
خبرنامه ندای سرخ شماره 126
حاکمیت دیگرچیزی برای سوزاندن ندارد…
م. مینایی
حکومت اسلامی سراسیمه کارت آخر خود را رو، و تنها تیر تیردان اش را پرتاب کرد: ” به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، در جريان حرمتشكني عدهاي از حاميان موسوي از روز عاشورا و اقدامات ساختارشكنانه و آتشزدن بانك، يك ساختمان در چهارراه كالج، تعدادي از تاكسيهاي شهري، وسائط نقليه نيروي انتظامي، خودروهاي شخصي و…، در اقدامي تأسفبرانگيز قرآن كريم نيز توسط اين افراد به آتش كشيده شد.
بر اساس اين گزارش، اين افراد در جريان اغتشاش در حوالي خيابان كارگر شمالي و بلوار كشاورز، قرآن كريم را به آتش كشيدند.”( تاکید از ماست)
واقعیت این است که کمتر کسی گمان می کرد رژیم به این زودی دست به این دیوانگی بزند. چند روز پیش در صحبتی که با دوستان داشتم گفتم پس از عکس خمینی و پرچم نشاندار حکومت اسلامی تنها حربه ای که در دست تبلیغاتچی های رژیم باقی مانده نیزه کردن و آتش زدن قرآن هاست و فکر می کنم روز 22 بهمن به اینکار دست خواهد زد. اما وقایع عاشورا نشان داد که مردم جهش به جلو می کنند و رژیم هزیمت به عقب ! و در این هزیمت تمام یال و کوپال اش بیکباره می ریزد. البته این حربه ها در سالهای دور که مردم نسبت به رژیم و سردمداران شان متوهم بودند کارآیی داشت اما امروزه هر اقدامی به سرعت به ضد خودش بدل می شود و دلیل آنهم چیزی جز افشا شدن دروغگویی های بنگاههای خبری و تبلیغاتی گوبلزی رژیم نیست.
چند روز پیش خامنه ای که در نعل وارونه زدن دست اعقاب جنایتکار خود را از پشت بسته خطاب به طالبان و روحانیان می گوید:” ببينيد امروز تبليغ در دنيا خيلى نقش پيدا كرده است و هميشه همين جور بوده است… ما هم يكى از شيوههاى مؤثر تبليغ را در اختيار داريم …ميخواهيم عرض بكنيم تبليغ بايد جريان ساز باشد، تبليغ بايد فضا ايجاد كند…باید گفتمان ایجاد کند… بايد دائم با اين دم دميد، تا اين اشتعال هميشه باقى بماند. اين كار هيچ نبايد متوقف بشود … يك نمونه، همين تبليغات ماه محرّم است … انگشت اشاره را بايستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند… كارى كردند كه دشمنان امام جرأت پيدا كنند بيايند توى دانشگاه، به عكس امام اهانت بكنند…اینها فردا به قرآن هم اهانت می کنند…این كار كمى نيست؛ كار كوچكى نيست…”
خامنه ای در این سخنرانی با بسیج همه جانبه رسانه های گفتمان ساز ( به تعبیر لیوتاری) نشان می دهد که چقدر می توان از حربه آتش زدن استفاده کرد ، غافل از اینکه تاریخ این بار با بازی کوتوله هایی از قماش خودش ، به شکلی کمدی تکرار خواهد شد…
پیشروی ها واقعی نیستند
ن. ن.
بسیاری از دوستان و رفقا با شادی غیرقابل وصفی از پیروزی ها و دستاوردهای جنبش انقلابی در روز عاشورا سخن می گویند. از نظر ایشان روی آوری مردم به تهاجم علنی و عقب راندن نیروهای سرکوب حکومت مذهبی با زور سنگ و آجر پراکنی، قدم مثبتی در مبارزات ایشان است. از نظر من اینکه مردم شرکت کننده در تظاهرات بر تصورات غلط خود نسبت به حکومت دیکتاتوری و نیروهای سرکوبگرش غلبه پیدا کردند و متوجه شدند که نمی توانند با خلط واقعیتِ غیرقابل سازش بودن منافع طبقاتی و رویایِ شیرین «عدم خشونت» به اهداف و خواسته هایشان برسند، امر مثبتی است. اما، آیا این تحول در شیوه ی مبارزه، به علت پیروزی های به دست آمده در میدان مبارزه است؟ و می تواند یک پیشروی واقعی در تحقق اهداف دمکراتیک انقلاب محسوب شود؟ بنظر من پاسخ منفی است.
