خبرنامه کارگران کمونیست ایران

یک سایت دیگر با وردپرس

خبرنامه کارگری شماره 215: 30 شهریور ۱۳۸۹

بدست • 21 سپتامبر 2010 • دسته: خبرنامه

NewsLetter215
pdflogo1
كارگران كارخانه نازنخ قزوين مجدداً در مقابل اين كارخانه تجمع كردند
ايران كارگر – روز دوشنبه 89.6.29 بيش از 50 نفر از كارگران معترض كا رخانه ريسندگي نازنخ از ساعت 0800 تا 1100 در مقابل اين كارخانه تعطيل شده تجمع كردند
يكي از كارگران گفت كه ما طاقتمان تمام شده و هر كاري كه از دستمان برمي آمده انجام داديم , همه مقامات در جريان مشكل ما هستند و بارها مقابل دفتر رئيس جمهوري تهران و همچنين مقابل مجلس تجمعات چند روزه داشتيم و هر با ر وعده وعيد دادند تا ما را ساكت كنند اما اين مشكل ما را حل نكردند . كارگر ديگري در رابطه با علت اعتراض و تجمع امروز گفت كه الان من پولي براي ثبت نام فرزندم در شروع سال تحصيلي ندارم , نه كفش , نه لباس , نه كتاب و دفتر هيچ چيز خريد نكرده ام , نتوانسته ام بخرم و به همه مردم هم بدهي و قرض دارم , در حاليكه 5-6 ميليون از حقوق خودم را طلب دارم كه به من نميدهند , چرا ؟ ما همين حق خودمان را ميخواهيم . نه بيشتر
اعتراض كارگران ادامه داشت اما تا ساعت 1100 هيچ جوابي به كارگران داده نشد و كسي هم از مقامات و يا دست اندركاران در جمع آنها حاضر نشد
رانندگان اتوبوس استان هرمزگان به سرکيسه شدن به بهانه هاي مختلف دولتي اعتراض دارند
ایران کارگر – رانندگان اتوبوسهاي بندرعباس از بابت هزينه هاي مختلفي که از آنها به بهانه هاي مختلف گرفته ميشود معترض هستند .
يکي از رانندگان اتوبوس در اين رابطه گفت که ماهيانه 70 هزارتومان از ما بابت بيمه وصول ميکنند به بهانه هاي مختلف جريمه ميشويم و عوارض ميگيرند اما به شدت از غير بهداشتي بودن محوطه ترمينال رنج ميبريم . هزينه هاي مختلف را بالا برده اند و هزينه سرويس , تعميرات , قيمت قطعات و روغن و لاستيک و باتري و …. سرسام آور است , اما آنچه بيشتر از همه موجب اعتراض رانندگان است . ميزاني است که بابت حق بيمه از ما گرفته ميشود , چون اغلب رانندگان ماشين ها را قسطي خريده اند وماهيانه بدهي آنرا بايد بپردازند , وانگهي برخي از مردم با هواپيما تردد ميکنند و عامه مردم هم پولي ندارند که بخواهند مسافرت کنند . يعني در آمدي نداريم که ماهيانه اين ميزان بابت بيمه و مسايل جانبي ديگر بپردازيم خلاصه اينکه همه رانندگان از اين بابت معترض ميباشند
در فاصله يك ماه 9 كارگر كشته شدند: پاسخ بازماندگان را بدهيد
ایلنا- چهل روز از مرگ كارگران در انفجار مجتمع پتروشيمي پرديس مي‌گذرد/ حدود يك هفته پيش تعدادي كارگر در انفجار خط لوله سرخس-مشهد كشته شدند/ كسي پاسخگوي اين حوادث نيست.
يك فعال كارگري مي‌گويد باگذشت نزديك به چهل روز از كشته شدن پنچ كارگر در جريان حادثه انفجار پتروشيمي پرديس هنوز مسوولان اين حوادث مشخص نشده‌اند.
مازيار گيلاني‌نژاد در گفتگو باخبرنگار ايلنا افزود: اين درحالي‌است كه در همين يك هفته گذشته شاهد كشته شدن جهار كارگران ديگر در حادثه انفجار خط لوله گاز سرخس- مشهد بوده‌ايم.
وي بايادآوري اينكه بايد پاسخگوي خانواده كارگران قرباني شده در حوادث اخير بود؛ گفت: بعوان مثال بايد مشخص شود كه چگونه در بزرگترين مجتمع توليدي آمونياك خاور ميانه در اثر ازكار افتادن فيوزهاي ايمني انفجار روي مي‌دهد و گروهي از كارگران كشته مي‌شوند.
اين فعال كارگري گفت: بجاست مسوولان مربوطه اعلام كنند كه براي مشخص شدن دلايل و عوامل اين حادثه چه اقداماتي كرده‌اند و تاكنون از خانواده‌هايي داغديده چه حمايت‌هايي به عمل آورده اند.
گيلاني نژاد خواستار برخورد قانوني با مسببيني شد كه خواسته يا ناخواسته باعث وقوع چنين حوادثي شده‌اند.
اين فعال كارگري گفت: با يادآوري درسالهاي گذشته حوادث مشابهي در معادن زغال سنگ و كارخانه‌‌شازند اراك روي داده‌است؛ در تمامي اين حوادث اين كارگران بودند كه قرباني شدند.
وي افزود: صرفه‌نظر از اين حوادث هر روز شاهد وقوع حوادث كار در كارگاه‌هاي ساختماني هستيم بطوري كه همواره درگزارش‌هاي سالانه از كارگران ساختماني به عنوان بزرگترين گروه قربانيان حوادث حين كار مي‌شوند.
اين‌فعال كارگري يادآور شد: تنها در هفته گذشته 2 كارگر ساختماني ديگر بر اثر وقوع حادثه‌اي در منطقه شهر زيبا جان خود را از دست دادند.
گيلاني نژاد گفت: اين درشرايطي است كه در نتيجه اعتراض‌هاي گروه‌هاي ذي نفوذ هنوز تكليف قانون بيمه اجباري كارگران ساختماني مشخص نيست.
اجرای حکم فعال کارگری
آسمان دیلی نیوز – طبق خبرهای دریافتی اسعد مولود زاده فعال کارگری وعضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری جهت سپری کردن دوران محکومیتش خود رابه دادگاه ارومیه معرفی کرد و سپس وی را جهت اجرای حکم به زندان دریای ارومیه انتقال دادند.
نامبرده چندی پیش مدتی را در بازداشت گذرانیده بود.
تشدید فشار بر فعال کارگری
آسمان دیلی نیوز – رضا شهابی کارگر زندانی که از تاریخ ۲۲ خرداد ۸۹ در زندان اوین و در بند امنیتی ۲۰۹ محبوس است اکنون از نظر جسمی در شرایط بسیار وخیمی به سرمیبرد.
رضا شهابی کارگر شرکت واحد تهران و از اعضای هیات مدیره ی سندیکای کارگران این شرکت ، که در دوره ی مرخصی پزشکی ، توسط نیروهای امنیتی ربوده شده بود ،اکنون از درد بسیار شدید در نواحی کمر،دست و گردن رنج میبرد و هیچ گونه مراقبت پزشکی و درمانی از وی به عمل نمی آید.علاوه بر این وی که در اثر حبس در بند های انفرادی و فشار های مختلفی که بر وی وارد آمده است دچار ناراحتی گوارشی شده است ، برای درمان تنها ازقرص های معمول مسکن که به وی داده می شود استفاده می کند.
رضا شهابی پس از یک ماه بازجویی های مداوم ،از تاریخ ۲۲ تیرماه تا کنون(و در حدود دو ماه ) هیچ جلسه ی بازجویی نداشته است و برای اعمال فشار روحی به وی تنها به او گفته شده که باید اتهامات وارد شده توسط بازجو های وزارت اطلاعات را بپذیرد.عدم تسلیم رضا شهابی و رد هرگونه اتهام توسط وی باعث شده است تا مامورین امنیتی برای فشار روانی علیه وی به شکلی طولانی مدت وی را بدون بازجویی و یا توضیح مبنی بر چگونگی ادامه ی روند بازپرسی و حبس ،و در شرایط جسمی وخیم به حال خود رها کنند تا بلکه بنا بر نقشه ی این مامورین ،رضا در اثر فشارهای روانی و جسمی به خواسته ی آنان تن دهد و اتهامات کذب طرح شده علیه خودش را بپذیرد.
اعتصاب کارگران هتل هیات تورنتو
کانون همبستگی کارگران ایران و کانادا – روز جمعه 3 سپتامبر 2010 حدود 150 نفر از کارگران هتل هیات تورنتو دست به اعتصاب یک روزه و 100 پیکت لاین کارگری در قسمتهای مختلف شهر زدند. این هتل یک هتل بین المللی در امریکای شمالی است. و شعبات آن در بسیاری از ایلات های آمریکا هم موجود است.
سرمایه گذاران این هتل و هتل های دیگر کمپانی وست ماونت میباشد. که این کمپانی برای اولین بار در سال 1975 در امریکای شمالی خریداری شد.اما بسرعت همراه و همزمان با کمپانیهای دیگر بخصوص کمپانی گلدین رشد نمود. بطوریکه در سال 2000 کمپانی وست ماونت هتل هایت ریجنی ، وستین پرس، دلتا ایست ، فرمانت رویال یورک و هیلتون را با استفاده از بودجه بازنشستگی کارکنانی که سرمایه گذاری شده بود خریداری نمود.
قسمت اعظم کارگران این هتلها را کارگران مهاجر تشکیل میدهند. صاحبان این هتل اخیراً شرایط بد اقتصادی را بهانه قرار داده و ساعتهای کار کارگران هتل را تقلیل داده اند. بطوریکه بسیاری از مشاغل تمام وقت به نیمه وقت بدون هیچ مزایایی تغییر یافته است. با تغییر شیفتها بطور مثال تقسیم شیفت صبحانه و شام، ما بین این دو شیفت کاری کارگران بدون این که دستمزدی دریافت کنند باید خدمات بدهند. همچنین بسیاری از کارگران در معرض اخراج و از دست دادن کارهایشان هستند. صاحبان هتل حاضر به تمدید قرادادهای کاری آنها نیستند. در این رابطه طرح بازنشستگی انها هم در معرض از دست رفتن است. این یکی از هتلهای بزرگ توریستی است که هفته گذشته میزبان فستیوال فیلم در تورنتو بود. در مدت زمان فستیوال فیلم پیکت لاینهای کارگران به اعتراضات موجود خود ادامه دادند.
با توجه به اینکه این کمپانی بین المللی است و در بسیاری از ایالات های آمریکا موجود است به همین دلیل سیاست تقریباً مشترکی را در مورد کارگران اتخاذ می نمایند. بعنوان مثال در ایلات باستن آمریکا تعدادی از کارگران این هتل را اخراج کرده اند. و کارگران هم اتحادیه نداشته اند و بجای آنها کارگران دیگری را با نصف حقوق کارگران قبلی استخدام نمود ه اند.
بیکار سازیها و تقلیل ساعات کارگران در هتل هایت باعث شده که فشار کاری روی دوش کارگران دیگر بیافتد. بطوریکه هر کارگر مجبور است بجای کار یک نفر کار دو نفر یا سه نفر را با همان دستمزد و مزایا یک نفر را انجام دهد. تعدادی از کارگران با چنین شرایط سخت کاری قادر به انجام کارشان نیستند.
چندین بار در طول دو هفته اخیر کارگران این هتل دست به اعتصاب زده اند. کارگران با این حرکتهای اعتراضی سعی نموده اند، توجه صاحبان هتلهای وست مانت را به تحقق خواسته ها و مطالباتشان جلب نمایند.
اعتصاب و پیکت لاین کارگران هتل هایت تا روز 16 و 17 سپتامبر ادامه داشته است. در تجمعی که در روز 16 سپتامبر کارگران در محلی بنام هالیدی این اکسپرس دانتان تورنتو داشتند . یکی از کارگران که کارهای نظافت
داخلی هتل را انجام میدهد و عضو اتحادیه محلی 75 است. اعتراض خود را اینطور بیان داشته است. که این کار به تمام بدن ما آسیب میرساند. بطوریکه وقتی به منزل میرسیم فاقد هر نوع انرژی و توانی برای خانوده امان و سایر امر مربو ط به زندگی اجتماعی امان میباشیم. این کار واقعاً با درد همراه است و ما نمی توانیم این درد را تحمل کنیم.
باید متذکر شد همزمان با اعتصابات و اعتراضات در هتل هایت در هتل هیلتون که زیر پوشش همین کمپانی میباشند اعتراضاتی در گرفته است. در اعتصاب روز 17 سپتامبر 2010 هتل هیلتون، یکی از آ شپز های این هتل که سالها است آنجا کار می کند، اعتراض خود را بر علیه این بیکارسازیها اینچنین اعلام نموده است.ضمن اینکه تمام مهارتهای چندین ساله ام را چشم پوشی کرده اند.ساعت کار و مزایایم را به حدی تقلیل داده اند که نمی توانم جوابگوی امرار معاش خود و خانواده ام باشم.
این اعتصاب کارگری برای تحقق خواسته هایشان هنوز در هتلهای مختلف متعلق به این کمپانی در تورنتو و امریکای شمالی ادامه دارد.
آمار نشاندهنده این است که در آمریکا و کانادا این هتلها حتی در این دوران بحران اقتصادی هم بسرعت و با سود آوری چشمگیری به رشد خود ادامه می دهند. تا جاییکه اتحادیه محلی 75 شش هزار هتل و محلهای مهمان نوازی در تورنتو و شهرهای اطرافش را نمایندگی میکند.
اتحادیه محلی 75 تورنتو شامل 2000 عضو میباشد. تعداد زیادی از کارگران این اتحادیه تا فوریه مشمول کار هستند وبعد این تاریخ قرارداد جدید آنها تمدید نخواهد شد.
در شرایطی کارگران هتل هایت و هیلتون در معرض حملات بیرحمانه سرمایه در شرایط بحرانی کنونی قرار گرفته اند که اطلاعات موجود نشان از این دارد. که این هتلها تحت مالکیت بلاک استون هستند که یکی از بزرگترین بخش خصوصی وال استریت است. بلاک استون طبق گزارشی که داده است 205 میلیون دلار سود در نیمه چهارم سال از این هتلها داشته است. که خدود %13.2 سودش نسبت به سال گذشته در همین نیمه چهارم افزایش یافته است. و بلاک استون با این سود دهی کلان شروع به خرید کمپانیهای دیگر نموده است.
