کارگران کمونیست ایران

جمهوری شورایی تنها شکل حکومت کارگری است

بایگانی برای بهمن ماه ۱۳۸۸

اتحاد برای ایجاد شوراهای سراسری کارگران : حول مطالبات واقعی طبقه کارگر متحد شویم

بدست Editor • ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر


مطالبات واقعی طبقه کارگر از درون اهداف ؛ استراتژی ها ؛ ماهیت و ویژگی این طبقه حاصل می شود . این مطالبات بطور ویژه با هستی طبقه کارگر مرتبط بوده و می بایست با کسب این مطالبات نهایتا” طبقه کارگر رسالت تاریخی خود را تحقق بخشد . بطور خلاصه و فشرده اینکه مطالبات واقعی از ماهیت مادی این طبقه نشأت می گیرد و می بایست پاسخگوی رسالت وی نیز باشد ؛ مطالبات واقعی طبقه نمی تواند از منشأ ذهنی یک فرد و یا گروهی که با غور و بررسی فکری و درونی نظرات خود ؛ به الزاماتی رسیده اند ناشی شود . کسب واقعی هر کدام از مطالبات می بایست منزلگاهی برای گذار آگاهی ؛ تشکل ؛ سازماندهی ؛ توان و قدرت این طبقه بطور مسلسل و زنجیر وار ؛ طبقه را به رسالت تاریخی خود که همان نفی کلیه طبقات اجتماعی ؛ حذف کسب ارزش اضافی توسط نظام سرمایه داری و نتیجتا” تحقق دنیای حقیقی و درخور انسان و حاکمیت کار در دنیای وارونه ؛ حذف شیئی واره گی و سرمایه سالاری می باشد ؛ قرار گیرد ؛ طبقه کارگر باید بتواند دمکراسی و آزادی واقعی را در جامعه نهادینه کرده و کار را بمنزله توانائیهای تاریخی انسان و نه فروش آن به منصه ظهور برساند . مطالبات واقعی طبقه کارگر علاوه بر استخراج از الزامات مادی و اهداف طبقه کارگر می بایست دارای یک منطق درونی مرتبط و بهم پیوسته بوده و مطالبات صنفی را به مطالبات سیاسی متصل نماید بدین منظور که فشرده و عصاره مطالبات صنفی طبقه می بایست در مطالبات سیاسی و اهداف بلند مدت آن تبلور یابد در غیر اینصورت طرح مطالبات صنفی که در چارچوب نظام سرمایه داری قرار دارد جز تحکیم زنجیرهای کارگران در این نظام نتیجه دیگری نخواهد داشت . چانه زنی های بی انتها ؛ که سرمایه دار و گماردگانش بهتر از فوت و فن آن سر در می آورند ؛ امتیاز دادن های سرمایه داری با دستی و کسب رضایتمندی موقتی کارگران و چپاول و به یغما بردن امتیازات سابق کارگران با دست دیگر ؛ با ابزارهای بسیار متفاوت و مؤثری که در دست طبقه سرمایه دار قرار دارد اعم از تورم ؛ کمبود ؛ رکود ؛ بیکاری ؛ مذهب ؛ خرافات ؛ میهن پرستی ؛ جنگ ؛ هرج و مرج و نابسامانی ؛ سیکلی بی انتها را بچرخش در خواهد آورد .
هر کدام از بندهای مطالبات صنفی و یا سیاسی طبقه کارگر می بایست دقیقا مرحله بندی شود ؛ بدین منظور که کدامیک از مطالبات و در چه مرحله ای از توان ؛ قدرت ؛ سازماندهی و مبارزه طبقه کارگر می تواند در دستور کار اجرایی و عملیاتی قرار گیرد ؛ و با کسب پیروزی در این مرحله ؛ توازن مبارزاتی در چه مرحله جدیدی از جنگ بی امان طبقه برای نابودی کل نظام سرمایه داری قرار خواهد گرفت . هر کدام از مطالبات می بایست منطق درونی و ذاتی – نه ذهنی – خاص خود را داشته باشد ؛ جایگاهش با قدرت یابی نهایی طبقه کارگر مشخص شود . ارتباط و بهم پیوستگی هر کدام از مطالبات و یا مجموعه ای از آنها ؛ نیز ضرورتی اساسی در طرح آنست . اگر از منطق علمی ؛ بر مبنای مادی مطالبات طبقه کارگر نقطه عزیمت خود را قرار دهیم آنگاه با هر غور و بررسی در محتوای و عملیاتی نمودن آن می توانیم این مطالبات را یکسان تر ، منطقی تر و با اتحاد و همبستگی بیشتری پیگیری کنیم ؛ اما اگر نقطه عزیمت مطالبات ، تشخیص فردی و یا گروهی بر مبنای ذهن قرار گیرد نه تنها هیچگونه همگرایی رخ نخواهد داد بلکه در هر بحث کلامی ؛ تضادها بیشتر شده و به سمت فرقه و انفراد پیش خواهیم رفت . این امر را هم اکنون شاهدیم که برخی که مدت هاست مطالبات پایه ای خود را که فاقد ویژگی ها و الزامات طرح شده می باشند را بطور دائم تأکید می کنند اما نه تنها بین آنان و کارگران و دیگر فعالین کارگری وفاقی بوقوع نمی پیوندد بلکه در درون خود نیز منفردتر می شوند . برخی مطالبات که انعکاس واقعی تری از مطالبات طبقه کارگر دارند همانند مطالبات اول ماه مه 1388 که توسط چند جریان مختلف در یک اتحاد عملی مطرح گردید و بسیار حاوی نکات ارزشمند و در نوع خود تاریخی است ؛ اما بلحاظ اینکه مبانی علمی و فلسفی این مطالبات جامع نبود و در موارد توافق شده ؛ همگی به وحدت و جمع بندی نرسیده بودند ؛ اقدامات و فعالیت پیگیرانه ای در تداوم اجرایی و عملیاتی نمودن این مطالبات بوقوع نپیوست و لذا مطالبات رها شده و واگرایی بین گروههای متحد در اول ماه مه شروع شد و حتی سیر موضع گیری رادیکال در مقابل یکدیگر تداوم یافت . و نهایتا” در این مورد نیز سیکل معیوب ” اتحاد – واگرایی ” تکرار گردید . طرح مطالبا ت واقعی طبقه کارگر که هدف خود را برپایی حکومت کارگری قرار دهد بنظر ما در دو مرحله صنفی و سیاسی بطور اساسی تقسیم بندی می شود . در عرصه مطالبات صنفی نیز با توجه به جایگاه واقعی و موجود طبقه کارگر در یک کارخانه و یا یک منطقه و یا یک رشته صنعت ؛ از نظر توازن قوا و سابقه تشکیلاتی و مبارزاتی ؛ می توان بخش هایی از مطالبات صنفی را بشرط اینکه با بیرون کشیدن از کل مطالبات صنفی و بصورت علمی و منطقی ارتباط ارگانیک خود را با کلیت آن حفظ نماید می توان طرح نمود ؛ مطالبات صنفی در هسته و ذات خود می بایست مطالبات سیاسی و اهداف بلند مدت طبقه کارگر را نیز با خود داشته باشد. بعنوان مثال در یک کارخانه ای که فاقد سنت مبارزتی در چند ساله اخیر بوده و کارگران بطور عموم در تشتت و پراکندگی بسر می برند ؛ طرح مطالبه تشکیل شوراهای مستقل کارگری با هدف نظارت و دخالت در مدیریت کارخانه و یا مطالبه بیرون بردن نیازهای اساسی و اولیه کارگران اعم از مسکن ؛ بهداشت و تغذیه مکفی از بازار کالاهای سرمایه داری و تعدیل و تنظیم آن توسط نظارت مردمی ممکن نبوده بلکه لازم است مطالبات تشکیل سندیکای مستقل کارگری و لغو قراردادهای کار موقت و اخراج کارگر تنها با تأیید نمایندگان مستقل کارگری مطرح شود و پس از تحقق این مراتب می توان گام های بعدی از جمله حق نظارت کارگران بر چرخه تولید و فروش و تشکیل شوراهای کارگری منطقه و یا یک شاخه صنعت را به پیش برد . پس مطالبات واقعی طبقه کارگر یک بسته مطالبات برای تمامی کارخانجات و شاخه های صنعت و یا منطقه های صنعتی نیست که بعنون توپ در زمین کارگران رها شود و مثلا” مورد پشتیبانی آنان قرار گرفته و یا بعلت فقدان کارایی ؛ بی اعتنا از کنار آن بگذرند بلکه نیاز به مشارکت عملی و واقعی فعالین کارگری در داخل و خارج کارخانه و در یک و یا چند واحد تولیدی و یا خدماتی دارد که مطابق سنت و پیشینه مبارزاتی و قدرت تشکل و استقلال کارگران ؛ به طرح مجموعه ای از مطالبات اقدام کنند؛ بطوریکه باعث پیشرفت و تکامل تشکل و سازمانیابی کارگران در منزلگاه ها ی حرکت خود به سمت اهداف نهایی طبقه گردد ؛ بعبارتی دیگر مطالبه کارگران در هر واحد و منطقه امری دینامیک و پویا بوده و همواره جایگاه خود را نسبت به روند تکاملی تا دستیابی به قدرت سیاسی را مورد بررسی و مد نظر قرار می دهد .
ما در اینجا مطالبات کارگران را در دو عرصه صنفی و سیاسی مطرح می نماییم و معتقدیم که اولا این دو عرصه نه تنها از یکدیگر مجزا نیستند بلکه نسبت بهم ؛ ویژگی تداخل و پوششی داشته و ثانیا” فشرده و عصاره مطالبات صنفی در درون مطالبات سیاسی قرار داشته و نسبت بهم ارتباط تنگاتنگ و درونی دارند . لذا هر گونه فعالیت نظری و عملی که با اصل استخراج از واقعیت مادی طبقه و رسالت تاریخی آن و نیز هدف آن که با بهبود وضعیت و قدرت گیری طبقه کارگر تطابق داشته باشد و بطور مشخص و انضمامی تر ی پیوستگی و انسجام مطالبات را تا اهداف سیاسی دراز مدت در نظر گیرد به غنای بحث فوق کمک کرده و در این راستا از آن استقبال نموده و آنرا جزو دستاوردهای حرکت تکاملی و به پیش طبقه کارگر ارزیابی می نماییم .
مطالبات صنفی کارگران ایران : افزایش حقوق مکفی برای یک زندگی شرافتمندانه برای 8 ساعت کار روزانه بر طبق مصوبه نمایندگان شوراهای سراسری کارگران – لغو قراردادهای کار موقت – پرداخت حقوق مکفی به کلیه بیکاران زن و مرد بالای 18 سال – تأمین اجتماعی مکفی برای کلیه کارگران و بیکاران – تأمین مسکن مناسب توسط دولت و کارفرما – داشتن حق تشکل های شورایی و صنفی و حق اعتصاب– لغو نظارت اداره کار در انتخاب شدن نمایندگان کارگران– بهداشت و آموزش رایگان برای کلیه آحاد جامعه – لغو تبعیض کامل بین کارگران اعم از تفاوت های جنسیتی ؛ ملی ؛ قومی و مذهبی – ممنوعیت اخراج کارگران – ممنوعیت کار افراد زیر 18 سال – افزایش حقوق بازنشستگان طبق تصویب نمایندگان آنها و شوراهای سراسری -
مطالبات تاریخی و سیاسی کارگران : اجتماعی شدن کار خانگی و آزادی زنان از این تقسیم کار دوران بردگی – خارج شدن نیازهای پایه زندگی از جمله مسکن ؛ تغذیه مناسب و مکفی ؛ بهداشت و تحصیل از بازار کالا و تأمین آنها برای کلیه آحاد جامعه – جدایی دین از دولت و شخصی شدن امر دین – برقراری دمکراسی ؛ آزادی ؛ حقوق انسانی و شهروندی برای کلیه آحاد جامعه – الزام دولت به حفظ محیط زیست بعنوان یک وظیفه اساسی – حضور نمایندگان کارگران در بالاترین ارکان قانون گذاری و مجلس شورای ملی – آزادی قلم ؛ بیان ؛ مطبوعات و اجتماعات ؛ آزادی تشکل ها و احزاب – حاکمیت کارگران بر کار و محصولات و لغو کار مزدی – بر قراری عدالت اجتماعی و اصل هر کس به اندازه کارش – دموکراتیک و انتخابی شدن همه ارکان حکومتی – ممنوعیت اعدام و شکنجه – ممنوعیت زندان و اجحاف برای هر گونه عقیده سیاسی و مذهبی – اجتماعی شدن ابزار تولیدات زیربنایی و خدمات دولتی – حمایت از صنایع داخلی و کنترل اجتماعی واردات و صادرات – لزوم اخذ مجوز نمایندگان شوراها در قراردادهای اقتصادی و سیاسی خارجی – خارج کردن درآمد نفت از بودجه جاری و سرمایه گذاری در طرح های کلان و زیر بنایی – حق تشکیل حکومت کارگری –
همانطور که ملاحظه می شود تحقق مطالبات صنفی ؛ پایه و اساسی برای تحقق مطالبات سیاسی نیز می گردد بعنوان مثال تحقق پرداخت حقوق بیکاری برای کلیه بیکاران زن و مرد بالای 18 سال (مطالبه صنفی) پایه ای برای اجتماعی شدن کار خانگی و آزادی زنان از این تقسیم کار نا عادلانه می باشد . از طرف دیگر همانطور که قبلا تشریح گردید ؛ بخش هایی از مطالبات فوق در شرایط مشخص و انضمامی مبارزات کارگری بعنوان مطالبه بلافصل کارگران می تواند در برنامه قرار گیرد و پس از دستیابی به هر بخش از مطالبات ؛ دستاوردهای آن را می توان پایه ای برای طرح مطالبات سطح بالاتر قرار داد .
کارگران ضمن تشکل و کار تشکیلاتی و حرفه ای در شوراها و سندیکاها در مرحله ای که عمده مبارزه صنفی است یعنی عمدتا برای کسب حقوق جاری و روزمره خود است ؛ به حذف رسوبات ذهنی جامعه کهن و سرمایه داری که فرورفتن در منافع فردی است نیز می پردازند ؛ تمرین کار گروهی و تشکیلاتی ؛ در جهت دستیابی به شوراهایی که ارکان حکومت آتی باشد و اهداف کل جامعه انسانی را پوشش دهد اقدام نموده و بسیاری از رسوبات جامعه کهن از جمله رفع تبعیض های جنسیتی بر علیه زنان و حذف نظام مرد سالار ؛ حذف کلیه تبعیض های قومی ؛ ملی و مذهبی ؛ حذف منافع فردگرایی بنفع منافع کل طبقه و جامعه و پایه ریزی نظری و اندیشه یک جامعه انسان محور که فارغ از هر گونه تبعیض و استثمار باشد می بایست در ضمن مبارزات صنفی و تدارک برای برقراری شوراهای سراسری کارگران شکل گیرد ؛ و بین مطالبات کوتاه و بلند مدت رابطه ای تنگاتنگ و ارگانیک برقرار شود ؛ تا کارگران آمادگی ایفای نقش تاریخی خود را کسب نمایند
22 بهمن ماه 88
اتحاد برای ایجاد شوراهای سراسری کارگران

  • Share/Bookmark


درس های ۲۲ بهمن ۱۳۸۸

بدست Editor • ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: سرمقاله


پیام شانزدهم کارگران کمونیست ایران

پیامدهای 22 بهمن امسال برای تعداد زیادی ناخوشایند بود. علت اصلی آن هم تعداد باصطلاح “فراوان” شرکت کنندگان در تظاهرات حکومتی اعلام می شود. اما حقیقت اینست که جامعه ی ایران آنچنان دچار شکاف های سیاسی است که لزوماً شکست یک گروه برابر با شکست کل اپوزیسیون نمی باشد. پس باید به جایِ ارائه ی تحلیلی عمومی، به نتیجه ی این تظاهرات برای گروه بندی های متفاوت سیاسی بپردازیم و ببینیم که تاکتیک های اتخاذ شده و اعلام شده ی هر یک از این گروه ها تا چه مقدار در عمل به موفقیّت رسیده است. تنها با چنین نگاهی است که خواهیم یافت شکست یک گروه سیاسی در حقیقت موفقیّت دیگری است.

برای شروع بیاییم و ببینیم که آیا جناح حاکم نظامی – امنیّتی علیرغم کُرکُری هایش علیه گروه اصلاح طلبان، واقعاً توانست به اهداف اعلام شده اش برسد؟ همه شاهد بودیم پس از ضربه ای که حکومتیان از عاشورای سرخ خوردند، به هراس افتاده و از تمامی امکاناتِ خود برای جلوگیری از حضور اپوزیسیون در مراسم 22 بهمن را به کار گرفتند. در عرض این دو ماه فاصله، روزی نبود که در سراسر کشور تعداد زیادی از فعالان حقوق بشری، نویسندگان و روزنامه نگاران و دانشجویانی که معمولاً از طریق شان خبر رسانی می شد و گروه بندی های سیاسی برای هماهنگ کردن برنامه هایشان از آنها استفاده می بردند بازداشت نشوند. هفته ای نبود که امامان جمعه حکومتی در سراسر کشور از تریبیون های خود مبارزین را از شرکت در تظاهرات منع نکرده و به “محاربه” و اعدام تهدید نکنند. هفته ای نبود که اخبار اعدام چند تن از زندانیان و احکام زندان برای دیگران اجرا نشود. روزی نبود که یک مقام نظامی و انتظامی مردم را به سرکوب قهرآمیز تهدید نکند و نگوید که «دیگر شوخی نداریم!»، گویا که تا به حال کشتن ها و اعدام ها و شکنجه ها و بازداشت ها و سرکوب های جمعی و قهرآمیزشان به علت شوخی بودن بی اثر بوده است.
در حول و حوش روز 22 بهمن، بسیج عمومی در سراسر کشور برای رساندن نفر به تظاهرات حکومتی تهران صورت پذیرفت و جاده ها پر از اتوبوس هایی شد که طرفداران حکومتی را به میدان آزادی منتقل می کردند. هدف حکومتیان این بود که تظاهرات ” 50 میلیونی” برگزار کنند، اما با دقت کردن در عکس های ماهواره ای که گوگل از این تظاهرات منتشر نمود، جمعیّت شان به سختی به 50 هزار نفر رسید. همچنین هدف حکومت جلوگیری از هرگونه تظاهرات غیر حکومتی بود که در تهران و چندین شهر دیگر با شکست کامل مواجه شد. پس هر کس و گروهی می تواند مدعی پیروزی در روز 22 بهمن بشود، اما مسلماً جناح حاکم نظامی – امنیّتی به هیچیک از اهداف و آرزو ها و توقعاتش نرسید و کاملاً شکست خورده یِ میدان بود.