با فاصله تنها یک هفته از آغاز مبارزات، معلوم شد که در میان نیروهای متخاصم نوعی توازن قوا بوجود آمده است و هیچیک از ایشان قادر به حذف دیگری از صحنه نیست. در آن زمان ما امیدوار بودیم که با گذشت زمان نیروهای جدید طبقاتی به انقلاب خواهند پیوست و همچنین نیروهای مردمی به سازماندهی و سامان یابی خواهند رسید و نطفه های نهادهای دمکراتیک را پی ریزی خواهند نمود. اما آنچه که تا به حال بوقوع پیوسته است، پرورش عده ی بخصوصی است که در تمامی تظاهرات ها و اعتراضات شرکت می کنند و بیباکانه و جان در کف در مقابل مزدوران حکومتی به مبارزه می پردازند. باز هم همین تعداد در شکل یک توده سازمان نیافته هستند که روز به روز رادیکالیزه می شوند و با پشت کردن به سیاست های سازشکارانه یِ اصلاح طلبان و تشدید مبارزات خود حکومت را وادار به استفاده یِ پر هزینه یِ سرکوب عریان می کنند. در روزهای 16 آذر و عاشورا نیز بازهم همین عده برای مقابله بهتر و جلوگیری از دریافت ضربات بیشتر به سنگ و آجر روی آورده اند.
ما باید پیشروی های جنبش انقلابی را با دستاوردهای مثبت آن ارزیابی کنیم و ببینیم که آیا در پروسه این مبارزات نهادهای صنفی و انجمن های قشری و کمیته های محلات و احزاب سیاسی جدیدی شکل گرفته اند یا نه؟ ایا جامعه از یک ساختار دیکتاتوری قدم فراتر گذاشته است؟ یا هنوز بورژوازی سازمان های خود را حفظ کرده است و مردم در حالت بی سازمانی و گله ای (پوپولیستی) بسر می برند.
به نظر من این قدم ها گو اینکه در مقطعی لازم و قابل تقدیر اند، اما قدم های واقعی پیشروی جنبش انقلابی به سمت استقرار دمکراسی نمی باشند.
جنبش خودبخودی و روشنفکران نخبه گرا
احمد فارسی
در روز بیست سوم خرداد ماه 1388، مردمی که به رهبری اصلاح طلبان دل سپرده بودند و در جهت انتخاب کردنشان به مقام ریاست جمهوری در تظاهراتِ تبلیغاتی خیابانی شرکت کرده بودند، پس از مشاهده ی افتضاح انتخاباتی، در یک حرکت جهشی، از رهبری ایشان و ستادهای انتخاباتی شان گسستند و به رغم توصیه های آنان راه اعتراضات خیابانی را برای پیشبرد خواسته ها و اهدافشان برگزیدند. اعتراضات آنها، در همان روز، ماهیّتی جنبشی یافت. و با فاصله ی یک هفته، یعنی پس از اعلام حکم تیر از سوی خامنه ای، در یک رودر رویی قهرآمیز چند هفته ای با نیروهای مسلح دیکتاتوری اسلامی، خصلت تهاجمی و روند انقلابی خود را ظاهر ساختند.