سرمایه با خانه خراب کردن کارگران و ساقط کردن آنها از یک زندگی حداقل انسانی در موقع بحران و غیر بحران به رشد تصا عدی خود ادامه داده وبا قدرت مند شدنش تلاش در استثمار و به بند کشیدن بیشتر کارگران را دارد. کارگران در برابر این همه توحش و نابرابری سرمایه راه چاره ای جز مبارزه و اتحاد وهمبستگی
طبقاتی اشان ندارند.
لازم به یادآوری است از طرف کانون همبستگی کارگران ایران و کانادا رفقای ما به حمایت از این حرکت در اعتصاب 3 سپتامبر کارگران هتل هایت شرکت کردند و یک نامه حمایتی به انگلیسی در پشتیبانی از آنها و خواسته هایشان به ایشان ارسال شد.
زنده باد اتحاد و همبستگی جهانی طبقه کارگر
کانون همبستگی کارگران ایران و کانادا
یک سال از بازداشت معلم زندانی گذشت
آسمان دیلی نیوز – یک سال از آغاز بازداشت و اجرای حکم ، مهندس هاشم خواستار، فرهنگی در بند می گذرد . اوعضو کانون صنفی معلمان مشهد و از پایه گذاران آن است .در تاریخ ۲۵ خردادماه ۸۸ بازداشت و پس از سی و پنج روز با قرار وثیقه آزاد شد . در دادگاه به دو سال و نیم زندان محکوم شد . روز ۲۵ شهریور ماه ۸۸ پس از فرا خوان تلفنی و در خواست نامه ی رسمی از تلفن کننده ،روبروی خانه اش بازداشت شده و برای سپری کردن دو سال و نیم زندان راهی زندان وکیل آباد مشهد شد . با گذشت یک سال از آغاز اجرای حکم و با وجود بیماری – کم سو شدن چشم در اثر فشار خون بالا ، آرتروز زانو و دندان درد شدید – یک روز نیز از مرخصی استفاده نکرده است – هر زندانی در هر ماه ، دو روز و نیم مرخصی دارد .
گویا چند روز پیش پس از سه ماه این فرهنگی بازنشسته را به چشم پزشکی برده اند. . همسر آقای خواستار که خود نیز فرهنگی بازنشسته است در این یک سال و اندی ، با همه توان یار و تکیه گاه مهندس خواستار بوده است ، چرا که مانند بسیاری دیگر از خانواده های زندانیان ، دشواری های بستگان، بسیار بیش از فشارهایی است که به خود زندانی وارد می شود.
قیمت نان، دو برابر و بهای بلیط اتوبوس چهار برابر شد
رادیو دمکراسی شورایی – مطابق خبرهای انتشاریافته در سایت‌های حکومتی، قیمت نان در استان گلستان به دو برابر افزایش یافت. افزایش ناگهانی قیمت نان در استان گلستان نارضایتی شدید مردم این منطقه را در پی داشته است. مسئولان غله و خدمات بازرگانی گلستان دوبرابر شدن قیمت نان را تأیید نموده اما درعین حال مدعی شدند، نرخ نان، نه درتمام خبازی‌ها بلکه فقط در ۵۹٠ واحد خبازی استان دو برابر شده است. حمید رضا میرآفتاب، مدیر کل غله و خدمات بازرگانی گلستان در این باره چنین ادعا کرد که تنها ٢۹ درصد از نانوائی‌های استان گلستان اقدام به افزایش دو برابری قیمت نان کرده‌اند.
در استان گلستان فقط قیمت نان نیست که به دو برابر افزایش یافته است. پیش از این نیز قیمت برق مصرفی خانواده‌ها نیز با افزایش روبروشده است به نحوی که مردم استان گلستان، مانند مردم استان‌های مازندران و گیلان، با قبض‌های ارسالی اداره برق مواجه شده‌اند که مطابق آن، مبالغ درخواستی بابت برق مصرفی، به دو برابر و گاه بیشتر افزایش یافته است.
موضوع افزایش بهای برق و نان و سایر خدمات و کالاها به استان‌های فوق خلاصه و محدود نمی‌شود. در تهران و برخی دیگر از شهرستان‌ها نیز مردم شاهد افزایش ناگهانی قیمت‌ها هستند. قیمت بلیط اتوبوس‌های شرکت واحد به چهار برابر افزایش یافته است. گران شدن قیمت بلیط اتوبوس‌ها مدتی است که در خط تندروی شماره ۱) آزادی- تهران پارس) به اجرا گذاشته شده است و پیش از این نیز در خطوط شماره ۲) آزادی- خاوران، سه راه افسریه)، شماره ۳ (ترمینال خاوران – میدان رسالت) و شماره ۴ (میدان جمهوری – پل پارک وی) به اجرا گذاشته شده بود. قیمت بلیط خطوط تندرو شرکت واحد تهران از ۲۵ تومان به ۱۰۰ تومان افزایش یافته است که باعث اعتراض شدید مسافرین اتوبوس‌ها گردید ه است. با توجه به این که ، اکثر مسافران اتوبوس‌ها را اقشار کم درآمد جامعه تشکیل می‌دهند، افزایش قیمت بلیط، فشارهای موجود بر دوش این اقشار را سنگین‌تر نموده است.
از شواهد موجود چنین برمی‌آید که دولت احمدی‌نژاد بدون آن که رسماً تاریخ اجرای قانون حذف یارانه‌ها یا آزادسازی قیمت‌ها را اعلام نموده باشد، اما عملاً اجرای آن را آغاز کرده است. اما عواقب وخیم و تأثیرات مخرب اجرای این قانون بر زندگی توده‌های کارگر و زحمتکش به حدی روشن است که احمدی‌نژاد در مصاحبه زنده تلویزیونی روز جمعه٢۶ شهریور خود با شبکه خبری صدا و سیما، زمان دقیق رسمی اجرای این قانون را هم منتفی دانست. وی درعین حال در مورد افزایش قیمت برق مصرفی و مبلغی که از مردم بابت مصرف برق گرفته می‌شود، منتّی هم بر سرِ آنان گذاشت و گفت این مبلغ، مبلغِ تمام شده برای دولت نیست. چراکه سوختی که برای تولید برق در نیروگاه مصرف می‌شود، به قیمت روز حساب نشده است، وگرنه قیمت نهائیِ برق چندین برابر می‌شود. احمدی‌نژاد در این مورد گفت: “در قبض‌ها عددی نوشته‌ شده مبنی بر این که قیمتِ بدون یارانه. یعنی اگر گاز، گازوئیل و سوختی که به نیروگاه می‌رود به قیمت روز حساب شود آن قیمت نهایی است. در حالی که ما به آنجا نمی‌خواهیم برسیم و کار را در چند مرحله انجام می‌دهیم و هنوز به آن قسمت نرسیده‌ایم”.
بنابراین و همان گونه که از حرف‌های احمدی‌نژاد هم مشخص است، این حد از افزایش قیمت‌ها، این دو برابر شدن قیمت نان و چند برابر شدن بهای برق و بلیط و امثال این‌ها، هنوز آغاز کار است و مقدمه و جزء ناچیزی است از آن چه که دولت می‌خواهد آن را عملی کند و به آن برسد. رژیم مصمم است آزادسازی کامل قیمت‌ها را به مرحله اجرا درآورد. دولت و شخص خامنه ای نیز بر اجرای این قانون با همه عوارضی که ممکن است در پی داشته باشد اصرار دارند. چشم اندار اوضاع به حدی وخیم است که برخی از سران رژیم ازهم اکنون با قطعیت از تنش‌های آینده و از یک دوران سخت وریاضت که در پیش است سخن می‌گویند. جنتی در نماز جمعه پریروز تهران در مورد حذف یارانه‌ها گفت: “قطعا اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها تنش‌هایی را هم دارد که لازم است دولت این تنش‌ها و آسیب‌ها به قشر محروم را به حداقل برساند. اما به هر حال قطعا دوران شبه‌ریاضتی را در پیش داریم که باید از خداوند بخواهیم این راه را هموار کند؛ چرا که اگر خداوند نخواهد نه دولت، نه مجلس و نه هیچکس دیگری نمی‌تواند کاری بکند.”
بنا براین نتایج اجرای قانون آزادسازی قیمت‌ها از هم اکنون روشن است. اقدامات تاکنونی دولت در این زمینه نیز، اگرچه آرام و تدریجی، اما کافی بوده است که مردم زحمتکش ایران چشم‌انداز وحشتناکی را که رژیم برایشان تدارک دیده است، در نظر خود مجسم نمایند. بنابراین مردم باید از همین امروز نسبت به تعرضات و زورگوئی‌های رژیم دست به مبارزه بزنند و در برابر اقدامات ضد مردمیِ آن مقاومت کنند. در چند هفته اخیر نشانه‌های فراوانی از مقاومت مردم در برابر این زورگوئی‌ها و کلّاشی‌های رژیم و مبارزه با آن دیده شده است. پول‌های اضافی را که رژیم طلب می‌کند نباید داد و از پرداخت مبالغی که در قبض برق، گاز، آب و امثال آن مطالبه می‌شود باید خودداری کرد. وقتی که مردم با هم تصمیم بگیرند و از پرداخت این مبالغ خودداری کنند، از دست رژیم هیچ کاری ساخته نخواهد بود و هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. تردیدی دراین مسأله وجود ندارد که اگر توده‌های کارگر و زحمتکش مردم اراده کنند، اگر به یک مبارزه و مقاومت دسته‌جمعی روی آورند، قادرند سیاست دولت را با شکست روبرو سازند و رژیم را به عقب نشینی وادار کنند.
سختی ها در راه است، مردم آماده شوند!
اخبار روز- یک نماینده ی مجلس از «۶ ماه سختی» همزمان با اجرای هدفمند کردن یارانه ها خبر داد و گفت: مردم با واریز رایانه ها به حسابشان “هول” نشوند چرا که قبض برق، گاز و دیگر قبض ها در راه است …
یک نماینده ی مجلس از شش ماه سختی در ارتباط با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها خبر دارد و در عین حال با اشاره به سخنان جنتی در مورد «دوران ریاضت» گفت باید سعی کرد فضای روانی امید و اعتماد در میان مردم ایجاد شود!
محمدتقی رهبر نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی، در گفتگو با خبرنگار مهر در بیان اینکه مردم باید برای چه شرایطی پس از اجرای هدفمندی یارانه ها آماده باشند، اظهارداشت: هدفمندی یارانه ها تصمیم جمعی است که همه مسئولان از آن حمایت می کنند.
وی با بیان اینکه نکته مهم در اجرای این قانون نحوه اجرای قانون هدفمندی است، ادامه داد: دولت باید در زمان اجرای هدفمندی یارانه ها از ابتدا نظارت کند تا قیمت ها افزایش پیدا نکند و مردم با گرانی های پیش بینی شده و یا غیرمنتظره روبرو نشوند.
عضو کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس با اشاره به اینکه از ابتدای اجرای هدفمندی یارانه ها، حامل های انرژی قطعا افزایش پیدا می کند، یادآور شد: بنابراین دولت باید قیمت ها را کنترل کند.
رهبر در بیان اینکه آیت الله جنتی گفته اند مردم باید برای دوران ریاضت آماده باشند، گفت: دوران ریاضت به آن معنا که مردم الگوی مصرف را رعایت کنند و مردم را نباید از نظر روانی در شرایط سخت قرار داد و باید سعی کرد فضای روانی امید و اعتماد در میان مردم ایجاد شود.
امام جمعه اصفهان در بیان اینکه احمدی نژآد اخیرا اظهارداشته از روز اول اجرای هدفمندی یارانه ها وضعیت مردم بهبود پیدا می کند، نیز گفت: بعید می دانم که ازروز اول وضعیت مردم بهبود پیدا کند چرا که حداقل ۵ تا ۶ ماه زمان لازم است ومردم باید تحمل کنند تا کارها روی ریل بیفتد.
وی در بیان اینکه مردم باید برای چه روزهایی آماده باشند و پس از واریز شدن یارانه های نقدی چه کنند، گفت: مردم با واریز رایانه ها به حسابشان “هول” نشوند و منتظر بقیه اش هم باشند چرا که قبض برق، گاز و دیگر قبض ها بدون در نظر گرفتن قیمت بنزین در پیش است.
رهبر تاکید کرد: مردم با احتیاط رایانه های نقدی را که زودتر به حسابشان واریز شده، نگهداری کنند تا زمان پرداخت قبوض برق و آب و گاز فرا برسد و بعد ببینند باید بیشتر از مبلغ واریزی پرداخت کنند یا کمتر.
وی گفت: هدفمندی یارانه ها قطعا در جامعه یک شوک اقتصادی وارد می کند و نیاز به پایداری، صبر و متانت مردم دارد و دولت نیز باید نظارت بر قیمت ها داشته باشد.
تكليف بيمه كارگران ساختماني را هرچه زودتر مشخص كنيد
وقتي در كار ساختمان يك كارگر بدون پوشش بيمه‌هاي اجتماعي از كار افتاده مي‌شود؛ زندگي‌خانوادگي او متلاشي شده و آواره كوچه و خيابان مي‌شود/ پول بيمه را مي‌گيرند ام از صدور دفترچه خبري نيست.
ایلنا: رئيس انجمن صنفي كارگران گچ كار استان تهران خواستار اجراي هر چه سريع‌تر قانون بيمه اجباري كارگران ساختماني شد.
محمد باقري در گفت و گو با خبرنگار ايلنا گفت: با گذشت بيش از چند ماه از ابلاغ آيين‌نامه بيمه كارگران ساختماني، هنوز نمي‌دانيم كه مانند ساير كارگران قادر به استفاده از مزاياي بيمه‌اي و درماني سازمان تامين اجتماعي هستيم.
وي گفت: شنيده‌ايم كه شهرداري در زمان صدور مجوز پول بيمه را از كارفرمامي گيرد اما تاكنون براي ما دفترچه‌اي صادر نشده است.
اين فعال كارگر افزود: اين درحالي است كه بسيار از همكاران ما در صنعت ساختمان به دليل انجام كارهاي طاقت فرساي ساختماني و يا در نتيجه حوادث حين كار سلامتي خود را از دست داده و از كار افتاده شده‌اند.
به گفته باقري وقتي در كار ساختمان كارگري بدون پوشش بيمه‌هاي اجتماعي از كار افتاده مي‌شود زندگي‌خانوادگي او متلاشي شده و آواره كوچه و خيابان مي‌شود.
مردم شرافتمند !
