خبرنامه کارگران کمونیست ایران

یک سایت دیگر با وردپرس

خبرنامه کارگری شماره 217: 2 مهر ۱۳۸۹

بدست • 24 سپتامبر 2010 • دسته: خبرنامه

NewsLetter217
pdflogo1
اخراج كارگران كارخانه داروسازي حكيم
آژانس ايران خبر – 10 نفر ازكارگران کارخانه داروسازي حکيم درتاريخ 29-6-89 اخراج شدند . اين اخراج ها بدليل رکود درتوليد و مواد اوليه همچنان ادامه دارد.
کارگران اخراجي و بقيه کارگران نسبت به اين اخراجها معترض هستند .
لازم به ذکر است که حدود يکماه پيش نيز هفت نفر ديگر ازکارگران اين کارخانه اخراج شدند واين اخراج ها ادامه خواهد داشت .
کارگران پرریس سنندج بیش از ۶ ماه است حقوق های خود را دریافت نکرده اند
آسمان دیلی نیوز – بنا بر گزارشهای گزارش رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران کارخانه ریسندگی پرریس بیش از ۶ ماه است دستمزدی دریافت نکرده اند.
به دنبال اخراج ۳۰ نفر از کارگران این شرکت در سال گذشته، کارفرمای این واحد تولیدی فشارهای خود را بر کارگران افزایش داده است.
این کارخانه که سالهای قبل با ۷۰ نفر کارگر تولید میکرد، در حال حاضر تنها با ۳۵ نفر کارگر در حال تولید است و این مسئله باعث شده است از نظر شدت کار، فشار مضاعفی بر کارگران شاغل در این کارخانه وارد بشود.
بنا بر این گزارش کارفرمای شرکت پرریس در مواجهه با هر نوع اعتراضی، حتی نسبت به پرداخت دستمزدهای معوقه کارگران، با انگشت درب خروجی کارخانه را به آنان نشان می دهد.
صدیق کریمی و فواد کیخسروی به اتهام سازماندهی راهپیمائی امسال روز جهانی کارگر در شهر سنندج بار دیگر به محاکمه کشیده شدند
اتحادیه آزاد کارگران ایران اتحادیه آزاد کارگران ایران – امروز 31 شهریور ماه 89 صدیق کریمی عضو هیئت مدیره و فواد کیخسروی از اعضای فعال اتحادیه آزاد کارگران ایران برای بار دوم از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج مورد محاکمه قرار گرفتند.
در این جلسه دادگاه که به مدت دو ساعت به طول انجامید قاضی بابایی به این دو عضو اتحادیه اعلام کرد طی نامه ای که از طرف اداره اطلاعات به پرونده ضمیمه شده است این اداره اعلام کرده است صدیق کریمی و فایق کیخسروی سازمانده تجمع روز جهانی کارگر امسال در شهر سنندج بوده اند و این امر برای اداره اطلاعات محرز است و نیازی به برسی مجدد ندارد.
این دادگاه بر علیه صدیق کریمی و فواد کیخسروی با یک اتهام جدید در حالی برگزار میشود که این دو نفر پس از دستگیری در روز جهانی کارگر از سوی همین شعبه دادگاه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در اتحادیه آزاد کارگران ایران محاکمه شده بودند و قرار بود حکم دادگاه نسبت به آنان صادر بشود، اما شعبه اول دادگاه شهر سنندج همانطوریکه قاضی دادگاه اذعان کرده است قبل از صدور حکم و با پرونده سازی و دخالت مامورین وزارت اطلاعات بار دیگر همان پرونده را مفتوح و این کارگران را به اتهام سازماندهی تجمع اول ماه مه امسال در شهر سنندج مجددا به محاکمه کشید.
این پرونده سازی از سوی مامورین وزارت اطلاعات در حالی بر علیه صدیق کریمی و فواد کیخسروی صورت میگیرد که آنان اول صبح روز اول ماه مه توسط مامورین این وزارتخانه بازداشت شدند و راهپیمائی روز جهانی کارگر در ساعت 18 بعد از ظهر روز اول ماه از سوی کارگران این شهر در خیابان نمکی برگزار شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن پرونده سازیهای واهی مامورین امنیتی بر علیه صدیق کریمی و فواد کیخسروی و تاکید بر این نکته که این کارگران نقشی در سازماندهی روز جهانی کارگر در شهر سنندج نداشته اند و در زمان مراسم در بازداشت وزارت اطلاعات بوده اند، سازماندهی و برگزاری مراسم روز جهانی کارگر و عضویت کارگران در اتحادیه آزاد کارگران ایران را حق مسلم هر کارگری در هر نقطه از کشور میداند و بدینوسیله اعلام میدارد در برابر هر گونه محکومیت این کارگران ساکت نخواهد نشست و دست به اعتراضات گسترده ای خواهد زد
تشکل، اعتصاب، تجمع حق مسلم ماست
بلاتکلیفی رضا شهابی در آستانه ی اتمام مدت بازداشت موقت
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – خانواده ی رضا شهابی کارگر زندانی در بند 209 زندان اوین که در 22 خرداد 89 توسط مامورین امنیتی ربوده شده ،نگران وضعیت نا مشخص وی هستند .
رضا شهابی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و عضو هیات مدیره ی این سندیکا که از افراد خوش نام و کوشا در عرصه ی دفاع از حقوق کارگران است ،پس از محبوس شدن در زندان اوین با اقدام غیر منتظره ی تمدید قرار بازداشت خود به مدت 2 ماه مواجه شده است که این دو ماه در روز های آینده و در تاریخ 19 مهرماه به پایان میرسد.با این وجود، تا این تاریخ وکیل مدافع رضا شهابی که تا کنون بارها به بازپرسی مستقر در زندان اوین مراجعه کرده موفق به قرائت پرونده و یا ملاقات با رضا شهابی نشده است.یکی از دلایل اعلام شده برای عدم پاسخگویی به وضعیت قضایی پرونده شهابی ،در مرخصی تابستانی بودن بازپرس پرونده ی وی اعلام شده است!