هر کس که مدعی است وجود جنبش های اجتماعی و روند مبارزات انقلابی مردمی وابسته به حضور نخبگان در رأس شان می باشد، کور خوانده است و در توهمات خود به سر می برد. این دیدگاه تنها می تواند در مخیله یِ معلول یک روشنفکر خودستا شکل گرفته باشد که در زیر آموزش های نخبه گرایانه و شخصیّت پرستیِ رویزیونیسم قرن بیستمی آموزش دیده است و علیرغم تکرار اشتباهات و شکست های مکرر این تئوری ها در قرن گذشته، هنوز نتوانسته است که هسته ی توهم آلود ایدئولوژی ایدآلیستی خود را به نقد بکشد. چنین روشنفکرانِ نخبه گرایی فراموش می کنند که مردم ما انسان و متفکرند و در میدان تجربه از پراتیک مشخص خود آموزش می گیرند و نیازی به نخبگان ندارند تا دشمنی که در مقابلشان قرار گرفته است را بشناسند و یا موانعی را که این دشمن در مقابل حرکتشان قرار می دهد را شناسایی و خنثی کنند. برای شناختن از دشمن عیان شده و معضلات فوری ای که مانع پیشبرد نبردشان می شود، ایشان با همفکری همرزمانش در خیابان به نتایجی می رسند که در تظاهرات بعدی به امتحانش می گذارند و از آن نتیجه گیری کرده و سطح دانش خود را بالاتر می برند. البته در اینکه این نوع کسب دانش از نوع تجربه گرایانه است و نمی تواند به کنه روابط انسانی و ماهیّت طبقاتی نیروهای درگیر نفوذ کند، شکّی نیست، و حتماً باید مورد بررسی قرار گرفته و در راه جبرانش قدم های ضروری ای برداشته شود. اما این کاستی، از ماهیّت جنبشی و خصلت انقلابی بودن مبارزات کنونی مردم ما نمی کاهد.
جهش هایِ دیالکتیکی 23 و 30 خرداد، بر بستر بیش از سه دهه بحران ناشی از توسعه ی سرمایه دارانه و حرکت دو قطبی شدن جامعه و تشدید تضادهای طبقاتی ناشی از آن، و بخصوص در دو سال اخیر که بحران ساختار سرمایه داری جهانی مزید بر علت گشته بوقوع پیوست. جنبش انقلابی برخاسته از سه دهه رکود مبارزاتی و در اثر تراکم خواسته ها و فشارهای طبقاتی به خیابان ها لبریز گشت و در همان هفته های اول موضع تهاجمی خود را به نمایش گذاشت. درست است که نیروهای سرکوبگر حکومتی به مردم بی سلاح حمله کرده و با سرکوب خونین آنها را متفرق می کردند، اما باز هم این جنبش انقلابی مردمی بود که برای تهاجمی دیگر به خیابان ها سرازیر می شد و نیروهای سرکوبگر حکومتی را به چالش می کشید. در این درگیری ها، این جنبش، بارها استقلال خود را از رهبران اصلاح طلب به نمایش گذاشت و تنها کور دلانی چون روشنفکران خودفروخته که هیچ منفعت و امتیازی برای خود در این جهش انقلابی نمی بینند به تکذیب و تحریف آن ادامه می دادند و هنوز هم می دهند. اما دوران بقای تئوری های توهمی و اشتباه گذشته است. تحلیل های اشتباه، بر خلاف دوران رکود که سالها می توانستند آزمایش نشده باقی بمانند، در شرایط کنونی، با فاصله چند روز مورد آزمون قرار گرفته و از اعتبار ساقط می شوند. همانطور که دیگر اعتبار نظراتِ پرت و پلای مارکسیست های علنی ای چون ناصر زرافشان و رییس دانا و دیگران در تکذیب و انکار وجود جنبش مردمی و خصلت انقلابی آن باعث خنده و تمسخر گشته و تنها نشاندهنده ی ماهیّت بغایت ارتجاعی منافع آنها شده است.
مردم ما در طول این مبارزات، از درگیری هایِ مستقیم به خود آگاهی های انقلابی بسیاری دست یافتند. در وحله اول متوجه شدند که انتخابات در درون حکومت دیکتاتوری نمی تواند پاسخگوی خواسته ها و اهداف مردمی باشد. این باور در فاصله ی چند روز از آغاز مبارزات، هنگام تمسخر به پیشنهاد خاتمی در برگزاری یک «رفراندم مشروعیت دولت کودتا» عیان گشت. سپس، عدم گرایش مردمی به حزب تازه تأسیس شده یِ «راه سبز امید» آگاهی ایشان را به ناتوانی اصلاح طلبان در بر آوردن خواسته های شان را ظاهر نمود. تغییر تاکتیک «فشار متمرکز» به اقدامات فرسایشی از دیگر نتایج این رشد آگاهی بود. رشد سیستماتیک رادیکالیسم در هر اقدامی نسبت به اقدامات پیشین در شعارها و اتخاذ تاکتیک های خیابانی، به رغم توصیه های اصلاح طلبان مبنی بر «عدم روی آوری به ساختارشکنی» گواه دیگری بر صحت مدعای ماست. و بالاخره تهاجم به نیروهای سرکوبگر با سنگ و آجر و چوبدستی و شکستن اقتدار ظاهری نیروهای مسلح دیکتاتوری قدمی است که مردم را به روی آوری به مبارزه مسلحانه خواهد رساند.