(نوشته ذیل متعلق به خانم پروانه امینی می باشد که متن آن برای کمیته هماهنگی ارسال شده و ما عینا و بدون تغییر آن را در سایت درج می کنیم )
سایت کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
من پروانه امینی دختر یک کارگر هستم که در سن 23 سالگی هر دو کلیه خود را از دست دادم و پزشکان اظهار می دارند که باید کلیه پیوند کنم .
اما به دلیل عدم توانای مالی نمی توانم کلیه پیوند کنم و به این دلیل دست همیاری به طرف مردم شرافتنمد دراز می کنم تا در این امر خیر من را یاری کنند.
این نوشته و درخواست را برای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ارسال می کنم تا در امر رسالت خود آن را در سایت درج نماید.
ضمنا” کسانی که مایل به کمک مالی هستند می توانند با این شماره حساب کمک های مالی خود را واریز کنند.
بانک تجارت شعبه بهارستان شماره حساب 1124672577 بنام پروانه امینی واریز کنند.
آدرس – کردستان ایران – شهرستان سقز محله ی بهارستان
شماره تلفن 08743240768منزل عبدالرحمن امینی
فقر وتنگدستی بنیان زندگی دست فروش ها را تهدید می کند
آژانس ايران خبر- فقر وتنگدستی بنیان زندگی دست فروش ها را تهدید می کند.دست فروش ها وبساطی ها جزو اقشار کم درآمد وفقیر جامعه به شمار می روند که زندگی آنها با فقر وتنگدستی عجین شده است.بخش بزرگی از جامعه ی ایران از راه دست فروشی امرار معاش می کند.این اقشار عمدتا افرادی اند که به دلیل سرمایه کم, توان خرید اجناس شیک وگران قیمت وحجم زیادی از کالا را ندارند.از سوی دیگر این افراد به دلیل ضعف بنیه مالی توان خرید یا اجاره یک مغازه در سطح شهر را ندارند بنابراین ناچارند که اجناس وکالاهای خود را در معابر وپیاده روها،کناره خیابان وهرجائی که بشود بساط پهن کرد عرضه کنند.دست فروش ها معمولا افرادی قانع واز نظر اخلاقی در کار عرضه وفروش کالا واجناس محترمند.آنها با وجود تحقیر شدید در جامعه به دلیل شغل ودرآمدشان هرگز حاضر نیستند کاسه ی گدائی دست گرفته وزیر بار منت کسی بروند.این مردمان شریف با سختی روزگار می گذرانند امابرخلاف مدیرانی که گاه وبی گاه درحق مردم خیانت می ورزند واز شغل موقعیت خود سوء استفاده می کنند،آنها تمایلی به این اعمال ندارند.بررسی های میدانی نشان می دهد که بخش قابل توجهی از جامعه از راه دست فروشی وپهن کردن بساط امور روزانه زندگی خود را می گذرانند.
کمبود مشاغل،بیکاری،فقر وتنگدستی موجب شده است تا هر روز تعداد بیشتری از مردم جامعه به دست فروشی ودوره گردی روی بیاورند.تقریبا در همه ی خیابان ها،کوچه هاویا محل های تردد سطح شهر،جلوی مغازه ها وپاساژهای بزرگ وکوچک روبروی بانک ها وفروشگاه ها،ادارات وسازمان های دولتی وحکومتی دست فروش ها حضوری پررنگ دارند.حتی در راه پیمائی ها ونماز جمعه نیز دست فروش ها حضوری پررنگ وفعال دارند ودر حاشیه خیابان هایی که محل عبور ویا تجمع افراد هستند این افراد بساط خود را پهن می کنند.در روزهایی که وابستگان حکومت گریبان چاک کرده وسرمست از ثروت های باد آورده حلقوم پاره می کنند وعليه این وآن شعار مرگ سرمی دهند بسیاری از دست فروش ها در آرزوی فروش یک دست لباس یا یک گیره ی موی سر جمعیت را نظاره می کنند.
واقعیت دردناک تبعیض وفقر وفلاکت مردم ایران در اثر بی تدبیریهای سران حكومت ودولت کودتایی زجری است که این مردم زحمت کش وقانع هر روز در گوشه وکنار خیابان هاوگذرها می کشند وتحمل می کنند.پیاده رو شهرهای کشور با حضوردست فروش هایی که با حداقل سرمایه وحداقل درآمددر برابرمتمول ترین افراد جامعه بساط پهن کرده اند مرورقصه ی تلخ وکهنه ی نابرابری وتبعیض است.دست فروش ها از هیچ برنامه ی حمایتی برخوردار نیستند.از یک طرف به دلیل عدم سرمایه نمی توانند سرمایه گذاری مناسبی در بخش تجارت وخرید وفروش وخرده فروشی های درآمد زا داشته باشند واز طرف دیگربه دلیل فشار فزاینده ی گرانی ها مجبورند ساعات های متمادی وطولانی در سرما وگرما به کار بپردازند.ماموران شهرداری ها نیزهر روز وچندین بار در روز برای این افراد مزاحمت ایجاد می کنند وبساط آنها را به هم می ریزند.در بسیاری مواقع نیز ماموران شهرداری اقدام به ضبط اجناس وکالاهای دست فروشان می کنند.ضبط اموال دست فروشان وبساطی ها برای این اقشار بسیار زیان بار است وچه بسا به قیمت نابودی کسب وکار آنها بیانجامد.زیرا این افراد به دلیل عدم پشتوانه ی مالی در تهیه اجناس برای فروش دوره گردی همواره با مشکل مواجهند.در واقع بساطی ها بدون سرمایه ،از راه اندک سود بدست امده مجبورند همه ی هزینه های سنگین زندگی خود وخانواده را بپردازند.بنابراین با یک حساب سرانگشتی وبا در نظر گرفتن مخارج روزانه ی زندگی نظیر هزینه ی خورد وخوراک، هزینه ی آب،برق تلفن وگاز واجاره بهاي منزل و… وبا درنظر گرفتن درآمد کم این افراد سختی معیشت ودست وپنجه نرم کردن این افراد با مشقات فراوان زندگی را محاسبه کرد.
هرچند درجامعه ی ما اصولا سازمان ها ونهادهای حکومتی به دلیل ساختار استبدادی حکومت ونظام حاکم برکشور اصولا از مردم هیچ گونه حمایتی انجام نمی دهند اما باید متذکر شد که اگر این سازمان ها ونهادها فکری به حال این افراد کم درآمد نکنند کانون بسیاری از خانواده ها از هم خواهد پاشید وبدون شک آثار زیانبار چنین مصیبتی بیش از پیش دامان جامعه را خواهد گرفت.
گزارشي از وضعيت فرهنگيان و آموزش و پرورش
معلمين از قشر آگاه و زحمت كش جامعه ما هستند و عليرغم اينكه از شيره جانشان جهت پرورش فرزندان و نوجوانان ما مايه ميگذارند همواره تحت شديدترين فشارهاي صنفي و مالي قرار دارند و جزو طبقه ضعيف جامعه و داراي زندگي زير خط فقر هستند و به همين دليل مجبورند حتي سه شيفته كار كنند تا خرج خانه زندگي خود و گذران زندگي شان را تامين كنند . عليرغم اين باز هم دولت اين قشر جامعه را از فشارهاي مالي و بي نصيب نگذاشته است . به طور مثال در استان بوشهر تاخیرهای چند ماهه در پرداخت حقوق معلمان حق التدریسی وجود دارد بطوريكه مشکلات زیادی برای آنها در زندگي شان ایجاد کرده است . شایان ذکر است كه برخي حقوق هاي معوقه به 6 ماه هم ميرسد .
اخيرا نيز دولت كودتا تغييراتي در سازمانكار مدارس بوجود آورده و با حذف مناصب كتابداري در مدارس كار آنها را روي دوش ساير معلمين قرار داده و معلمين علاوه بر تدريس بايستي ساعاتي از هفته خود را نيز براي كار كتابداري در مدارس اختصاص دهد كه اين هم نوعي از استثمار معلمين توسط اين دولت ميباشد . علاوه بر آن نيز براي اخاذي از اولياء دانش آموزان نيز روش هايي بكار گرفته اند كه طبقه پائين جامعه را به ستوه آورده و باعث اعتراض آنها شده است و عليرغم اينكه هنوز مدارس بازگشايي نشده است شعار نويسي جهت اعتراض به اين سياست هاي دولت در مدارس ديده ميشود .
به اين گزارش توجه كنيد :
سازمانكار مدارس و مشكلات معلمين و دانش آموزان و شعارنويسي و نصب دوربين در مدارس
يكي ازمعلمين مقطع راهنمايي در باره وضعيت مدارس چنين توضيح داد: تعديل نيرو در مدارس از طرف آموزش و پرورش از حذف كتابدارها شروع شد و سپس معاونت آموزشي را حذف كرد كه به جاي آن از معاونت پرورشي استفاده كند و براي كار كتابدارها از دانش آموزان و يا اينكه كتابدارها را مجبور ميكنند روزانه دوساعت به كار كتابداري نيز علاوه بر تدريس دركلاس بپردازد.از طرفي آموزش و پرورش سرانه را به مدارس معمولا با تاخير سه ماهه مي دهد و مديران براي هزينه هاي جاري مدرسه از اوليا به اين دليل كه بودجه نداريم و اين كارها هم بايد در مدرسه انجام شود از اوليا طلب مي كنند و هر كس به فراخور حال خود مي پردازد از صدهزارتومان تا پنج هزارتومان از ا وليا اخاذي مي كنند.از طرفي كلاسهاي پنجره باز است كه آموزش و پرورش دست مديران را باز گذاشته كه از اوليا بالاجبار هزينه دوساعت كلاس در هفته را بگيرند چون هر هفته بايستي سي و دو ساعت و يا سي وچهارساعت كلاس را دانش آموزان بگذرانند كه دوساعت از هزينه كلاس را از اوليا ميگيرند.وي درادامه افزود قرار براين شده بود كه حقوق معلمين را افزايش بدهند كه فقط سال گذشته را پرداخت كردند امسال اين را ندادند و آنهم سي و پنج هزارتومان بود كه هفده هزارتومان به ما رسيد. امسال هم كه خبري نيست. در مدرسه دولتي و غيردولتي شعارنويسي در دستشويي ها ديده مي شود و نصب دوربين در كلاسها براي كنترل معلمين و درمحوطه مدرسه براي كنترل دانش آموزان در اغلب مدارس دولتي و غيردولتي ديده مي شود.
به همين سبب دولت براي اينكه بتواند مدارس را نيز در كنترل خودش در بياورد و قشر آگاه جامعه را از مدارس بيرون كنند دست به استخدام سرسپرده هاي خودش در مدارس زده است كه به اين ترتيب يك معضل ديگر بر مشكلات معلمين محروم اضافه كرده است كه باعث شده اين معلمين مخارج خود را با گرفتن مشاغل ديگر تامين كنند .
به دو گزارش زير توجه كنيد :
دولت سرسپرده هایش را به زوردر آموزش وپرورش استخدام کرد
آزمون استخدامی آموزش وپرورش که خردادماه گذشته برگزار گردید،از همان روزهای نخست برگزاری با شبهات بسیاری روبرو بود.استخدام حدود 60 هزار نیرو در آموزش وپرورش آن هم در چند رشته ی خاص برای کارشناسان ومتقاضیان استخدام در آموزش وپرورش سوال برانگیزوپر از ابهام بود.زیرا در حالی که نیروهای حق التدریسی وبا سابقه ی 3تا 10 ساله در کشور به استخدام پیمانی ویا رسمی این وزارتخانه درنمی امدند پذیرش این تعداد نیرو در چند رشته ی خاص دارای ابهام بسیاری بود.نتایج این آزمون از هفته ی گذشته بتدریج در استان های مختلف اعلام وکار جذب نیروهای جدید آغاز شد.با معرفی نفرات پذیرفته شده مشخص گردید این آزمون در بهترین حالت با 20 درصد پذیرش علمی وقانونی وبراساس اصول صورت گرفته است وحدود 80 درصد پذیرفته شدگان با اعمال نظرهای خاص جذب وزارت آموزش وپرورش شده اند.وضعیت نامطلوب،اجرا،پذیرش ومصاحبه ودر نهایت اعلام اسامی نهایی پذیرفته شدگان این آزمون به حدی بود که برخی از نمایندگان دست نشانده حکومتی نیز تحمل این نحوه ی جذب را نداشته واعتراضات خود را به وزیر آموزش وپرورش بیان داشتند.آخرین خبرها حاکی از این است که نمایندگان حکومتی به دلیل افتضاح تاریخی آموزش وپرورش در جذب این تعداد نیرو قصد دارد وزیر آموزش وپرورش را استیضاح کند.امارهای اعلام شده از سوی مراجع رسمی نشان می دهد که پذیرش این نیروها در 80 درصد موارد کاملا برنامه ریزی شده وسازمان دهی شده صورت گرفته است. به طوری که تمامی افراد دارای سهمیه شهدا،ایثارگری،بسیجی،جانبازی واسیری بدون مرتبط بودن با رشته های مورد پذیرش آزمون ونیز اعلام شده برای برگزاری آزمون به استخدام وزارت آموزش وپروش درآمده اند.تخلف وتخطی از قانون در پذیرش افراد به حدی بوده است که صدای افراد دارای سهمیه را هم درآورده است. زیرا بیشتر این افراد تمایل داشتند در بخش های دیگر دولت استخدام شوند ویا در مقاطع دیگری از آموزش وپرورش استخدام شوند اما براساس جدول طراحی شده دولت کودتایی در بخش ها ی دیگری پذیرش شده اند.به نظر می رسد اگر نتایج این آزمون به طور جدی وقانونی بررسی شود اعمال نظر گسترده دولتی ها در این آزمون مشخص می شود وبدون تردید بسیاری از شبهات در مورد این آزمون رنگ واقعیت به خود می گیرند. به هر حال دولت کودتایی تمایل دارد با استفاده از این نیروهای وابسته بخود در آموزش وپرروش روند تربیتی وآموزشی کشور را به سوی تربیت نیروهای هوادار وحامی امت سازی برای ولایت فقیه سوق دهد.اما تجربه نشان داده که این گونه سیاست های دیکته شده در بلند مدت نتیجه ی عکس خواهد داد.حتی می توان پیش بینی کرد که در بین 80 درصد طرفدار وافراد سهمیه دار پذیرفته شده نیز تعداد بسیار زیادی مخالف عملکرد رژیم ودولت کودتایی اند.اما تنها به دلیل بهره مندی از مزایای استخدامی خود را همگام وهمراه با دولت ونظام نشان می دهند .
