نیز با امضاهای نا آشنا و ناشناس با نوشتن و توزیع شبنامه ها به درهایِ منازل، مردم را به پیوستن به دانشجویان دعوت می کنند. مبارزات کارگری نیز علیرغم اقداماتِ حکومتی به اعتلای شتاب یافته اش ادامه می دهد. روزی نیست که هزاران کارگر در سراسر کشور اقدام به اعتراض در اشکال متنوع اش نکنند. همچنین بازداشت و صدور احکام سنگین برای فعالان و سرشناسان جنبش های اجتماعی از تلاش ایشان برای طرح خواسته هایشان نکاسته است. بازداشت مادران عزادار و کارگران و دانشجویان، فقط صف های اعتراضی در مقابل دادگاه های انقلاب و زندان ها را پر شمارتر کرده است.
با وجود همسویی و همکاریِ جناح اصلاح طلب با جناح نظامی – امنیتی در مهار کردن و کنترل مبارزات مردمی و نگاه داشتن آن در چهارچوب های قابل تحمل حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی، باز هم این مبارزات با شتاب فراوانی به سمت هر چه رادیکالیزه تر شدن در حرکت است. شعارهای مردمی که بیانگر خواسته های ایشان می باشد، با سردادن شعارهایی از قبیل «مرگ بر خامنه ای»، «جمهوری ایرانی»، «مرگ بر دولت مردم فریب» و … به مراتب فراتر از آن مرزی رفته است که اصلاح طلبان بتوانند مدعی رهبری اش باشند. تمامی شواهد نشان از شتاب سریع قطبی شدن فضای سیاسی جامعه و شکست هر راه حل میانه و مسالمت جویانه دارد. پس دور از ذهن نیست که فشار توده ای وارده بر جناح نظامی – امنیتی باعث شکستن آن شده و هیئت حاکمه را در وضعیّت عقب نشینی استراتژیک و توسل به نیروهای اصلاح طلب سازد. پس، سوأل اصلی این خواهد بود که با در نظر داشتن شرایط ساختار حکومت جمهوری اسلامی و تعهدات اعلام شده یِ اصلاح طلبان و ترکیب این جناح، آیا حکومت را قادر به عقب نشینی مؤثری خواهد ساخت؟
در صورت وقوع چنین واقعه ای، اگر قرار است که اصلاح طلبان قادر به حکومت کردن شوند، باید بتوانند به مردم در خیابان ثابت کنند که مبارزات ایشان به ثمر نشسته و دیگر نیازی به اعتراضات و تظاهرات و شرکت مستقیم شان در امور سیاسی مملکت نیست. بلکه، اینک می توانند به جناح اصلاح طلب، بعنوان نمایندگان سیاسی خود اعتماد کنند تا خواسته های ایشان را از طریق سیاست های حکومتی به اجرا در آورند.
ما در تحلیل خود از شرایط و پیش بینی آینده ی مسیری که جامعه مان در حال سیرش می باشد، در همین مقطع، توقف می کنیم. چرا که شرایط و عوامل بسیاری با عقب نشینی استراتژیک حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی تغییر خواهد کرد که از الآن قابل پیش بینی نمی باشند. اما این نکته را با اعتماد کامل اعلام می داریم: اگر خواسته های مردم، در آن مقطع تغییری نسبت به شعارهای کنونی شان نکرده باشد، و اگر اصلاح طلبان حکومتی بر هدف «پایبندی و اجرایِ کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی» باقی مانده باشند، مبارزات مردمی در شکل اعتراضات و تظاهرات های خیابانی همچنان تداوم خواهد یافت و به احتمال بسیار قوی، با آگاهی مردم از ضعف ساختاری و قدرت دفاعی حکومت دیکتاتوری، با پیوستن اقشار عقب مانده تر به صفوف مبارزان کنونی، ابعادی به مراتب علنی تر و گسترده تری خواهد یافت.
مرگ بر دولت سرمایه دار!
نان، مسکن، آزادی – جمهوری شورایی!
کارگران کمونیست ایران، 15 آذر 1388