همچنین بیماری شهابی و درد شدید در نواحی گردن، کمر ، دست و نیز ناراحتی گوارشی که در اثر حبس و فشار بر او عارض شده است به نگرانی ها درباره ی وضعیت وی افزوده است.
رضا شهابی همچنین بیش از 2 ماه است که با این وضعیت در سلول دو نفره به حال خود رها شده ، ضمن اینکه هیچ گونه بازجویی از وی به عمل نیامده است ،هیچ توضیحی مبنی بر زمان آزادی وی به او داده نشده است.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن تاکید بر خواسته ی خانواده ی نامبرده مبنی بر لزوم آزادی بی قید و شرط رضا شهابی حداکثر تا زمان اتمام دوره ی بازداشت موقت وی در 19 مهرماه ،خواهان آزادی بی قید و شرط دیگر کارگران و فعالین کارگری دربند است.
کارشکنی در بازگشت به کار علی نجاتی
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – علی نجاتی کارگر نیشکر هفت تپه و از اعضای سندیکای کارگران این شرکت که در اسفند ماه 87بازداشت و در بهار 88 آزاد شد،پس از بازگشت به کار با حکم اخراج خود مواجه شد.ازان پس در جلسات هیات تشخیص و حل اختلاف در اداره ی کار شهرستان شوش نیز حکم اخراج وی که مستقیما به سفارش مقامات امنیتی بوده است توسط اداره کار شوش تایید شد.
نجاتی در مهر 88شکایت خود را به دیوان عدالت اداری تسلیم کرد که تا این تاریخ یعنی مهرماه 89 بی پاسخ مانده است.نجاتی سپس به همراه 4 تن دیگر از همکاران خود به مدت شش ماه در زندان دزفول محبوس بود.
شعبه ی 18 دیوان عدالت اداری در اظهار نظری متناقض به نجاتی گفته است برای بررسی هر پرونده حداقل شش ماه وقت نیاز است و از طرفی به وی گفته است یک هفته بعد از شکایت ،نامه ای به اداره ی کار شوش ارسال کرده است.همچنین رسید و امضای نامه ی استعلام دیوان توسط رئیس اداره کار شوش ،حمدانی به نجاتی نشان داده شده است.این در حالی است که رئیس اداره کار شوش تا کنون و در این یک سال هیچ اطلاعی به نجاتی نداده است.از سویی در چند ماه اخیر چندین جلسه ی سوال و جواب و بازپرسی توسط مقامات قضایی و امنیتی در شوش ،برای علی نجاتی برگزار شده است و در این جلسات از نامه ای به اداره کار نیز سخن به میان آورده شده است.
این احتمال وجود دارد که اداره ی کار شوش برای پاسخ به دیوان عدالت اداری ،منتظر تایید مقامات امنیتی و قضایی شوش و خوزستان بوده است در حالی که باید راسا و در اسرع وقت به دیوان عدالت پاسخ میداده است.
حکم بازگشت به کار علی نجاتی و شکستن رای اداره کار شوش طبق قوانین موجود در ایران می بایست به سرعت عملی میشد اما کارشکنی ِ مقامات مختلف اداری،قضایی و امنیتی برای جلوگیری و یا به تاخیر انداختن حکم بازگشت به کار وی ،نشان از ماهیت ضد کارگری اقدامات آنان و ایجاد سد و مانع در راه تشکل یابی کارگران می باشد.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن اینکه خواستار بازگشت به کار علی نجاتی ،جلیل احمدی،قربان علیپور،فریدون نیکوفرد ،محمد حیدری مهر و رضا رخشان ،کارگران اخراجی در نیشکر هفت تپه میباشد ،قاطعانه خواهان پایان دادن به پرونده سازی و اخراج کارگران عضو در تشکل های کارگری است.
افزايش دست فروشي كودكان در خيابان هاي گنبد كاووس
آژانس ايران خبر – به طرز چشمگيري كودكان در شهرستان گنبد كاووس به علت نداشتن پول تحصيل خود در خيابان هاي اصلي شهر به دست فروشي پرداخته اند و دستمال كاغذي و باتري به مردم ميفروشند . ديدن اين صحنه قلب هر انسان آزاده اي را آزرده خاطر ميكند . درحاليكه همه اين بچه ها بايد پشت ميز وكلاس درس باشند .
حوادث کار روزانه از کارگران زحمتکش ایرانی قربانی می‌گیرند
رادیو دمکراسی شورایی – پیش از این، در جریان انفجار در پتروشیمی پردیس واقع در منطقه عسلویه در روز ١٣ مرداد نیز بنا برگزارش خبرگزاری‌های دولتی ۵ کارگر کشته و یک نفر به شدت مجروح گردیده بود. اما از آمار واقعی کشته‌شده‌گان این حادثه نیز اخبار موثقی وجود ندارد. علت و مقصر اصلی این انفجار نیز هنوز مشخص نگردیده است، همان طور که انفجار در مجتمع شازند اراک نیز که منجر به کشته شدن ده‌ها کارگر گردید هرگز مشخص نشد.
کارگران که قربانیان اصلی حوادث ناشی از کار هستند در اکثر موارد از سوی بازرسان به اصطلاح دولتی مقصر شناخته می‌شوند و عمومن این حوادث به بی احتیاطی کارگران نسبت داده می‌شود. این در حالی است که دولت و کارفرمایان مقصر اصلی حوادث ناشی از کار می‌باشند.