گزينش دوباره براي معلمين راه حلي براي اخراج معلمين ضد حكومتي
دولت کودتایی به منظور پاکسازی وزارت آموزش وپرورش از دبیران آزاد اندیش اقدام به گزینش دوباره معلمان کرده است.علی احمدی در دولت نهم وزارت آموزش وپرورش را به بهانه ی تعدیل نیرو ،وجودمعلمان اضافه،بازنشستگی وبازنشستگی پیش ازموعد از دبیران کارکشته وباتجربه خالی کرد.سیاست گروه افراطی حاکم برکشور برای امت سازی به نفع ولایت فقیه به گونه ای بود که طی چهار سال نخست رياست جمهوری احمدی نژاد تصفیه ها وبازنشستگی های اساسی در نهادها مختلف صورت بگیرد.این سیاست در وزارت آموزش وپروش به شدت از سوی علی احمدی دوست نزدیک محمود احمدی نژاد در نهاد آموزشی کشور به مرحله اجرا گذارده شد.به گونه ای که سال گذشته آموزش وپرورش با کمبود شدید نیرو مواجه شد. سیاست تغییر بنیادین در نظام آموزشی کشور با بازنشستگی وتصفیه معلمان دگر اندیش صورت گرفت.عدم افزایش حقوق ووضعیت بد معیشتی فرهنگیان موجب شکل گیری اعتراضات گسترده ی معلمان در سال 85 و86گردید.اما این اعتراضات صنفی در نهایت به شناسایی فعالین فرهنگی،بازداشت وزندانی کردن معلمان معترض،تبعید اعضای کانون صنفی وانحلال این کانون منجر گردید.پیامد نهایی این برخوردهای حذفی بازنشستگی های گسترده در سال های 86و87 بود.این بازنشستگی ها که ذیل پوشش اجرای نظام هماهنگ صورت گرفت درواقع اجرای مرحله ی دوم برخورد با فرهنگیان آزاد اندیش ومخالف سیاست های دولت احمدی نژاد بود.اکنون وبراساس گزارش های بدست آمده مرحله ی سوم این سیاست با اجرای برنامه گزینش مجدد فرهنگیان در حال کلید خوردن است.گفتنی است که انجام تغییرات به اصطلاح بنیادین در آموزش وپرورش با وجود فرهنگیان باتجربه وغیر وابسته به اندیشه های حلقه مصباح غیر ممکن است. به همین دلیل دولت کودتایی از طریق وزارت آموزش وپرورش سامانه ی گزینش مجدد دبیران را راه اندازی کرده است. تا به این وسیله فرهنگیان معترض را از آموزش وپرورش اخراج وکنار بگذارد.براساس گزارش های بدست امده مرحله ی چهارم طرح تحول بنیادین نظام آموزشی کشور،سپردن مراکز آموزشی به دانش آموختگان حوزه های علمیه است.تا با زمینه سازی طی چند سال همه ی نظام آموزشی کشور به حوزه علیمه واگذار گردد.در واقع اگر این برنامه دولت کودتایی اجرای سند چشم انداز ایران1414 است که طبق آن نظام آموزشی کشور باید از برنامه ریزی های به اصطلاح غربی مابانه تصفیه شود.طرحی کلی که از آن به اسلامی کردن علوم انسانی یاد می شود قرار است به این شکل وارد فاز اجرایی گردد.
يكي ديگر از فشارهايي كه روي جامعه معلمين و فرهنگيان جامعه وجود دارد برخورد طايفي كردن با اين قشر است بطوريكه دولت در آموزش و پرورش نيز بحث شيعه و سني را دامن زده و براي اين منظور بخشنامه اي به مدارس داده است .
به اين گزارش توجه كنيد :
بخشنامه محرمانه وزارت آموزش و پرورش: مديران مدارس به هيچ وجه نبايد سني باشند
وزارت آموزش و پروزش در نامه اي محرمانه که به ادارات آموزش و پروزش شهرستانها فرستاده دستور داده که مديران مدارس به هيچ وجه نبايد از اهل سنت باشند.
اين نامه که هفته گذشته ارسال شده از مسئولان ادارات آموزش و پروزش خواسته که از انتصاب مديران سني در مدارش خودداري کنند اين در حالي است که اهالي برخي از شهرستان هاي غربي و شرقي کشورمان به طور کامل از اهل سنت هستند .
علاوه بر تمامي مواردي كه ذكر شده روي جامعه فرهنگيان بلحاظ سياسي فشار مضاعف وجود دارد و معلمين زحمتكش جامعه را با اتهامات مختلف سياسي دستگير به بند مي كشند و ميخواهند آنها را از صحنه سياسي جامعه و آموزش و پرورش حذف كنند . در طي يك سال گذشته فرهنگيان آگاه و زحمتكش را به همين بهانه ها به زندان انداخته و بعضا به آنها حكم زندان طويل مدت داده اند . در اينجا به چند نمونه از اين فرهنگيان در بند در شهرهاي مختلف اشاره مي شو د :
تهران : یک سال از بازداشت رسول بداقی گذشت
به نوشته يكي از معلمين و از همكاران فرهنگي در بند رسول بداقي كه بيش از یک سال است که از بازداشت اين فرهنگي دلير كه عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان است می گذرد. او آموزگار اسلامشهر است که در 10/6/88 به اداره اش فراخوانده شد و سپس دستگیر گردید. رسول بداقی،سه فرزند دارد و الان ده ماه است که حقوق وی واریز نمی شود و خانواده اش در مضيقه هستدند . وي چندین ماه است که در زندان گوهر دشت کرج بسر می برد . وي را در دادگاه اولیه به 6 سال زندان و 5 سال محرومیت از کارهای اجتماعی محکوم كردند و هنوز دادگاه تجدیدنظر ایشان برگزار نشده است.
اسلامشهر : اسماعیل عبدی به دادگاه انقلاب فراخوانده شد
عبدی آموزگار ریاضی دبیرستان درشهرستان اسلامشهر است که پس از گفت وگو با یکی از رسانه های خارجی،44 روز را در بازداشت گذراند. او از تاریخ 29/2/89 تا 10/4/89 در زندان اوین بسر برد که مدت 33 روز از این بازداشت،زندان انفرادی بود. وی که هم اکنون با سپردن وثیقه ی 100 میلیون تومانی آزاد است،امروز 31/5/89 به دادگاه انقلاب شهرستان اسلامشهر فراخوانده شده است که باید در تاریخ 27/6/89 به این شعبه مراجعه نماید
مشهد : خبر ی از مهندس هاشم خواستار ، فرهنگی در بند
مهندس هاشم خواستار معلم بازنشسته ی هنرستان های منطقه ی شش مشهد و عضو کانون صنفی معلمان حدود يك سال قبل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگير و به دوسال زندان محکوم شد . وي عليرغم اينكه داراي بيماري ميباشد در طي اين مدت از حق مرخصی که حتی شامل زندانیان خطرناک نیز می شود محروم بوده است . اين فرهنگي دربند در اثر فشار خون بالا دچار مشكلاتي در بينايي اش شده است ه در تاریخ 29/2/89 در پی دیدار پزشک زندان وکیل آباد مشهد وي پس از ماه ها ، پنج شنبه 28/5/89 تحت تدابیر شدید امنیتی به بیمارستان ویژه ی چشم منتقل ميشود كه بدليل نبودن متخصص باز هم درماني روي او صورت نمي گيرد .
تهران : آخرین وضعیت معلم دربند محمود باقری،عضوهیات مدیره ی کانون صنفی معلمان
محمود باقری،عضوهیات مدیره ی کانون صنفی معلمان و آموزگارفیزیک منطقه چهار تهران ، در تاریخ 8/ 4/89 پس از فراخوان حراست منطقه ،بازداشت و به همراه نیروهای امنیتی به خانه می آید وپس از وارسی خانه به زندان اوین برده می شود .تا کنون با خانواده اش دیدار نداشته وتنها یک با ر تلفنی با آنها گفت و گو کرده است . باقری مسئول تشکیلات کانون صنفی معلمان است. همکاران وی او را انسانی فروتن ، توانمند ، دلسوز ، با انگیزه ، پی گیر، جستجو گر ، خوش برخورد ، نترس و نویسنده می نامند که فقط پیگیر مطالبت معلمین بوده است
سنندج : آخرین خبر از مختار اسدی،آموزگار دربند
مختار اسدی عضو کانون صنفی معلمان در تاریخ 7/4/89 بازداشت و به زندان اوین برده شد. وی تاکنون و در این 40 روز، سه بار تماس تلفنی داشته و خانواده تاکنون نتوانسته اند با او دیداری نمایند. پیرامون دو هفته پیش برادر مختار از شهرستان به تهران آمد و با رجوع به دادگستری فرم درخواست ملاقات را پر کرد اما تاکنون هیچ گونه اطلاعی درباره ی تاریخ دیدار داده نشده است.
از سویی اسدی به همراه همسر فرهنگی خود،سال گذشته درخواست انتقالی به شهرستان داشته اند که چندی پیش که نتیجه ی انتقالی ها روشن شد،با انتقالی همسر اسدی موافقت شده اما درخواست خودش پذیرفته نشده است. این موضوع و بلاتکلیفی،برای همسر ایشان، کار را بیش از پیش سخت، وگذران این روزهای پر از دل نگرانی را دشوارتر نموده است. مختار اسدی دارای دوفرزند است و از اهالی سنندج می باشد.
حکم زندان محمد داوری – این معلم خوش رو و مهربان – و سخنان جان سوز مادرش،
بازداشت باغانی این شیر مرد مبارزات صنفی
زنداني و حبس كردن بهشتی مرد اندیشه مدار کانون
ورشکستگی 700 بنگاه پس از هدفمند سازی یارانه ها
دولت فقط از برخی صنایع حمایت میکند
اردلان صیامی

تنها چند روز مانده به شروع هدفمند سازی یارانه ها، دولت برنامه کمک به صنایع در دوره بعد از هدفمند سازی رااعلام کرد. تا پیش از این عموم صنایع حق دریافت کمک های دولتی را داشتند، اما در برنامه جدید تنها 23 گروه از صنایع که سوخت بالایی مصرف میکنند زیر چتر حمایتی قرار میگرند ومابقی باید با شرایط موجود خود را وفق دهند.اینگونه است که یک مقام دولتی از زیان ده شدن 700 بنگاه اقتصادی سخن میگوید؛ این در حالیست که تحلیل گران وکارشناسان معتقدند میزان ورشکستگی واز دور خارج شدن بنگاههاپس از هدفمند سازی بیش از این مقدارست.
بهروز مرادی، مدیر عامل سازمان هدفمندسازی یارانه ها گفته است که توزیع نقدی یارانه ها از اول مهر شروع می شود و بعد از حذف یارانه ها ۷۰۰ بنگاه اقتصادی دچار زیان خواهند شد. آقای مرادی که ریاست سازمان تازه تاسیس هدفمندی یارانه ها را بر عهده دارد، مسئول اجرای برنامه حذف یارانه ها و توزیع یارانه های نقدی و غیرنقدی است.مدیر عامل سازمان هدفمندی یارانه ها گفته است برای جلوگیری از زیاندهی بنگاههای اقتصادی بخشی از درآمد ناشی از افزایش قیمت ها به صورت وام در اختیار این بنگاهها قرار خواهد گرفت.
فهرست صنایع آسیب پذیر
در همین راستا به گزارش مهر، رئیس ستاد تحول وزارت صنایع و معادن از آغاز پرداخت تسهیلات یارانه‌ای به واحدهای آسیب پذیر صنعتی و معدنی از آبان ماه امسال خبر داده است. وی در پاسخ به پرسشی درباره تاثیر فاصله زمانی میان اجرای طرح هدفمندی یارانه ها تا تخصیص منابع حمایتی به بنگاهها، گفته است: “از آنجایی که تغییر قیمت حاملهای انرژی در قبوض آخر آبان ماه واحدهای تولیدی منعکس می شود با اجرای این طرح شاهد افزایش یکباره قیمتها نخواهیم بود.”
به گفته وی “از آنجا که تولیدات واحدهای تولیدی 3 تا 4 ماه بعد وارد بازار می شوند، از این رو پس از گذشت این زمان افزایش قیمت تمام شده کالاها در قیمت بازاری کالاها خود را نشان می دهد.”
از نظر این مقام مسوول، بنگاههای آسیب پذیر شامل رشته فعالیتهایی هستند که با افزایش هزینه (مستقیم و حمل و نقل) یا کاهش تقاضا، بیشترین زیان را می بینند.این بنگاهها برای ادامه فعالیت در بازار رقابتی قادر نیستند افزایش هزینه های خود را در قیمت نهایی کالاها لحاظ کنند که از جمله دلایل آن ثبات قیمت مواد اولیه در دیگر رشته های صنعتی و جلوگیری از افزایش تورم و زیان خانوارهاست. بدین ترتیب این افزایش هزینه، آنها را آسیب پذیرتر می کند. نساجی، ظروف شیشه‌ای، چینی، کاغذ و چوب، فولاد، مس، آلومنیوم، فروآلیاژ، سرب، روی و ریخته گری، سیمان، کاشی سرامیک، شیشه تخت، چینی بهداشتی، آجر، گچ، آهک و سنگ، قند و شکر، روغن نباتی، لبنیات، صنایع شیمیایی شناسایی شده به عنوان صنایع آسیب پذیر هستند.
در قانون هدفمندی یارانه ها آمده است که 30 درصد از درآمد حاصل از اصلاح قیمت حاملهای انرژی در سال اول اجرا – معادل 6 هزار میلیارد تومان – به بخشهای مختلف اقتصاد کشور اختصاص می یابد.
پرداخت فقط در موارد استثنایی
به نوشته تحلیل گر بی بی سی تا به حال تصور می شد دولت بخشی از درآمدهای حاصل از افزایش قیمت ها را در اختیار واحدهای تولیدی قرار می دهد تا آنها بتوانند بخشی از هزینه های خود رااز این طریق تامین کنند اما اکنون دولت می گوید جز موارد استثنایی پولی به صنایع پرداخت نخواهد کرد.