آیا شکست جناح نظامی – امنیّتی بمثابه پیروزی اصلاح طلبان و “جنبش سبز″ شان بود؟ هم آری و هم نه! با در نظر گرفتن محتوایِ پیام ها و مصاحبه ها و فراخوان های گروه ها و رهبران “جنبش سبز″ باید گفت که ایشان دو هدف را دنبال می کردند. هدف اول ایشان این بود که نشان دهند دارای قدرت و نفوذ بسیاری بین مردم هستند که حتی می توانند در مقابل کلیه یِ تمهیداتِ جناح مقابل مراسم حکومتی را دزدیده و به نفع خود مصادره کنند. ایشان مطمئن بودند که تعداد شرکت کنندگان هوادارشان از جناح حکومتی به مراتب بیشتر است و می توانند با “سبز کردن” جمعیّت حاضر به هدف خود برسند. اما ایشان متوجه نبودند که چنین تاکتیکی با استراتژی عدم درگیری و عدم خشونت شان در تناقض است. تعداد تظاهر کنندگان حکومتی که از سراسر کشور آمده بودند در موقعیت های تبلیغی میدان آزادی مستقر شده بودند و از ورود هر کس که سعی می کرد با نماد سبز وارد میدان شود جلوگیری به عمل می آوردند و همچنین آماده بودند که هر تحرکی را برای نشان دادن نماد سبز در درون میدان با خشونت سرکوب کنند. پس پر واضح بود که طرفداران اصلاح طلبان اگر می خواستند به استراتژی مسالمت جویانه و تمکین مطلق بر قوانین جمهوری اسلامی گردن نهند نمی توانستند با نمادهای سبز خود اظهار وجود کنند. که نکردند! آوردن بهانه هایی چون شکست تاکتیک “اسب تروا” و قربانی کردن چهره های خرده پایی چون “ابراهیم نبوی” و … همه و همه برای پنهان داشتن علت اصلی است. یعنی اینکه هیچ تاکتیک مسالمت جویانه و قانونی ای در مقابل جناح نظامی – امنیتی کارایی ندارد و انخاذ آن برابر با شکست است. با رجوع کردن به فراخوان های شخصیّت ها و گروه های اصلاح طلب می بینیم که اتخاذ تاکتیک شرکت در تظاهرات حکومتی از طرف کلیه ی ایشان تجویز گشته بود. شکوری راد، در مصاحبه ای که در سایت نوروز آمده است به این شکست اعتراف می کند: « جنبش سبز در زورآزمایی سیاسی خود با جناح حامی دولت در راهپیمائی 22بهمن موفق به غلبه نشد و سبزها که اعلام کرده بودند با نماد سبز در این راهپیمائی شرکت می کنند علی رغم حضور گسترده نتوانستند بطور عمومی از نماد سبز استفاده کنند و این مسأله موجب شد حامیان دولت جمعیت آنها را به نفع خود مصادره کنند و در تبلیغات رسمی آنها را موافق وضعیت موجود قلمداد کنند. » پس شکست هدف اولیه “جنبش سبز″ به رغم بهانه هایشان به علت استراتژی متوهمانه یِ ایشان است که گویا می توان چنین حکومت آدمخواری را از درون اصلاح نمود.
اما هدف دیگر ایشان که پس از عاشورای سرخ در کلیه ی پیام های رهبران آنها اعلام می شد، نشان دادنِ این نکته بود که “جنبش سبز″ یک جنبش سازگار با حکومت اسلامی است و خود را بیشتر نزدیک به حکومت می داند تا به مردم انقلابی و ساختارشکن! عملاً هم دیدیم که ایشان مردم را برای شرکت در تظاهرات حکومتی و در کنار قاتلان و آدمخواران نظامی – امنیتی دعوت نمودند که صفی متحد علیه انقلابیون و مردم انقلابی تشکیل دهند. همین گونه نیز شد و در اینجا کاملاً موفق و پیروز شدند. ایشان توانستند توده هایی که علیرغم سازش ها و خیانت های رهبری اصلاح طلب در این هشت ماهه هنوز هم به نیّت

سوء ایشان پی نبرده اند را در کنار نیروهای حامی جمهوری اسلامی قرار دهند. و با تبدیل کردنِ آنها به سیاهی لشکر تبلیغات حکومتی، دستاویزی برای دولت های خارجی و حامیان مذاکره با جمهوری اسلامی مهیا کنند.

در مورد مردم انقلابی، باید گفت که ایشان تنها نیروی پیروز مناسبت 22 بهمن بودند. ایشان علیرغم تهدیدات و تمهیدات حکومتی توانستند در چند نقطه در تهران و برخی از شهرستان ها تظاهرات های خود را برپا کرده و به ایرانیان و جهانیان نشان دهند که مردم ایران خواهان سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی می باشند و تا زمانیکه این حکومت در ید قدرت است از هر موقعیّتی برای نشان دادن اعتراض خود استفاده خواهند کرد. و حکومت دیگر دارای نیرویی که بتواند ایشان را سرکوب کرده و به خفقان مجدد براند نیست. حتی به جرأت می توان گفت که تعداد شرکت کنندگان در تظاهرات های متعدد و پراکنده یِ مستقل مردمی، با در نظر گرفتن تمرکز هواداران هر دو جناح حکومتی در میدان آزادی، به مراتب بیشتر بود. اما متأسفانه نه از لحاظ تعداد شرکت کنندگان و نه از نظر محتواهای شعارها و تاکتیک های میدانی، مناسبت 22 بهمن خالی از هرگونه پیشرفت جهشی بود.
خوب، شاید در طی این هشت ماهه، ما دارای عادت بدی شده ایم که در هر گردهمآیی انتظار پیشرفت داریم و آن را امری خودبخودی و بدون زحمت و تلاش تصور کرده ایم. مثل برخی از انقلابیون ما که به عدم استقرار رهبری متمرکز بر تظاهرات کنندگان را موفقیّت دانسته و خود را با همین هدف ارضاء میکنند. ایشان هیچ برنامه ی مشخصی برای پیشرفت این جنبش نمی دهند، چرا که در آنصورت امکان دارد تلاش آنان، به اشتباه کوشش برای ایجاد “رهبری متمرکز» قلمداد شود. آنها در مقابل این جنبش خودبخودی سر تسلیم فرود آورده و “هسته های هماهنگی کننده” را به همان صورت ابتدایی و تصادفی و خودبخودی شان توجیه می نمایند. آنها حتی در چنین زمانیکه اعتبار رهبران اصلاح طلب در میان اکثریّت مردم مبارز از دست رفته و بصورت روزمره منزوی می شوند نیز از نماد سبز ایشان دست بر نمی دارند و مردم را نسبت به سوء استفاده ی جناح اصلاح طلب حاکمیّت از چنین نمادی آگاه نمی سازند. درصورتیکه خودِ مردم هر روز بیشتر از دیروز، ترکِ “نماد” می کنند و بیشتر به عمق مسئله می پردازند. تنها انتقاد ایشان به مناسبت 22 بهمن اینست که رهبری متمرکز اصلاح طلبان توانست عده ای را متوهمانه به میدان آزادی بکشد. اما واقعیّت این است که به دلیل عدم تأثیرگذاری انقلابیون آگاه و با تجربه بر مبارزات مردمی، مناسبت 22 بهمن 1388 بدون هیچگونه پیشرفت کیفی ای نسبت به گذشته اجرا گشت وا ین را می توان عامل محدود کننده ی پیروزی مبارزات مردمی اعلام دانست.

انقلابیون کمونیست!
آغاز مبارزات خیابانی مردم در 23 خرداد 1388 نشاندهنده ی شکست پارلمانتاریسم اصلاح طلبی بود. در این روز هسته هایی که تا زمان انتخابات زیر نظر ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان دوستان و همسایگان خود را بسیج می کردند، با نفی رهبری اصلاح طلبان و علیرغم توصیه های ایشان مبنی بر خودداری از نشان دادنِ عکس العمل فوری به تقلب انتخاباتی، به خیابان و اقدام مستقیم روی آوردند. در کمتر از 3 روز، میلیون ها نفر از مردم مبارز نیز با شرکت در راهپیمایی ایکه در آغاز از طرف رهبران اصلاح طلب منع گشته بود، حمایت خود را از این اعتراضات نشان داده و رهبری اصلاح طلبان را مجبور به دنباله روی از خود ساختند. در این هشت ماهه، مبارزات مردمی ما در تقابل و تعامل دیالکتیکی مردم با رهبری اصلاح طلب به جلو رفته و افت و خیزها را تجربه کرده است. متاسفانه باید اعتراف نمود که عناصر و نیروهای آگاه انقلابی و بخصوص کمونیست ها در تأثیرگذاری در این روند موفق نبوده اند. به چند دلیل:
اول اینکه: نیروهای غیر کمونیست خواهان سرنگونی حکومت اسلامی (تغییر رژیم) دارای هیچ آلترناتیو انقلابی نبوده که بتوانند مردم را بسوی مبارزه ای آگاهانه و قاطعانه جذب کنند.
دوم اینکه: نیروهایی که اکثریت غالبِ توده ها بعنوان نیروهای “کمونیست” می شناسند، حزب توده و اکثریتی ها هستند. جناحی از حزب توده و همپالگی “کمونیست های علنی” آن با ارائه ی تحلیل های ارتجاعیِ “عدم موجودیت جنبش اجتماعی” و “وابسته به آمریکا” خواندن این مبارزات، در عمل به حمایت از جناح نظامی – امنیتی پرداخته اند. جناح دیگر آن، اما، در کنار اکثریتی ها و “دمکراسی خواهان” به حمایت بی قید و شرط از جناح اصلاح طلب حکومتی روی آورده و “سبز تر از سبز″ شده اند. با اتخاذ چنین مشی هایی بسیاری از توده ها که در سال های اخیر جذب فعالان کمونیست می شدند، از آنها و “کمونیسم شان” روی گردانده اند. شاید اینک برخی از فعالان صادق کارگری هشدارهای ما را از دوری از این جماعت به خاطر آورند و از کرده ی خود پشیمان شوند. گو اینکه این پشیمانی حاصلی نداشته و همزیستی و اتحاد عمل با این ضد کمونیست های “چپ نما” در دهه اخیر تأثیر تخریبی خود را گذاشته است.
سوم اینکه: آن عده از جوانان و روشنفکرانی که هنوز به کمونیسم معتقدند تحت تأثیر آنارشیسم راست، به دنبال جریان خودبخودی مردمی افتاده و همانطور که در بالا گفتیم از دادن هر گونه راه حلی اجتناب می ورزند.
چهارم اینکه: نیروهای متشکل در خارج از کشور که دارایِ سکوهای تبلیغاتی جمعی هستند و پس از ماه ها گیجی به حقانیّت مبارزات انقلابی مردم واقف گشته اند، ناچاراً فقط کار تبلیغاتیِ مجرّد از سازماندهی را پیشه کرده اند. درصورتیکه اگر احیاناً در پیشبرد تبلیغات خود موفق شوند، عملاً طبقه کارگر را مستعد به پیوستن به نیروهای حاضر در صحنه می سازند. یعنی، همان نیروهایی که در بالا به آنها اشاره شد. نمونه ای از این را می توان در صدور اعلامیه ی عده ای از فعالان سندیکایی رانندگان اتوبوسرانی شرکت واحد دانست که هنگام روی آوری به مبارزه “سیاسی” خود را با “جنبش سبز″ همراه می کنند.

و بالاخره درباره خودمان هم باید اعتراف کنیم که دارای نیروی میدانی ایکه بتواند بصورت مستقیم در این مبارزات حضور تأثیر گذاری داشته باشد نیستیم. ما نیز همراه با دیگر نیروهای مردمی ضرباتی را خورده ایم که تا مدتها نمی توانیم جایشان را پر کنیم. فعالان کارگری ما نیز تعدادشان به حدی نیست که بتوانیم یک تنه در ارتقاء جنبش کارگری تأثیر گذار باشیم. سندیکالیست ها که همان هواداران گذشته و حال حزب توده و اکثریتی ها هستند به مراتب تعدادشان از ما بیشتر است و همانطور که می بینیم توده های کارگری را هم اگر بخواهند وارد میدان سیاسی کنند، آنها زیر بیرق “سبز اصلاح طلبی” خواهند برد. والا، همان نامه نگاری های “تظلم خواهانه” و “دریوزگی” از نهادهای امپریالیستی را پیشه خود ساخته اند.
تنها تأثیر ما از طریق تبلیغات عمومی مان بوده است که بواسطه هدف قرار دادن عقاید انحرافی مدعیان مارکسیسم و به کمک تحلیل علمی وقایع و پیش بینی های صحیح مان توانسته ایم روند انقلابی مبارزات توده ها را به کمونیست ها ثابت کرده و باز هم با تأثیرگذاری در تنی چند از فعالان کارگری و همراه با هم نظران مان در آن جنبش، بخش کوچکی را به تأیید آلترناتیو جمهوری شورایی رهنمون کنیم.

اما اگر قرار باشدکه کمونیست های انقلابی بتوانند نه تنها در امور و شعارهای عمومی و درازمدت، بلکه حتی در شرایط روزمره و تاکتیک های مبارزاتی و عملکردهای آن تأثیرگذار باشند باید در وحله اول خود را از آلودگی های سازشکارانه ی رویزیونیستی، آپورتونیستی و آنارشیسم راست مبرا ساخته فعالانه به تداخل در مبارزات خودبخودی مردم پرداخته و علیه ناآگاهی های ایشان تقابل کنند.
به رفقای آنارشیست هم توصیه می کنیم که هر نوع مقابله با نا آگاهی توده های انقلابی را کوشش برای تمرکز رهبری به حساب نیاورند. هیچ خط مشی ای آنارشیست تر کمونیسم انقلابی نیست. استقرار جمهوری شورایی عملی ترین ضربه به حکومت متمرکز است. و عبور از هسته های خودبخودی مبارزاتی و جهت دادن ایشان به تشکیل شوراهای محلی و مکان اشتغال (کارخانجات و ادارات)، عملی ترین و مؤثرترین گام برای جهت دادن مبارزات مردمی و کارگری به سرنگونی حکومت متمرکز سرمایه داری و استقرار حکومت شورایی و دمکراسی مستقیم توده ای است.
حال که صفوف نیروهای حکومتی، اعم از مرتجع و اصلاح طلب، در حال منزوی شدن و تلاشی است و هیچ راه حلی برای عبور از بحران در چنته ندارند، بیایید تا با همگرایی، استراتژی و تاکتیک های خود را همگون ساخته تا بتوانیم تأثیر گذارترین نیروی میدان مبارزه ی طبقاتی باشیم.