آمار حوادث ناشی از کار در ایران نسبت به کشورهای پیشرفته‌ی سرمایه‌داری بسیار بالا می‌باشد و علت اصلی این موضوع را می‌توان نتیجه‌ی مستقیم بی حقوقی کارگران در ایران دانست. کارگران ایران به دلیل آن که فاقد هر گونه تشکل مستقل هستند، قادر به پیشبرد خواست‌های خود در برابر سرمایه‌داران نیستند و این سرمایه‌داران هستند که با حمایت دولت و قانون روز به روز شرایط را برای کارگران سخت‌تر می‌کنند.
در این رابطه می‌توان به استفاده از کارگران غیرماهر و عدم آموزش آنها اشاره کرد. کارفرمایان برای کسب سود بیشتر از کارگران ارزان قیمت که دارای مهارت لازم نیستند استفاده می کنند که این موضوع منجر به بروز حوادث ناشی از کار می‌گردد.
نمونه‌ی دیگر می توان به عدم استفاده از وسایل ایمنی خوب و نیز ابزار مناسب اشاره کرد که یکی دیگر از علت‌هایی است که منجر به بروز حادثه و بالا رفتن میزان خسارات جانی برای کارگران می‌گردد.
مورد دیگر خستگی کارگران است که مجبورند برای تامین معاش خود ساعات زیادی اضافه کاری کنند و همین موضوع یکی از عواملی است که حوادث ناشی از کار را سبب می‌گردد. دستمزدهای کنونی کارگران یکی از معضلات بزرگ آن‌ها می‌باشد.
هم چنین کارگران ساختمانی یکی از بزرگترین گروه‌های کارگری هستند که در معرض خطر حوادث ناشی از کار قرار دارند که هنوز و پس از گذشت سال‌ها موضوع بیمه‌ی کارگران فوق در پیچ و خم بوروکراسی حاکم گیر کرده است
گزارشی از سمینار جنبش کارگری ایران در پاریس
همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران ـ فرانسه : به ابتکار سندیکای ث ژ ت فرانسه، روز جمعه 10 سپتامبر (19 شهریور 1389) کنفرانسی در مقر مرکزی این سندیکا واقع در حومه پاریس برگزار گردید. در چنین همایش کارگری “همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران ـ فرانسه” نیز از طرف ث ژ ت دعوت شده بود تا به همراه سایر فعالین کارگری در تبادل و گفتمان طبقاتی شرکت نماید. کنفرانس راس ساغت 10 صبح با سخنان ژان میشل ژوبیه مسئول بین الملل “کنفدراسیون عمومی کار” (ث ژ ت) و سپس ژان فرانسوآ کورب و نیز نماینده “کنفدراسیون جهانی کارگری” آغاز میگردد و مباحث به دو بخش اعلام میشود. بخش اول به تاریخچه ی مختصر و تحلیل و تفسیر از جنبش کارگری ایران اختصاص مییابد و دومین بخش در چارچوب معضلات جنبش کارگری کنونی ایران و رهنمود نظری و عملی جهت حمایت از آن در دستور کار قرار میگیرد.
اولین سخنران یکی از فعالین ایرانی که در مرکز تحقیقات علمی پاریس فعالیت دارد، سخنان مشروحی در رابطه با جمعیت شناسی از دهه سالهای 70 میلادی تا به امروز ارائه میدهد و جمعیت فعال طبقه کارگر و نوسانات شهری و روستایی آنرا در تطابق با نیازهای نظام سرمایه داری و نیز جمعیت کارگری زنان و مردان را در دوره های متفاوت به تفسیر میکشاند. فعالین کارگری دیگری بحث های غنی و پربار خویش را در رابطه با سیر تاریخی ـ طبقاتی جنبش کارگری ایران، از جمله بخش کردستان آنرا در گفتمان کارگری قرار میدهند و بدین ترتیب بخش اول مباحث پایان مییابد و پس از صرف نهار در مقر سندیکای ث ژ ت، قسمت دوم آغاز میشود.
در این بخش فعالین کارگری نظرات خود را در چارچوب حمایت از جنبش کارگری ارائه داده و معضلات عدیده آنرا برمیشمارند و در راستای اتحاد عمل های مقطعی برای هر چه گسترده تر نمودن صدای کارگران ایران و فعالین آن در خارج از کشور، هم در صفوف اتحادیه های بین المللی کارگری و هم در فعالیت های متحدانه ی نهادهای متفاوت در حمایت از کارگران تاکید نموده و برضرورت عملی اهداف یاد شده پای میفشارند.
رفقای ما بنوبه ی خود از نهاد “همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران ـ فرانسه”، ضرورت همکاریهای نهادهای متفاوت کارگری را در مسیر پیوندهای هر چه وسیعتر با اتحادیه های بین المللی طرح نمودند. برای ما سه مسئله بیش از همه اهمیت ویژه و حساسی داشت.
1ـ ما ابتکار سندیکای ث ژ ت در رابطه با حمایت از جنبش کارگری ایران در برگزاری سمینار را ستودیم و خواهان حمایت همه جانبه و همزمانی با سایر اتحادیه های بین المللی در برگزاری اینگونه همایش ها بودیم. بعنوان مثال سندیکای ث ژ ت همراه با سندیکای سود فرانسه در همکاری با نهادهای دیگری که در کشورهای محل اقامت خویش با اتحادیه های بین المللی رابطه دارند، متحدا با یک مساعی مشترک و متقابل، سمینارها را سازماندهی نمایند.
2ـ با گذر از طرح فوق، زمینه های همکاری نیز بین نهادهای کارگری ایرانی فراهم میشود و مطابق با ضرورت، شرایط ویژه همکاریها عملی میگردد. روشن است که اتحادیه های بین المللی، سیر همکاری های نهادهای کارگری ایرانی در خارج از کشور را با برگزاری سمینارهای متفاوت موجب میگردند.