بنا بر این گزارش “بخش عمده ای از صنایع قدیمی هستند یا به دلیل ارزان بودن انرژی در ایران، از تجهیزاتی استفاده می کنند که مصرف انرژی در آنها بالاست. همین صنایع محصولاتی تولید و به بازار عرضه می کنند که مصرف انرژی آنها نیز بالاست. این صنایع با مشکل دو چندانی رو به رو هستند. یعنی هم باید در مدتی که قیمت انرژی افزایش می یابد، هزینه های خود را کاهش دهند تا از پس افزایش قیمت ها بربیایند و هم با تغییر تجهیزات و تکنولوژی، میزان مصرف انرژی خود را کاهش دهند. شاید مدیران صنایع بتوانند با کاهش هزینه های تولید، نظیر کاهش تعداد کارگران و بالا بردن قیمت ها، واحدهای تولیدی خود را سرپا نگهدارند اما مشکلاتی نظیر تحریم ها و کمبود نقدینگی مانع بزرگی بر سر نوسازی و بازسازی صنایع ایران است. در چنین شرایطی، مدیران صنایع چاره ای ندارند جز آنکه امیدوار باشند، هم وضع اقتصادی کشور بهبود پیدا کند، و هم شرایط به گونه ای تغییر کند که تحریم ها بین المللی برداشته شود و آنها بتوانند تجهیزات مورد نیاز خود را از بازارهای بین المللی تامین کنند.”
محاسبه قیمت تمام شده
در همین راستا سایت فرارو در گزارشی به نقل از حسین شوقی یک مدیر صنعتی فعال در بخش فولاد نوشت: “مسأله مهم درخصوص نحوه اجراي هدفمند کردن یارانه ها، يافتن پاسخ براي سئوالاتي از اين قبيل است که دولت چگونه باید هزينه هاي تمام شده محصول را با اصلاح قیمت ها پس از تصويب نهائي طرح انجام دهد و فازبندی آن چگونه بايد باشد؟ آیا باید به طور مجزا و در مراحل مشخص انجام شود يا به طور تدریجی؟ آيا مي توان آن را به طور ناگهانی اجرا کرد؟ مثلا قیمت برق را به یکباره برای صنایع افزایش داد یا به صورت تدریجی؟ چه سطح قیمتی را باید مبنای اصلاح قیمت ها قرار داد؟ آيا مي بايست قیمت حوزه خلیج فارس را مبنا قرار داد یا قیمت های جهانی؟ و… که این موارد هم مباحثي است كه نياز به مطالعات عميقتري دارد.ودر این خصوص دولت هیچ گونه اطلاع رسانی نمیکند. این در حالی است که صنایع برای هر خط تولید باید از شش ماه پیش برنامه ریزی های لجستکی خود را انجام دهد که به خاطر فقدان اطلاعات دقیق ومشخص نبودن میزان وچگونگی حمایت دولت باید با شوک بزرگی در صنایع پس از هدفمند سازی روبه شویم.”
اما محمد رجایی مدیرعامل فولاد مبارکه اصفهان در گفت گو با روزنامه دولتی ایران اینگونه پاسخگوی نگرانی ها بوده است: “اجرای این قانون بطور طبیعی تاثیرات خاص خود را دارد و بر روی تمامی بخش های اقتصاد کشور تاثیر گذار است. بخش فولاد هم استثنا نیست با توجه به مصرف انرژی بالا در تولید فولاد طبعا هزینه های تولید هم افزایش می یابد. در شرایط فعلی نیز این هزینه ها در حال افزایش است با این حال رو به رشد هستیم. بررسی های لازم را انجام داده ایم و برنامه هایی هم در این زمینه داریم. اما باید قیمت دقیق انرژی پس از حذف یارانه مشخص شود تا بگوییم با خطر جدی مواجه هستیم یا خیر. فعلا در جهت افزایش تولید در حال حرکت هستیم و برنامه در جهت رشد تولید است. تاکید دارم اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها را به نفع صنعت کشور است. اگر این قانون در اجرا موفق باشد سود آن نصیب صنایع می شود که فولاد نیز منفعت لازم را خواهد برد.”
مهم ترین نکته در خصوص تاثیر پذیری صنایع وبنگاهها از هدفمند سازی یارانه ها، افزایش قیمت سوخت است که در صنایعی که به سوخت برای کوره وخط های داغ ونبرد نیاز دارند حیاتی است. اما به طور کلی افزایش قیمت سوخت بر حمل ونقل تاثیر مستقیم میگذارد وصنایع هم به طور کلی از این افزایش حمل ونقل که بر مواد اولیه سایه میافکند تاثیر می گیرند.
به گزارش خبر آن لاین، پدرام سلطانی عضواتاق بازرگانی در این خصوص گفته است: “کتمان نمی توان کرد که اجرای طرح هدفمندی یارانه ها بار تورمی برای کشور در پی خواهد داشت، اما این سئوال مطرح است که در فضای رکود تورمی که فضای نامناسبی برای اجرای هدفمندی یارانه‌هاست آیا می‌شود با اتکا به سیاست های انقباضی عمل کرد، در این حالت تکلیف رکود چه می‌شود؟ به نظر می‌رسد چرخه معیوبی در حال شکل گیری است، بدین معنی که هدفمندکردن یارانه‌ها تورم را به وجود می‌آورد و تورم هم در فضای رکودی بنگاه‌ها را بیشتر به سوی رکود هدایت می‌کند. به هر حال سیاست انقباضی، رکود و تورم را تشدید می‌کند. بنابراین پیش‌بینی می‌ شود که تورم نسبتا بالا رود و اثرات تورمی بر بنگاه‌های اقتصادی به شکل‌های گوناگون نمود یابد. افزایش هزینه‌های اداری، هزینه‌های عمومی، هزینه‌های فروش از این جمله تاثیراتی هستند که این امر بر سودآوری بنگاه‌ها تاثیر منفی خواهد گذاشت.”
سهم یارانه هر ایرانی
تابناک – بررسی جدیدترین برآوردها نشان می دهد: میزان ماهیانه یارانه نقدی هر یک از اقشار آسیب پذیر حدود 44 هزار تومان و سایر اقشار جامعه حدود 24 هزار تومان خواهد بود.
به گزارش مهر، بر اساس دستور دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران یارانه نقدی از اول مهرماه امسال یعنی پنجشنبه هفته جاری به حساب سرپرست خانوار واریز می شود.
برآوردهای انجام شده نشان می دهد دولت در مرحله اول به حدود 61 میلیون ایرانی یارانه نقدی پرداخت خواهد شد، البته دولت قصد دارد یارانه نقدی را به حساب سرپرست خانوار واریز کند.
براساس قانون هدفمندکردن یارانه‌ها، 50 درصد از درآمد حاصل از اصلاح قیمت حاملهای انرژی به مردم ( به صورت یارانه نقدی و غیر نقدی)، 30 درصد به تولیدکنندگان و 20 درصد به دولت به منظور جبران آثار آن بر اعتبارات هزینه ای و تملک داراییهای سرمایه ای اختصاص می‌یابد.
برهمین اساس، اگر 50 درصد اعتبار 20 هزار میلیارد تومانی هدفمندی یارانه ها را محاسبه کنیم، رقم 10 هزار میلیارد تومان به‌دست می‌آید که بابت یارانه نقدی به مردم تخصیص خواهد یافت.
مبلغ یارانه نقدی در صورت توزیع مساوی؛ ماهانه 27322 تومان
حال اگر فرض را بر این بگیریم که حدود 61 میلیون ایرانی که فرم اطلاعات اقتصادی را پر کرده اند، یارانه نقدی بگیرند، در این صورت هر ایرانی – در صورت توزیع برابر یارانه نقدی میان مردم – 163هزار و 934 تومان یارانه نقدی در سال آینده خواهد گرفت.
همچنین اگر رقم 163هزار و 934 تومان را بر 6 ماه باقی مانده از سال تقسیم کنیم، رقم 27 هزار و 322 تومان حاصل می شود که سهم هر ایرانی از یارانه نقدی در ماه – درصورت توزیع مساوی یارانه بین ایرانیان – خواهد بود.
مبلغ یارانه نقدی اقشار آسیب پذیر
باتوجه به اظهارات شمس الدین حسینی وزیر امور اقتصادی و دارایی مبنی بر اینکه 10.5 میلیون نفر قشر آسیب پذیر و تحت پوشش نهادهای حمایتی از یارانه بیشتری برخودار خواهند شد. براساس برنامه دولت، یارانه نقدی این قشر بیش از 10 درصد سایر اقشار جامعه خواهد بود.
حال سهم این 10.5 میلیون نفر از 61 میلیون نفر کل مشمولان دریافت یارانه در مرحله اول حدود 17 درصد می شود که با اضافه شدن 10 درصد دیگر، سهم 27 درصدی از رقم 10 هزار میلیارد تومان میزان یارانه نقدی اقشار آسیب پذیر را مشخص می کند. برهمین اساس، احتمالا 2700 میلیارد تومان یارانه نقدی میان اقشار آسیب پذیر توزیع خواهد شد.
بدین ترتیب رقم یارانه نقدی هر یک از اقشار آسیب پذیر سالیانه 257 هزار و 142 تومان می شود. به عبارتی، اگر این رقم را بر 6 ماه باقی مانده از سال تقسیم کنیم، رقم یارانه نقدی ماهانه هر یک از افراد این قشر جامعه حدود 43 هزار تومان می شود.
مبلغ یارانه نقدی سایر اقشار
در عین حال، رقم یارانه نقدی 50.5 میلیون ایرانی دیگر نیز از رقم 7300 میلیارد تومان اعتبار باقی مانده تامین خواهد شد. سهم هر نفر از این رقم در شش ماه باقی مانده از سال 144 هزار و 554 تومان – یعنی ماهانه حدود 24 هزار تومان – خواهد بود.
پیش از این وزیر امور اقتصادی و دارایی گفته بود: مبلغ یارانه نقدی تعیین شده است ولی فعلا اعلام نمی کنیم، ضمن اینکه ظاهرا قرار است رئیس جمهور به صورت رسمی مبلغ یارانه نقدی هر ایرانی را اعلام کند.
اعتراض به اخراج کولی‌ها از فرانسه همچنان ادامه دارد
حدود ۱۵۰معترض به اخراج کولی‌ها از فرانسه به بلغارستان، در مقابل سفارت فرانسه در صوفیه تجمع کردند. اتحادیه کولیان بلغارستان می گوید این کولیان هیچ جنایتی مرتکب نشده بودند که از فرانسه رانده شدند. ۱۲ سازمان مربوط به کولی‌ها، روز شنبه با امضای نامه‌ای در این زمینه خطاب به نیکلا سارکوزی رئیس‌جمهوری فرانسه بار دیگر اعتراض خود را به اخراج کولی‌ها از این کشور ابراز کردند. دولت فرانسه دو هفته‌ گذشته، دست‌کم یک هزار کولی را که از کشورهای اروپای شرقی به فرانسه مهاجرت کرده بودند، به زادگاهشان بازگرداند. با اینکه این اقدام فرانسه واکنش بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه اروپا را به دنبال داشت اما دولت فرانسه گفته است، این افراد بدون مجوز در این کشور به‌سر می‌برُدند و قادر به یافتن شغلی نبودند.
قانون ارتقای بهره‌وری کارکنان بالینی، بدون استخدام پرستاران هیچ است
ایلنا- بیش از 80 درصد جامعه پرستاری را زنان تشکیل می دهند که توانایی انجام اضافه کار ندارند./کاهش ساعت کار و محاسبه 5/1 برابری در نوبت هاي شب و ايام تعطيل امکان‌پذیر شود./عده ای دستورات رئیس جمهور را اجرا نمی کنند.
عضو شورای عالی نظام پرستاری گفت: جامعه پرستاری از وکلا و نمایندگان خود در مجلس انتظار دارد. برای اجرایی شدن قانون ارتقای بهره وری نیروهای بالینی با تصویب استخدام پرستاران اقدام کنند، در غیر این صورت این قانون هیچ ارزشی ندارد.
به گزارش خبرگزاري ايلنا، سیف علی نصرتی با اشاره به رد شدن استخدام پرستاران در کمیسیون تلفیق مجلس افزود: مهمترین بندهای قانون ارتقای بهره وری که موضوع رفع کمبود نیرو و استخدام پرستار بود به پیشنهاد اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در آن گنجانده شد. حتی سخنگوی این کمیسیون نیز در روز تصویب قانون ارتقای بهره وری از آن به عنوان یک از علمی ترین قوانین مجلس یاد کرد. بنابراین تعجب آور است که در مرحله عمل در تدوین برنامه پنجم توسعه با استخدام پرستاران موافقت نکرده اند.
رئیس هیئت مدیره نظام پرستاری تبریز تصریح کرد: اجرا نشدن قوانین پرستاری مصوب مجلس جز ایجاد یأس و نا امیدی در جامعه پرستاری و بی اعتمادی آنان به وعده ها و قول های مسئولان نتیجه دیگری ندارد.
او استخدام 23هزار پرستار را لازمه اجرای قانون ارتقای بهره وری دانست و افزود: رئیس جمهور در مراسم روز پرستار سال گذشته در خصوص اعتبار مورد نیاز برای اجرای قانون ارتقای بهره وری اعلام کرد” این رقم در برابر یک شب بیداری پرستار مطلقاً ارزشی ندارد.” ولی جای تأسف دارد که عده ای دستورات رئیس جمهور را اجرا نمی کنند.
نصرتی با بیان اینکه خواست جامعه پرستاری اجرای قانون ارتقای بهره وری است افزود: پرستاران ما در تبریز حتی با امضای طوماری مطالبات خود را از مسئولان خواستار شده اند که مهمترین خواسته آنان نیز اجرای همین قانون است.
او گفت: وقتی قانونی به تصویب مجلس می رسد باید بسترهای لازم برای اجرای آن نیز فراهم شود که یکی از بسترهای اجرای قانون ارتقای بهره وری ورود تعدادی کادر جدید پرستاری به سیستم است تا کاهش ساعت کار و محاسبه 5/1 برابری در نوبت هاي شب و ايام تعطيل امکانپذیر شود.
رئیس هیئت مدیره نظام پرستاری تبریز گفت: در هر صورت باید زمینه اجرای قانون از طریق لایحه مجدد دولت یا طرح جدید مجلس یا هر شیوه قابل ارائه دیگری فراهم شود.
او افزود: سازمان نظام پرستاری برای پیگیری امور پرستاری تشکیل شده و وظیفه حمایت از حقوق پرستاران را بر عهده دارد و ادامه شرایط فعلی باعث خدشه دار شدن دیدگاه پرستاران نسبت به سازمان صنفی خود می شود. بنابراین ما مسئولیت داریم تا از حقوق پرستاران دفاع کنیم.
نصرتی در خصوص پرداخت اضافه کار به پرستاران گفت: بیش از 80 درصد جامعه پرستاری را زنان تشکیل می دهند که به لحاظ جسمی و خانوادگی توانایی انجام اضافه کار ندارند.