  • Share/Bookmark


اعتراف اصلاح طلبان به آغاز روند انقلابی

بدست admin • ۱۴ آذر ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬دسته‌بندی نشده

image002
روند انقلابی مبارزات مردمی ایران آنقدر آشکار گشته است که دیگر کسی نمی تواند وجود آن را انکار کند. تا به امروز تعدادبسیار کمی از فعالان سیاسی دارای چنان درک عمیقی از تحرکات اجتماعی بودند که از همان روزهای اول متوجه دیالکتیک روند مبارزاتی مردم و ارتباط متقابل رهبری رفرمیست و تحرکات مستقلانه یِ مردم شدند. اما اینک، بخصوص پس از تظاهرات های «روز قدس» و «13 آبان»، این روند آنچنان در شعارها و برخورد مردم و پیگیری ایشان آشکار گشته که دیگر نیازی به درک عمیق دیالکتیکی ندارد تا این واقعیّت را بشناسد. حتی با نگاهی سطحی و حسی نیز می بینیم که جامعه ی ما که تا آغاز مبارزات، روند دو قطبی اقتصادی و اجتماعی را طی کرده بود، با شتاب به سمت دو قطبی شدن سیاسی می رود و هرگونه تمایلات و پیشنهادات میانه و سازشکارانه را دفع می کند.
در اثر تظاهر ماهیّت این روند، تعداد زیادی از تئوریسین های لیبرال نیز که تا دیروز لاطائلات وجود «عدم خشونت» در طرز تفکر «طبقه متوسط» تکرار می کردند، به خود آمده و مسئولان حکومت و یاران خود را به آغاز انقلاب هشدار می دهند.
یکی از این تئوریسین مورّخ عالی مقام و شیفته یِ مهندس موسوی، آقای عبدالله شهبازی است که در وبلاگ خصوصی اش در جمعبندی از مشاهدات مبارزات مردمی در روز 13 آبان می نویسد: « در تحليل حوادث پنج ماه و نيم اخير ايران بايد عالمانه و منصفانه انديشيد. ابتدا بايد «پديده» را شناخت و سپس براي «درمان» آن چاره جست. اگر تحليل‌گر سياسي، از سر جهل يا تعصب يا يکسويه‌بيني يا غرض، «پديده» را غلط تعريف کند، راه‌کارها نيز غلط خواهد بود. در ماه‌هاي اخير تلاشي عامدانه، هم از سر غرور و جهل و تعصب، هم از سر غرض، مي‌بينم که مي‌کوشد صورت مسئله به درستي شناخته و تعريف نشود تا آتش شعله‌ورتر و تحولات چاره‌ناپذير شود. آن‌چه مي‌بينم «شورش» نيست زيرا با سرکوب و برخوردهاي خشن اوّليه کاهش نيافته؛ عميق‌تر و گسترده‌تر شده. مقطعي نبود، تداوم دارد. فرو نمي‌نشيند، اوج مي‌گيرد. محسن حسام مظاهري درست مي‌گويد که حوادث 13 آبان 1388 نقطه‌عطفي در تحولات پس از شروع جنبش اعتراضي به انتخابات است. من نيز سير تحولات را اين‌گونه مي‌بينم.
در يکي دو روز اخير با دوستان متعدد صحبت کردم. با تلفن. به جدّ تأکيد کردم که مي‌خواهند حوادث جاري را «شورش‌هاي خياباني» بنمايانند و با راه‌کارهاي مختص به اين پديده با آن برخورد کنند. صورت مسئله را بايد درست تعريف کرد. آن‌چه مي‌گذرد «شورش» نيست؛ «انقلاب» است و راه‌کارهاي خود را دارد. يقين دارم اين سخنان پژواکي نخواهد يافت، از اينرو در وبلاگم مي‌نويسم. برخي اين سخن را دلنشين نمي‌يابند ولي واقعيت را بايد گفت. تحليل‌گراني هستند که آن‌چه را من مي‌بينم ديده‌اند ولي جسارت بيان آن را ندارند. بايد جسور بود و گفت. من مسئولم. من نگران آنم که در ماه‌هاي آينده روزنه‌هايي که امروز باز است براي هميشه مسدود شود و بر ايران آن رود که محسن حسام مظاهري، و بسيار کسان همچون او، نگران وقوع آن‌اند: جنگ داخلي!» (تأملاتي درباره 13 آبان 1388)
پس می بینیم که این «دانشمند» لیبرال، همچون دوستان دیگرش، بالاخره متوجه شدند که این مبارزات از نوع سطحی و مقطعی نبوده، بلکه پایه بر تضادها و شکاف های عمیق اجتماعی دارد که در صورت تداوم به «جنگ داخلی» خواهد رسید. اما فوراً موضع بورژوازی خود را مشخص کرده و اعلام می دارد که گویا هنوز راه هایی برای مهار آن وجود دارد. بدون آنکه اعراف کند که اگر این مبارزات به نهایت توانش نرسد، سخن از دمکراسی گفتن یک شوخی درد آور است. آری! او و همپالگیانش خود را به امتیازات پوچ روشنفکرانه در جلد «محبوبیّت فردی» و «اعتبار علمی» خود را فروخته اند و تنها نگرانی شان این است که خدای ناکرده با واقعیت یافتن دمکراسی و برابری و عدالت اجتماعی، این امتیازات بی ارزش را از دست بدهند.

