خبرنامه کارگران کمونیست ایران

یک سایت دیگر با وردپرس

خبرنامه کارگری شماره ۲۱9: 5 مهر ۱۳۸۹

بدست • 27 سپتامبر 2010 • دسته: خبرنامه

NewsLetter219
pdflogo1
تجمع بيش از 600 معلم خريد خدمتي مقابل مجلس
ايلنا- ما با درخواست خود اين وزارتخانه به مدارس رفتيم و حالا در اوايل راه و پس از گذشت سه سال مي‌گويند نيازي به حضور شما نيست/ نيروهاي خريد خدمتي زماني به داد آموزش و پرورش رسيده‌اند كه اين وزارتخانه كمبود نيرو داشت.
بيش از 600 نفر از معلمان خريد خدمتي آموزش و پرورش در اعتراض به تمديد كردن قراردادهايشان از سوي آموزش و پرورش صبح امروز مقابل مجلس شوراي اسلامي تجمع كردند.
به گزارش خبرنگار اجتماعي ايلنا، اين معلمان در اعتراض به سياست‌هاي جديد وزارت آموزش و پرورش در بحث استعلام و مديريت نيروي انساني در آموزش و پرورش اقدام به تجمع كردند.
نماينده نيروهاي تجمع‌كننده در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي ايلنا با اشاره به اينكه هيچ‌كدام از مسئولان آموزش و پرورش پاسخي به اعتراضات و مطالبات ما نداده‌اند، گفت: اكثر نيروهايي كه امروز دست به تجمع زده‌اند با سه تا چهار سال سابقه براي آموزش و پرورش و سيستم آموزشي اين كشور زحمت كشيده‌اند و با مدارك بالا همچون ليسانس و فوق‌ليسانس تدريس مي‌كنند اما مسئولان آموزش و پرورش تمامي سهميه‌هاي خود را براي استخدام به نيروهايي داده‌اند كه در آزمون استخدامي قبول شده‌اند.
وي افزود: ما با درخواست خود اين وزارتخانه به مدارس رفتيم و حالا در اوايل راه و پس از گذشت سه سال ديگر مي‌گويند نيازي به حضور شما نيست. نيروهاي خريد خدمتي زماني به داد آموزش و پرورش رسيده‌اند كه اين وزارتخانه با كمبود نيرو مواجه بود و با كم‌ترين حقوق كار كرديم.
وي ادامه داد: اما امروز كه آموزش و پرورش ديگر نيازي به حضور ما نمي‌بيند، ما را پس مي‌زند.
تجمع کارگران شرکت کرپ ناز کرمانشاه مقابل بانک ملت
ایلنا- کارگران کارخانه کرپ ناز کرمانشاه، پس از تجمع در مقابل اداره کار و امور اجتماعی و استانداری، برای چندمین بار مقابل ساختمان مرکزی بانک ملت کرمانشاه تجمع کردند.
کارگران در این تجمع خود، خواهان اجرایی شدن مصوبات جلسه استاندار و مسئولین این کارخانه از سوی بانک ملت کرمانشاه که سیاست گذار و سهام دار اصلی این کارخانه است، شدند.
به گزارش ايلنا،کارگران این کارخانه با بیان این مساله که دو ماه است کارخانه هیچ تولیدی نداشته است ، و در گفتگو با خبرنگار ما خاطرنشان کردند: مسئولینی که برای تصدی این کارخانه از طرف بانک ملت معرفی می شوند با سیاست به تعطیلی کشاندن کارخانه شروع به فعالیت می کنند، به گونه ای که گاها این کارخانه به خاطر هزینه های کمتر از 10 هزار تومان نیز چندین روز تعطیل می شود.
یکی از کارگران با اشاره به جوان بودن ماشین آلات این کارخانه، اظهار داشت: چنین ماشین آلاتی تنها به علت عدم رسیدگی که با سیاست تعطیل کردن کارخانه و توجیه این مساله که کارخانه هیچ گونه سودی ندارد می تواند خاموش باشد.