پیش بسوی تشکیل هسته های محلی و مراکز شغلی
پیش بسوی انقلاب
پیش بسوی استقرار جمهوری شورایی

کارگران کمونیست ایران
25 بهمن ماه 1388

  • Share/Bookmark


کارگران ایران متحد شوید ! اتحاد برای ایجاد شوراهای سراسری کارگران

بدست Editor • ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر


یک بار دیگر تاریخ میهن ما به سرمنزلگاه تعیین کنده خود رسیده است طی یکصد سال اخیر خیزش مبارزاتی مردم ؛ برای آزادی و دموکراسی ؛ رفع ستم و تبعیض و اسثمار و بهره کشی ؛ با دو انقلاب (مشروطه و بهمن 57) و حدود ده جنبش سراسری و منطقه ای (تنباکو ؛ نهضت جنگل ؛ کردستان ؛ آذربایجان ؛ خراسان ؛ فارس ؛ نهضت ملی سالهای 32-30 جنبش 15 خرداد و ….) همراه بوده است اما حکومت های دیکتاتور ؛ فاشیست وسرکوبگر با استقرار نظام های اقتصادی – مالی انحصاری و استثمارگرایانه و چپاولگر توانسته اند سازمان های سرکوب خود را بر پا و متشکل کنند و هر چند توانستند در دوره فراز حکومت ؛ نسل قیام کننده دوران خود را قلع و قمع و مطالبات آنان را در گلو خفه کنند ؛ اما با عدم حمایت واقعی از طرف مردم و در دوران شکوفایی نسل بعدی ؛ حکومت ها دوران افول خود را طی کرده و در مقابل مردم بپاخاسته بخاک افتاده اند و تمام علائم ؛ نشانه ها ؛ آثار و سلسله آنان دود شده و بهوا رفته است . حکومت فقهی کنونی که در قالب جمهوری اسلامی بر امواج برآمده از انقلاب 57 با تأیید چهار کشور های سرمایه داری آمریکا ؛ انگلیس ؛ فرانسه و آلمان در کنفرانس گوادولوپ برای نجات نظام سرمایه داری در ایران ؛ با وساطت آمریکا و توسط ژنرال هایزر به ساخت و پاخت و تفاهم با سران حکومت شاه منجر گردید ؛ بساط سلطنت و دیکتاتوری ؛ استثمار و بهره کشی و انواع تبعیضات را بمراتب شدید تر از رژیم قبل برقرار کرد و با بازسازی نهادها و سازمانهای سرکوب نظامی – امنیتی و دستگاه عریض و طویل اداری و ساماندهی نهادهای استثمارگر و گسترش تضادهای طبقاتی طی سی سال اخیر و با توسل به انواع خشونت ها ؛ اعدام ها ؛ سرکوب ها و حتی نسل کشی حاکمیت خود را برقرار و گسترش داد و انواع تبعیض های جنسیتی ؛ ملی و قومی ؛ مذهبی و غیرو را سازمان داد . با منطق قرون وسطایی و ددمنشانه اش حکومت خود را پایان تاریخ ایران انگاشت . حکومت دینی کنونی با همان نگاه استیجاری سراسر کشور را ملک طلق خود انگاشته و با نگرش فقهی “خودی – غیر خودی” نسبت به مردم و بالخص طبقه کارگر و زحمتکش نگاهی اربابانه دارد و با استفاده از رانت نفت ؛ قاچاق کالا ؛ فساد ؛ دزدی ؛ مصادره ؛ صادرات و واردات و حتی قاچاق سوخت همه به میلیادر تبدیل شده اند . ناکارایی ؛ فساد در نهادهای دین سالار – نظامی و در مناسبات سرمایه داری و کانون های وارداتی – صادراتی ؛ نهادهای مالی و انحصاری دولتی و نیمه دولتی و خصوصی با شتابی بیش از پیش ؛ اقتصاد ایران را عملا” به بازار بزرگی برای مصرف کالاهای کشورهای صنعتی تبدیل کرده است و با وابستگی همه سویه کشور به درآمدهای نفتی و گازی و ورشکستگی اقتصادی و نیز فقر و بیکاری در بین کارگران و زحمتکشان و اقشار اجتماعی را رقم زده است . روند اقتصادی ذلت بار ؛ تفاوتی در دوره حاکمیت های باصطلاح اصلاح طلب و اصولگرا نداشته است از جمله در پایان دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی یک بدهی 23 میلیارد دلاری و با تورم لجام گسیخته 50% بجای ماند . اینک حکومت سرمایه داری به زعامت فقها ؛ با شکست در کلیه ابعاد اقتصادی ؛ سیاسی و اجتماعی در ورطه بحران های نابود کننده ای گرفتار شده است و با حرکت اعتراضی میلیون ها مردم بجان آمده و مبارز ؛ حکومت برای تداوم زندگی سراپا نکبتش و فقط برای چند صباحی در رعشه مرگ دست و پا می زند ؛ و سرمایه داری جهانی نیز نگران اتمام تاریخ مصرف این حکومت و بفکر ساماندهی بدیل آنست . مجموعه بحران ها ؛ و عدم کارآیی و شکست ها وضعیت را به جایی رسانده که اگر در یکصد سال قبل در دوره قاجار دو کشور روس و انگلیس و در دوران پهلوی کشور آمریکا بر مقدرات و منابع کشور ما حاکم بوده اند ؛ اینک علاوه بر آنها ؛ دیگر کشورهای قدرتمند جهانی از جمله چین و کل اروپا و همچنین کشورهای کوچک قطر و امارات و دوبی و …..جزو کشورهای تأثیر گذار بر منابع ما می باشند ؛ مازاد تجاری امارات متحده با ایران برابر 5/9 میلیارد دلار می باشد و از طرف دیگر این کشورها -و به تازگی عراق نیز- روزانه دهها میلیون بشکه نفت و گاز را از حوزه های مشترک به یغما می برند و حاکمین قدر قدرت در ایران ؛ فقط نظاره گر مفلوک به تاراج رفتن این منابع هستند ؛ از دست رفتن سهم 50% از دریای خزر نیز جای خود دارد . در فاصله سال های 86 و 87 سهم واردات از آمریکا بیش از سه برابر افزایش یافته و جزو بزرگترین کشور وارد کننده مواد غذایی در جهان شده ایم . رکود ؛ تورم و فقر و بیخانمانی در کل کشورهای سرمایه داری در سراسر جهان ؛ با تبعات سیاست های ماجراجویانه تسخیر سفارت آمریکا ؛ جنگ هشت ساله با عراق و جنگ با تمام کشورهای منطقه شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم – که همه هیاهو برای هیچ بود – نیز انباشته شده و افزون بر تورم و ناکارآمدی سرمایه داری جهانی ؛ اقتصاد فروپاشیده ای هم اکنون گریبانگیر اقتصاد میهن ما شده است که شاهد ورشکستگی و تعطیلی هزاران کارخانه کوچک و بزرگ و بیکاری صدها هزار کارگر می باشیم . ابعاد فاجعه بحدی است که فروش 370 میلیارد دلار نفت در دولت کنونی نیز هیچ مشکلی از اقتصاد در هم ریخته موجود نگشود و بار اصلی آن به دوش کارگران ؛ زحمتکشان و حقوق بگیران ثابت است ؛ و تنها راه حل را حاکمیت کنونی ؛ در به یغما بردن آخرین تکه نان از سفره زحمتکشان با طرح یارانه های خود می بیند ؛ امری که خانه خرابی گسترده تر ؛ فقر ؛ گسیختگی پیوندهای اجتماعی ؛ اعتیاد ؛ فحشاء و همه گیر شدن تنازعات و درگیری های فردی و اجتماعی را با خود بهمراه خواهد داشت . به جهت همین بحران های گسترده است که تحت چنین حکومتی ؛ علیرغم سوابق توحش تاریخی که یک لحظه در این سی سال از اعدام و شکنجه و کشتار و شلاق و زندان روی گردان نبوده ؛ جنبش اعتراضی بحدی گسترده شده که معترضان برای ساعت ها خیابان های اصلی و مرکزی پایتخت را به کنترل خود در آورده و سرکوبگران تا دندان مسلح را خلع سلاح می نمایند و حاکمیت تنها با هجوم توسط خودروهای نظامی وگشودن آتش به روی مردم قادر به کنترل اوضاع می شود .
کارگران !! زحمتکشان !!
جامعه ما یک بار دیگر وارد فاز انقلابی شده است زیرا : بالائی ها نمی توانند . آنان برای بحران عمیق موجود ؛ راه حل های متفاوتی می دهند – که هیچکدامشان هم راهگشا نخواهد بود ؛ اگر بود ؛ کار به اینجا نمی رسید – و لذا امکان یکپارچگی ندارند و اختلافات چون بهمنی شیرازه آنها را از هم می گسلد ؛ پائین ها نیز نمی خواهند زیرا تداوم این حکومت را جز سرکوب ؛ نکبت ؛ بی حقوقی ؛ گسترش فقر و بی خانمانی نمی بینند و بلاخره ترس از جانفشانی از پایینی ها رخت بر بسته و وحشت به تمام ارکان حکومت رخنه کرده است . سلسه مراتب حکومتی یک روز وعده تصویب اعدام ظرف پنج روز را می دهند و روز بعد همان ها معترضین را برانداز نمی دانند – فراموش نکنیم که این همان رژیمی است که دهها هزار مبارز را در ابتدای حاکمیتش اعدام کرد و کشته شدن ششصد هزار ایرانی بهمراه خرابی دهها شهر ها و صدها تأسیسات و کارخانجات را که برای حکومتش مفید می دانست رسما” نعمت الهی دانست – اینک هر روز بخش های زیادی از حکومت گران سرکوبگر و ضد بشر دیروز از تداوم حاکمیت آن نا امید شده ؛ و چهره اپوزیسیون و منتقد بخود می گیرند و آماده معاملات و توافقات پشت پرده می شوند تا ارکان سرکوبگر امنیتی – نظامی ؛ زندان ها ؛ ساختار اداری و بورکراتیک ضد بشری و ولخرج دولتی و بخصوص نهادها و ساختارهای مالی – اقتصادی موجود را حفظ کنند زیرا نهادها ؛ ساختار و نظام اقتصادی پایه و اساس سرکوب سیاسی بوده و در صورت استمرار عمر آنها ؛ اگر سیستم سرکوب چند روزی تلطیف شود برای حفظ منافع سرمایه داری و استثمار و بهره کشی مجددا” نیاز خواهند شد . این منتقدین نو رسیده کنونی و سرکوبگر دیروز ؛ مصمم هستند که با کمک کشورهای سرمایه داری و رسانه های آنها مردم را به تغییر چند چهره و برخی امنیازات بی ارزش راضی کنند تا اساس نظام بهره کشی و استثمار حفظ شود .
اما ! آیا ما کارگران ؛ راضی به تداوم سرگرمی ها و بازی ها همانند دوران خاتمی می شویم که با هشت سال لبخند فریبکارانه به تداوم استثمار و سرکوب بپردازند . ما کارگران فراموش نکرده ایم که تنها با بر پایی اعتصابات گسترده و قهرمانانه ما در سال 57 بود که رژیم شاه سرنگون گردید و خمینی و دارو دسته اش چگونه پشت پرده با پا در میانی امپریالیسم آمریکا و با سازش با سران حکومت شاه توانست نهادهای مالی و بهره کشی استثمارگرانه را حفظ و نهادهای امنیتی – نظامی و سیاسی و اداری و دستگاه دولتی را که دچار صدمات زیادی شده بودند را باز سازی کنند و نهادهای سرکوبگر را از اولین روزهای حکومتشان بر علیه زحمتکشان ترکمن صحرا ؛ کردستان و سپس کارگران کارخانجات و بیکاران بکار بردند . ما کارگران فراموش نکرده ایم که وقتی ما به اعتراض برنخواسته بودیم خمینی چگونه به شاه التماس می کرد که ” شما قوانین فقهی را اجرا کنید ما هم جزو سازمان شما ” و پس از مشاهده قدرت مردم و کارگران متحد ؛ بر امواج انقلاب سوار شد و پا روی دوش ما کارگران گذاشت و خود را بالا کشید و سپس کل نهاد روحانیت را که یک نهاد استثمار گر است و از قبل دسترنج مردم ارتزاق می کند را بر دوش ما سوار کرد و نوبت بازاریان و تجار و کل سرمایه داران و طبقات استثمارگر رسید و آنها را هم در استثمار و بهره کشی کارگران شریک نمود ؛ و نتیجتا کارگران زیر فشار استثمار و غارت و چپاول ؛ تورم و گرانی بخاک سیاه نشستند و در نهایت با قانون کار موقت اسارت و بردگی کارگران را تکمیل کرد ؛ و این همه بجهت آن بود که کارگران بجای اتکاء و اعتماد به قدرت و تشکل خود به دنباله روی از توهمات خود پرداخته و قدرت خود را در اختیار خمینی قرار دادند . اگر حقوق یک کارگر با سابقه و حقوق متوسط را ماهیانه پانصد هزارتومان هم فرض کنیم حقوق یکصد کارگر در طی سی سال کار برابر 18 میلیون دلار می شود و این مبلغی است که دهها و صدها معامله در همین مملکت توسط سرمایه داران و نهادهای مالی – اقتصادی آنان در حال انجام است و میزان سرمایه و اندوخته یکی از رهبران مملکتی بر طبق افشای ارقامی که توسط عناصر امنیتی که به همراه محسن مخلباف به خارج از کشور گریخته اند و توسط وی فاش گردید ؛ برابر 36 میلیارد دلار می باشد ؛ که به تنهایی برابر حقوق 000/200 کارگر طی سی سال کار با حقوق پانصد هزار تومان ماهیانه می باشد ؛ بنیاد مستضعفان با 550 شرکت ؛ سرمایه اش 200 میلیارد دلار ارزش دارد . تحت حکومت دینی سرمایه داران ؛ نفع صرف ؛ نقدینگی بی عاطفه ؛ چپاول و غارت دسترنج زحمتکشان بر جامعه ما حاکم شده است و حکومت خدا در قالب حاکمیت پول درآمده است و غارت و استثماری که در پرده دینداری و پندارهای مذهبی و سیاسی ؛ پیچیده و نا پیدا بود ؛ تبدیل به استثمار آشکار و خالی از شرم ؛ مستقیم و سنگدلانه شده است.هدف طبقات خرده بورژوا و بخش تحتانی بورژوازی تداوم همان نظام سرمایه داری با کمی اصلاحات و تغییرات ساختار سیاسی است ؛ که با توجه به پایه های مادی استثمار؛ در جوامعی مشابه جوامع ما ؛ استبداد و سرکوبی سیاسی مجددا حاکم شده و در اندک زمانی ؛ تغییرات ایجاد شده را پس خواهد گرفت.در دوران انحصار سرمایه داری و امپریالیسم تنها کارگران بنا به ماهیت وجودی خود اگر به نقش تاریخی و طبقاتی خود آگاه شوند و رسالت تاریخی خود را درک کنند ؛ طبقه ای انقلابی و سازش ناپذیرند ؛ کارگران بلحاظ تاریخی نه تنها استثمار و بهره کشی طبقاتی بر علیه خود و سایر زحمتکشان را مرتفع می نمایند بلکه اساس کل بهره کشی ؛ استثمار و تضاد طبقاتی را محو می کنند ؛ کارگران دموکراسی ؛ آزادی و حقوق بشر را در حد اعلای خود ؛ نهادینه و تکامل جامعه که بر اساس تکامل هر فرد مبتنی است را در برنامه خود قرار می دهند و کلیه تبعیض های قومی و ملی ؛ جنسبتی و مذهبی را بر می چینند ؛ زیرا کارگران ؛ منافع خاصی ندارند و بر خلاف دیگر طبقات و اقشار تنها بفکر منافع طبقه خود نیستند بلکه بفکر آزادی کل جامعه می باشند . طبقه کارگر آگاه ؛ آزادی و دمکراسی را به حد نهایت رشد می دهند ؛ سرمایه گذاری در ابزار تولید را تحت نظام انسان محور گسترش داده و با نابودی بیکاری و فقر بهمراه آن ؛ کلیه تبعیضات ؛ اعتیاد و تن فروشی را ریشه کن می کنند و روابط انسانی را تنها بر اساس نیاز انسانی ورابطه انسان با انسان ؛ برقرار می سازند.
اما این سئوال مطرح می شود که آگاهی طبقاتی کارگران چگونه حاصل می شود ؟ کارگران وقتی به آگاهی طبقاتی دست می یابند که بتوانند موضوعات اقتصادی مانند سرمایه ؛ کالا ؛ کار ؛ پول ؛ ارزش اضافی و غیرو را به مناسبات انضمامی میان انسان ها تبدیل کنند که چکیده و مختصر آن عبارت از اینست که : سرمایه یعنی کار انباشته شدهّ کارگر که از بخش کار اضافی کارگر برای سرمایه دار بدست می آید و همین کار انباشته شده ( کار مرده ) بر کار زنده فعلی کارگر حاکمیت یافته و تداوم استثمار کارگر را تضمین می کند .یعنی ارزشی را که کارگر تولید می کند به ابزاری بر علیه خودش بکار گرفته می شود در مناسبات سرمایه داری هستی اجتماعی کارگر و کار وی به مثابه یک کالا در نظر گرفته می شود و همانند یک شئی صرف در فرایند تولید ادغام می شود و مثل هر کالای دیگری در جریان مصرف محو می شود ؛ از کار زنده تنها پوسته کمَی و نقدینگی برای سرمایه دار و کارفرما بجای می ماند . در این نظام چون کارگر را بصورت یک کالا در نظر می گیرند وقتی به کارگر کار می دهند ؛ که کارگر با ایجاد ارزش اضافی بر سرمایه که یک مقوله اجتماعی است بیفزاید ؛ سرمایه-که منظور نه دارایی شخصی بلکه دارایی که باعث استثمار می شود – یک مقوله اجتماعی است اما اختیار و تنها بهره بردار آن فرد سرمایه دار است که تمام ارکان زندگی انسان را تبدیل به کالا می کند ؛ در نتیجه رابطه انسان با انسان بصورت رابطه شئی با شیئی و یا کالا با کالا در می آید و همه چیز در زندگی انسان بصورت بت واره گی خود را نشان می دهد ؛ دولت ؛ قوانین حقوقی و قوانین کار و فرهنگ ؛ ایدئولوژی ؛ دین رایج و … در جامعه سرمایه داری در خدمت سرمایه دار و برای کسب ارزش اضافه وی عمل می کنند . کار زنده و انسان نیست که در جامعه حاکم است بلکه این سرمایه همان کار فشرده کارگر است بر جامعه حکم رانده و مقدرات جامعه را تعیین می کند و چون سرمایه همواره تمایل به انحصار دارد ؛ برای بیرون کردن رقبا ؛ نیاز به جنگ ؛ بحران ؛ تورم ؛ رکود ؛ بیکاری (ارتش ذخیره کار تا هر کارگری که بازدهی کمی داشت به راحتی اخراج و جایگزین کند ) و فقر و …دارد ؛ و در این راستا جنگ های منطقه ای و بین المللی همواره در جریان است . اگر شناخت واقعی موضوعات اقتصادی و روابط انسانی برای کارگران روشن شده و از حالت راز و بت واره گی بیرون بیاید آنگاه کارگر رشد و ترقی خود را نه بصورت انفرادی و با خواهش و التماس از کارفرما بلکه در اتحاد و مبارزه طبقاتی کل کارگران خواهد یافت . در پشت چهره هر دولت و یا احزاب و افراد ؛ کارگران خواهند توانست منافع طبقاتی آنها را شناخته و فریب چرب زبانی آنها را نخورند و به بر پایی جامعه ای اقدام خواهد کرد که هر کس به اندازه کارش بهره برده و با از بین رفتن کمبود کالا ؛ ارزش کالا برابر میزان کار صرف شده بر روی آن گردیده ؛ بت واره گی پول و کالا در روابط انسانی حذف شده و جای آن با رابطه انسان با انسان جایگزین شود و با تغییر وضع موجود ؛ وحدت نظر و عمل در جامعه برقرار گردد
کارگران !! زمان و فرصت بسرعت در حال سپری شدن است و یک لحطه را نبایست از دست بدهیم و فوراًًًًٌ شوراهای خود را در هر قسمت کارخانه و کل کارخانه ؛ منطقه ؛ شهر ؛ استان و سراسری بر پا نماییم احقاق حقوق ما و کل مردم بجان آمده ایران تنها از طریق برقراری شوراها و تشکل های سراسری امکانپذیر است و لذا مسئله اصلی و محوری در جنبش نوین ایران در سر دو راهی قرار گرفته است : یا رهبری تاریخی در دست سرمایه داری ایران که در سودها و درآمدهای کلان در بازار سرمایه بین المللی و همدستی با حاکمیت های ارتجاعی در چپاول ؛ غارت و استثمار داخلی بکلی فاسد شده قرار خواهد گرفت و یا در دست طبقه کارگر با برنامه بازسازی اقتصادی – اجتماعی و سیاسی و با تعمیق آزادی و دموکراسی برای کل مردم ایران و برای فردائی بهتر ! جای می گیرد . دشمنان طبقه کارگر که هستی آنها مبتنی بر تداوم بهره کشی و استثمار طبقاتی است بیکار نبوده و تلاش برای غیر طبقاتی نمودن مبارزات و تجزیه کارگران بر اساس قومی ؛ مذهبی ؛ جنسی و سنی و دیگر مراتب داشته تا بتوانند استثمار و بهره کشی را تداوم دهند .
طرح خواسته ها و مطالبات سراسری کلیه کارگران جهت جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها و حمایت از پرداخت بموقع حقوق تمامی کارگران و نیز لغو قرادادهای کار موقت ؛ حق تشکل های سراسری کارگری و برسمیت شناخته شدن توسط کلیه نهادهای اجتماعی و سیاسی ؛ افزایش حقوق به تناسب تورم ؛ کار و مسکن برای آحاد جامعه ؛ آموزش و درمان رایگان ؛ رفع کلیه تبعیض های قومی ؛ جنسی ؛ مذهبی ؛ حضور کارگران به تناسب جمعیت خود در مجلس شورا و قانونگذاری ؛ آگاهی کارگران از قرادادهای خارجی و احتساب نظر کارگران در خصوص تصمیمات کلان که با کل جامعه مرتبط می شود از حقوق پایه ای و اساسی کارگران است ؛ چرا کارگران که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل داده و تمامی ثروت ها و نعمات جامعه را تولید می کنند از حقوق پایه ای فوق محروم هسند و قشر روحانی و سرمایه داران با جمعیت اندک خود تصمیم گیرنده کلیه ارکان مملکتی هستند ؟ گسترش آزادی ها ی اجتماعی ؛ دمکراسی برای تمامی مردم و رفع هر گونه تبعیض و اجحاف ؛ جدایی دین از دولت و خصوصی شدن امر دین ؛ می بایست جزو مطالبات کارگری قرار گیرد
تاریخ نسبت به مردم و طبقاتی که جسارت و شهامت تاریخی در اجرای وظایف خود نداشته و نتوانند آنرا محقق کنند توجه نخواهد کرد و تغییری در وضعیت و سرنوشت آنان ایجاد نشده و آینده آنان در سایه گذشته در تنگنا ؛ فقر و بی حقوقی روز افزون سپری خواهد شد و تنها با کوبیدن مهر ابطال بر گذشته اسارت بار و بزیر کشیدن کل طبقات ارتجاعی ؛ و شروع انقلاب اقتصادی – اجتماعی و انسانی ؛ می توانیم زندگی را در صبحدمی ؛ بشارت بار آغاز کنیم ؛ و لذا آینده جامعه ما یا اسارت و بربریت تحت نظام سرمایه داری و یا آزادی و دمکراسی و نابودی هر گونه تبعیض و تضاد طبقاتی در حکومت شورایی می باشد و این بستگی به تلاش طبقه کارگر در اجرای رسالت تاریخی خود داردکه اولین گام آن بر پایی شوراهای متحده کارگری است.
شوراهای کارگری آزادی ؛ دموکراسی و برابری جمهوری اجتماعی
اتحاد برای ایجاد شوراهای سراسری کارگران
شعارها : شعارهای طبقه کارگر می بایست از اهداف و برنامه های این طبقه منتج شود و لذا از کارگران اهل ذوق درخواست می شود که شعارهایی از نوع شعارهای زیر را طرح ؛ تا برای گسترش مبارزات و تشکل های کارگری برپرچم مبارزات خود بنشانیم
آزادی ؛ دموکراسی ؛ برابری -جمهوری شورایی
آزادی واقعی-حکومت شورایی-بدست زحمتکشان (بقیه شعارهای این اعلامیه بعلت کمبود فضا حذف شده اند—بسوی انقلاب)
از کارگران ؛ فعالین ؛ تشکل ها ی کارگری در راه بر پایی حکومت شورایی دعوت می شود که ضرورت بر قراری تشکل های شورایی سراسری را بگوش دیگر کارگران برسانند .