در اینجا صحبت از تأیید و یا عدم تأیید به کار بردن سلاح در مبارزات انقلابی تغییری به واقعیّت آشنایی مردم به اسلحه و گزیدنِ این راه از طرف ایشان نخواهد داد. پس باید به فکر شرایطی بود که پس از توسل مردم به چنین ابزاری پیش خواهد آمد و خود را برای نتایج گریز ناپذیر آن آماده نمود.
تاریخ تکرار می شود
رامین رحیمی
در جریانات ماه محرم و درگیری «عاشورا» بار دیگر جنبش مردمی قدم های بزرگی به سمت رادیکالیزه شدن برداشت. اگر تا دیروز حکومت صرف مسلح بودن و سرکوب های خونین خود را مقتدرتر از مبارزات انقلابی مردم نشان می داد، در روز عاشورای تهران نشان داده شد که مردم با پرتاب قلوه سنگ و تکه آجر، از پس رگبارهای اسلحه های اتوماتیک و نارنجک های گاز اشک آور، و حمله موتوسواران بر می آیند. آری! در درگیری های عاشورا، مردم انقلابی با به کار گرفتن ابتدائی ترین سلاح های تدافعی (سنگ و آجر و چوبدستی) ، «اقتدار» دیکتاتوری را به سخره گرفتند و چهره ی واقعی انقلاب را به ایشان نشان دادند. جنبشی که در شش ماه پیش با سکوت آغاز شد و با تمکین به توصیه رهبران اصلاح طلب، هیچ مقاومتی در مقابل بازداشت ها و سرکوب ها از خود نشان نداد، به سرعت به اشتباه خود پی برد و اینک با سلاح های تدافعی سنگ و آجر و چوبدستی به میدان می آید. زمزمه های خیابانی نیز حکایت از آن دارد که اگر حکومت بخواهد به همین شیوه بر درگیری و سرکوب اصرار ورزد و به خواسته های آزادی دمکراتیک تن ندهد، آماده است تا برای یکبار و همیشه هزینه ی خونین قیام مسلحانه را بپردازد. البته همچون هر تغییر تاکتیکی دیگری در سطح توده ای، اول زمزمه هایی شنیده می شود و سپس به شعارهای فراگیر، بلند و رسا مبدل می گردد، اما دیر یا زود به تحقق در می آید.
اینکه سیر پیشرفت مبارزات انقلابی به جهت مسلح شدن و قیام مردمی است، نمی توان شک کرد. اما مهمتر اینکه این سیر مبارزات بدون یک رهبری فراگیر در جریان است. مردم ما دشمن ظاهری خود را خوب می شناسند و شاید تا لحظه سرنگونی این حکومت بتوانند با قدم های متحد ، هیئت حاکمه کنونی و نیروهای مسلح حامی آن را هدف قرار دهند، اما، از روز پس از قیام و فروپاشی حکومت دیکتاتوری هیچ تصور متحدی وجود ندارد. بنابراین، درست است که رشد خودبخودی مبارزات پوپولیستی مردم بدون داشتن رهبریِ هدایت کننده ای موفق خواهد شد که حکومت را به زیر بکشد، اما پس از این رخداد، به علت وجود آشفتگی رأی در مردم قیام کننده، آن نیروی سیاسی ای قدرت را بدست خواهد آورد که بیشترین آمادگی را برای تصرف آن داشته باشد. پس با در نظر گرفتن شرایط کنونی نیروهای اپوزیسیون، از جمله نیروهای حکومتی ایکه از ضربه های انقلابی مردم در امان مانده اند و آماده ترین نیرو برای کسب قدرت است، همان نیروهای اصلاح طلبی است که بدون خواست خود و علیرغم تمامی تلاش های ضد انقلابی شان برای حفظ دیکتاتوری جمهوری اسلامی، در موقعیّت قدرت و ادعایِ «وراثت انقلاب» قرار خواهند گرفت. چرا اینگونه پیش بینی می کنیم، به علت آنکه الگوی پیروزی ضد انقلاب 1357 را به