3ـ ما طرح باز شدن صفحه ای ویژه در سایت سندیکای ث ژ ت در رابطه با جنبش کارگری ایران را پیشنهاد نمودیم.
در پایان ژان ـ فرانسوآ کورب یکی از مسئولین بین الملل سندیکا، چهار جمعبندی را ارائه داد که سه پیشنهاد و یا بعبارت دیگر سه جمعبندی همان مسائلی بودند که ما از طرف “همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران ـ فرانسه” طرح کرده بودیم. زیرا علاوه بر مباحث با ارزش تمامی فعالین کارگری که از کشورهای مختلف (فرانسه ، کانادا ، سوئیس ، انگلستان ، سوئد و بلژیک) بودند، ما نیز در ارزیابی از معضلات کنونی جنبش کارگری داخل و حامیان آن در خارج از کشور، راهکارها و ضرورت اتحادهای مقطعی و همکاریهای اصولی را با همه ی حاضرین در سمینار طرح نمودیم.
باور ما براینست که اینگونه همکاری ها در حمایت از جنبش کارگری ایران و با در نظر گرفتن افق متفاوت نظری بین فعالین کارگری، اجتناب ناپذیر بوده و میباید شکل عملی بخود گیرد. ما تمایلات فوق را در اراده فعالین کارگری حاضر در کنفرانس مشاهده نمودیم.
سمینار سندیکای ث ژ ت در رابطه با جنبش کارگری ایران را میتوان بعنوان نقطه ی عطف جهت برگزاری همایش های مشابه در نظر گرفت، از این نظر است که ابتکار سندیکای ث ژ ت را ارج بسیار قائلیم و کنفرانس یاد شده را موفقیت آمیز میدانیم.
گزينش معلمان درسال تحصيلي يكي از سياستهاي سركوبگرانه نظام
آژانس ايران خبر – به دنبال اعتراضات معلمان و ترس نظام از وحدت و اتحاد دانش آموزان ,دانشجويان و معلمان به عنوان عناصر فعال و آزاديخواه ,نظام براي كنترل هرچه بيشتر بر مدارس و دست چين نمودن و انتصاب مزدوران خود در مدارس اقدام به گزينش معلمان در سال تحصيلي جديد در برخي مدارس نموده است .بعنوان نمونه معلم يكي از دبيرستانهاي نازي آباد كه به آموزش پرورش محله خود براي پيگيري كارهاي سال جديد تحصيلي مراجعه نموده بود با اين سوال مواجه شده بود كه آيا گزينش شده اي؟ و اين معلم با تعجب جواب داده بود كه من 8 سال سابقه كار دارم و 8 سال قبل گزينش شده ام ,اما در كمال تعجب به وي گفته شد كه بايدمجدد گزينش بشوي و گزينش آن زمان ديگر به درد نمي خورد و مسئولان جديد ” بخوانيد مزدوران جديد” بايد شما را گزينش كنند.
6 ماه حبس تعزیری برای سردبیر نشریه “زن آذربایجانی”
شهرزاد نیوز- دادگاهی در تبریز، فاطمه نصیرپور، فعال دانشجویی و سردبیر مجله زن آذربایجانی (آذربایجان قادینی) را به 6 ماه حبس تعذیری محکوم کرد. از جمله اتهامات وارده تبلیغ علیه نظام از طریق مجله فوق بوده است.
سایت و بلاگ های های خبری “آذربایجان خبرلری” و “آذربایجان قادین سسی” (بخش آذربایجان کمپین یک میلیون امضا) با انتشار این خبر اعلام کردند که وکیل فاطمه نصیرپور خواهان تجدید نظر در حکم صادره شده است.
منابع فوق همچنین گفته اند که مجله ای که فاطمه نصیرپور سربیر آن بوده، در اسفند ماه سال گذشته در چاپخانه توقیف شده است.
رییس جمهوری رومانی از فرانسه خواست تا اخراج کولی ها را متوقف کند
رادیو فردا – ترایان باسسکو، رییس جمهور رومانی، روز چهارشنبه اعلام کرد، هفته ی گذشته از نیکولا سرکوزی، همتای فرانسوی اش، خواسته است تا اخراج کولی ها از فرانسه را متوقف کند. رییس جمهور رومانی افزود، این موضوع را به صورت دوستانه در حاشیه ی نشست هفته ی گذشته شورای اروپا با آقای سرکوزی مطرح کرده است. ترایان باسسکو می گوید پاسخ رییس جمهوری فرانسه به درخواست وی مشخص نیست و مقرر شده تا طرفین در هفته های آینده دیداری در این باره داشته باشند. تا کنون بیش از هزار کولی رومانیایی و بلغار تبار، از فرانسه اخراج شده اند.
استاندار كرمان: يك سوم جمعيت استان با مشكل فقر روبرو هستند
خبرگزاري دانشجويان ايران – استاندار كرمان با اشاره به بحث كاهش سن مصرف‌كنندگان مواد مخدر و مصرف آسان اين مواد گفت: اين مسائل بي‌ارتباط به مسائل فرهنگي نيست و بايد براي آن چاره‌انديشي شود.
به گزارش ايسنا، منطقه كوير، اسماعيل نجار در شوراي فرهنگ عمومي استان كرمان با گراميداشت فرارسيدن هفته دفاع مقدس افزود: اصحاب فرهنگي استان بايد در برنامه‌هاي هفته دفاع مقدس به ويژه در جشنواره فيلم دفاع مقدس استان حضور چشمگيري داشته باشند و در اين راستا تشويق و ترغيب داشته باشند.
وي تصريح كرد: بحث افزايش مواد مخدر جدي است و اين مسئله با فرهنگ مرتبط است و بايد در دستور كار اين جلسه قرار گيرد.