  • Share/Bookmark


اعتراضات کارگری در حال افزایش و اعتلاست

بدست Editor • ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر


سراسر هفته‌ای که گذشت، اعتصاب، تجمع، راه‌پیمایی و تظاهرات کارگری بود. کارگران کارخانه لاستیک البرز با تجمع در محل کار و آتش زدن لاستیک، اعتراض خود را به اخراج رفقایشان و پرداخت مطالبات معوقه خود ابراز داشتند و خواستار راه‌اندازی کامل کارخانه شدند. کارگران کارخانه نورد لوله صفا، روزهای دوشنبه و سه‌شنبه در اعتصاب بودند. کارگران شهرداری اندیمشک چند روز در مقابل ساختمان شهرداری و فرمانداری تجمع اعتراضی برپا کردند تا ۱۳ ماه حقوق معوقه خود را بازپس بگیرند. کارگران و کارکنان شهرداری سعدآباد نیز در این هفته در اعتصاب بودند. کارگران نوشابه‌سازی ساسان در اعتراض به اخراج و بازخرید، تجمعات اعتراضی برپا کردند. کارگران شرکت آوانگان اراک، صبح روز چهارشنبه در مقابل فرمانداری اراک اجتماع کردند و خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. اما پاسخی نشنیدند. لذا ۴۰۰ کارگر این کارخانه با راه‌پیمایی و تظاهرات در خیابان‌ها اصلی شهر، اعتراض خود را به پایمال شدن حق و حقوق‌شان و پرداخت نشدن مطالبات ابراز داشتند.
این اعتراضات کارگری که فقط گوشه کوچکی از اعتراضات همه روز کارگران در سراسر ایران است، از یک طرف نشان‌دهنده شرایط اسف‌باری‌ست که نظم طبقاتی سرمایه‌داری و رژیم پاسدار آن، جمهوری اسلامی به کارگران تحمیل کرده است و از سوی دیگر، روحیه مبارزاتی و اعتراضی بالای کارگران را بازتاب می‌دهد.
جمهوری اسلامی در سراسر دوران حیات ننگین‌اش در ایران، جز تشدید استثمار، بی‌حقوقی، بیکاری، فقر و گرسنگی ارمغانی برای کارگران نداشته است. از روزی که سیاست اقتصادی موسوم به نئولیبرال در ایران به مرحله اجرا درآمد، روز به روز وضعیت کارگران از جمیع جهات وخیم‌تر شد. خصوصی‌سازی که هدف دیگری جز انتقال مفت و مجانی حاصل دسترنج کارگران به سرمایه‌داران بخش خصوصی و مقامات دولتی نداشت، مدام منجر به بیکاری روزافزون کارگران گردید. آزادسازی قیمت‌ها، سطح معیشت کارگران را پیوسته تنزل داد. حقوق قانونی کارگران پی در پی مورد دستبرد قرار گرفت و میلیون‌ها کارگر حتا از شمول قانون کار خارج شدند. قراردادهای سفید امضا، کارگران را به برده بی حق و حقوق سرمایه‌داران تبدیل نمود. اکنون نیز مدت‌هاست که سرمایه‌داران به بهانه بحران ماه‌ها حقوق و مزایای کارگران را به تعویق می‌اندازند و با تعطیل برخی کارخانه‌ها، کارگرانی را که سال‌ها از عمر خود را در کارخانه کار کرده‌اند، اخراج می‌کنند.
احمدی‌نژاد با سیاست‌های به غایت ارتجاعی و ضد کارگری‌اش، فشار بر کارگران را تشدید کرده و فقر و گرسنگی را در ابعادی حیرت‌آور گسترش داده است. اعتراضات کارگران به وضعیت اسف‌باری که با آن رو به رو هستند، در سال‌های اخیر مدام در حال افزایش بوده است. کارگران برای مقابله با سرمایه‌داران و دولت آن‌ها، تلاش نموده‌اند که به هر شکل ممکن خود را متشکل سازند تا بتوانند در مقابل این تعرضات افسار گسیخته سرمایه‌داران به حقوق و سطح معیشت‌شان، قدرت مقاومت و ایستادگی متشکل را داشته باشند. اما رژیم به غایت ضد کارگری و فاشیست جمهوری اسلامی، این تلاش‌های کارگران را با قهر و سرکوب و به بند کشیدن فعالان کارگری پاسخ داده است. در پی اعتراضات وسیع مردم ایران در طول چند ماه گذشته، جمهوری اسلامی که از روی‌آوری کارگران به جنبش سیاسی کنونی، در وحشت و هراس به سر می‌برد، فعالان کارگری را پی در پی دستگیر و روانه زندان کرده است. جدیدترین آن نیز، بازداشت علیرضا ثقفی روز دوشنبه بود. با این وجود، همان گونه که مبارزات کارگران در این هفته نشان می‌دهد، نارضایی، اعتراض و مبارزه در صفوف کارگران رو به افزایش است. اما این اعتراضات کارگری هنوز پراکنده، نامتشکل و جدا از یکدیگرند. همین نقطه ضعف نه فقط مانع از آن می‌گردد که در اغلب موارد، کارگران نتوانند مطالبات فوری خود را متحقق سازند، بلکه تاکنون نتوانسته‌اند به صورت یک طبقه با اهداف و مطالبات مختص خودشان به نبردی سرنوشت‌ساز برای سرنگونی نظم نکبت‌بار سرمایه‌داری برخیزند. کارگران برای رهایی از این وضعیت راه دیگری جز اتحاد و تشکل و روی‌آوری به عمل سیاسی برای برانداختن نظم موجود ندارند. کارگران باید به هر شکل ممکن به ویژه با توجه به شرایط سرکوب و اختناق کنونی، خود را در کمیته‌های مخفی کارخانه متشکل سازند. با رفقای هم‌رزم خود در کارخانه‌ها و مؤسسات دیگر تماس بگیرند. تشکل‌های منطقه‌ای و سراسری ایجاد نمایند و نه فقط برای پیروزی مطالبات روزمره خود، بلکه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و نظام سرمایه‌داری که سرمنشاء تمام بدبختی کارگران است، تلاش کنند. روحیه رزمنده و مبارزه‌جویانه کارگران ایران نشان می‌دهد که به خوبی می‌توانند بر این نقطه ضعف خود که همانا پراکندگی و عدم تشکل است، غلبه کنند.