خاطر داریم. طبق این الگو، نیروها مسلح ضربه خورده حکومت دیکتاتوری، چون زمان شاه و تجارب دیگر کشورها، برای جلوگیری از اضمحلال بیشتر، فوراً با فرماندهی «خودی» هایشان (اصلاح طلبان) بیعت کرده و نام «نیروهای مسلح انقلابی» را بر روی خود خواهند نهاد و دوباره تا حدودی قدرت سیاسی را متمرکز خواهند نمود. و تنها نیرویی ای که می تواند در برابر ایشان ایستادگی کند، یعنی «مردم مسلح»، دچار تشتت آرایِ درونی خواهند بود و در عملاً نخواهند توانست نقش قبل از فروپاشی حکومت پیشین را حفظ کنند. مطمئناً آن بخش از نیروهای مسلح مردمی که به علت نداشتن آگاهی کافی سیاسی و تحلیل علمی از شرایط کنونی مبارزه طبقاتی، هنوز خود را از «سبزها» می پندارند، تبدیل به حامیان این تمرکز قدرت شده و در یک چشم بهم زدن، بعنوان یک نیروی ضد انقلابی متشکل خواهند شد. پایان انقلاب اعلام شده و این نیرو، همچون گذشته، آغاز به سرکوب نیروهای مسلح مردمی دیگر خواهند کرد. همانطور که ستاد چریکهای فدایی خلق در بلوار کشاورز و کوچه «کارگر» (نام آن دوره اش) با فاصله ی چند ماه کوتاه محاصره و خلع سلاح شد و سپس مقر مجاهدین در خیابان ولیعصر به همین سرنوشت گرفتار آمد و … تاریخ تکرار خواهد شد.
بنابراین ، همانطور که گفته بودیم و هشدار می دادیم، دیگر برای ایجاد یک آلترناتیو انقلابی برای پیشبرد انقلاب تا انهدام کل ماشین حکومتی سرمایه داری دیر خواهد بود. ما هشدار دادیم، اما هیچکس سرعت پیشرفت انقلاب را باور نکرد. نیروهایی هستند که هنوز وقوع انقلاب را منکرند، چه رسد به اینکه به ضرورت ایجاد آلترناتیوِ متحدی که بتواند در مقابل فوران احساسات انقلابی مردم ، راهی عقلایی را جلوی جنبش بگذارد، راهی که مبارزات مردمی را برای سازندگی دمکراسی و حکومت شوراها آماده کند شکل دهند. بنابراین این پیش بینی، اگر جهشی در طرز تفکر نیروهای انقلابی اتفاق نیافتد، با الگو قرار دادن اتفاقات پس از 22 بهمن 1357 و پیروزی ضد انقلاب در آن مقطع، می توان اجمالاً وقایع سیاسی آینده را اینگونه ترسیم نمود:
1. حکومت موقت توسط اصلاح طلبان حکومتی و تنی چند تن از لیبرال های «مستقل» با تکیه به نیروهای مسلح مردمی و ارتش بیعت کرده با «وارثان انقلاب» اعلام موجودیّت خواهد کرد. این دولت بلافاصله با اعلام به رسمیّت شناختن کلیه تعهدات سیاسی و اقتصادی بین المللی دولت گذشته، از طرف حکومت های سرمایه داری جهانی به رسمیّت شناخته شده و چون گذشته، سفارتخانه ها و صندلی سازمان ملل و حساب های بانکی را در اختیار خواهد گرفت.
2. از طریق رفراندوم و یا قول برگزاری فوری انتخابات «مجلس مؤسسان» خود را تنها حکومت دارای قیومیّت مردمی خواهد خواند و تا آنجا که قدرتش اجازه می دهد به سرکوب و خلع سلاح دیگران خواهد پرداخت. اول با استفاده از نیروهای «خود جوش مردمی» و حمله به روزنامه های مخالف و ترورهای خیابانی افراد و سپس … هر چه از دوران استقرارش بگذرد دارای اقتدار بیشتری شده و سرکوب های نیروهای دیگر را بصورت علنی تر و وحشیانه تر و وسیع تر به جلو خواهد برد.