نجار با اشاره به بحث ميزان زياد فقر مردم استان كرمان گفت: در اين استان حدود 300 هزار نفر زير پوشش كميته امداد امام خميني (ره) قرار دارند و حدود 200 هزار نفر نيز به صورت موردي از كميته امداد امام خميني (ره) استان كمك مي‌گيرند.
استاندار كرمان اظهار كرد: حدود 300 هزار نفر در نوبت زير‌ پوشش قرار گرفتن كميته امداد هستند كه به طور كلي با توجه به بحث فقر پنهان استان و همچنين عده كثيري كه از وضعيت مالي خوبي برخوردار نيستند و بر اساس قانون هم نمي‌توانند زير پوشش نهاد‌هاي حمايتي قرار گيرند، حدود يك‌ ميليون نفر در استان با مشكل فقر روبه‌رو هستند كه يك سوم جمعيت استان را شامل مي‌شود.
وي افزود: بايد بحث فقر مردم در دستور كار شوراي فرهنگ عمومي قرار گيرد تا مشخص شود كه چرا در استاني با استعداد و توانمندي زياد و ظرفيت‌هاي اقتصادي فراوان بايد دچار چنين مسائلي باشد.
مصاحبه روزنامه شرق با محسن حکیمی درباره توحش عقیدتی
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری

از آنجا که روزنامه شرق بخش هایی از این مصاحبه را سانسور کرده است (شماره سه شنبه 30 شهریور 1389)، متن بدون سانسور این مصاحبه را در اینجا منتشر می کنیم.
گروهی مسیحی در آمریکا اعلام کرده بودند که در 11 سپتامبر 2010 به مناسبت نهمین سالگرد حمله به برج های دوقلوی سازمان تجارت جهانی در نیویورک قرآن را به آتش خواهند کشید. به دنبال این اعلام، هم دولتمردان آمریکا و هم دولت های اسلامی منطقه این عمل را محکوم کردند. این اقدام را چگونه ارزیابی می کنید ؟ و مخالفت ها با این اقدام از چه زاویه ای قابل ارزیابی است؟
این جنگ عقیدتی ادامه همان جنگ قدرتی است که از 11 سپتامبر 2001شروع شد. در این روز در یک حمله انتحاری به وسیله هواپیما توسط القاعده به رهبری اسامه بن لادن برج های دو قلوی سازمان تجارت جهانی مورد حمله و انهدام قرار گرفت و بنا بر آمار ارایه شده توسط دولت آمریکا نزدیک به سه هزار نفر کشته شدند. دولت آمریکا در واکنش به این حمله، لشکر کشی عظیمی به افغانستان تدارک دید و با به توبره کشیدن خاک این کشور ، نیروهای طالبان را که با حمایت مستقیم خود آمریکا و با هدف مقابله با اشغال افغانستان توسط شوروی سازماندهی شده بودند، با شعار مبارزه با تروریسم از قدرت پایین کشید و یک دولت دست نشانده را این سرزمین حاکم کرد که سلطه آن تا به امروز نیز ادامه دارد . با اشاره به واقعه 11 سپتامبر می خواهم بگویم توحش کشیش “تری جونز “زاییده توحش عظیم تری است که در حمله 11 سپتامبر و واکنش نظامی دولت آمریکا به آن شکل گرفت. اقدام به قرآن سوزی صرفا یک اقدام فردی از سوی یک کشیش و یا یک فرقه پنجاه نفری نیست بلکه این توحش زاییده سلطه نظام سرمایه داری در سراسر دنیا و جنگ قدرت ناشی از آن است. در اینجا ممکن است این سئوال به وجود آید که پس چگونه است که این اقدام با محکومیت رئیس جمهوری آمریکا ، وزیر امور خارجه او و حتی فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان مواجه شد؟ باید گفت که دولت آمریکا صرفا با افراط در جنگ عقیدتی مخالف است و با نفس آن مخالف نیست. درواقع دولت اوباما معتقد است که نوع افراطی این توحش آن را به ضد خودش تبدیل می کند. به نظرمن، همان گونه که دولت سرمایه داری آمریکا با نفس لشکر کشی نظامی و آدم کشی در افغانستان و عراق هیچ مشکلی ندارد با جنگ و توحش عقیدتی نیز مخالف نیست. مشکل دولت آمریکا با اقداماتی نظیر اقدام کشیش جونز این است که این گونه اقدامات افراطی امنیت نیروهای آمریکایی در منطقه خاورمیانه را بیش از پیش در معرض خطر قرار می دهد. این را همه دولتمردان آمریکا به صراحت بیان کردند. اصولا دولت های سرمایه داری، اعم از این که به دست کدام بخش از طبقه سرمایه دار اداره می شوند، نمی توانند با جنگ عقیدتی مخالف باشند. سرمایه داری به جنگ عقیدتی نیاز دارد، زیرا این نظام از فرودستی و تبعیض، و طبعا جنگ ناشی از آن، در هر زمینه ای تغذیه می کند و سود می برد. مثلا از نظر نژادی طبقه سرمایه دار آمریکا و دولت او از فرودستی کارگر سیاه پوست و به طور کلی کارگر رنگین