تفسیر سیاسی هفته – برگرفته از رادیو دمکراسی شورایی

  • Share/Bookmark


خبرنامه ندای سرخ شماره ۱۲۷

بدست Editor • ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه

خبرنامه ندای سرخ شماره 127
pdflogo1
اعتراضات کارگری در حال افزایش و اعتلاست
سراسر هفته‌ای که گذشت، اعتصاب، تجمع، راه‌پیمایی و تظاهرات کارگری بود. کارگران کارخانه لاستیک البرز با تجمع در محل کار و آتش زدن لاستیک، اعتراض خود را به اخراج رفقایشان و پرداخت مطالبات معوقه خود ابراز داشتند و خواستار راه‌اندازی کامل کارخانه شدند. کارگران کارخانه نورد لوله صفا، روزهای دوشنبه و سه‌شنبه در اعتصاب بودند. کارگران شهرداری اندیمشک چند روز در مقابل ساختمان شهرداری و فرمانداری تجمع اعتراضی برپا کردند تا ۱۳ ماه حقوق معوقه خود را بازپس بگیرند. کارگران و کارکنان شهرداری سعدآباد نیز در این هفته در اعتصاب بودند. کارگران نوشابه‌سازی ساسان در اعتراض به اخراج و بازخرید، تجمعات اعتراضی برپا کردند. کارگران شرکت آوانگان اراک، صبح روز چهارشنبه در مقابل فرمانداری اراک اجتماع کردند و خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. اما پاسخی نشنیدند. لذا ۴۰۰ کارگر این کارخانه با راه‌پیمایی و تظاهرات در خیابان‌ها اصلی شهر، اعتراض خود را به پایمال شدن حق و حقوق‌شان و پرداخت نشدن مطالبات ابراز داشتند.
این اعتراضات کارگری که فقط گوشه کوچکی از اعتراضات همه روز کارگران در سراسر ایران است، از یک طرف نشان‌دهنده شرایط اسف‌باری‌ست که نظم طبقاتی سرمایه‌داری و رژیم پاسدار آن، جمهوری اسلامی به کارگران تحمیل کرده است و از سوی دیگر، روحیه مبارزاتی و اعتراضی بالای کارگران را بازتاب می‌دهد.
جمهوری اسلامی در سراسر دوران حیات ننگین‌اش در ایران، جز تشدید استثمار، بی‌حقوقی، بیکاری، فقر و گرسنگی ارمغانی برای کارگران نداشته است. از روزی که سیاست اقتصادی موسوم به نئولیبرال در ایران به مرحله اجرا درآمد، روز به روز وضعیت کارگران از جمیع جهات وخیم‌تر شد. خصوصی‌سازی که هدف دیگری جز انتقال مفت و مجانی حاصل دسترنج کارگران به سرمایه‌داران بخش خصوصی و مقامات دولتی نداشت، مدام منجر به بیکاری روزافزون کارگران گردید. آزادسازی قیمت‌ها، سطح معیشت کارگران را پیوسته تنزل داد. حقوق قانونی کارگران پی در پی مورد دستبرد قرار گرفت و میلیون‌ها کارگر حتا از شمول قانون کار خارج شدند. قراردادهای سفید امضا، کارگران را به برده بی حق و حقوق سرمایه‌داران تبدیل نمود. اکنون نیز مدت‌هاست که سرمایه‌داران به بهانه بحران ماه‌ها حقوق و مزایای کارگران را به تعویق می‌اندازند و با تعطیل برخی کارخانه‌ها، کارگرانی را که سال‌ها از عمر خود را در کارخانه کار کرده‌اند، اخراج می‌کنند.
احمدی‌نژاد با سیاست‌های به غایت ارتجاعی و ضد کارگری‌اش، فشار بر کارگران را تشدید کرده و فقر و گرسنگی را در ابعادی حیرت‌آور گسترش داده است. اعتراضات کارگران به وضعیت اسف‌باری که با آن رو به رو هستند، در سال‌های اخیر مدام در حال افزایش بوده است. کارگران برای مقابله با سرمایه‌داران و دولت آن‌ها، تلاش نموده‌اند که به هر شکل ممکن خود را متشکل سازند تا بتوانند در مقابل این تعرضات افسار گسیخته سرمایه‌داران به حقوق و سطح معیشت‌شان، قدرت مقاومت و ایستادگی متشکل را داشته باشند. اما رژیم به غایت ضد کارگری و فاشیست جمهوری اسلامی، این تلاش‌های کارگران را با قهر و سرکوب و به بند کشیدن فعالان کارگری پاسخ داده است. در پی اعتراضات وسیع مردم ایران در طول چند ماه گذشته، جمهوری اسلامی که از روی‌آوری کارگران به جنبش سیاسی کنونی، در وحشت و هراس به سر می‌برد، فعالان کارگری را پی در پی دستگیر و روانه زندان کرده است. جدیدترین آن نیز، بازداشت علیرضا ثقفی روز دوشنبه بود. با این وجود، همان گونه که مبارزات کارگران در این هفته نشان می‌دهد، نارضایی، اعتراض و مبارزه در صفوف کارگران رو به افزایش است. اما این اعتراضات کارگری هنوز پراکنده، نامتشکل و جدا از یکدیگرند. همین نقطه ضعف نه فقط مانع از آن می‌گردد که در اغلب موارد، کارگران نتوانند مطالبات فوری خود را متحقق سازند، بلکه تاکنون نتوانسته‌اند به صورت یک طبقه با اهداف و مطالبات مختص خودشان به نبردی سرنوشت‌ساز برای سرنگونی نظم نکبت‌بار سرمایه‌داری برخیزند. کارگران برای رهایی از این وضعیت راه دیگری جز اتحاد و تشکل و روی‌آوری به عمل سیاسی برای برانداختن نظم موجود ندارند. کارگران باید به هر شکل ممکن به ویژه با توجه به شرایط سرکوب و اختناق کنونی، خود را در کمیته‌های مخفی کارخانه متشکل سازند. با رفقای هم‌رزم خود در کارخانه‌ها و مؤسسات دیگر تماس بگیرند. تشکل‌های منطقه‌ای و سراسری ایجاد نمایند و نه فقط برای پیروزی مطالبات روزمره خود، بلکه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و نظام سرمایه‌داری که سرمنشاء تمام بدبختی کارگران است، تلاش کنند. روحیه رزمنده و مبارزه‌جویانه کارگران ایران نشان می‌دهد که به خوبی می‌توانند بر این نقطه ضعف خود که همانا پراکندگی و عدم تشکل است، غلبه کنند.
تفسیر سیاسی هفته – برگرفته از رادیو دمکراسی شورایی
گزارشی از اعتراضات کارگری در شرکت صنایع اراک
هفته نامه عطر یاس : این تجمع در ادامه اعتراضات دو سال اخیر کارگران این شرکت در قبال تاخیر مدیرعامل در پرداخت حقوق و مزایای کارکنان، تعطیلی کارخانه و اخراج کارگری می باشد.
تعدادی از کارگران که در حین اعتراض و تجمع در محوطه داخل کارخانه بازداشت شده بودند، پس از یک شبانه روز بازداشت موقت آزاد شدند اما کارگران همچنان با مشکلات فراوان روبرو هستند.
یکی از این افراد ضمن اعتراض به غیرمنصفانه بودن بازداشت آنها گفت: کجای دنیا فردی را که به دنبال حق طبیعی خود می باشد بازداشت می کنند؟ مگر ما از مدیر کارخانه بیشتر از حقوق عادلانه خود طلب دا ریم؟ دفعات مکرر حتی به همراه خانواده های خود جهت احقاق حقوق معوقه و مأخره به نشانه اعتراض جلوی در استانداری تجمع کردیم ولی نه تنها مشکلات ما از سوی هیچ مقام مسئولی حل نشد بلکه با همکاران ما و خانواده آنها برخورد صورت گرفت. همه این جریانات در حالی رخ داده که شرکت صنایع اراک همچنان تعطیل است و تولید در شرکت متوقف می باشد.
کارگران ايران متحد شويد !
اتحاد برای ایجاد شوراهای سراسری کارگران
یک بار دیگر تاریخ میهن ما به سرمنزلگاه تعیین کنده خود رسیده است طی یکصد سال اخیر خیزش مبارزاتی مردم ؛ برای آزادی و دموکراسی ؛ رفع ستم و تبعیض و اسثمار و بهره کشی ؛ با دو انقلاب (مشروطه و بهمن 57) و حدود ده جنبش سراسری و منطقه ای (تنباکو ؛ نهضت جنگل ؛ کردستان ؛ آذربایجان ؛ خراسان ؛ فارس ؛ نهضت ملی سالهای 32-30 جنبش 15 خرداد و ….) همراه بوده است اما حکومت های دیکتاتور ؛ فاشیست وسرکوبگر با استقرار نظام های اقتصادی – مالی انحصاری و استثمارگرایانه و چپاولگر توانسته اند سازمان های سرکوب خود را بر پا و متشکل کنند و هر چند توانستند در دوره فراز حکومت ؛ نسل قیام کننده دوران خود را قلع و قمع و مطالبات آنان را در گلو خفه کنند ؛ اما با عدم حمایت واقعی از طرف مردم و در دوران شکوفایی نسل بعدی ؛ حکومت ها دوران افول خود را طی کرده و در مقابل مردم بپاخاسته بخاک افتاده اند و تمام علائم ؛ نشانه ها ؛ آثار و سلسله آنان دود شده و بهوا رفته است . حکومت فقهی کنونی که در قالب جمهوری اسلامی بر امواج برآمده از انقلاب 57 با تأیید چهار کشور های سرمایه داری آمریکا ؛ انگلیس ؛ فرانسه و آلمان در کنفرانس گوادولوپ برای نجات نظام سرمایه داری در ایران ؛ با وساطت آمریکا و توسط ژنرال هایزر به ساخت و پاخت و تفاهم با سران حکومت شاه منجر گردید ؛ بساط سلطنت و دیکتاتوری ؛ استثمار و بهره کشی و انواع تبعیضات را بمراتب شدید تر از رژیم قبل برقرار کرد و با بازسازی نهادها و سازمانهای سرکوب نظامی – امنیتی و دستگاه عریض و طویل اداری و ساماندهی نهادهای استثمارگر و گسترش تضادهای طبقاتی طی سی سال اخیر و با توسل به انواع خشونت ها ؛ اعدام ها ؛ سرکوب ها و حتی نسل کشی حاکمیت خود را برقرار و گسترش داد و انواع تبعیض های جنسیتی ؛ ملی و قومی ؛ مذهبی و غیرو را سازمان داد . با منطق قرون وسطایی و ددمنشانه اش حکومت خود را پایان تاریخ ایران انگاشت . حکومت دینی کنونی با همان نگاه استیجاری سراسر کشور را ملک طلق خود انگاشته و با نگرش فقهی “خودی – غیر خودی” نسبت به مردم و بالخص طبقه کارگر و زحمتکش نگاهی اربابانه دارد و با استفاده از رانت نفت ؛ قاچاق کالا ؛ فساد ؛ دزدی ؛ مصادره ؛ صادرات و واردات و حتی قاچاق سوخت همه به میلیادر تبدیل شده اند . ناکارایی ؛ فساد در نهادهای دین سالار – نظامی و در مناسبات سرمایه داری و کانون های وارداتی – صادراتی ؛ نهادهای مالی و انحصاری دولتی و نیمه دولتی و خصوصی با شتابی بیش از پیش ؛ اقتصاد ایران را عملا” به بازار بزرگی برای مصرف کالاهای کشورهای صنعتی تبدیل کرده است و با وابستگی همه سویه کشور به درآمدهای نفتی و گازی و ورشکستگی اقتصادی و نیز فقر و بیکاری در بین کارگران و زحمتکشان و اقشار اجتماعی را رقم زده است . روند اقتصادی ذلت بار ؛ تفاوتی در دوره حاکمیت های باصطلاح اصلاح طلب و اصولگرا نداشته است از جمله در پایان دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی یک بدهی 23 میلیارد دلاری و با تورم لجام گسیخته 50% بجای ماند . اینک حکومت سرمایه داری به زعامت فقها ؛ با شکست در کلیه ابعاد اقتصادی ؛ سیاسی و اجتماعی در ورطه بحران های نابود کننده ای گرفتار شده است و با حرکت اعتراضی میلیون ها مردم بجان آمده و مبارز ؛ حکومت برای تداوم زندگی سراپا نکبتش و فقط برای چند صباحی در رعشه مرگ دست و پا می زند ؛ و سرمایه داری جهانی نیز نگران اتمام تاریخ مصرف این حکومت و بفکر ساماندهی بدیل آنست . مجموعه بحران ها ؛ و عدم کارآیی و شکست ها وضعیت را به جایی رسانده که اگر در یکصد سال قبل در دوره قاجار دو کشور روس و انگلیس و در دوران پهلوی کشور آمریکا بر مقدرات و منابع کشور ما حاکم بوده اند ؛ اینک علاوه بر آنها ؛ دیگر کشورهای قدرتمند جهانی از جمله چین و کل اروپا و همچنین کشورهای کوچک قطر و امارات و دوبی و …..جزو کشورهای تأثیر گذار بر منابع ما می باشند ؛ مازاد تجاری امارات متحده با ایران برابر 5/9 میلیارد دلار می باشد و از طرف دیگر این کشورها -و به تازگی عراق نیز- روزانه دهها میلیون بشکه نفت و گاز را از حوزه های مشترک به یغما می برند و حاکمین قدر قدرت در ایران ؛ فقط نظاره گر مفلوک به تاراج رفتن این منابع هستند ؛ از دست رفتن سهم 50% از دریای خزر نیز جای خود دارد . در فاصله سال های 86 و 87 سهم واردات از آمریکا بیش از سه برابر افزایش یافته و جزو بزرگترین کشور وارد کننده مواد غذایی در جهان شده ایم . رکود ؛ تورم و فقر و بیخانمانی در کل کشورهای سرمایه داری در سراسر جهان ؛ با تبعات سیاست های ماجراجویانه تسخیر سفارت آمریکا ؛ جنگ هشت ساله با عراق و جنگ با تمام کشورهای منطقه شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم – که همه هیاهو برای هیچ بود – نیز انباشته شده و افزون بر تورم و ناکارآمدی سرمایه داری جهانی ؛ اقتصاد فروپاشیده ای هم اکنون گریبانگیر اقتصاد میهن ما شده است که شاهد ورشکستگی و تعطیلی هزاران کارخانه کوچک و بزرگ و بیکاری صدها هزار کارگر می باشیم . ابعاد فاجعه بحدی است که فروش 370 میلیارد دلار نفت در دولت کنونی نیز هیچ مشکلی از اقتصاد در هم ریخته موجود نگشود و بار اصلی آن به دوش کارگران ؛ زحمتکشان و حقوق بگیران ثابت است ؛ و تنها راه حل را حاکمیت کنونی ؛ در به یغما بردن آخرین تکه نان از سفره زحمتکشان با طرح یارانه های خود می بیند ؛ امری که خانه خرابی گسترده تر ؛ فقر ؛ گسیختگی پیوندهای اجتماعی ؛ اعتیاد ؛ فحشاء و همه گیر شدن تنازعات و درگیری های فردی و اجتماعی را با خود بهمراه خواهد داشت . به جهت همین بحران های گسترده است که تحت چنین حکومتی ؛ علیرغم سوابق توحش تاریخی که یک لحظه در این سی سال از اعدام و شکنجه و کشتار و شلاق و زندان روی گردان نبوده ؛ جنبش اعتراضی بحدی گسترده شده که معترضان برای ساعت ها خیابان های اصلی و مرکزی پایتخت را به کنترل خود در آورده و سرکوبگران تا دندان مسلح را خلع سلاح می نمایند و حاکمیت تنها با هجوم توسط خودروهای نظامی وگشودن آتش به روی مردم قادر به کنترل اوضاع می شود .
کارگران !! زحمتکشان !!
جامعه ما یک بار دیگر وارد فاز انقلابی شده است زیرا : بالائی ها نمی توانند . آنان برای بحران عمیق موجود ؛ راه حل های متفاوتی می دهند – که هیچکدامشان هم راهگشا نخواهد بود ؛ اگر بود ؛ کار به اینجا نمی رسید – و لذا امکان یکپارچگی ندارند و اختلافات چون بهمنی شیرازه آنها را از هم می گسلد ؛ پائین ها نیز نمی خواهند زیرا تداوم این حکومت را جز سرکوب ؛ نکبت ؛ بی حقوقی ؛ گسترش فقر و بی خانمانی نمی بینند و بلاخره ترس از جانفشانی از پایینی ها رخت بر بسته و وحشت به تمام ارکان حکومت رخنه کرده است . سلسه مراتب حکومتی یک روز وعده تصویب اعدام ظرف پنج روز را می دهند و روز بعد همان ها معترضین را برانداز نمی دانند – فراموش نکنیم که این همان رژیمی است که دهها هزار مبارز را در ابتدای حاکمیتش اعدام کرد و کشته شدن ششصد هزار ایرانی بهمراه خرابی دهها شهر ها و صدها تأسیسات و کارخانجات را که برای حکومتش مفید می دانست رسما” نعمت الهی دانست – اینک هر روز بخش های زیادی از حکومت گران سرکوبگر و ضد بشر دیروز از تداوم حاکمیت آن نا امید شده ؛ و چهره اپوزیسیون و منتقد بخود می گیرند و آماده معاملات و توافقات پشت پرده می شوند تا ارکان سرکوبگر امنیتی – نظامی ؛ زندان ها ؛ ساختار اداری و بورکراتیک ضد بشری و ولخرج دولتی و بخصوص نهادها و ساختارهای مالی – اقتصادی موجود را حفظ کنند زیرا نهادها ؛ ساختار و نظام اقتصادی پایه و اساس سرکوب سیاسی بوده و در صورت استمرار عمر آنها ؛ اگر سیستم سرکوب چند روزی تلطیف شود برای حفظ منافع سرمایه داری و استثمار و بهره کشی مجددا” نیاز خواهند شد . این منتقدین نو رسیده کنونی و سرکوبگر دیروز ؛ مصمم هستند که با کمک کشورهای سرمایه داری و رسانه های آنها مردم را به تغییر چند چهره و برخی امنیازات بی ارزش راضی کنند تا اساس نظام بهره کشی و استثمار حفظ شود .
اما ! آیا ما کارگران ؛ راضی به تداوم سرگرمی ها و بازی ها همانند دوران خاتمی می شویم که با هشت سال لبخند فریبکارانه به تداوم استثمار و سرکوب بپردازند . ما کارگران فراموش نکرده ایم که تنها با بر پایی اعتصابات گسترده و قهرمانانه ما در سال 57 بود که رژیم شاه سرنگون گردید و خمینی و دارو دسته اش چگونه پشت پرده با پا در میانی امپریالیسم آمریکا و با سازش با سران حکومت شاه توانست نهادهای مالی و بهره کشی استثمارگرانه را حفظ و نهادهای امنیتی – نظامی و سیاسی و اداری و دستگاه دولتی را که دچار صدمات زیادی شده بودند را باز سازی کنند و نهادهای سرکوبگر را از اولین روزهای حکومتشان بر علیه زحمتکشان ترکمن صحرا ؛ کردستان و سپس کارگران کارخانجات و بیکاران بکار بردند . ما کارگران فراموش نکرده ایم که وقتی ما به اعتراض برنخواسته بودیم خمینی چگونه به شاه التماس می کرد که ” شما قوانین فقهی را اجرا کنید ما هم جزو سازمان شما ” و پس از مشاهده قدرت مردم و کارگران متحد ؛ بر امواج انقلاب سوار شد و پا روی دوش ما کارگران گذاشت و خود را بالا کشید و سپس کل نهاد روحانیت را که یک نهاد استثمار گر است و از قبل دسترنج مردم ارتزاق می کند را بر دوش ما سوار کرد و نوبت بازاریان و تجار و کل سرمایه داران و طبقات استثمارگر رسید و آنها را هم در استثمار و بهره کشی کارگران شریک نمود ؛ و نتیجتا کارگران زیر فشار استثمار و غارت و چپاول ؛ تورم و گرانی بخاک سیاه نشستند و در نهایت با قانون کار موقت اسارت و بردگی کارگران را تکمیل کرد ؛ و این همه بجهت آن بود که کارگران بجای اتکاء و اعتماد به قدرت و تشکل خود به دنباله روی از توهمات خود پرداخته و قدرت خود را در اختیار خمینی قرار دادند . اگر حقوق یک کارگر با سابقه و حقوق متوسط را ماهیانه پانصد هزارتومان هم فرض کنیم حقوق یکصد کارگر در طی سی سال کار برابر 18 میلیون دلار می شود و این مبلغی است که دهها و صدها معامله در همین مملکت توسط سرمایه داران و نهادهای مالی – اقتصادی آنان در حال انجام است و میزان سرمایه و اندوخته یکی از رهبران مملکتی بر طبق افشای ارقامی که توسط عناصر امنیتی که به همراه محسن مخلباف به خارج از کشور گریخته اند و توسط وی فاش گردید ؛ برابر 36 میلیارد دلار می باشد ؛ که به تنهایی برابر حقوق 000/200 کارگر طی سی سال کار با حقوق پانصد هزار تومان ماهیانه می باشد ؛ بنیاد مستضعفان با 550 شرکت ؛ سرمایه اش 200 میلیارد دلار ارزش دارد . تحت حکومت دینی سرمایه داران ؛ نفع صرف ؛ نقدینگی بی عاطفه ؛ چپاول و غارت دسترنج زحمتکشان بر جامعه ما حاکم شده است و حکومت خدا در قالب حاکمیت پول درآمده است و غارت و استثماری که در پرده دینداری و پندارهای مذهبی و سیاسی ؛ پیچیده و نا پیدا بود ؛ تبدیل به استثمار آشکار و خالی از شرم ؛ مستقیم و سنگدلانه شده است.هدف طبقات خرده بورژوا و بخش تحتانی بورژوازی تداوم همان نظام سرمایه داری با کمی اصلاحات و تغییرات ساختار سیاسی است ؛ که با توجه به پایه های مادی استثمار؛ در جوامعی مشابه جوامع ما ؛ استبداد و سرکوبی سیاسی مجددا حاکم شده و در اندک زمانی ؛ تغییرات ایجاد شده را پس خواهد گرفت.در دوران انحصار سرمایه داری و امپریالیسم تنها کارگران بنا به ماهیت وجودی خود اگر به نقش تاریخی و طبقاتی خود آگاه شوند و رسالت تاریخی خود را درک کنند ؛ طبقه ای انقلابی و سازش ناپذیرند ؛ کارگران بلحاظ تاریخی نه تنها استثمار و بهره کشی طبقاتی بر علیه خود و سایر زحمتکشان را مرتفع می نمایند بلکه اساس کل بهره کشی ؛ استثمار و تضاد طبقاتی را محو می کنند ؛ کارگران دموکراسی ؛ آزادی و حقوق بشر را در حد اعلای خود ؛ نهادینه و تکامل جامعه که بر اساس تکامل هر فرد مبتنی است را در برنامه خود قرار می دهند و کلیه تبعیض های قومی و ملی ؛ جنسبتی و مذهبی را بر می چینند ؛ زیرا کارگران ؛ منافع خاصی ندارند و بر خلاف دیگر طبقات و اقشار تنها بفکر منافع طبقه خود نیستند بلکه بفکر آزادی کل جامعه می باشند . طبقه کارگر آگاه ؛ آزادی و دمکراسی را به حد نهایت رشد می دهند ؛ سرمایه گذاری در ابزار تولید را تحت نظام انسان محور گسترش داده و با نابودی بیکاری و فقر بهمراه آن ؛ کلیه تبعیضات ؛ اعتیاد و تن فروشی را ریشه کن می کنند و روابط انسانی را تنها بر اساس نیاز انسانی ورابطه انسان با انسان ؛ برقرار می سازند.