  • Share/Bookmark


کشف طبقه ای جدید در نظام سرمایه داری

بدست admin • ۱۴ آذر ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬دسته‌بندی نشده

iww-capitalist-pyramid_0
پس از فروکش کردن اولین موج انقلابی طبقه کارگر در اواخر سال های 20 قرن بیستم و سقوط دولت شوراها و غلطیدن حزب بلشویک به رویزیونیسم «استالینیستی» و به انحراف کشیده شدن موج دوم انقلابی در اواخر دهه 50 تا اوایل 70 میلادی توسط تئوری های سازشکارانه ی تروریستی برخاسته از کوبا و مائویسم چینی، انواع و اقسام تئوری های سرمایه دارانه ای جنبش های چپ را متأثر ساخت و از آنجاییکه در دوران رکود مبارزات پرولتاریای جهانی مطرح می گشتند، عمر نسبتاً طولانی ای را تجربه کردند که آثار آن تا کنون باقیست. چرا که تئوری هایی که طبقه کارگر را متوهم می سازند، فقط از دو طریق می توانند از ذهنش زدوده شوند. راه اول، حضور عنصر آگاه به ایدئولوژی علم مبارزه طبقاتی (مارکسیسم انقلابی) است که با در آمیختن در زندگی روزمره کارگران و تجربیات مستقیم او در خلال گذران زندگی، توهمات بی پایه را در هم شکسته و با واقعیّت جامعه طبقاتی و علم مبارزه طبقاتی جایگزین سازد، که متاسفانه به علت شرایط ویژه ی آن دوران، چنین عنصر آگاهی غایب بود. و راه دوم، از طریق شرکت مستقیم توده های کارگری در مبارزات انقلابی است که تنها هنگام دوران انقلابی امکان پذیر است. البته در چنین دورانی تئوری های غیر واقعی در عمل اعتبار خود را از دست خواهند داد، اما اگر در چنین موقعیتی عنصر آگاه شکل نگرفته باشد، باز هم توده ی کارگری برای پیشبرد مبارزاتش به تئوری های انقلابی دیگری متوسل خواهند شد که بیانگر منافع طبقات غیر پرولتری است. همانطور که در دوره ی پیشین (دهه 50 تا 70 میلادی) چنین شد.
یکی از این تئوری هایی که بخصوص بعد از سالهای 70 رو به رشد گذاشت و تا کنون تسلط خود را در برخی اذهان ناتوان از تفکر و تحقیق مستقل حفظ کرده است، تز «طبقه متوسط» است. «طبقه متوسط» واژه ای است که در علم مبارزه طبقاتی به طبقه «بورژوا» در شیوه ی تولید فئودالی اطلاق می شود و در شیوه تولید سرمایه داری دارای معنی نیست. چرا که بر مبنای علم مبارزه طبقاتی، شیوه تولید سرمایه داری جامعه را به دو طبقه بورژوا و پرولتر تقسیم می کند. طبقه بورژوازی، یا سرمایه دار، به گروه اجتماعی ای گفته می شود که دارای مالکیّت و کنترل خصوصی بر ابزار تولید است. و طبقه پرولتاریا، طبقه ای است که دارای هیچگونه مالکیت و یا کنترلی بر ابزار تولید نبوده و تنها با فروش نیروی کار خود گذران زندگی