پوست نسبت به کارگر سفید پوست سود می برد. زیرا این فرودستی باعث ارزانی و بی حقوقی نیروی کار کارگران رنگین پوست نسبت به کارگران سفید پوست می شود و بدین سان با پایین آوردن بهای نیروی کار کل کارگران سود سرمایه داران را افزایش می دهد. به همین سان، تبعیض و فرودستی زنان نسبت به مردان به سود نظام سرمایه داری است. در مورد تبعیض عقیدتی نیز وضع چنین است. فرودستی کارگر مسلمان نسبت به کارگر مسیحی به سود سرمایه دارآمریکایی است، همان گونه که فرودستی اقلیت مسیحی در کشورهای اسلامی به سود طبقه سرمایه دار این کشورها است. ممکن است گفته شود در قوانین آمریکا مردم مستقل از عقاید ، نژاد ، جنسیت شان دارای حقوق برابرهستند و نسبت به یکدیگر فرودست نیستند. اما باید توجه داشت که برابری در قانون ضمن آن که از نابرابری قانونی بهتر است اما به هر حال یک برابری صوری است و نه واقعی. به طور واقعی طبقه سرمایه دار آمریکا در جهت اهدافش اهرم های بسیاری را برای اعمال تبعیض و فرودستی بر اقلیت های عقیدتی و نژادی و… به کار می گیرد. به عنوان نمونه می توان به ایجاد هراس و نفرت از پیروان عقاید و مذاهب دیگر اشاره کرد، به طوری که مثلا به یک مسلمان به چشم کسی نگریسته شود که مجرم و تروریست است و جامعه آمریکا را در معرض خطر قرار می دهد. بدیهی است که چنین فضایی زمینه را برای اعمال تبعیض و بی حقوقی و بهره کشی بیشتر از کارگران مسلمان در آمریکا به سود طبقه سرمایه دار این کشور آماده می کند. توحش عقیدتی امثال کشیش جونز پیامد و ادامه چنین سیاستی است، اگر چه افراطی گری آن موافق طبع دولت کنونی آمریکا و تمام بخش های طبقه سرمایه دار این کشور نیست. در اینجا لازم است تاکید کنم که توده مردم آمریکا مستقل از عقیده و مذهب شان در کنار هم و به گونه مسالمت آمیز زندگی می کنند و به هیچ وجه موافق این جنگ عقیدتی نیستند. به عبارت دیگر، نفس آمریکایی بودن نیست که این توحش را ایجاد می کند. این طبقه سرمایه دار است که تنور این جنگ را گرم می کند آن هم به این دلیل که از آن سود می برد.
به رغم عقب نشینی کشیش جونز، گروهی دست راستی از «جنبش تی پارتی» در یازدهم سپتامبر امسال به این عمل مبادرت کردند. این را چگونه تحلیل می کنید؟
البته پیش بینی هم می شد که آن کشیش نژادپرست با آن سابقه خراب و خشونت آمیزش عقب نشینی کند! درواقع او با سوء استفاده از وجود آزادی نسبی بیان در آمریکا بیشتر می خواست خود را در رسانه ها مطرح کند. اما عقب نشینی او به این معنی نبود که در روز 11 سپتامبر دیگر قرآن سوزی انجام نمی شود . کما این که این عمل توسط افراد گروه دست راستی “تی پارتی” انجام شد، که خانم سارا پیلن نامزد معاونت مک کین، رقیب جمهوری خواه اوباما در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا از رهبران آن است. اتفاقا اقدام این جریان ادعای من را اثبات می کند که در پاسخ به سئوال اول آن را مطرح کردم. این اقدام نشان می دهد که چه جریان هایی و با چه اهدافی از این جنگ عقیدتی منتفع می شوند و به آن دامن می زنند. از جمله مواضع نژاد پرستانه، ارتجاعی و جنگ طلبانه این گروه می توان به خواست ادامه جنگ در عراق و افغانستان تا پیروزی نهایی ، ایجاد نفرت و هراس از اقلیت های نژادی و مذهبی به عنوان «دشمن»، مخالفت با اصلاحات و تعدیل اقتصادی در آمریکا به نفع طبقات محروم و اقلیت های نژادی، مخالفت با اخذ مالیات تصاعدی از سرمایه داران، مخالفت با برنامه های حداقلی حمایت از کارگران، مخالفت با سقط جنین و… اشاره کرد، مواضعی که همه نشان می دهد که این گروه اندک شمار از جمله گروه های افراطی، دست راستی و جنگ طلب طبقه سرمایه دار آمریکاست. طرفداری این جنبش ارتجاعی از نظام سرمایه داری تا به آن حد است که بر اساس یک نظرسنجی تازه از اعضایش 92 درصد این اعضا معتقدند که اوباما آمریکا را به سوی «سوسیالیسم» می برد!! خلاصه آن که عملکرد و مواضع این گروه به خوبی نشان می دهد که قرآن سوزی و راه اندازی جنگ صلیبی توسط امثال این گروه ها دقیقا با هدف حمایت از طبقه سرمایه دار و تشدید استثمار بیش از پیش کارگران صورت می گیرد.