3. از هم اکنون می توان دید که «اتحاد جمهوری خواهان»، «دمکراسی خواهان»، «چریکهای اکثریت»، «حزب توده» و … با تأیید بی چون و چرای این حکومت مردم را به پذیرش این ساختار دعوت کرده و خود را نیز برای گرفتن سهم، داخل این پروسه ها می کنند. در اینجا به نیروهای اپوزیسیونی که خود را در مقابل چنین حکومتی تصور می کنند هشدار می دهیم که نقش سرکوبگرانه ی این نیروها چون گذشته خواهد بود و بهتر است هر دست و پایی از خود را که مورد شناسایی این نیروها است فوراً قطع کنند و الا از اولین قربانیان دوران ترور خواهند بود.
4. نیروهای دیگری که حقانیّت دوره ای و مرحله برای حکومت بورژوازی قائلند، به سمت «حمایت مشروط» قدم برداشته و به خیال خود با شرط و شروطی حاضر به شرکت در این ساختار خواهند شد. به این خیال که گویا کسی از ایشان چنین دعوتی کرده است!! آنها با اعلام آکسیون ها به منظور اعمال فشار برای جهت دادن به «بورژوازی مترقی» به اتخاذ اقداماتِ «انقلابی» و احترام به «آزادی های مدنی» و … بخشی از مردم و کارگران را سرگرم کرده و با منحرف نمودن ایشان از هدف واقعی استقرار حکومت دمکراتیک (جمهوری شورایی) از ایجاد وحدت طبقاتی و ظهور اراده مشترک جلوگیری خواهند کرد. ایشان نیز از اولین نیروهایی هستند که از طرف شاخه های علنی شان سرکوب خواهند شد.
5. اما در مورد صفوف انقلابیون طرفدار جمهوری شورایی چیزی را نمی توان پیش بینی کرد. چرا که، در انقلاب پیشین چنین نیرویی وجود نداشت. مسلماً با در نظر گرفتن شرایط کنونی که حتی در صورت پیوستن به یکدیگر اصولاً نیروی قابل توجهی نیستند، عاقلانه ترین کار حفظ خود و بقایشان باید در دستور کار قرار گیرد. ایشان هرگز نباید خود را علنی کنند. آن عده از ایشان که قابل شناسایی هستند می بایست فوراً به فکر جدایی فیزیکی از دیگران باشند. اگر قرار است در آینده ی ایران استقرار حکومت شوراها نقشی بازی کند، باید در عقب نشینی خود با تفکر تمام استقرار نیرو کرده تا در دور بعد بتوانند در نقاط کلیدی کارگری حضور داشته باشند. مسلماً باز هم دوران خودسازی تئوریک و جمعبندی از شکست در دستور کار قرار خواهد گرفت.
نتیجه گیری: سناریوی بالا، بدترین احتمالی است که در مقابل ماست. این اتفاقات مو به مو خواهد افتاد اگر که از زمان باقی مانده استفاده ی صحیح نشود. البته فاکتورهای بسیاری را اینجا ذکر نکردیم تا بتوانیم سناریوی انقلاب 1357 را بازسازی کنیم. مسلماً در مقطعی طبقه کارگر وارد کارزار سیاسی خواهد شد. مسلماً خواسته های آنها چه از طرف حکومت فعلی و یا حکومت بعدی بورژوازی قابل تأمین و ارضاء نخواهد بود. مسلماً نهادهای دمکراتیکی از درون این انقلاب سر بر خواهد آورد. اما همانطور که گفتیم اگر کمونیست های انقلابی به سرعت نتوانند نیروهای خود را سامان دهند، عنصر آگاهی در این انقلاب غایب خواهد ماند و سناریوی 57 تکرار خواهد شد. اما در تاریخ دیده ایم که نیروی قلیلی از انقلابیون متحد و سازمان یافته و متکی بر تئوری انقلابی، حتی پس از استقرار حکومت موقت بورژوازی، توانایی آن را دارند که در آشفته بازار انقلابی، شرایط مبارزه طبقاتی را به سمت منافع طبقاتی پرولتاریا و اهداف آن تغییر دهند. از رفقایی که تجربه انقلاب پیشین را دارند انتظار داریم که این هشدار را جدی گرفته و تا وقت هست نسبت به ایجاد اتحاد کمونیست های انقلابی قدم بردارند.
مرگ بر دولت سرمایه دار!
نان، مسکن، آزادی – جمهوری شورایی!
تماس با ما:
nedaanews@gmail.com
سایت های اینترنتی
مکتب مارکس http://maktabemarx.net/
ندای سرخ http://nedaanews.com/