اما این سئوال مطرح می شود که آگاهی طبقاتی کارگران چگونه حاصل می شود ؟ کارگران وقتی به آگاهی طبقاتی دست می یابند که بتوانند موضوعات اقتصادی مانند سرمایه ؛ کالا ؛ کار ؛ پول ؛ ارزش اضافی و غیرو را به مناسبات انضمامی میان انسان ها تبدیل کنند که چکیده و مختصر آن عبارت از اینست که : سرمایه یعنی کار انباشته شدهّ کارگر که از بخش کار اضافی کارگر برای سرمایه دار بدست می آید و همین کار انباشته شده ( کار مرده ) بر کار زنده فعلی کارگر حاکمیت یافته و تداوم استثمار کارگر را تضمین می کند .یعنی ارزشی را که کارگر تولید می کند به ابزاری بر علیه خودش بکار گرفته می شود در مناسبات سرمایه داری هستی اجتماعی کارگر و کار وی به مثابه یک کالا در نظر گرفته می شود و همانند یک شئی صرف در فرایند تولید ادغام می شود و مثل هر کالای دیگری در جریان مصرف محو می شود ؛ از کار زنده تنها پوسته کمَی و نقدینگی برای سرمایه دار و کارفرما بجای می ماند . در این نظام چون کارگر را بصورت یک کالا در نظر می گیرند وقتی به کارگر کار می دهند ؛ که کارگر با ایجاد ارزش اضافی بر سرمایه که یک مقوله اجتماعی است بیفزاید ؛ سرمایه-که منظور نه دارایی شخصی بلکه دارایی که باعث استثمار می شود – یک مقوله اجتماعی است اما اختیار و تنها بهره بردار آن فرد سرمایه دار است که تمام ارکان زندگی انسان را تبدیل به کالا می کند ؛ در نتیجه رابطه انسان با انسان بصورت رابطه شئی با شیئی و یا کالا با کالا در می آید و همه چیز در زندگی انسان بصورت بت واره گی خود را نشان می دهد ؛ دولت ؛ قوانین حقوقی و قوانین کار و فرهنگ ؛ ایدئولوژی ؛ دین رایج و … در جامعه سرمایه داری در خدمت سرمایه دار و برای کسب ارزش اضافه وی عمل می کنند . کار زنده و انسان نیست که در جامعه حاکم است بلکه این سرمایه همان کار فشرده کارگر است بر جامعه حکم رانده و مقدرات جامعه را تعیین می کند و چون سرمایه همواره تمایل به انحصار دارد ؛ برای بیرون کردن رقبا ؛ نیاز به جنگ ؛ بحران ؛ تورم ؛ رکود ؛ بیکاری (ارتش ذخیره کار تا هر کارگری که بازدهی کمی داشت به راحتی اخراج و جایگزین کند ) و فقر و …دارد ؛ و در این راستا جنگ های منطقه ای و بین المللی همواره در جریان است . اگر شناخت واقعی موضوعات اقتصادی و روابط انسانی برای کارگران روشن شده و از حالت راز و بت واره گی بیرون بیاید آنگاه کارگر رشد و ترقی خود را نه بصورت انفرادی و با خواهش و التماس از کارفرما بلکه در اتحاد و مبارزه طبقاتی کل کارگران خواهد یافت . در پشت چهره هر دولت و یا احزاب و افراد ؛ کارگران خواهند توانست منافع طبقاتی آنها را شناخته و فریب چرب زبانی آنها را نخورند و به بر پایی جامعه ای اقدام خواهد کرد که هر کس به اندازه کارش بهره برده و با از بین رفتن کمبود کالا ؛ ارزش کالا برابر میزان کار صرف شده بر روی آن گردیده ؛ بت واره گی پول و کالا در روابط انسانی حذف شده و جای آن با رابطه انسان با انسان جایگزین شود و با تغییر وضع موجود ؛ وحدت نظر و عمل در جامعه برقرار گردد
کارگران !! زمان و فرصت بسرعت در حال سپری شدن است و یک لحطه را نبایست از دست بدهیم و فوراً شوراهای خود را در هر قسمت کارخانه و کل کارخانه ؛ منطقه ؛ شهر ؛ استان و سراسری بر پا نماییم احقاق حقوق ما و کل مردم بجان آمده ایران تنها از طریق برقراری شوراها و تشکل های سراسری امکانپذیر است و لذا مسئله اصلی و محوری در جنبش نوین ایران در سر دو راهی قرار گرفته است : یا رهبری تاریخی در دست سرمایه داری ایران که در سودها و درآمدهای کلان در بازار سرمایه بین المللی و همدستی با حاکمیت های ارتجاعی در چپاول ؛ غارت و استثمار داخلی بکلی فاسد شده قرار خواهد گرفت و یا در دست طبقه کارگر با برنامه بازسازی اقتصادی – اجتماعی و سیاسی و با تعمیق آزادی و دموکراسی برای کل مردم ایران و برای فردائی بهتر ! جای می گیرد . دشمنان طبقه کارگر که هستی آنها مبتنی بر تداوم بهره کشی و استثمار طبقاتی است بیکار نبوده و تلاش برای غیر طبقاتی نمودن مبارزات و تجزیه کارگران بر اساس قومی ؛ مذهبی ؛ جنسی و سنی و دیگر مراتب داشته تا بتوانند استثمار و بهره کشی را تداوم دهند .
طرح خواسته ها و مطالبات سراسری کلیه کارگران جهت جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها و حمایت از پرداخت بموقع حقوق تمامی کارگران و نیز لغو قرادادهای کار موقت ؛ حق تشکل های سراسری کارگری و برسمیت شناخته شدن توسط کلیه نهادهای اجتماعی و سیاسی ؛ افزایش حقوق به تناسب تورم ؛ کار و مسکن برای آحاد جامعه ؛ آموزش و درمان رایگان ؛ رفع کلیه تبعیض های قومی ؛ جنسی ؛ مذهبی ؛ حضور کارگران به تناسب جمعیت خود در مجلس شورا و قانونگذاری ؛ آگاهی کارگران از قرادادهای خارجی و احتساب نظر کارگران در خصوص تصمیمات کلان که با کل جامعه مرتبط می شود از حقوق پایه ای و اساسی کارگران است ؛ چرا کارگران که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل داده و تمامی ثروت ها و نعمات جامعه را تولید می کنند از حقوق پایه ای فوق محروم هسند و قشر روحانی و سرمایه داران با جمعیت اندک خود تصمیم گیرنده کلیه ارکان مملکتی هستند ؟ گسترش آزادی ها ی اجتماعی ؛ دمکراسی برای تمامی مردم و رفع هر گونه تبعیض و اجحاف ؛ جدایی دین از دولت و خصوصی شدن امر دین ؛ می بایست جزو مطالبات کارگری قرار گیرد
تاریخ نسبت به مردم و طبقاتی که جسارت و شهامت تاریخی در اجرای وظایف خود نداشته و نتوانند آنرا محقق کنند توجه نخواهد کرد و تغییری در وضعیت و سرنوشت آنان ایجاد نشده و آینده آنان در سایه گذشته در تنگنا ؛ فقر و بی حقوقی روز افزون سپری خواهد شد و تنها با کوبیدن مهر ابطال بر گذشته اسارت بار و بزیر کشیدن کل طبقات ارتجاعی ؛ و شروع انقلاب اقتصادی – اجتماعی و انسانی ؛ می توانیم زندگی را در صبحدمی ؛ بشارت بار آغاز کنیم ؛ و لذا آینده جامعه ما یا اسارت و بربریت تحت نظام سرمایه داری و یا آزادی و دمکراسی و نابودی هر گونه تبعیض و تضاد طبقاتی در حکومت شورایی می باشد و این بستگی به تلاش طبقه کارگر در اجرای رسالت تاریخی خود داردکه اولین گام آن بر پایی شوراهای متحده کارگری است.
شوراهای کارگری آزادی ؛ دموکراسی و برابری جمهوری اجتماعی
اتحاد برای ایجاد شوراهای سراسری کارگران
شعارها : شعارهای طبقه کارگر می بایست از اهداف و برنامه های این طبقه منتج شود و لذا از کارگران اهل ذوق درخواست می شود که شعارهایی از نوع شعارهای زیر را طرح ؛ تا برای گسترش مبارزات و تشکل های کارگری برپرچم مبارزات خود بنشانیم
آزادی ؛ دموکراسی ؛ برابری -جمهوری شورایی
آزادی واقعی-حکومت شورایی-بدست زحمتکشان (بقیه شعارهای این اعلامیه بعلت کمبود فضا حذف شده اند—بسوی انقلاب)
از کارگران ؛ فعالین ؛ تشکل ها ی کارگری در راه بر پایی حکومت شورایی دعوت می شود که ضرورت بر قراری تشکل های شورایی سراسری را بگوش دیگر کارگران برسانند .
اعتصاب کارگران کارخانه نورد لوله صفا در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد
کارگران کارخانه نورد و لوله صفا در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهایشان دو روز متوالی دست از کار کشیده و به اعتراض علیه کارفرمایشان پرداختند.
کارگران کارخانه نورد و لوله صفا در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهایشان روز پنج شنبه گذشته در صدد اعتصاب بر آمدند که با وعده معاونت اداری مالی کارخانه مبنی بر پرداخت دستمزدهای معوقه کارگران در روزشنبه دهم بهمن ماه از اقدام خود منصرف شدند. اما روز شنبه از پرداخت حدود 5/2 ماه از دستمزد معوقه کارگران خبری نشد و به همین منوال تا روز دوشنبه 12 بهمن ماه کارفرما به وعده خود مبنی بر پرداخت دستمزد کارگران عمل نکرد.
به گزارش اتخادیه آزاد کارگران ایران، بدنبال این وضعیت کارگران از اولین ساعت کاری روز دوشنبه 12 بهمن ماه دست از کار کشیدند و تولید را در سالنهای مختلف خواباندند. در پی این اعتصاب از سوی کارگران بار دیگر معاونت اداری و مالی کارخانه حدود ساعت 11 صبح به کارگران اعلام کرد شب دستمزدهای آنان پرداخت خواهد شد و به این ترتیب کارگران به اعتصاب هشداری خود پایان دادند.
شب گذشته نیز کارفرمای نورد لوله صفا به وعده خود عمل نکرد و همین امر باعث شد کارگران این کارخانه از اولین ساعت اداری سه شنبه 13 بهمن ماه بار دیگر اعتصاب خود را از سر بگیرند. با شروع مجدد اعتصاب از سوی کارگران حوالی ظهر تعدادی از مسئولین کارخانه که از تهران آمده بودند در میان آنان حاضر شدند و اعلام کردند فردا 14 بهمن ماه دستمزدهای معوقه کارگران حتما پرداخت خواهد شد. کارگران نیز متقابلا اعلام نمودند چنانچه فردا نیز کارفرما به وعده خود عمل نکند بار دیگر و این بار بطور نامحدودی اعتصاب را از سر خواهند گرفت و تا دریافت دستمزدهای معوقه خود دست از اعتصاب نخواهند کشید.
بنا بر اظهارات کارگران کارخانه نورد لوله صفا، کارفرمای این کارخانه در حالی که از حدود دو ماه و نیم پیش تاکنون ریالی از دستمزد کارگران را پرداخت نکرده است اقدام به خرید کارخانه های موتوژن تبریز و کارخانه پمپ ایران سازنده دستگاههای تولید هوا کرده است.
لازم به یادآوری است کارخانه نورد لوله صفا در کیلومتر 9 اتوبان تهران ساوه قرار دارد و حدود 1300 کارگر در آن مشغول بکار هستند.
جمع و راهپیمایی کارگران معترض در اراک
ندای سبز آزادی : کارگران شرکت آونگان اراک صبح چهارشنبه سر کار خود حاضر نشدند و در اعتراض به اینکه شش ماه حقوق نگرفته اند، در خیابان های اصلی شهر اراک تجمع کرده و مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند.
یک خبرنگار خبرگزاری مهر که در محل حاضر بوده، تعداد کارگران معترض را ۴۰۰ نفر تخمین زده و نوشته که آنها خواستار رسیدگی مسئولان به وضعیتشان و برخورد قانونی با مالکان این شرکت بوده اند.
در اینترنت چند کلیپ ویدئویی هم منتشر شده که ظاهرا مربوط به اعتراض کارگری امروز اراک است. در یکی از این کلیپ ها کارگران معترض در حال راهپیمایی شعار می دهند «یا حجت ابن الحسن عسگری/ وقت ظهور است اگر بنگری» و در کلیپ دیگر صدای شعار «ننگ ما ننگ ما/صدا و سیمای ما» به گوش می رسد.
آنگونه که خبرنگار مهر گزارش کرده، همزمان با تجمع کارگران در خیابان های اراک، «یگان های نیروی انتظامی حضور موثر داشته» و ترافیک سنگینی هم در خیابان های منتهی به محل تجمع به وجود آمده بوده است.
کارگران کارخانه آونگان اراک شش ماه است که حقوق نگرفته اند و می گویند مسئولان استان مرکزی هنوز کاری برای رفع مشکلات آنها نکرده اند و هیچیک از تعهداتشان جرا نشده است.
این در حالی است که فرماندار اراک می گوید حل مشکلات شرکت آونگان از اختیار استان مرکزی خارج است. این مقام مسوول مدیران این شرکت را به ناتوانی در اداره آن متهم کرده.
یک کارگر معترض به خبرنگار مهر گفته است که کارگران می خواهند مطالبات قانونی‏شان را از مسیر قانونی پیگیری کنند ولی فشارهای شدید ناشی از شش ماه کار بدون حقوق دیگر برایشان قابل تحمل نیست.
حكايت كليه فروشي‌كارگراخراجي ايران‌خودرو ديزل
فريادرسي هست؟
ايلنا: يازدهم ارديبهشت‌ماه سال 1386 و روزكارگربود.كارگران در مجموعه ورزشي شيرودي تهران‌گرد آمدند و خواسته‌هاي خود را مطرح ‌كردند. يكي از اين كارگران سيدجواد موسوي عضو شوراي اسلامي‌كار ايران‌خودروديزل بود.
به‌گزارش خبرنگار ايلنا، موسوي دراين‌گردهمايي با رعايت مصالح ملي نظام، خواستار توجه مسوولان و دولتمردان به قشر كارگر شدو از كارگران هم خواست كه با اتحاد پيگيرمنافع صنفي خودباشند.
اما بعد از اين مراسم و زماني‌كه موسوي به شركت ايران‌خودرو ديزل بازگشت مديريت شركت به بهانه‌هاي واهي او را تحويل مقام‌هاي انتظامي داد و بهانه ايشان هم صحبت‌هاي او در روز جهاني كارگر بود، صحبت‌هايي كه از سردلسوزي و درد و با رعايت موازين نظام انجام شد.
موسوي از كارگران قراردادي شركت بود و پايان قراردادش هم 14 خردادماه بود و تازه يكسال هم از زمان حكم وزارت كار مبني بر عضويت در شوراي اسلامي كار ايران‌خودرو ديزل باقي بود اما مديريت شركت قرارداد او را كه 10 سال سابقه كارهم در اين واحد صنفي داشت را تمديد نكرد و اين آغازي دردناك براي اين كارگر و عضو شوراي اسلامي كار بود.
البته موسوي به وزارت كار هم مراجعه كرد اما چيزي دستش را نگرفت و بالاخره تسويه‌حساب او صادر و حكم اخراجش تحويل شد.
موسوي 45 ساله اين روزها حتي به دنبال فروش كليه‌اش است زيرا هرجا كه مراجعه مي‌كند به دليل سن او كاري به وي نمي‌دهند.
اما موسوي مي‌گويد: آيا اين عدالت است؟ آيا صحبت صنفي كردن جرم است؟ آيا كسي نيست به فرياد من برسد؟ من دو فرزند دارم و روزگار برايم سخت شده است.
او مي‌افزايد: تنها خواسته‌ام كار است. هرجا كه مي‌خواهيد كاري به من بدهيد تا شرمنده خانواده‌ام نباشم. آيا بايد بگويم كه زنم مي‌خواهد طلاق بگيردكه البته مي‌خواهد اين كار را بكند تا شما كاري به من بدهيد.
وي مي‌گويد: ازرييس‌جمهور عدالت‌محور، از وزير صنايع، از وزير كار و از هر كسي كه مي‌تواندكاري به من بدهد و به وضعيت بغرنج من پايان بخشد طلب كمك دارم.
كارگران كيان تاير دوباره تجمع كردند
به دنبال تجمع دوباره جمعي از كارگران كيان تاير كه پيش از ظهر امروز در محل اين كارخانه برگزار شد، مسوولان اسلامشهر به منظور متقاعد كردن كارگران به اين كارخانه رفتند و با تجمع كنندگان گفتگو كردند.
ايلنا: به دنبال تجمع دوباره جمعي از كارگران كيان تاير كه پيش از ظهر امروز در محل اين كارخانه برگزار شد، مسوولان اسلامشهر به منظور متقاعد كردن كارگران به اين كارخانه رفتند و با تجمع كنندگان گفتگو كردند.
كارگران كيان تاير در گفتگو با خبرنگار ايلنا‏، اعلام كردند كه به دليل محقق نشدن وعده‌هاي داده شده صبح امروز براي مدتي در محوطه كارخانه تجمع كرده و آتش روشن كردند.
به گفته كارگران پس آنكه فرماندار اسلامشهر به منظور گفتگو با كارگران در محل كارخانه اي حاضر شد؛ كارگران به تجمع خود پايان دادند تا در سالن غذاخوري با فرماندار اسلامشهر به گفتگو و مذاكره بپردازند.
بابك زنده جاه مدير روابط‌عمومي كارخانه كيان تاير در رابطه با تجمع امروز به ايلنا گفت: دليل اين تجمع تاخير در پرداخت مطالبات گذشته كارگران بوده است.
وي بابيان اينكه مطالبات مورد بحث به مدير خلع يد شده است كارخانه مربوط مي‌شود؛ گفت: هرچند مديريت موقت دولتي پرداخت اين مطالبات را به عهده دارد اما به دليل مشكلاتي كه در تامين منابع وجود دارد پرداخت مطالبات و تامين مواد خام دچار تاخيراست.
زنده‌جا گفت: به دنبال ناتواني مدير قبلي، دولت از دي ماه سال گذشته اداره موقت كارخانه را به هيات نظارت بر صنايع واگذار كرده است.
درهفته‌هاي گذشته نيز كارگران لاستيك ابرز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود علاوه بر برگزاري تجمعي مشابه به وزارت صنايع و معادن نيز مراجعه كرده بودند.
همان زمان گفته شد كه به دنبال مراجعه كارگران به وزارت صنايع، گروهي 9 نفره از كارگران لاستيك البرزتوسط كارفرما اخراج شدند.
پس از انتشار اين خبر، روابط عمومی شرکت کیان تایر با انتشار جوابيه اي به نقل از كارگران هرگونه اخراج كارگران كيان تاير را تكذيب كرد.
تعویق دستمزدها و ادامه مبارزات کارگران لاستیک البرز
مبارزات کارگران لاستیک البرز برای گرفتن دستمزدهای معوقه خویش همچنان ادامه دارد. سرمایه داران و دولت سرمایه همچنان به مصادره دستمزدهای کارگران ادامه می دهند و در طول این مدت تمامی اشکال اعتراض آنان را بی جواب گذاشته اند. کارگران بر فشار مبارزات خویش افزوده اند. آنان موفق شده اند که 9 نفر از همزنجیران اخراجی خویش را به سر کار باز گردانند. اما از پرداخت حقوق های معوقه چند ماهه هنوز هیچ خبری نیست. چند صد کارگر لاستیک البرز در ادامه مبارزات خویش در صبح روز یکشنبه 11 بهمن ماه، بار دیگر برای ساعاتی چرخ تولید را از کار انداختند، همه آن ها در محوطه داخلی حیاط کارخانه اجتماع کردند و با افروختن آتش علیه شدت توحش سرمایه و علیه وضعیت رقت بار زندگی خویش دست به تظاهرات اعتراضی زدند. بر اساس اخبار، ساعاتی پس از شروع تظاهرات کارگران، فرماندار سرمایه در اسلامشهر وارد کارخانه شد تا مطابق معمول برای متقاعد کردن توده های کارگر به پایان اعتصاب و شروع مجدد کار تلاش کند. فرماندار چنان که سیره و سنت و رسم عمال دولتی سرمایه است بازهم به جای پرداخت حقوق ها، دنیایی از وعده و وعید را به کارگران تحویل داد، وعده و وعیدهایی که چند صد کارگر لاستیک البرز به دروغ بودن آن یقین دارند اما صرف آگاهی آنان به بی پایگی و واهی بودن این نوع حرف ها یا ترفندها با کمال تأسف هیچ کمکی به استحکام سنگر پیکار و تشدید مقاومت آنان نکرده است و نمی تواند هم بکند.
کارگران کارخانه لاستیک البرز دست به اعتصاب زدند
امروز چهارشنبه نهم دیماه، کارگران کارخانه لاستیک البرز دست از کار کشیدند. این کارگران از ساعت 10 صبح در مقابل ساختمان مدیریت کارخانه دست به اعتصاب زده و خواهان دریافت 5 ماه حقوق خود که از سال گذشته معوق مانده است، شدند. هفته پیش نمایندگان این کارگران به دفتر مدیریت کارخانه مراجعه نموده و خواهان گفتگو در مورد حقوق معوقه خود ونیز تعویق در دریافت دستمزد ماهانه خود شدند، اما مدیریت با بهانه این که این کارگران نماینده کارگران کارخانه نیستند و بایستی انتخابات شورای کارخانه تجدید شود از پذیرفتن نمایندگان کارگران خودداری کرد. این در حالی است که این نمایندگان جزو 27 نماینده منتخب مجمع عمومی سال گذشته کارگران می باشند. با وجود گذشت 9 روز از ماه دی، این کارگران هنوز موفق به دریافت حقوق ماه گذشته خود نیز نشده و هم چنین 5 ماه است که لیست بیمه این کارگران به تامین اجتماعی ارسال نشده است و دفترچه های درمانی آنان نیز تمدید نمی شود. مدیریت کارخانه هفته گذشته به جای پاسخ گویی به کارگران با اداره اطلاعات تماس گرفته و گفته بود که نمایندگان کارگران کارخانه لاستیک البرز قصد دارند کارگران را تحریک به ایجاد اغتشاش نمایند. کارگران نیز در واکنش به عدم پاسخ گویی مدیریت و در مقابل این اقدام فریب کارانه دست از کار کشیدند و هم اکنون در مقابل مدیریت کارخانه و در داخل کارخانه دست به تجمع زده اند
دراعتراض به انحلال شركت؛ كارگران نساجي بافته‌هاي كرمان جاده را بستند
مسئولان بنا دارند 14 هزار هكتار زمين كارخانه را به صورت آزاد در معرض فروش بگذارند/ راس ساعت 16 غلام‌رضايي، معاون سياسي فرمانداري كرمان با حضور در جمع كارگران خواستار متفرق شدن كارگران شد.
ايلنا: 180 نفر از كارگران نساجي بافته‌ها از ساعت 30/2 تا 4 بعداز ظهر امروز(يكشنبه) اقدام به بستن جاده کردند. كارگران نساجي بافته‌هاي كرمان علت تجمع و بستن جاده را انحلال شركت توسط سهامداران اعلام کردند.
يكي از كارگران به خبرنگار ايلنا گفت: چندي پيش عده‌اي از مديران در هيات تشخيص تصميم به انحلال شركت و انتقال دستگاه‌ها به شهرستان قزوين گرفتند كه در اعتراض به اين امر ما ظهر امروز اقدام به بستن جاده کرديم.
وي گفت: مديران در پايان 30 دي تصميم به اخراج 18 نفر ديگر از نيروها گرفتند. طبق گفته خود مسئولان قرار است 35 نفر ديگر در پايان بهمن‌ماه و بقيه در آخر سال تسويه حساب شوند.
وي گفت: مسئولان بنا دارند 14 هزار هكتار زمين كارخانه را به صورت آزاد در معرض فروش بگذارند.
او گفت: قبلا 550 نفر در شركت مشغول به كار بودند كه مسئواين به عناوين مختلف اقدام به اخراج كارگران کرده و در حال حاضر اين تعداد 180 نفر هستند.
يكي ديگر از كارگران گفت: در سال‌هاي 81 و 82 مديران اعلام کردند دستگاه‌هاي اين شركت مستهلك و قابل استفاده نیست كه در اين خصوص گويا همين دستگاه‌ها به استان گلستان و تبريز انتقال و درحال حاضر فعال هستند.
يكي ديگر از كارگران گفت: درخصوص طرح طبقه‌بندي مشاغل مدت 5 سال به سازمان كاركرمان مراجعه کرديم كه متاسفانه مسئولين تاكنون اقدامي به عمل نياوردند.
گفتني است راس ساعت 16غلام‌رضايي، معاون سياسي فرمانداري كرمان با حضور در جمع كارگران خواستار متفرق شدن كارگران شد و به آنان قول مساعد داد روز سه‌شنبه جلسه‌اي با حضور اعضاي كميسيون و جديدساز مسئول شركت در محل استانداري كرمان برگزار شود.
کارگران ایران خودرو یاد کارگران جان باخته شهر بابک راگرامی می دارند
دوستان و همکاران گرامی
روزچهارم بهمن سالروز جان باختن عده ای از کارگران بی گناه معدن خاتون آباد شهربابک است