عضو شورای عالی نظام پرستاری تصریح کرد: از نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی انتظارداریم برای ارتقای کیفیت خدمات پرستاری و رفع موانع خدمتی پرستاران و زمینه سازی اجرای قوانین پرستاری و خدمت رسانی به مردم تلاش کنند.
در طومار كارگران بازنشسته به رئيس مجلس عنوان شد: بگوييد همان 6 درصد را بدهند
ایلنا- از شعار خسته شده‌ايم؛ وزارت رفاه و سازمان تامين اجتماعي همان 6 درصد افزايش مستمري را هم بعد از گذشت 6 ماه از سال پرداخت نكرده است/ آقاي لاريجاني مداخله كنيد.
رئيس كانون كارگران بازنشسته تامين اجتماعي استان قم از عدم پرداخت افزايش 6 درصدي مستمري بازنستگان سازمان تامين اجتماعي خبر داد.
محمد فاضل تركان در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا افزود: جاي تاسف است كه وزارت رفاه و سازمان تامين اجتماعي همان 6 درصد افزايش مستمري را هم بعد از گذشت 6 ماه از سال پرداخت نكرده است.
وي تصريح كرد: تامين اجتماعي در دوره مديريت گذشته دچار مشكلات عديده‌اي شده است اما اين موضوع به دولت مربوط مي‌شود و بازنشستگان نمي‌تواند از حقوق قانوني و شروع خود بگذرند.
تركمان با بيان اينكه از شعار خسته شده‌ايم، گفت: مسوولان كانون بازنشستگان تامين اجتماعي تهران كه دسترسي بيشتري به مديران ارشد دارند فقط شعار مي‌دهند و از عمل خبري نيست.
رئيس كانون كارگران بازنشسته تامين اجتماعي استان قم با اشاره به ارسال طومار اعضاي اين كانون به رئيس مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: در اين طومار مراتب اعتراض خود را به عدم پرداخت افزايش 6 درصدي مستمري‌ها اعلام كرده و خواستار دخالت آقاي لاريجاني شده‌ايم.
حقایق ناگفته‌‌ی هدفمند کردن یارانه‌ها
دویچه وله : به رغم ادعاهای محمود احمدی‌نژاد در مورد تاثیر آنی و مثبت اجرای طرح “هدفمند کردن یارانه‌ها” هشدار نسبت به عواقب ناگوار این طرح هر روز افزایش می‌یابد. یکی از نمایندگان مجلس می‌گوید نباید حقایق این طرح را از مردم پنهان کرد.
محمود احمدی‌نژاد سیزدهم مرداد ماه ضمن انتقاد از کسانی که به زعم او تلاش دارند مردم را از عواقب اجرای قانون موسوم به هدفمند کردن یارانه‌ها بترسانند گفت «با اجرا کردن این قانون زندگی مردم از همان روز اول بهبود خواهد یافت.» این سخنان با انتقادهای شدیدی حتا از سوی کسانی مانند دبیر شورای نگهبان که خود را از حامیان سرسخت احمدی‌نژاد معرفی می‌کند، روبرو شده است.
“دوران ریاضت” و انتظار “کار خدا”
احمدی‌نژاد در سخنانی که در سفر استانی هیات دولت به همدان ایراد می‌شد در مورد پیامدهای هدفمند کردن یارانه‌ها اظهار داشت «اینگونه نیست که ابتدا مردم را تحت فشار قرار دهیم و سپس مردم به روال عادی بیفتند.» او ادعا می‌کند «با اجرای این قانون در سراسر ایران زمین حتی یک فقیر هم پیدا نخواهد شد.»
روز جمعه ۲۶ شهریور، آیت‌الله احمد جنتی در مراسم نماز جمعه تهران گفت با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها «دورانی شبیه به ریاضت را پیش رو داریم.» دبیر شورای نگهبان می‌گوید «دولت باید در اجرای این قانون تلاش کند تا تنش‌ها و آسیب‌ها به قشر محروم به حداقل برسد.» ظاهرا این دوران “شبیه به ریاضت” در نظر احمد جنتی چنان سخت خواهد بود که تاکید می‌کند «هدفمندی یارانه‌ها کاری است که دست خداست و نه دست دولت، نه مجلس، نه رهبری و نه مردم . باید منتظر باشیم که خدا این کار را درست کند.»
کتمان تبعات منفی هدفمند کردن یارانه‌ها
روز ۲۷ شهریور ۸۹، عزت‌الله یوسفیان، عضو کمیسیون برنامه و بودجه در انتقاد به این تناقض‌گویی‌ها گفت «بهتر است مردم را با روند اجرای این طرح آشنا کنیم و این درست نیست که یک مسئول از نبود مشکل در اجرای طرح سخن بگوید و دیگری نتیجه اجرای آن را دوران ریاضت عنوان کند.»
یوسفیان در مورد اظهارات احمدی‌نژاد می‌گوید «ادعای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها بدون ایجاد مشکل برای مردم صحیح نیست و ما قطعا با مشکل مواجه خواهیم بود.» او با اشاره به این که تبعات منفی اجرای این قانون را نمی‌توان کتمان کرد می‌افزاید «درست نیست برای آنکه به مردم شوک وارد نشود، حقایق هم گفته نشود.»
از دست رفتن فرصت‌ها
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس معتقد است دست‌کم در سال‌های نخست اجرای طرح یاد شده مشکلات مردم افزایش خواهد یافت. یوسفیان به خبرگزاری مهر گفت «اگر گفته می‌شود که زندگی مردم بهبود می‌یابد یا اینکه فقر از بین می‌رود برای زمان آغاز طرح نیست، چرا که هدف از این طرح آن است که رفته رفته یارانه‌ها از دست ثروتمندان گرفته شده و به دست دهک‌های پایین برسد»
عزت‌الله یوسفیان ادعاهای احمدی‌نژاد را در مورد نبود مشکلات “در حد حرف” ارزیابی می‌کند و با انتقاد از تعلل دولت می‌افزاید «اگر اجرای این طرح تا آبان آغاز نشود دولت زمان را در سال جاری برای اجرا از دست خواهد داد. همچنین نتیجه این تاخیر فشار بیشتر بر مردم است.»
ناتوانی دولت در اجرای قانون
دولت تا کنون در مورد نحوه‌ی پرداخت نقدی یارانه ها و زمان آن وعده‌های مختلفی داده است که هیچ یک عملی نشده است. یکی از این وعده‌ها انجام پرداخت‌ها پیش از اجرای طرح و افزایش قیمت‌ها بود. همچنین قرار بود این طرح در مهرماه به اجرا گذاشته شود. در روزهای اخیر انتقادها در مجلس به تعلل دولت در اجرایی کردن این قانون افزایش یافته است.
هفته‌ی گذشته ناصر موسوی لارگانی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس “تاخیر در اجرای قانون را موجب تحمیل فشار مضاعف ناشی از افزایش قیمت‌ها به مردم” عنوان کرد و از دولت خواست زمان دقیقی برای واریز یارانه‌ی نقدی به حساب شهروندان اعلام کند. دولت قرار است از حذف یارانه‌ها و آزاد سازی قیمت‌ها تا پایان سال ۲۰ هزار میلیارد تومان درآمد داشته باشد. صاحب‌نظران معتقدند با موکول کردن اجرای این طرح به چند ماه پایانی سال فشار اقتصادی در مدتی کوتاه بسیار شدیدتر خواهد بود.
تاثیر منفی بر قشرهای متوسط و پایین
بسیاری از نمایندگان مجلس می‌گویند خطر “شوک” اقتصادی هدفمند کردن یارانه‌ها هر روز افزایش می‌یابد. حسن غفوری‌فرد عضو هیئت رئیسه مجلس ده روز پیش تهدید کرد، در صورت عدم اجرای این قانون از مهر ماه، مجلس با استفاده از ابزارهای نظارتی خود این مسئله را به صورت جدی پیگیری می‌کند.
همزمان با این سخنان مجید نصیرپور یکی از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به ناتوانی دولت در اجرای این قانون و تبعات اجرای ناقص آن پیشنهاد می‌کند «دولت با ارائه اصلاحیه فوریت دار برای قانون هدفمندی یارانه‌ها از مجلس بخواهد که اجرای آن را تا اطلاع ثانوی متوقف کند.» او می‌گوید «دولت در زمان حاضر بیشتر به فکر توزیع پول نقد و ایجاد ارتباط عاطفی میان دولت و مردم است و با این روش‌ها هیچ گونه اصلاح اقتصادی در کشور اتفاق نمی‌افتد.»
نگرانی از ناخشنودی کارگران و کارمندان
نصیرپور اعتقاد دارد در شرایط رکود اقتصادی کنونی اجرای این قانون تاثیرات منفی زیادی را بر اقشار متوسط و پایین دست خواهد گذاشت و تورم را باز هم افزایش خواهد داد. ظاهرا این‌ها بخشی از حقایقی هستند که دولت احمدی‌نژاد، آنچنان که عضو کمیسیون برنامه و بودجه می‌گوید از مردم پنهان می‌کند.
اصغر گرانمایه پور نایب رئیس کمیسیون یاد شده روز ۲۷ شهریور اظهار داشت «قریب به ۷۰ سال است که در دنیا اقتصاد یارانه‌ای جواب نداده و کنار گذاشته شده.» او با بیان این که «اقتصادهای یارانه‌ای معمولا دولتی بوده و موجب حجیم‌تر شدن روزافزون دولت‌ها می‌شود» اصلاحات اقتصادی را یک “جراحی بزرگ” و ضروری عنوان می‌کند که “دردهای آن را باید تحمل کرد”.
گرانمایه‌پور می‌افزاید «کارمندان و کارگران شهرنشین بیشترین آسیب را از بابت هدفمند کردن یارانه‌ها خواهند پذیرفت.» ظاهرا نگرانی از پیامدهای احتمالی همین فشارها یکی از دلایل تعلل دولت در اجرایی کردن این قانون است.
ذبح بيمه كارگران ساختماني در مقابل شهرداري‌ها
ايلنا- بیمه کارگران ساختمانی معادل کاهش سود بسازوبفروش‌ها و احتمالا کاهش درآمدهای شهرداری‌ها است. درآمدهایی که با وجود افزایش 25 تا 50 درصدی عوارض، حق دفع پسماند و هزاران عوارض دیگر، همچنان برای شهرداری‌ها ناکافی می‌نماید.
بهانه ایجاد تامین اجتماعی در ایران برای قشر کارگر را کارگران ساختمانی ایجاد کردند. اعلامیه‌های منتشره در دوران مشروطه نشان می‌دهد که در همان زمان هم گروه‌ها و افراد بسیاری به دنبال ایجاد آرامش منشعب از بیمه برای این دسته از کارگران بودند، اما سوال اصلی اینجاست که چه علل و عواملی سبب شده است که با گذشت بیش از یک قرن، بانیان تامین اجتماعی خود از حداقل‌های لازم برای یک زندگی آبرومند محروم باشند.
آمار منتشره از سوی مراجع و مراکزی چون تامین اجتماعی و وزارت کار به خوبی نشان می‌دهد که بیشترین حوادث کار برای کارگران ساختمانی اتفاق می‌افتد. کارگرانی که بر اثر سقوط از داربست، افتادن اجسام و اشیا و سایر حوادث کار، یا جان خود را از دست می‌دهند یا این‌که به دلیل نقص عضو، برای مدتی که گاه تا پایان عمر طول می‌کشد، توانایی کار و امرار معاش را از دست می‌دهند. جالب‌تر این‌که خانواده‌های همین دسته از کارگران، پس از نقص عضو و یا مرگ، از هیچ حمایت قانونی بهره نمی‌برند و باید چشم به دستان نهادهایی چون کمیته امداد بدوزند که تا پایان عمر به آنها صدقه دهند.
روز جهانی کارگر یا همان یازدهم اردیبهشت امسال با هدف حمایت از همین کارگران، در ایران به نام کارگران ساختمانی نام‌گذاری شد. قرار بود تا در این روز و همچنین روزهای پیش از آن که به نام هفته کارگر شناخته شده است، کارگران یک صدا از کارگر ساختمانی حمایت کنند تا مسوولان را وادار به انجام خواسته‌ای کنند که سال‌هاست با بی‌توجهی، خانواده‌های بسیاری را شب‌ها گرسنه به بالین فرستاده است. موضوع البته آنچنان که کارگران می‌خواستند پیش رفت. رئیس جمهور دستور اجرای قانون بیمه کارگران ساختمانی را داد و وزیر رفاه و تامین اجتماعی که هم آن روزها و هم امروز، مشغله تغییر مدیران تامین اجتماعی وی را از موضوع رفاه کارگران بازداشته است، وعده داد که بزودی همه کارگران ساختمانی آن گونه که مجلس خواسته است، بیمه خواهند شد. کارگران پیروزمندانه و امیدوار به خانه‌ها بازگشتند، اما این تازه اول راه بود.
4 ماه از دستور رئیس جمهور و وعده محصولی گذشته است. در این مدت کارفرمایان بخش ساختمان یا همان بساز و بفروش‌های سابق جنجال‌ها درست کردند که اجرای این قانون و آنچه آنها 30 برابر کردن نرخ بیمه می‌نامیدند، بخش ساختمان و مسکن را فلج خواهد کرد. البته خارج از جنجال‌های رسانه‌ای، لابی‌های قدرتمند این دسته هم شروع شد. شوراهای شهرها نخستین اهداف این دسته برای لابی‌گری بودند. ارتباط همیشگی این کارفرمایان با شهرداری‌ها که برای اخذ مجوزها، به ارتباطی همیشگی بدل شده است، سبب شد تا به سرعت این مذاکرات و تعامل‌ها جواب دهد و بار دیگر بیمه کارگران ساختمانی، به محاق و بایگانی سپرده شود.
مجلس البته وارد موضوع شد. حق بیمه‌های وضع شده از 4درصد به یک درصد کاهش یافت تا شاید کارفرمایان به قانون تن دهند اما سنبه پرزورتر از آن بود که گمان می‌رفت و با وجود گذشت قریب یک ماه از مصوبه جدید، هنوز چیزی ابلاغ نشده است و طرفه این‌که هنوز کارگران معلق روی داربست مانده‌اند.