شما معتقدید که طبقه سرمایه دار آمریکا محتاج اسلام هراسی و نفرت پراکنی عقیدتی است. حال سوال اینجاست که در عراق ، افغانستان، پاکستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه نیز شاهد همین نوع نگاه نسبت به مذاهب غیر اسلامی هستیم ! برای نمونه، سلفی ها و وهابیون و حامیان آن ها در برخی از دولت های اسلامی پیروان هر دین و مذهبی جز مذهب خود را مهدور الدم می دانند و سر آن ها را از پس گردن می بُرند. شما این یکسانی برخورد و نوع عمل را چگونه توضیح می دهید؟
مایکل مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، گفته است «سوزاندن قرآن به معنای سوختن هزاران سرباز آمریکایی است». این جمله ضمن آن که زاویه مخالفت ژنرال های ارتش آمریکا با قرآن سوزی را نشان می دهد، بیانگر توحش بی حد ومرز و هولناک طرف مقابل در جنگ قدرت جاری نیز هست. اگر در آمریکا فقط قرآن می سوزانند و دولت این کشور آدم کشی و انسان سوزی خود را در بیرون از مرزهایش و در مناطقی چون خاورمیانه انجام می دهد، طرف مقابل این جنگ قدرت در افغانستان و پاکستان و عراق آدم ها را، اعم از نظامی و غیرنظامی، زنده زنده در آتش انفجار بمب و گلوله می سوزاند و، همان گونه که شما به درستی می گویید، سر مخالفان سیاسی و عقیدتی خود را از پس گردن می بُرد. به نظر من، علت یکسانی برخورد و نوع عمل نیروها و دولت های ارتجاعی منطقه با دولت آمریکا و متحدانش در پیمان ناتو را باید در یکسانی آن رابطه اجتماعی انسان ستیزی جستجو کرد که این توحش متقابل در دفاع از آن صورت می گیرد. این رابطه در خاورمیانه نیز همچون غرب همان سرمایه یعنی رابطه خرید و فروش نیروی کار است، با این تفاوت که بر خلاف ساختار سیاسی «دموکراتیک» در سرمایه داری غربی در اینجا ساختار سیاسی یک ساختار استبدادی است. و گرنه تا آنجا که به نفس خرید و فروش نیروی کار مربوط می شود، ارزان نگه داشتن قیمت این نیرو تا حد شبه رایگان کردن اش همان عاملی است که نیروهای طرفدار سرمایه داری در منطقه حاضرند برای آن دست به هر کاری بزنند، حتی اگر این کار دامن زدن به جنگ عقیدتی از طریق یهودی ستیزی، مسیحی ستیزی، شیعی ستیزی، سنی ستیزی، بهایی ستیزی و… باشد. به عبارت دیگر، دراینجا هم آن زمینه ای که نیروهای ارتجاعی در منطقه از جمله سلفی ها و وهابیون را متقابلا به جنگ و توحش عقیدتی و ستیز با پیروان ادیان و مذاهب دیگر وامی دارد، نظام سرمایه داری است. تفاوت فقط در شیوه دفاع و حفظ این نظام است. آمریکا و متحدانش با لشکرکشی نظامی در لوای صدور دموکراسی نئولیبرالی و مبارزه با تروریسم می کوشند به این هدف برسند، حال آن که نیروها و دولت های ارتجاعی منطقه با تحمیل استبداد قرون وسطایی اعم از دینی و سلطنتی بر جامعه و ضدیت با مدرنیته و سکولاریسم می خواهند نظام سرمایه داری را حفظ کنند.
آقای حکیمی! سراسر تاریخ گواه آن است که جنگ عقیدتی همزاد طبقات اجتماعی است و طبقات مسلط با حربه ها و عناوینی همچون ملحد ، جادوگر و…به تکفیر مخالفان خود پرداخته اند . برای نمونه فرعون با ملحد خواندن موسی ادعا می کند که او آمده است تا دین شما را بگیرد! و یا در قیام بابک خرم دین و… شاهد تکرار همچنین ادعاهایی هستیم . لطفا با تبیین این “شیوه سلطه ” تفاوت ها و شباهت های آن را در دنیای کهن و امروز بیان نمایید؟
جنگ عقیدتی یا ایدئولوژیک انسان ها قدمتی به درازای عمر خود ایدئولوژی دارد. از زمانی که کار فکری انسان از کار دستی او جدا شد شاخه ای از کار به تولید اندیشه توسط کسانی اختصاص یافت که در واقع بخشی از طبقه حاکم جامعه بودند. این بخش از طبقه حاکم بی آن که هیچ نقشی در تولید مادی جامعه داشته باشد با نظریه پردازی در قالب فلسفه (متافیزیک) و دین با هدف حفظ رابطه تولیدی بین انسان ها به سود طبقه حاکم، نقش ایدئولوگ این طبقه را ایفا کرد. از این زمان به بعد، جنگ طبقاتی بُعد ایدئولوژیک نیز پیدا کرد. بنابراین، همان گونه که شما می گویید، جنگ عقیدتی همزاد سلطه طبقه فرادست اجتماعی بر طبقه فرودست است و عمر آن بسی طولانی تر از عمر سرمایه داری است. پس شباهت دنیای کهن و دنیای کنونی در این است که در هر دو مورد جنگ ایدئولوژیک برای حفظ رابطه اجتماعی بین انسان بر پا می شود. تفاوت آن ها نیز در این است که در دنیای کهن، جنگ عقیدتی برای اعمال سلطه یک بخش از جامعه بر بخش دیگر بر نظام های تولیدی غیرسرمایه داری مبتنی بود، حال آن که اکنون دوام و بقای جنگ عقیدتی مدیون نظام سرمایه داری است و این نظام است که جنگ عقیدتی را، به دلایلی که در پاسخ به پرسش های پیشین به آن ها اشاره کردم، برای تضمین سودآوری خود سرپا نگه می دارد و در تنور آن می دمد.
