خبرنامه کارگران کمونیست ایران

یک سایت دیگر با وردپرس

هنگامیکه «طرح خفقان رمضان» معکوس عمل می کند – ناهید. ن.

بدست • 18 آگوست 2010 • دسته: اخبار و تفاسیر٬ سرمقاله


اول این دو خبر کوتاه را بخوانید:
درگيري در جنوب تهران- «همزمان با شروع ماه رمضان تعداد گشتي ها و مزدوران در سطح شهر تهران افزايش يافته است و به بهانه هاي مختلف جوانان مورد آزار واذيت قرار ميگيرند . يک شنبه شب 24 مرداد در منطقه غياثي واقع در جنوب تهران از نيمه شب بمدت چند ساعت درگيري بودو صداي تير اندازي تا نزديک صبح شنيده ميشد .»
ضرب وشتم ودستگيري پسران و دختران جوان د رهفت حوض نارمك – « به گزارش كانون حمايت ازخانواده هاي جان باختگان و بازداشتي ها روز دوشنبه مامورين نيروي انتظامي نارمک و تهران پارس دست به يورش و تهاجم به جوانان و عابرين زده و بيش از 50 نفر از جوانان را به عنوان بدحجابي يا تحت عناوين اراذل و اوباش دستگير کردند.
ازعصر روز دوشنبه مزدوران نيروي انتظامي در خيابانهاي نارمک هفت حوض و جواديه تهران پارس به حالت آماده باش درآمده و با خودروهاي الگانت و موتورسواران به گشت زني و دستگيري و ضرب و شتم جوانان دختر و پسر در اين منطقه پرداختند. جوانان مقاوم در اعتراض به اين سرکوب وحشيانه به مقابله و درگيري با آنان پرداختند . مزدوران نيروي انتظامي با گاز اشک آور با جوانان معترض به مقابله پرداختند. به گزارش رسيده در اين درگيري ها 50 تن ازجوانان منطقه جواديه تهران پارس توسط نيروي انتظامي دستگير و به کلانتري 144 تهران پارس منتقل و از آنجا به نقطه نامعلومي منتقل گرديدند» منبع: آژانس ایران خبر

خبرهای بالا فقط مربوط به یک مقطع 24 ساعته است. خبرهای زیادی از این قبیل بر روی سایت ها قرار می گیرد که به علت کثرت آنها حساسیّتی ایجاد نمی کند. همین دیروز، پریروز خبر درگیری در پونک و تجریش و شهرک غرب و غیره بود. همین اوضاع در شهرستان ها هم هست. مثلاً اگر به یاد داشته باشید در همین خبرنامه جنگ و گریز نیروهای انتظامی و دستفروش های دهگلان را منتشر کردیم. خلاصه روزی نیست که حکومت، قلچماق های خود را بر سر مردم نریزد تا به هر بهانه ای ایجادِ رعب و وحشت کنند. تازه اینها وقایعی اند که مخابره می شوند. در مقابل مخابره یک خبر، چندین واقعه اتفاق می افتد که ناظرِ دست به قلمی نداشته اند تا راه خود را به چشم و گوش من و شما بیابند. اما، بعنوان یکی از ناظران تنبلی که معمولاً از کنار چنین وقایعی بی تفاوت می گذرند، به شما اطمینان می دهم که در مقیاس کوچکتر، ده ها درگیری با نیروهایِ انتظامی و گشت هایِ جور و واجور در تمامی نقاط تهران و حومه اتفاق می افتد. همینطور، بعنوانِ یک ناظر کناری(چون به ما گفته شده خود را در این نوع درگیری ها داخل نکنیم) می بینم که بر ناصیه یِ دیگرانی که به دور زد و خورد حلقه زده اند، آثار نفرتِ از مأمور و تحسینِ مقابله گر نقش بسته است که در اولین فرصت دور مأمور را گرفته و آنها را از چنگ مأموران فرار می دهند.
این صحنه ها مرا به یاد مطلب “فاشیسم یا انقلاب” رفیق احمد و خاطراتِ پدر مرحومم از اوضاع بعد از انقلاب می اندازد. پدرم داستان هایِ زیادی در مورد دخالت های مردم در یاری رساندن به “کمیته چی ها” در سال های اول انقلاب برایم تعریف می کرد تا حس بدبینی و انزجار از “گله گوسفند” (توده مردم) بوجود آورد تا “خدای ناکرده” من هم مثل او فریبِ رومانتیسم انقلابی را نخورم. حیف که او در آخرین سالهای دهه 60 عمرش را به شما داد و ندید که چگونه شرایط به نفع انقلاب تغییر کرده است و توده ها نیز هم فاعل و هم مفعول این تغییر بوده اند. تغییری که حکومتِ مطلقه اسلامی و بخصوص جناح حاکم از آن تحلیلِ درستی ندارد و به امید احیاء اقتدارِ از دست رفته، بی مهابا می تازد.
در اینجا باید به حقیقتی اعتراف کنم. روز بعد از عاشورایِ سرخ، وفتی دیدم که مردم چگونه با همان بی شکلی و بی برنامگی و بدون آنکه حتی هسته هایِ نهادهای مورد نیاز برای استقرار یک حکومت دمکراتیک را سامان داده باشند، علیه نیروهای سرکوبگر حکومتی به قهر آشکار متوسل گشتند، از توده ها و فهم و شعور آنها دلسرد شده و به باورهایِ پدرم احساس تمایل کردم. به خود گفتم، آخر این مردم نمی فهمند که اگر دوباره اقدام به قیامی زودرس کنند، روند انقلابی را سوزانده و نطفه یِ شکل نگرفته را سقط می کنند؟ آیا واقعاً پدرم درست می گفت که فرهنگِ توده هایِ ایرانی فاقد شعور و حافظه یِ تاریخی است؟ آیا قرار است دوباره نتیجه یِ مبارزات مان را جناح دیگری از بورژوازی غصب کند؟ چرا که تاخت و تاز ِ، بقول رفیقمان، “بدونِ عقبه”، نتیجه ای جز این نمیداشت. اما، هنگامیکه دیدم چگونه مردم در حین پیروزی و قدرت نمایی، پا به عقب گذاشته و با حفظ روحیه یِ ظفرمندانه از پیشرویِ بیشتر خودداری کردند و به جمعبندی و جستجویِ راه حل پرداختند، به آینده امیدوار شدم.
پس بگذارید این بار ارتجاع بتازد! بگذارید در توهم «اقتدار» آنچنان فرو رود که متوجه پُشتش نباشد! بگذارید سرمایه جهانی را، قوه مقننه و قضائیه را، انحصارهایِ رقیب و خرده بورژواهایِ بازاری را، تکنوکرات ها و بروکرات های میانی را، از خود براند و دُن کیشوت وار به “اژدها” حمله بَرَد. اما، ما به سمت مردم و بویژه طبقه کارگر برگردیم. از جریانِ خودبخودیِ امواج رها شده و در سیر تاریخ گامهایِ آگاهانه بر داریم. با تفکر و تعمق جمعی ضرورت ها را شناخته و اجزاء مورد نیاز را به هم ببافیم. هسته های محلی و کارخانه ای را شکل داده و به شوراها ارتقاء دهیم. باشد که سرنگونی نصیب آنها و پیروزی از آن توده ها باشد.
سرنگون باد حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی!
برقرار باد جمهوری شورایی!

انتشار از کارگران کمونیست ایران
27 مرداد ماه 1389

دیدگاه خود را بیان کنید.