صورت مساله چندان پنهان نیست. رئیس شورای عالی استان‌ها به صراحت از آن پرده برمی‌دارد: «اين موضوع يكي از دلايلي است كه سبب مي‌شود بودجه شهرداري‌ها به علت صدور پروانه كمتر طبق برنامه محقق نشود. در شهر تهران كه وضعيت نسبتا خوبي حاكم است تنها 62 درصد بودجه پيش‌بيني محقق شده است و اين رقم در بسياري از شهرهاي ما چهل درصد بوده است.» چمران البته می‌خواهد دل کارگران را هم به دست آورد: «در شرايط كنوني افزايش بهاي بيمه كارگران ساختماني نه تنها به نفع آنان نيست بلكه به سود و منفعت بيمه گران است. مصوبه‌اي داشتيم كه براساس آن به دولت پيشنهاد شد بيمه كارگران ساختماني مسكوت بماند كه البته همانند وضعيت قبلي در حال اجراست و در جلسات هيات دولت نيز خواستيم تا اصلاحاتي را در اين زمينه انجام گيرد.»
البته نباید به بخش دوم چندان توجهی کرد، چرا که دلایل در همان بخش نخست آمده است. بیمه کارگران ساختمانی معادل کاهش سود بسازوبفروش‌ها و احتمالا کاهش درآمدهای شهرداری‌ها است. درآمدهایی که با وجود افزایش 25 تا 50 درصدی عوارض، حق دفع پسماند و هزاران عوارض دیگر، همچنان برای شهرداری‌ها ناکافی می‌نماید.
مسوولان باید یک بار و برای همیشه تکلیف خود را مشخص کنند. عزت و کرامت انسان‌ها برای آنها مهم است یا سودی که قرار است نصیب نهادهای متبوعشان شود.
ضرب وشتم یک جوان به اتهام دست فروشی
آسمان دیلی نیوز – روز شنبه ۲۷ شهریور در میدان آزادی ساعت ۱۲ ظهر ماموران لباس شخصی جوانی را که درگوشه ی خیابان مشغول دستفروشی بود وحشیانه مورد ضرب وشتم قرار دادند , آنها به فریادهای فرد جوان که میگفت برای تامین امرار معاش دست فروشی میکنم , توجهی نداشتند .
نقدی بر فعالیت محفلی
عمر مینائی

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – هرچند مدت زیادی است که بحث راهکارمناسب و تغییر شیوه کار کارگری و همچنین نحوه ی تشکل یابی درمیان فعالان و طبقه ی کارگر به امر روزمره کار و مباحث جمعی دسته جات وگروه های درگیر با مسایل کارگری تبدیل شده است اما کماکان راه و روش محفلی همچنان با اتکا بر فردگرایی و یارگیری درمیان دوست ، رفیق ونزدیکان جان سختانه به حیاتش ادامه می دهد. بدون آن که این منتخبین، معیارها وتوانمندیهای لازم برای فعالیت کارگری و یا تاثیرمثبتی در فعالیت های اجتماعی دارا باشند، به نحوی که بتوانند اطرافیان خود را متقائد کنند که مورد اعتماد و توانمند درامر یاری رساندن به اتحاد و همبستگی کارگران و زحمت کشان هستند. بیان این موضوع بدان معنا نیست که صداقت و فداکاری این دوستان زیرسوال رود بلکه هدف این است درنقدی همه جانبه سعی گردد که محفلیسم جان سخت به دورافکنده شود. برای روشن شدن این موضوع می توان به تعداد شرکت کنندگان درمجامع کمیته ها و همچنین اعلام اعضای آنان اشاره و بسنده کرد که خود گویای همه چیز است. نکته دیگر این است که بحث ما برسر دوری از این افراد و به حاشیه راندن آنان نیست بلکه واضح تر بگویم که ایجاد تشکل فعالین کارگری باید برای فعالیت وتشکل یابی وعضویت پذیری تعریفات خاصی ارائه دهد که از ابتدای ورود افراد، جایگاه و وظایفشان مشخص شود و دست اندرکارانش با تقسیم کارمنظم و قبول مسئولیت به فراخور ظرفیت و توانمندی اعضای متشکل درآن، درگیرودار مبارزه طبقاتی ازحداکثر ظرفیت مجموعه اعضایش استفاده کند و اساسا اعضا باید خود برای پیش برد امر مبارزه طبقاتی خود هرآنچه درتوان دارند بکارگیرند . دراین صورت است که درجریان کار، ضعفها وکمبودهای کاری زودتر نمایان و برآن غلبه خواهد شد. هر فعال جنبش کارگری تا خودش درگیرودار فعالیت روزمره کاری در ارتباط با طبقه کارگر و هم سو و همگام با زندگی سیاسی اجتماعی طبقه کارگر نباشد ودر پروسه فعالیتش برای آنان خوش نام وجای باور و یقین و پیشرو مناسب در مبارزه علیه ستم واستثمار نباشد نام فعال کارگری برخود نهادن جز لوث کردن صورت مسئله نیست. درواقع باید انسانهای مبارز درهرعرصه از زندگی سیاسی اجتماعی خود صادقانه برظرفیت و توانمندی خود بسنده کرده ودرمورد خود خودداوری منصفانه داشته باشند. بنابراین دراینصورت است که جایگاه افراد درجا ومکان واقعی آنان ثبت می شود و تاثیرات مثبت تری هم از نحوه ی کاری خود برجای می گذارند. اما در این شرایط عدم تضعیف چنین نگرشی درمیان فعالان کارگری که بیشترمدنظراین مطلب است و بااتکا برکمیت بدون ثمر و در بعضی موارد مشکل ساز، کسانی که عملادرمسیرمبارزه طبقاتی جزعلاقه درونی که دروجودشان نهفته است عملا درپراتیکش نیستند و به راستی جز به هرکس که به وی نزدیک است وکیفیت را فدای کمیت کردن و روابط را بر ضوابط ترجیح دادن کاری به پیش نخواهد برد. آن کس که رفیق است ممکن است دارای افکار انسان دوستانه باشد، باظلم وستم مخالف باشد ولی هنوز عملا و نظرا وارد کارزار مبارزه نشده است . ممکن است دربسیاری ازمراحل زندگی روزمره اجتماعی سیاسی بتواند برای پیش برد امرمبارزه مثبت واقع شود اما نباید عجولانه و یا فقط برای بالابردن کمیت او را به دنبال خود یدک کشید. بیشتر این افراد در پروسه ارتباط درست کاری خودشان عملا وارد کارزار طبقاتی خواهند شد. پس باید ارتباط با این دسته از دوستان که زمینه پرداختن به کار و فعالیت کارگری را دارند درحد پذیرش و قبولی مسئولیت از طرف آنها باشد و همچنین آموزش عملی آنان باید در پروسه گام به گام فعالیت روزمره مبارزه طبقاتی و تلاش برای خودسازمان یابی کارگری صورت گیرد. دراین صورت است که با شناخت مناسبات انسان ستیز استثمارگر به مبارزه قاطع برخواهند خواست. نباید فراموش شود که هرچه نیرو و توان کارجنبشی درمیان فعالان ضدسرمایه داری دامنه اش بیشترگسترش پیدا کند تیشه برریشه محفلیستها و فرقه ها خواهدزد و آنان را منزوی تر خواهد ساخت. درمقابل، ظرفیت وتوانمندی اتحاد وهمبستگی فعالان جنبشی نیز شکوفاتر می شود. عملاچون این طیف غیرکارگری اعتقادی به جنبش خودآگاه وخودسازمانیابی کارگری ندارند و عملا با مناسبات استثمارگر درگیر نیستند به کوچکترین امتیاز راضی شده ودرمقابل هرتغییر بنیادی و ریشه ای به مخالفت برمی خیزند. به این خاطر که از قافله جا نمانند و یا احیانآ درصورت تغییر اوضاع و احوال بنا به دلایلی که درذهن خود می پرورانند در پناهگاه و پستوها بادشنامی به مناسبات انسان ستیز سرمایه داری باد به غب غب انداخته و ازکاه خودکوه می سازند ودر بهترین حالت سرنگون طلب میشوند آن هم با چشم به آسمان دوختن و با امید به فرشته نجات. همچنین این طیف ساخته وپرداخته شرایط وحوادثند، ازدل مبارزه روزمره کارگری علیه استثمار برنخاسته و نیرو و توان خود را نیزدرجنبش کارگری نمی بینند بلکه با جاروجنجال و هیاهو آن هم درپشت صحنه به فداکاری و مقاومت دیگران درود میفرستند و با راه انداختن دارودسته و علم کردن پرچم رنگین کمانشان برای منتصب شدن خود در رهبری گروه ورد می خوانند و فرمان به پیش پیاده نظام صاد ر می کنند. آری این نوع نگرش ویروسی است که به حیات جان سخت خود ادامه می دهد وکم و بیش زاد و ولد می کند و با وجود تلاش های پیگیر و مداوم عملی و نظری بسیاری از فعالان کارگری وسوسیالیت همچنان به حیات خود ادامه می دهد. همانا یکی از دلایل عدم انسجام فعالان کارگری وجود همین گرایش محفلی وضدجنبشی است که به نوعی فعالان کارگری سوسیالست دربرخورد و نفی آن جدی نبوده وگاهی با مصالحه وحتی عملا تسلیم با این نگرش غیرکارگری روبرو شده اند و درگذار از این گیرودار گرداب نامتناسب این میراث بازمانده ازخط مشی چریکی وگروه محوری فرقه ای – سکتاریستی ودر واقع غیرجنبشی کارگری – سوسیالیستی گرفتارمانده و نیرو و توان انرژی فعالیت کاری آنان را هم تا حد زیادی به تقلیل برده است. ده ی هشتاد علی الخصوص درچشم انداز حرکت نوین فعالیت کارگری وانتخاب راهکارحرکت از پایین و سازماندهی کارگری درمحل کار و زندگی آنان به امر واقع بسیاری از فعالان درگیر در این عرصه مبدل شد و درهمین راستا و برای نایل آمدن به همین امر طبقاتی ابتدا فعالان وکارگران آگاه و پیشرو با متشکل شدن درکمیته ها هرکدام به نوعی درتسریع این روش مناسب فعالیت با همت و فداکاری و بدون ترس و نگرانی از هرگونه پیامد ناشی از برخوردهای سیستم انسان ستیز سرمایه داری که علی رغم فشار و تهدید و ارعاب مغلوب نشده و با گامهای استوار هم چنان رو به جلو حرکت کرده اند، اما همچنان که در بالا اشاره شد با وجود مبارزه نظری وعملی، درمقابل گرایش محفلی درجازده و عملا نتوانستندازاین روش غیرکارگری فاصله بگیرند. حال نگارنده این مطلب نمی خواهد درنقدی همه جانبه تمام جوانب فعالیت ودیدگاههای غالب براین تشکلات را مورد بررسی قراردهد ویا احیانا با ارائه راهکار متناسب با دیدگاه فکری خود به درست یا غلط، فعالیت این دوستان را به چالش کشد ویا مورد نکوهش و ملامت قراردهد، بلکه هدف از بیان این موضوع و پرداختن به آن موضوعیت مبرم شرایط کنونی و جنبش کارگری است که با وجود تلاشهای بسیاری از طرف مدافعین عرصه های متفاوت جنبشهای ضد سرمایه داری (کارگری – دانشجویی و زنان) نمی توان ازتشکلی نام بردکه گرایش سکت ومحفلی دامنگیرش نشده باشد. در این شرایط که سیستم سرمایه داری ایران دچار بحران عمیقی است و هر روز عواقب زیان بارش بخش وسیعی از کارگران و زحمت کشان را به پرتگاه فقر و فلاکت سوق می دهد و با این وجود حرکتها و اعتراضات کارگری، کماکان از عدم هماهنگی و اتحاد و همبستگی طبقاتی فاصله دارند و نیرو و توان بالفعلشان به قدرت بالقوه مبدل نگردیده است و همچنان از پراکندگی رنج می برند. هرچند که تشکل بنا به میل واراده شخص و حتی اشخاص هم شکل نمی گیرد بلکه برای به وجود آمدنش شرایط وزمینه خاص آن لازم است چه به لحاظ نیرو و توان عملی و فکری که طبقه کارگر بنا به نیاز ودرک خود و برای امر مبارزاتی خود برای به وجود آمدنش تلاش می کند که فعلا نمی خواهیم وارد فاز تحلیلی این مقوله شویم. آن چه دراین شرایط حائز اهمیت است و برای برون رفت از فاز نامتناسب محفلیسم که دامنگیر فعالیت کارگری و دیگرجنبشهای اجتماعی پیشرو شده که با عدم راهکارمتناسب دراین شرایط همراه شده است باید شرایط موجود را مورد تجزیه وتحلیل قراردهیم و با کمک دوستان برای راهکارمتناسب با گرایش ضد سرمایه داری کارگری تلاش کنیم چرا که با وجود هرنوع نگرش چه شورایی و چه سندیکایی راهکارهای فعالیت کاری تا به حال زیر پر و بال محفلیسم جا خوش کرده و در بهترین حالت خودش تنها برای جواب به نیاز درون فکری دسته و یا گروه خاصی قدعلم کرده است. این جاست که به نظر نگارنده محفل خوره ی جان فعالینی شده که صادقانه اما بدون پیداکردن راهکار مناسب کارگری و ضدسرمایه داری درراه کمک رسانی به ایجاد تشکلهای کارگری و شورایی فعالیت و تلاش کرده و از تمام نیرو و انرژی خود در امر پیشبرد آن دریغ نورزیده است. متذکر می شوم که این تلاشها صرفه نظر از هرکم وکاست بدون نتیجه هم نبوده و دست آوردی هم به همراه داشته که باید این دوران به عنوان برگی زرین درتاریخ جنبش کارگری ایران ثبت شود. ممکن است سوال شود که چرا با وجود گرایشات غیر کارگری این چنین از محفل درهراس و نگرانیم؟ و چرا مضرات آن را فراتر از خطرات رفرم خواهی که به نوبه خود در اسارت و به بند کشیدن طبقه کارگر و تسلیم کردنش درمقابل به دست آوردن حد اقل خواسته هایش و همچنین وادار به تمکین وتسلیم شدن درمقابل سیستم انسان ستیز سرمایه داری می بینیم؟ مسئله اساسی برای پرداختن به این موضوع اینجاست که مادر این شرایط با وجود گرایشات رفرم خواه زمینه نشو و نمای آن را درایران آن چنان که شرایط برای موضوعیتش فراهم باشد نداریم واساسا حاکمیت حداقل دراین شرایط تن به هیچ رفرمی نمی دهد وگرایشات رفرمی چه بخواهند و چه نخواهند زیر لبه تیغ مناسبات سرمایه داری ایران هستند و این سیستم حاضر نیست با آنان به هیچ عنوان وارد مصالحه شود در هر حال گرایشات غیرکارگری از هر تیپ و قماشش مکمل همدیگرند و درخدمت استثمارگرانند. اما برای گرایش کارگری ضدسرمایه داری برون رفت از زیر بار محفل و سکتاریسم که دو عنصر مکمل هم برای به چالش کشیدن مبارزه ضد سرمایه داری هستند نه تنها ضرورت تاریخی بلکه حیاتی است و به همین خاطر باید بیشتر روی آن تامل کرد. زبان گویای این نوع نگرش همانا به شیوه ی سازماندهی کمیته ها بیانی جامع و قابل فهم است کمترکسی در آنان یافت می شود که به نوعی دارای روابط شخصی نباشند و در واقع این روابط است که سنگ بنای این تشکلهارا بنا نهاده است دراین جا هدف ما زیر سوال بردن روابط اشخاص و یا احیانا مضربودن دوست رفیق و همفکردر یک تشکل نیست بلکه عدم سازماندهی متناسب این افراد است که ممکن است درجای دیگری بسیار فراتر از نیرو و توانش استفاده شود که مورد بحث مانیست. آنچه مورد بحث ما است تعریف اصولی و با محتوای واقع بینانه از عمل کرد فعالیت کارگری و متشکل شدن برای امر مبارزه طبقاتی است و دیدگاه متناسب اشخاص با آن است که با توجه به غیر واقعی بودن این نیرو تشکلات البته به لحاظ عدم عملکرد فعالیت کارگری و دانش طبقاتی احتیاج به بازنگری در امر متشکل شدن دارد. به همین منظور ابتدا باید تعریف جامعی از فعال کارگری ارائه داده شود و سپس برای کمک به سازماندهی آن و ظرفیت و توانمندیش متناسب با شرایط و مکان کاری وشغلیش پرداخت. نباید فراموش کرد که درگیرودار مبارزه ضد سرمایه داری سیستم سرمایه داری به شیوه های مختلف ظرفیت و توانمندی به چالش کشیدن اتحاد و همبستگی کارگری را دارد که یکی از آن سرکوب است.