در کنار برخورد های دولت ها شاهد موضع گیری های متفاوتی از سوی نهادهای غیر دولتی بوده ایم که نظیر آن را در اعتراض اتحادیه بین المذاهب با عنوان ” آزادی مذهب ” می توان اشاره نمود . حال با وجود جنبش های این چنینی پروژه ” گفتگوی تمدن ها ” تا چه حد می تواند امیدوار کننده باشد؟
لازم می دانم ابتدا نظر خودم را درباره مبحث «گفتگوی تمدن ها» بگویم. واقعیتش این است که من با این مبحث و این اصطلاح اگر به معنی گفتگوی دولت های سرمایه داری باشد کاملا مخالفم. من نه تنها در عملکرد کشورهای سرمایه داری نشانی از تمدن نمی بینم بلکه توحش در عریان ترین شکل آن در این کشور ها حکم فرماست . بنابراین، ابتدا باید مشخص کنیم گفتگو بین چه کسانی قرار است صورت بگیرد . در این شکی نیست که اکثریت مطلق مردم دنیا خواهان استقرار یک جامعه متمدن و آزاد هستند که از جمله دستاوردهای آن آزادی مذهب است، آزادی مذهب به این معنا که نه تنها پیروان مذاهب گوناگون اعم از رسمی یا غیررسمی آزادند به آداب و رسوم خودشان عمل کنند و حتی مختار به انتخاب یا تغییر دین خود باشند بلکه در همان حال هرکسی هم این آزادی را داشته باشد که پیرو هیچ مذهبی نباشد و یا بتواند هر کدام از این مذاهب را نقد کند. ولی متاسفانه حاکمیت رابطه اجتماعی سرمایه مثل یک ترمز جلوی پیدایش و تولد این جامعه را گرفته است. هنگام حمله آمریکا به عراق در سال 2003 چهل میلیون نفر در سراسر دنیا به خیابان ها آمدند و مخالفت شان را با این جنگ اعلام کردند. این نمونه عظیمی از تمایل مردم متمدن دنیا برای برپایی چنین جامعه ای بود. عظمت این نمونه چنان بود که روزنامه نیویورک تایمز مجبور شد به آن اعتراف کند و در شماره 16 فوریه 2003 خود از آن به عنوان ظهور یک «ابرقدرت جدید» در صحنه سیاست نام برد. اگر قراراست بین تمدن ها گفتگویی صورت گیرد باید توسط چنین جمعیتی و از طریق چنین انسان هایی باشد. این جمعیت عظیم انسان ها متاسفانه جز همین اعلام نارضایتی از جنگ کار دیگری نتوانست بکند و هم اکنون به شکلی رقت انگیز اسیر حمله گازانبری دو سوی توحش و بربریت جنگ طلبانه دنیای سرمایه داری است. به این ترتیب، من نه تنها هیچ امیدی به «گفتگوی تمدن ها» به معنای گفتگوی سازمان ها و دولت های سرمایه داری ندارم بلکه آن را فریب و سرابی می دانم که هدفش، در خوش بینانه ترین حالت، فرستادن بشریت متمدن به دنبال نخود سیاه است.
آیا فکر نمی کنید سرمایه داری لیبرال با غیر سیاسی کردن روابط طبقاتی سعی دارد با دامن زدن به تقابل سنت و مدرنیته و خلق بحران های این چنینی با جابجایی و انتقال بحران از عرصه اقتصاد به عرصه فرهنگ انحراف تضاد ایجاد نماید؟
این سخن شما در مورد کشورهای سرمایه داری غرب کاملا درست است. درآنجا طرح مباحثی چون تضاد بین سنت و مدرنیته به معنای خلق بحران کاذب با هدف منحرف کردن توجه از عرصه اقتصاد به عرصه فرهنگ است. اما در کشورهایی که سابقا از آن ها به عنوان کشورهای تحت سلطه نام برده می شد استبداد مانع تحقق فرهنگ مدرن شده است و، از همین رو، مبارزه برای مدرنیته و ارزش های مدرن به مبارزه علیه سرمایه داری گره خورده است و بخشی از این مبارزه را تشکیل می دهد. در این کشورها، در صورت تضمین افق ضدسرمایه داری بر جنبش اعتراضی مردم و فقط و فقط در صورت تضمین این افق، تحقق فرهنگ و ارزش های مدرن توان مادی و فکری کارگران برای مبارزه با سرمایه داری را افزایش می دهد. بر تضمین افق ضدسرمایه داری بر جنبش اعتراضی مردم بازهم تاکید می کنم زیرا در این کشورها تصور استقرار سرمایه داری دموکراتیک به جای سرمایه داری استبدادی هیچ چیز جز توهم صرف نیست.
در آخر به عنوان جمع بندی بفرمایید که پرهیز از این جنگ عقیدتی و ایدئولوژیک در گرو چه اقداماتی است؟
اگر ما این را بپذیریم که آن زیربنایی که جنگ ایدئولوژیک روی آن سوار است نظام سرمایه داری و اساس این نظام یعنی رابطه خرید و فروش نیروی کار است، به طور طبیعی به این نتیجه می رسیم که آنچه بشریت را از انواع مصائب و ستم ها از جمله جنگ عقیدتی بین ادیان و مذاهب مختلف حفظ می کند امحای نظام سرمایه داری است. در پاسخ به یکی از پرسش های شما در بالا گفتم که اعتراض و تظاهرات چهل میلیون نفر انسان در سراسر جهان علیه لشکرکشی آمریکا به عراق یک اقدام ضدسرمایه داری بشریت متمدن بود. اما همان جا به ناکافی بودن و درواقع ناکارآمد بودن این اقدام اشاره کردم. به نظر من، علت این ناکارآمدی فقدان افق آگاهانه ضدسرمایه داری بر این جنبش بود. خوب یادم است سخنی را که جورج بوش پسر- که آن هنگام رئیس جمهوری آمریکا بود – در مورد این حرکت میلیونی مردم جهان به زبان آورد. او گفت : دموکراسی یعنی همین که میلیون ها نفر در سراسر جهان مخالفت خود را با جنگ اعلام می کنند. او درست می گفت. اما «فراموش کرد» اضافه کند که «ما هم به کار خود ادامه می دهیم». دموکراسی سرمایه داری یعنی همین که مردم به سرمایه داری اعتراض کنند و سرمایه داری هم کار خودش را بکند بی آن که اعتراض مردم کمترین تاثیری در آن داشته باشد. تا زمانی که مبارزه علیه سرمایه داری درافق دموکراسی صوری و لیبرالی و افق هایی نظیر این افق انجام می گیرد حتی اگر با شورانگیزترین جان فشانی های انسان ها صورت گیرد راه به جایی نخواهد برد. تضمین افق ضدسرمایه داری در جنبش انسانیت متمدن علیه توحش سرمایه داری در گرو حضور خودآگاهی و تشکل در این جنبش است.

دیدگاه خود را بیان کنید.