.دردی ماه سال 1382 عده ای از کارگران معدن خاتون آباد شهربابک در استان کرمان خواهان استخدام و امنیت شغلی بودند که خواست بر حق این کارگران مورد پذیرش مدیریت قرار نگرفت عدم پذیرش خواست کارگران از طرف مدیریت موجب گسترش این اعتراض و شرکت وسیع اعضای خانواده های کارگری شده و تحصن گسترده ای در خود معدن سازمان داده شد.این تحصن توسط نیروهای انتظامی محاصره و در درگیری کارگران با ماموران نظامی تعدادی از کارگران در محل تحصن زخمی و دستگیر شدند پخش خبر دستگیری و محاصره و ضرب و شتم کارگران در شهر بابک که محل زندگی بسیاری از کارگران معدن خاتون آباد بود موجب اعتراض وسیعی در این شهر شد .تظاهرات گسترده مردم شهر بابک در چهارم بهمن سال 1382 از زمین و هوا مورد یورش نیروهای نظامی قرار گرفته و چند تن از کارگران کشته وچند ین نفراز آنان زخمی و تعداد بیشماری دستگیر شدند.
در روزهای پس از این حادثه تاسف آور اعتراضات گسترده ای در شهر بابک و خارج از کشور توسط نهادهای بین المللی انجام شد مقامات و مسئولین دولتی در هراس از این اعتراضات از خود سلب مسئوایت کرده و تقصیر را به گردن نهادهای دیگر انداختند و تا کنون نیز هیچ فردی و یا ارگانی بخاطر حمله به کارگران و کشتن آنان مجازات نشده است.
دوستان و همکاران گرامی
کارگران معدن خاتون آباد با خواست بر حق و ابتدایی کار مورد یورش قرار گرفته و به خاک وخون کشیده شدند.
خواست انان مگر غیر از امنیت شغلی چیزی دیگری بود کارگران کار می خواستند .ولی جواب انها گلوله و مرگ بود یکی از دست آوردهای دولت حامی سرمایه داران ایجاد قانونهای ضدکارگری ودر راس آن قانون ضد بشری و غیر انسانی قانون قراردادهای موقت و شرکتهای پیمانی می باشد که تمام امنیت شغلی را از کارگران سلب کرده است .حمله نیروهای مسلح به کارگران شهر بابک دفاع از این قانون و دفاع از منافع سرمایه داران بود . سرکوب وکشتار کارگران شهر بابک تداوم این قانون بود و تا امروز نیز همچنان قربانی می گیرد حمله به کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی و دستگیری صدها کارگر و بیکاری سازی کارگران آن حمله به کارگران بیگناه کارخانه فرش البرز شهر بابلسر حمله به کارگران نساجی پرریس شهر سنندج دستگیری و اخراج دهها نفر از همکاران خودما و هزاران نمونه دیگر مگر غیر از نشان حمله آگاهانه به کارگران شهر بابک می باشد.و تا زمانی که امنیت شغلی کارگران تهدید می شود امنیت جانی آنان نیزدر امان نخواهد بود و تازمانی قانون های ضد کارگری پابرجا است کارگران روی امنیت شغلی و آسایش و رفاه را نخواهند دید.
کارگران ایران خودرو در سالگرد این فاجعه ضمن همدردی مجدد با بازماندگان و اعضای خانواده جان باخته گان و همکاران آنان خواستار پیگیری این پرونده و محاکمه عاملان این چنایت و محاکمه تمام کسانی هستند که با ایجاد قانون قراردادهای موقت امنیت شغلی و جانی را از ما کارگران سلب کرده اند . ما کارگران ایران خودرو خواهان لغو تمام قراردادهای موقت و انحلال تمام شرکتهای پیمانکاری هستیم .تنها الام تسکین درد کارگران ایجاد امنیت شغلی و نابودی قانون های سرمایه دارای است.
دوستان و همکاران گرامی
.چهارم بهمن تنها یک روز برای همدردی با کارگران شهر بابک نیست چهارم بهمن یورش به کارگران برای استثمار بیشتر و بهره کشی بیشتر از آنان می باشد. چهارم بهمن دفاع کارگران از منافع و از امنیت شغلی خودشان بود چهارم بهمن و روزهای دیگر همچون روز چهارم دی ماه روز اعتصاب کارگران شرکت واحد روز 17 اسفند روز اعتصاب شکوهمند کارگران ایران خودرو روز دهم تیر ماه روز اعتصاب کارگران شرکت ایران خودرور دیزل و هزاران روز دیگر نشان داده است هر وقت منافع کارگران به خطر افتاده است آنان تا پای جان از منافع خود دفاع خواهند کرد چهارم بهمن یک برگ زرینی در تاریخ جنبش کارگری بوده و اینک وظیفه ماست که با گرامی داشت این روز پرچم این جنبش را همچنان زنده نگه داریم برای همین مناسبت روز یکشنبه چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت ده صبح در سالنهای غذا خوری دور هم می نشینیم وبا یاد آوری این روز یاد کارگران جان باخته شهر بابک وتمام جانباختگان راه آزادی را گرامی بداریم
زنده باد یاد تمام جانباختگان راه آزادی طبقه کارگر
جمعی از کارگران شرکت ایران خودرو
چهارم بهمن ۱۳۸۸
درگیری درمحل برگزاری انتخابات کانون بازنشستگان کارگران ایران خودرو
وزارت کشور از انتخاب نمایندگان کارگران بازنشسته ایران خودرو جلوگیری کرد
کانون بازنشستکان کارگران ایران خودرو در آستانه انحلال قرار گرفت
روزیکشنبه چهارم بهمن ماه۸۸ صدها کارگربازنشسته ایران خودرو با وجود کهولت سن برای دومین بار از راههای دور از شهرستانها به محل برگزاری انتخاب نمایندگان کانون بازنشستگان خود در سالن ساپکو گرد هم آمده بودند تا نشان بدهند برای کارگران تشکل با همه مشکلات ونارسائی ها چقدر اهمیت دارد.
کارگران بازنشسته که سالها از ایجاد هر گونه تشکل در داخل شرکت ودر حین کار محروم بودند ولی بعد از بازنشسته شدن چاره حضور وزنده بودن خودرا وبرای حل مشکلات ودور هم جمع شدن را داشتن تشکل دیده بودند وبرای همین چند سال پیش تشکل کانون بازنشسته را تشکیل داده و حتی آن را در وزارت کشور به ثبت رسانده بودند وکانون را به یکی از کانون های فعال در عرصه مبارزاتی ساختند.
کارگران بازنشسته با کوله باری از تجربه بر خلاف کارگران شاغل ایران خودرو همچنان برای فعالیت کانون خود پافشاری می کنند
در حالیکه انتخابات ۲۰دی ماه به علت مشکلات زیاد ودرگیری برگزار نشد.
این بار همه آمده بودند تا اجازه ندهند کانون بازنشستگان منحل شود.
در حضور پرشور کارگران نمایندگان یکی روی سن رفتند وخودرا بار دیگر به همکاران خود معروفی کردند.ومنتظر ماندند تا نمایندگان وزارت کشور تشریف بیاورند.
حدود ساعت ۱۲ ظهر سروکله نمایندگان وزارت کشور در میات اعتراض کارگران وارد سالن شدند.
وبعد از کلی قصه بافی با کمال وقاحت اعلام کردند این انتخابات مورد تائید وزارت کشور وکمسیون ماده ۱۰ نمی باشد.
وقتی که همه کاندیدهها روی سن بودند از آنها خواستند سالن را ترک کنند.ولی این کار نمایندگان وزارت کشور با اعتراض کارگران مواجه شد وکارگران اعلام کردند ما سالن را ترک نخواهیم کرد ما برای انتخابات آمده ایم وباید نمایندگان خودر انتخاب کنیم.
نمایند وزارت کار وقتی که با اعتراض یکپارچه کارگران مواجه شد اعلام کرد شما رای بدهید ما انتخابات را باطل اعلام می کنیم.
وبا آوردن بهانه های مختلف وتهدید کارگران در میان فریاد کارگران که می گفتند این یک توهین آشکار به کارگران است سالن را ترک کرد.
وبدین ترتیب نماینده وزارت کشور شقاقی از انتخاب نمایندگان کارگران ایران خودرو جلوگیری به عمل آورد وعملا انتخابات به هم خورد.
خودروکار
اخباری از کارخانه های استان گیلان
کارگران ایران کنف 27 ماه حقوق معوقه طلبکارند !!
کارخانه ایران کنف در کیلومتر 5 جاده رشت – تهران حد فاصل جاده رشت – سنگر قراردارد.
این کارخانه به دنبال بحران ناشی از بارش برف سنگین در بهمن سال 1383 تعطیل شد.
هنگام این بحران کارخانه دارای 250 کارگر فعال شاغل بود که پس از این واقع به مرور بازنشسته شده و مفاصا حساب بازنشستگی آن ها از طریق فروش دستگاه ها و ماشین آلات کارخانه و با حکم دادگاه انجام گرفت.
این کارخانه متعلق به بخش خصوصی و تولید کننده گونی های نخی از جنس کنف بود.
کارفرمای کارخانه فردی به نام عطااله صدر رفیع است که 98 % مالکیت کارخانه متعلق به او می باشد.
این سرمایه دار درضمن استاد دانشگاه های آزاد در رشت است و هم اکنون مشغول تدریس است.
در گذشته، صدر رفیع مدتی مدیریت کارخانه فرش گیلان را به عهده داشت.
در حال حاضر 70 کارگر بلا تکلیف این کارخانه بین کارفرما ، اداره کار، استانداری و سایر مراجع دولت اسلامی سرمایه داری پاس کاری می شوند.
از این 70 کارگر ، 4 نفر زن و بقیه مرد هستند و در حدود 27 ماه حقوق و دستمزد از نیمه سال 86 طلب کار هستند،از برج 7 سال 86 تا کنون.
لازم به ذکر است که پس از بحران برف کارگران به اداره ی کار معرفی و حدود 30 ماه بیمه بیکاری دریافت کردند و پس از 3 سال بازگشت به کار شدند.
حاصل این بازگشت به کار برای کارگران ، 27 ماه نگرفتن حقوق و عدم تمدید دفترچه های بیمه به مدت 20 ماه است که تنها در امسال 3 ماه حق بیمه کارگران توسط کارفرما پرداخت شد.
کارخانه دارای 28 هکتار زمین است که 2 هکتار از زمین کارخانه را برای فروش و پرداخت مطالبات کارگران قرار گرفت و پس از آمدن خریدار کارگران متوجه شدند که این 2 هکتار در رهن بانک صنعت و معدن در ازای دریافت وام یک میلیاردو 400 میلیون تومانی از جانب کارفرما – صدر رفیع – قرار گرفته است.
صدر رفیع مدتی یکی از انبارهای کارخانه را کاشی کاری کرده و به بهانه تغییر ساختار و ایجاد صنایع شیر توانست این وام کلان را بگیرد.
کارگران دارای 3 نماینده هستند که کارها و دعواهای حقوقی کارگران و مراجعه به مراجع دولتی را به عهده دارند.
کارگران تا کنون بارها دست به تجمع در داخل و خارج کارخانه و یا در مقابل استانداری در رشت و اداره کار زده اند و نتیجه ای جز وعده های سرخرمن استاندار و دیگران نشنیده اند.
گفتنی است که کارگران حکم بازداشت کارفرما صدر رفیع را در دست دارند ولی به علت نفوذ این سرمایه دار در نهاد های قانون سرمایه داری ،حتی مسئول دستگیری وی از “اطلاعات ” حاضر به دستگیری او نیست.
و کارگران هنوز به اقدام های قانونی متوسل می شوند تا شاید نتیجه ای بگیرند!!!
از کارخانه نساجی پارس ایران چه خبر؟
12 کارگر باقی مانده در کارخانه نساجی پارس ایران هر یک از 3 الی 5 میلیون تومان حقوق و دستمزد ماهیانه طلبکار هستند – و کارفرما – جواد افراشته ضد کارگر – هر از گاهی با پرداخت مبلغ ناچیزی وعده پرداخت دستمزد معوقه را به آینده موکول می کند .
در مورد کارگران بازنشسته که 57 نفر هستند و قرار بود جواد افراشته بقیه مفاصا حساب بازنشستگی آن ها را که هر یک از 2 تا 4 میلیون تومان طلبکارند بپردازد ، هنوز خبری نیست که نیست. لازم به ذکر است که جواد افراشته و فرزند وی محسن و خانواده وی سهامداران کارخانه هستند و وی بارها جهت تسویه حساب با کارگران از بانک های مختلف وام های میلیاردی دریافت کرده و مبلغ ناچیزی به کارگران پرداخت و بقیه آن را در حوزه های دیگر سرمایه گذاری کرده است .
ایران پوپلین : اکثریت کارگران منتظر بازنشستگی
کارخانه نساجی ایران پوپلین در کیلومتر 7 جاده رشت تهران واقع است .
این کارخانه در حال حاضر دارای 250 کارگر بوده که از این تعداد کارگر در حدود 50 نفر قراردادی هستند و بقیه کارگران استخدامی و بالای 20 سال سابقه کار دارند .
طبق مصوبه اخیر مجلس که کارگران بالای 20 سال سابقه با در نظر گرفتن شرایط سختی کار می توانند بازنشست شوند اکثریت این کارگران منتظر اجرایی شدن این حکم هستند تا اقدام به باز نشستگی کنند.
در سال گذشته در زمستان به علت سیاست های ضدکارگری مدیر کارخانه وی مورد ضرب و شتم کارگران واقع شد، زیرا تصمیم به تعدیل شیفت های کار و کم کردن اضافه کاری گرفته بود که در نهایت مدیریت کارخانه موفق شد و در این راستا تعدادی از کارگران قراردادی را در انتهای سال اخراج کرد .
یاقوت سرخ: شرکت خدماتی وابسته به بخش خصوصی
این شرکت خدماتی واسطه به کارگیری کارگران زحمتکش رفتگر در سطح شهر رشت و شهرداری است. در این شرکت در حدود 600 کارگر نظافت چی و تعدادی کارگر راننده جهت حمل و نقل کار می کنند.
شهر رشت به سه منطقه تقسیم و در هر منطقه از 170 الی 250 کارگر مشغول به کار هستند .
کلیه کارگران تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی و بیمه البرز هستند – کارگران ” نماینده” یا ” شورای کارگری ” ندارند. در بین کارگران تعدادی دیپلمه قرار دارند. دستمزد آن ها از 270 هزار تومان الی 400 هزار تومان است . شیفت کاری کارگران یکسره از 5 صبح تا 10 شب است . فقط وقت صبحانه و یا نهار به صورت موقت تعطیل می شوند .
کارخانه نساجی پوشش
این کارخانه در کیلومتر 2 جاده رشت – انزلی واقع است .
کارخانه نساجی پوشش که بعد از ریزش برف سنگین سال 83 مانند بسیاری از کارخانه های دیگر استان
گیلان – نساجی پارس ایران، فرش گیلان، کنف کار، خاور، فومنات و … – دچار بحران شد، کارگرانش یا به اداره کار جهت دریافت بیمه بیکاری معرفی شدند یا به مرور بازنشسته شدند .
کارگران قراردادی هم اخراج گردیدند – البته در طول این مدت کارگران پوشش همان طور که در خبرهای کارگری آمده است دست به اعتراض زدند .
بارها جاده رشت – انزلی را مسدود کردند و یا در مقابل استانداری دست به تجمع زدند که یا توسط نیروهای انتظامی و افراد سازمان اطلاعات نظام سرمایه داری سرکوب شده و یا با وعده های سرخرمن حضرات نماینده سرمایه داری در استانداری سرگردان شدند . در طول این مدت نیز فردی به نام قرائتی – پسر عموی قرائتی معروف که در تلویزیون قرآن تدریس می کند – که عنصری ضدکارگر و عمله سرمایه است بخش های زیادی از آهن آلات و ماشین های کارخانه را به عنوان ضایعاتی خارج کرد و ثروت هنگفتی در این میان به جیب زد .
هم اکنون کارخانه در اختیار شرکت آتیه دماوند قرار دارد .
و تصمیم گرفته شد که 10 هکتار از 22 هکتار زمین کارخانه را به ساختن سالن های تولید اختصاص دهند و کارخانه را مجددا” فعال کنند .
برای راه اندازی کارخانه قرار است ماشین آلات کارخانه ورشکسته فومنات را به پوشش انتقال دهند. لازم به یادآوری است که کارخانه ورشکسته فومنات در سال 86 دارای 315 دستگاه های مختلف مانند 74 دستگاه چهار ماکو ، 60 دستگاه پارچه بافی و 1 دستگاه چاپ و دستگاه های دیگر بود که در سال 74 قیمت آن ها 4 میلیارد تومان برآورد شده بود .
آتیه دماوند در سال های 81 الی 83 کارخانه فومنات را تحت پوشش داشت سپس آن را به بانک صنایع و معادن تحویل داد .
حالا مشخص نیست خرید مجدد دستگاه های کارخانه فومنات توسط بنگاه اقتصادی آتیه دماوند چگونه انجام می گیرد ؟
لازم به ذکر است که فردی به نام ” درزی ” که قبلا” معاون فرماندار رشت بود هم اکنون بازنشسته شده و تصمیم به گرفتن وام و راه اندازی کارخانه را دارد .
درزی همان چهره ضدکارگری است که مانع از برگزاری مراسم اول ماه 87 در رشت گردید و خود عده ای از مزدوران انجمن های اسلامی کارخانجات وکارمندان داره کار را در سالن اداره کار در مرکز فنی و حرفه ای شماره 2 رشت جمع کرد و نمایش مسخره ای به نام برگزاری جشن روز کارگر به راه انداخت. تعداد کارگران در شرایط فعلی 160 نفر می باشند که در حدود 20 نفر از آن ها به نگهبانی کارخانه مشغولند. کارگران با یک ماه تاخیر حقوق خود را دریافت می کنند .
گروهی از فعالان ضدسرمایه داری گیلان
دی ماه 1388
پایان اعتصاب کارگران ذوب آهن اصفهان
روز سه شنبه 29 دی ماه در حالی که اعتصاب رانندگان کامیون شرکت احیاگستران اسپادان ذوب آهن اصفهان وارد چهارمین روز خود شده بود آقایان وکیلی مدیر حراست میرلوحی رییس انتظامات و کریمی از دیسپاچرکل ذوب آهن به میان رانندگان آمدند و قول دادند که حقوق آبان در چهارشنبه و حقوق آذرماه در شنبه هفته آینده پرداخت شود. در مورد تبدیل وضعیت قرارداد رانندگان به قرارداد مستقیم با ذوب آهن نیز قول پیگیری داده شد.
به گزارش شورای کارگران ذوب آهن، بعد از صحبت این مسئولان رانندگان از شیفت عصرکاری سه شنبه کار خود را از سر گرفتند و در صبح چهارشنبه حقوق هر دوماه پرداخت گردید.
در تحولی دیگر در روز سه شنبه رانندگان لیفتراک و لودر شرکت رسول ماشین در قسمت موسوم به 600 ذوب آهن برای چندین ساعت دست به اعتصاب زدند که با حضور مسئولان شرکت وقول پرداخت حقوق آبان ماه تا آخر همین هفته رانندگان بر سر کار باز گشتند.
تشدید فضای خفقان و بگیر و ببند و اخراج در ایران خودرو
شرکت ایران خودرو فشار همیشگی خود علیه هر جنب و جوش اعتراضی کارگران را بسیار بیش از پیش شدت بخشیده است. مدیران و عوامل دولتی سرمایه سخت در هراسند که توده عظیم کارگران عاصی نیز روی به خیابان آورند و خواسته های خود را از دولت سرمایه داری در خیابان مطالبه کنند. این وحشت سرمایه داران فزون تر می شود زمانی که آنان نارضایی و خشم کارگران را زیر فشار وخامت روزافزون وضعیت معیشتی مشاهده می کنند. عوامل دولتی سرمایه در کارخانه ایران خودرو با توجه به همین مسائل چهارچشمی چند ده هزار کارگر شرکت را زیر ذره بین کنترل قرار داده اند و تازیانه های تهدید را از همه سو در بالای سر آنان به چرخش درآورده اند. قبل از هر چیز جمعیتی از کارگران دارای پیشینه بیش از 25 سال کار را به بهانه بازنشستگی پیش از موعد به خانه فرستاده اند. هدف آنان از این کار این است که تا حد ممکن از خطر کارگران دارای تجارب مبارزاتی بیشتر و تأثیرگذاری آن ها بر روی همزنجیران جوان خویش در امان مانند. عوامل سرمایه همراه با اقدام بالا دست به تشکیل یک گروه مافیایی ویژه برای کنترل همه جانبه کارگران و مهار هر نوع تحرک سیاسی آن ها در رابطه با موج اعتراضات جاری خیابانی شده اند. افراد این باند پلیسی سرکوبگر کارشان این است که هر روز عده ای از کارگران را احضار می کنند، آنان را مورد تهدید و ارعاب قرار می دهند، برای آنان پاپوش درست می کنند و سپس مجبورشان می سازند تا به شرکت خویش در خیزش ها و جنگ و ستیزهای خیابانی اعتراف کنند. باند مافیای پلیسی سرکوبگر سرمایه به دنبال این تهدیدات و وحشت آفرینی ها و پرونده سازی ها به کارگران اخطار می کند که مدارک اخراج آن ها تکمیل است و اگر روزی روزگاری دست از پا خطا کنند حتماً اخراج خواهند شد. گزارش ها حاکی است که ایجاد چنین فضای رعب انگیزی فقط خاص کارخانه ایران خودرو نیست. مشابه این وضع در بسیاری از مراکز دیگر کار و تولید نیز کم و بیش دیده می شود.
28 دی 88
كراواتي‌ها مي‌خواهند شركت ساسان را تعطيل كنند
يك ماه‌است كه خط توليد شركت تعطيل شده‌ و كارخانه تبديل به مركزي براي پخش توليدات كارخانه‌هاي نوشابه‌سازي شيراز و مشهد شده است/ما پول نمي‌خواهيم، كار مي‌خواهيم.
ايلنا: صبح روز يكشنبه حدود 400 نفر از كارگران شركت نوشابه‌سازي ساسان در اعتراض به فشار مديريت براي اخراج خود در محوطه داخلي اين كارخانه دست به تجمع زدند و اظهار داشتند اگر به مشكلشان رسيدگي نشود مقابل رياست‌جمهوري خواهند رفت و صداي خود را به گوش مسوولان خواهند رساند.
به گزارش‌خبرنگارايلنا، اين كارگران با بيان اينكه ساسان حدود 1200 كارگر دارد،افزودند: مديران اين شركت كه همگي كراباتي هستند مي‌خواهند ما را خانه به دوش كنند و چشم طمع به زمين اين كارخانه دارند و مي‌خواهند كارخانه را تعطيل كنند.
آنها تصريح كردند: سابقه كاري ما از 5 سال تا 20 سال است و همه ما قراردادي هستيم.
اين كارگران با بيان اينكه از ابتداي سال 88 تاكنون حدود 300 نفر از كارگران ساسان اخراج شده‌اند، افزود: يك ماه‌است كه خط توليد شركت تعطيل شده است و كارخانه تبديل به مركزي براي پخش توليدات كارخانه‌هاي نوشابه‌سازي شيراز و مشهد شده است.
كارگران ساسان اظهار داشت: مديريت مي‌گويد اگر تا 29 ماه جاري تسويه‌حساب كنيم 2 ماه سنوات مي‌دهند اما اگر اين كاررا نكنيم يك ماه سنوات مي‌دهد اما ما پول نمي‌خواهيم،كار مي‌خواهيم.
آنان با بيان اينكه پيش از اين قراردادهاي كاري ا‌شان 3، 6 و 12 ماهه بود گفتند: در حال حاضر مدت قرارداد ما 10 روزه شده است.
آنان با اشاره به عدم پرداخت حق بيمه كارگران، گفتند: حقوق ما فعلاَ پرداخت مي‌شود اما يك سال است كه كالا به كارگران داده نمي‌شود.
پيگيري‌هاي خبرنگار ايلنا براي توضيح مديريت شركت ساسان پيرامون اظهارات كارگران بي‌نتيجه ماند و نگهباني شركت مانع ورود خبرنگار ما به قسمت مديريت شد.