برای روشن شدن بیشتر صورت مسئله و نقد و بررسی این موضوع شکل گیری کمیته هماهنگی را از ابتدا تا حال در نظر می گیرم و با بیان نکات قوت وضعف آن به موضوع مورد بحث خواهم پرداخت چراکه این کمیته علی رغم تمام ضعف هایش در امر اتحاد و همبستگی کارگری و مبارزه با محفلیسم پیشروبوده و بنیان آن از پایه از فعالان ضد سرمایه داری به وجود آمده است و این نقدها درزمینه آنالیزش مثبت واقع می شود. اوایل ده ی هشتاد نقطه ی عطفی از شروع فاز جدید فعالیت کارگری درایران است. دیدگاها و نگرشها به مراتب بیش ازپیش آشکارتر در روی کرد علنی فعالیت کارگری وگاهی درتقابل با آن قرارمی گیرند. هر نگرش به نوعی می خواهد در صحنه مبارزات کارگری شرکت داشته باشد این کمیته نیز در چنین شرایطی اعلام حضورکرد و فعالان آن با ارائه اساسنامه و اسناد پایه ای آن وارد عرصه مبارزه عملی و نظری کارگری شدند. دیری نپایید که مناقشات بر سر نوع نگرش و دیدگاه طبقاتی و تشکل یابی کارگری باعث بحران در آن شد و هرکدام از طرفین درگیر راه خود را پیش گرفته و یکدست تر و هماهنگ تر از پیش به مبارزه خود ادامه دادند. اما کمیته از بدو تشکیلش وظیفه داشت و این حق را برای خود قائل شده بود که باید تشکل کارگری ایجاد نماید(همچنانکه در اسمش هم آمده است ) و در نهایت با حجیم شدنش در مجمعی وارد فاز دیگری شود که همانا تبدیل شدن به تشکل کارگری بودکه بعد از مباحث بسیار و تغییر نام کمیته از برای ایجاد تشکل کارگری به نام کمک به ایجاد……عملا نتوانست ازدیدگاه محفلی خود محورکه از ابتدا با آن درجدال بود خود را خلاص کند و کم و بیش با وجود مباحث زیاد درگیرودار عبور از آن بوده و هست که بدون ارزیابی اصولی از شرایط موجود و راهکار متناسب با آن به نوعی در پرکردن خلا عدم ارتباط ارگانیک و هماهنگ با کارگران در محل کار و زندگی به عضوگیری بدون معیار فعالیت کارگری روی تعدادزیادی ازاین اعضا تنها به خاطر دفاعیاتشان ازکمیته درآن جا و منزلتی برای خود دست و پا کردند و صرفا با بیان هرکس مثل من فکرکند با من است روابط را بر ضوابط ترجیح داده شد و یارگیری آغاز گشت.. بیان این موضوع به معنای بی لیاقتی این دوستان که بدون آگاهی کافی ازجایگاه و وظایفشان درکمیته متشکل شدند نیست بلکه عدم توانمندی آنان با این شیوه کاری کارگری است که اگر نوع سازماندهی کمیته بر مبنای اصولی جنبش کارگری شکل می گرفت با ارتباط ارگانیک کارگری با آنان به مراتب از ظرفیت این دوستان نیز به نحوه بهتری استفاده می شد و در واقع بحث ما سازماندهی غلط است که نمی تواند جواب گوی نیاز مبارزاتی کارگری شود و بعضا در چند و چون عدم ارتباط با کارگران و بی علاقگی بخشی از اعضا نسبت به ارتباط با کارگران دور و برخود دچار سر درگمی و در بهترین حالت با دادن یک اطلاعیه حمایتی خودرا از زیر بار مسئولیت رهانیده و در حد توان و امکان با توجه به انتظاراتی که ازکمیته بوده و با توجه به پتانسیلش از ظرفیتهای ممکن خود استفاده ننمود. چرا که نیرومحرکه آن (فعالان دلسوزوفداکار) درگیرو و دار مناقشات درونی نیروی خود گرفتار شده و نیرو و توانش درجای متناسب با دیدگاه طبقاتی فعالان به کارگرفته نشده است و به جای پرداختن به امر مبارزه روزمره کارگری نیروی خود را به اقناع و تحمل محفلیستهایی داد که هیچوقت از چارچوب محدود فکری غیرکارگریشان بیرون نیامده وکماکان گرایشات فرقه ای خودرا پیش بردند. جالب است این جا اشارتی هم به برگزاری مراسمهای روزهایی مانند اول ماه مه و هشت مارس شود که گاهی توسط برخی از آنان درخفا و دور از ا نظار کارگران و زحمت کشان و فقط برای ابراز نیاز مقطعی و آنی محفلی و قد علم کردن درمقابل گرایش جنبشی کارگری و به چالش کشیدن فعالیت آنان برپا می شد و لاغیر. وآنگهی به علت ندانم کاری تعداد معدودی ازاین افراد در بعضی موارد با وجود سیاست و برنامه کاری مستقل کمیته که از تمام آثار و عملکردش مشهود است ذهنیت را برای تداعی کردنش با جریاناتی فراهم کرده اند که هیچ ربطی به فعالیت جنبشی کمیته ندارند. زیرفشار رفتن کمیته در برخی موارد نشات گرفته از همین ذهنیت سازی ها بوده که برای جبران این آسیبها کمیته هماهنگی نیاز به زمان دارد. البته بخش اعظم کمیته با وجودگرایش جنبشی کارگری عملا در مقابل دیدگاه محفلی یا درجا زد و یا به نوعی تسلیمش شد. بجاست یادآور شوم که نبود شناخت قدرت طبقاتی کارگران و عدم اتکا به نیرو و توان جنبش آگاهانه و متشکلشان است که گاهی انسانهای پیشرو را هم متزلزل کرده و یا به بیراه کشانده است. حال درمقایسه واقعی و عینی ، کار و عملکرد محفلی و فرقه ای این افراد را با کارگران و فعالان در سقز ، سنندج و تهران در نظر بگیرید که هر سال مراسم هایی در داخل شهر و با حضور جمعی از کارگران و پیشروانشان برگزار می گردد و تاثیراتش را از فرسنگها درداخل و خارج بر جای گذاشته و فرامرزی نیز شده و چهره های ماندگار پیشروان جنبش را برای نسلهای دیگر نیز پرورانیده است. این تجارب به مامی آموزد که جا و مکان فعالیت کارگری درمیان خود آنان است نه درکوه و دره. پس باید سازماندهی را هم برمبنای واقعیتهای عینی و ملموس شکل داد چون رهبران و فعالان واقعی از دل همین مبارزات روزمره کارگری پا به عرصه وجود می گذارند. به خاطر بیاوریم که اگر امروز نکات ضعف فعالان کارگری را برجسته نکنیم وبا آن به مبارزه برنخیزیم و نماید از گرایش غیرکارگری محفلی فرقه ای و سکت غافل بمانیم که سیستم سرمایه داری که مبتنی بر بازار آزاد است درچهارچوب همین آزادسازی کسب سود و ارزش اضافه در بسیاری موارد با آنان (گرایش محفلی و فرقه ای) سرسازش دارد و زمینه تفاهم آنان نیز با مناسبات سرمایه داری بی شک فراهم است و برای به چالش کشیدن مبارزه ضد سرمایه داری کارگری آنان و تشکلاتشان را با آغوش بازمی پذیرد. هیچ شکی نیست که این طیف با افکارغیرکارگریشان از واردشدن به تشکلات فعالان کارگری برای نایل آمدن به اهدافشان که همانا کسب جایگاه و منزلتی در داخل وخارج است میل و رغبتی به فعالیت کارگری ندارند. اینان با کوچکترین مشکلی از صحنه خارج و با بازشدن فضا و بالارفتن توان جنبش قدعلم کرده با ریا و نیرنگ دوباره به صحنه مبارزه بازمی گردند و بستان کارهم می شوند که گویا با آنان برخوردهای حذفی شده بود وگرنه آنان میدان کارزار طبقاتی را خالی نمی کردند. اما وظیفه فعالان کارگری ایجاد تشکل ومتشکل شدن و اتحاد عمل برای بالابردن ظرفیت وتوان مبارزاتی است که با کمترین هزینه ممکن بیشترین ثمرات را برای جنبش بدست آورند و با تعریفی که از خود ارائه داده اند(جنبشی فکرکردن وکارجنبشی )گام بس بزرگی درراه ضد سرمایه داری بردارند. اما این به خودی خود کافی نیست بلکه باید از دایره ارتباطات محفلی هم بگریزند و با طبقه کارگرکماکان درارتباط تنگا تنگ و ارگانیک قرارگیرند. نباید بیش ازاین در دام جلسات خسته کننده و مجادلات انفرادی قرارگیرند که هیچ ربطی به فعالیت و فعالین کارگری ندارند. قدم اول درمبارزه و فعالیت کارگری برای هرکس درمیان کارگران و توده زحمت کش خوشنام و مورد اعتمادبودنش است که برعکس این طیف با برخورد قیم مآبانه ایشان از بالا به کارگران، از کمترین محبوبیت درمیان کارگران و حتی اطرافیان خودشان نیز برخوردار نیستند. فعالین کارگری با تلاش مستمر و مداوم مبارزاتی و فعالیت پیگیرخودشان آن هم نه با بیان و خودمحوری و تظاهر به عملکرد کارگری بلکه با درایت فکری و عملیش و اثبات عملکرد ضد سرمایه داری برای توده کارگر و زحمت کش به پیشروی مورد اعتماد تبدیل شده و در امر مبارزه طبقاتی مورد اعتمادند و نه با ایجاد دسته جات دوره گرد برای وقت گذرانی که دراین سالها بیشتر مرسوم شده است، بلکه بنا به جایگاه و موقعیتشان در میان کارگران و افکار و فعالیت کارگری و اجتماعیشان برای نابودی کارمزدی و استثمار ، هر آن چه را درتوان داشته دریغ نورزیده است که به موازات تلاش و فعالیت و دریک پروسه کار عملی و نظری به فعال کارگری تبدیل شده ومی شوند. این فعالین باید ازطرف خود طبقه کارگر به عنوان فعال شناخته شده یعنی در واقع با ارتباطی که با کارگران داشته توانسته باشد برحرکت مبارزاتی آنان تاثیرات مثبت ازخود برجای گذاشته و به عنوان فعال درمیان آنان جایگاهی داشته باشد درغیر این صورت این نام من درآوردی و به دور از واقعیت هیچ ربطی به فعال کارگری ندارد. حداقل درمیان فعالان نباید پذیرفتنی باشد و باید افشا نمود چنین نگرشی که می خواهد برای رسیدن به اهداف فرقه ای و محفلی خودش ازکارگران به عنوان پله ترقی خود استفاده نماید و همچنین کسانی که با تلاش های بسیارتوانسته اند خود را متشکل کنند نباید تسلیم این توجیهات شوند که گویا اگر به اصطلاح این دوستان که تا به حال خیری هم از آنان به جنبش نرسیده با ما بمانند تا نکند عدم ارتباط با آنها موجب منفعل شدن و احیانا گرایش آنها به مسیرهای دیگری شود. گویا تا به حال بودن هرکس علی رغم هر نگرشی که داشته ولی چون ازنزدیکان ، دوست، آشنا و رفیق.بودند نیرومحرکه ی کمیته ویا فعالیت کارگری بوده اند. جای بسی تاسف است که دوستان فداکار و فعال درعرصه جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی بعداز این همه مناقشات باز دورخود بچرخند. اینان که درقدم اول مسیر واقعی حرکت جنبشی کارگری را پیداکرده اند، باید انرژی خودرا صرف پیداکردن راه کارمناسب بنا به درک شرایط و موقعیت مبارزات و اتحاد و سازمان یابی کارگری که درحرکتهای اعتراضی و اتحاد و همبستگی کارگران نقش داشته اندنمایند. باید با کمبودهای خود مبارزه و راهکار موفقیت آمیز را توانمندتر کرده و با آموزشهای لازم درزمینه های فعالیت نظری و عملی کارگری با حرکت علمی دیالکتیکی به پیش روند. راهکار مناسب از دل فعالیت روزمره کارگری و همگام با یادگیری دانش علمی آن پیدا می شود و باید در همین مسیر به دنبال راهکار گشت. هرگاه انسان در زندگی روزمره عادی و سیاسی اش فقط به دنبال داده ها باشد وعملا آنرا درجریان کاریش قرارندهد وچراغ راهنمای خود نگرداند علی رغم هر بینشی که داشته باشد به موجودی بی ثمر تبدیل می شود.
پیش به سوی اتحاد و همبستگی جنبش ضدسرمایه داری کارگری

دیدگاه خود را بیان کنید.