می کند. در این میان طبقه ی دیگری وجود ندارد. اما پرولتاریا و بورژوازی به اقشار مختلف قابل تقسیم می باشند. مثلاً، خرده بورژوازی و یا بورژوازی متوسط و بورژوازی بزرگ که تنها بیانگر میزان دارایی شان می باشد. و یا بر حسب رشته یِ کاری شان به بورژوازی صنعتی، کشاورزی، مالی و خدماتی و … تقسیم می شوند که دارای تفاوت ماهوی نمی باشند. پرولتاریا نیز به اقشار «یقه سفید» و «یقه آبی» و اریستوکراسی» و صنعتی و خدماتی و … قابل تقسیم است که باز هم دوباره دارای تفاوت ماهوی نیستند و صرفاً بر مبنای فرعیات دسته بندی می شوند. اما »طبقه متوسطی» که نه بورژوازی است و نه پرولتاریا در شیوه ی تولید سرمایه داری محال است و با هیچ تعریف اقتصادی و اجتماعی ای قابل توجیه نیست. به همین دلیل است که می بینیم معتقدین به این طبقه بندی اجتماعی از ارائه تعریف علمی عاجزند و نمی توانند جایگاه ویژه ای برای این طبقه یِ تازه کشف شده در رابطه با روند تولید ارائه دهند. آنها به میزان درآمد رجوع می کنند و با این کار تقسیم بندی طبقاتی علمی جامعه یِ سرمایه داری را مخدوش کرده و نفی می کنند. چرا؟ چون این یک واقعیّت است که در برخی جوامع درآمد برخی از کارگران معروف به «اریستوکراسی» کارگری، بیشتر از درآمد یک مغازه دار کوچک خرده بورژوا است، اما، ماهیّت طبقاتی ایشان در جایگاه تولیدی شان، دو طبقه متخاصم را نمایندگی می کنند که قابل تجمیع نمی باشند.
بتازگی ما با نمونه یِ بسیار مضحکی روبرو گشتیم که آنچنان گرفتار توّهم «طبقه متوسط» گشته است که حتی با میزان درآمد نیز آن را مشخص نمی سازد. در مطلبی با عنوان « جنگ دولت با طبقه ی متوسط به فمینیست ها رسید» از خانم وحیده مولوی می خوانیم:« دولت با هدفمند کردن یارانه ها طبقه متوسط را می چلاند. شیره ی اقتصاد ِ جانش را تا انتها بالا می کشد و آن را به فرو رفتن در یک حیات صرفا بیولوژیک محکوم می کند…. طبقه ی متوسطی که رشد فرهنگی اش متوقف شده، قدرت اقتصادی چندانی ندارد، دغدغه های مالی ذهنش را آشفته کرده و مجبور است فقط برای گذران زندگی(و نه حتی رفاه نسبی) چند نوبت کار کند؛ از همه ی حوزه های تاثیرگذار اخراج شود. به موجود زنده ای تبدیل شود که جز زنده ماندن هدفی و افقی ندارد.»
آیا به نظر شما مضحک نیست. تنها توجیه باورمندان به «طبقه متوسط» زندگی بهتر ایشان از دیگر کارگران بود، اما اینک که به اعتراف خانم وحیده مولوی، این «طبقه» دیگر دارای امتیاز درآمد بیشتر از دیگر پرولترها نیست، پس چه توجیحی برای موجودیّت این طبقه می تواند ارائه شود؟

  • Share/Bookmark