  • Share/Bookmark


در ۲۲ بهمن به مبارزات انقلابی بپیوندیم

بدست Editor • ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: سرمقاله

سی و یکسال پیش در چنین دورانی، پس از چهار سال مبارزه، روند انقلابی مبارزات توده ها به اوج خود می رسید. این مبارزات با وقوع بیکاری در اثر بحران اقتصاد سرمایه داری از حلبی آبادها آغاز گشته بود. به جرأت می توان گفت که با حمله کارگران ستم کشیده ی شمیران نو به کلانتری و شهرداری منطقه و آتش زدن آنها در شهریور سال ۱۳۵۳، دوران رکود و اختناق سیاسی به پایان رسید و روند انقلابی مبارزات توده ای آغاز گشت. مبارزات مردم حلبی آبادها برای حق مسکن با اعتصابات کارگران شاغل برای مزدهای بالاتر همراه شد و با تغییر سیاست خارجی آمریکا و روی کار آمدن کارتر به سرعت به دانشگاه ها و مبارزات ضد دیکتاتوری دانشجویان کشیده شد. سرکوب نا موفق این مبارزات توسط دولت های پیاپی رژیم سلطنتی روشنفکران جامعه را تکان داد و ایشان نیز با برگزاری شب های شعر در دانشگاه ها به شیوه ی خود به مبارزات پیوستند. رفته رفته مبارزات وسیع تر گشت و هر بار به رویارویی نیروهای سرکوبگر سرمایه و مردم کشیده می شد تا اینکه در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ در میدان ژاله، هزاران تظاهر کننده به گلوله بسته شدند. این اقدام رژیم دیکتاتوری جان مردم را به لب رساند و از آن روز روند انقلابی توده ها به درجه ای رسید که دیگر با هیچ اصلاحات و تعویض نخست وزیری نمی شد مردم را راضی به ترک مبارزه کرد.

  • Share/Bookmark