وی ادامه داد: این کارخانه روزانه مقدار زیادی پارچه در انواع مختلف تولید می کرد که هیچ گاه در فروش آن مشکلی نداشته و هیچ پارچه ای در کارخانه نمی ماند، اما هم اکنون گاها به علت نبود یک وسیله بسیار ساده، کارخانه دو یا سه روز تعطیل می شود.
یکی دیگر از کارگران این کارخانه با اشاره به سن بالای کارگران می گوید: اکثر کسانی که اینجا تجمع کرده اند بیشتر از 10 سال است که در این کارخانه کار می کنند و با این شرایط در صورت عدم پرداخت سنوات خود نمی توانند در هیچ جای شروع به کار کنند.
این کارگران دلیل تجمع خود را در مقابل بانک ملت اینگونه بیان کردند: کارخانه کرپ ناز زیر نظر شرکت خردمندان است و بانک ملت سیاست گذار اصلی و سهام دار این شرکت است، اگر مسئولین بانک ملت نمی خواهند این کارخانه به فعالیت خود ادامه دهد، تکلیف کارگران را روشن کنند.
تجمع کارگران به دلیل ‌حقوق معوقه مقابل استانداری گیلان
فارس – کارگران کارخانه ریسندگی خاور رشت صبح امروز با تجمع مقابل استانداری گیلان خواستار دریافت حقوق معوقه خود از مسئولان شدند.
به گزارش فارس، یکی از کارگران این کارخانه با اشاره به اینکه مدت هفت ماه است حقوق دریافت نکرده است، اظهار داشت: بالغ بر ۳۰۰ نفر از کارگران مرد و زن کارخانه خاور مدت هفت ماه است هیچگونه حقوق و مزایایی از کارخانه دریافت نکرده‌اند.
وی که خواست نامش فاش نشود، افزود: مدیرعامل کارخانه وام سنگینی برای بهبود وضعیت کارخانه گرفته اما تا کنون برای بهبود وضعیت کارگران اقدامی انجام نداده است.
یکی دیگر از کارگران این کارخانه نیز با بیان اینکه تا دو ماه گذشته کارخانه بالغ بر هشت تن نخ تولید کرده و به فروش رسانده است، گفت: این کارخانه از لحاظ تولید و فروش محصول مشکلی ندارد.
وی سهل‌انگاری مدیر کارخانه را موجب به وجود آمدن این وضعیت بحرانی برای کارگران خواند و تصریح کرد: مسئولان استانی نیز به وعده‌های خود عمل نمی‌کنند و هیچ نتیجه‌ای از جلسه اخیر کمیسیون صنایع و معادن استان درباره این وضعیت حاصل نشده است.
در این تجمع که حدود ۳۰۰ نفر از کارگران مرد و زن کارخانه ریسندگی خاور رشت حضور داشتند، با بیان مشکلات حقوق معوقه خود را مطالبه می‌کردند.
كارگران «زهش» سه ماه حقوق نگرفته‌اند
ایلنا- با وجود فعال بودن خطوط توليد و فروش محصولات اين كارخانه در سه ماه گذشته حقوق دريافت نكرده‌اند/ شنيده مي‌شود كه كارفرما دستگاه تهويه را با مالكيت واحدهاي مسكوني-تجاري پروژه‌هاي ساختماني معاوضه مي‌كند.
كارگران كارخانه چيلرسازي زهش مي‌گويند: با وجود فعال بودن خطوط توليد و فروش محصولات اين كارخانه در سه ماه گذشته حقوق دريافت نكرده‌اند.
به گفته اين كارگران شنيده مي‌شود كه مديريت كارخانه در ازاي دريافت پول مربوط به تامين و فروش دستگاه‌هاي چيلر جذبي و تهويه مطبوع مورد نياز پروژه‌هاي مسكوني و اداري- تجاري، مالكيت واحدهاي ساخت شده را قبول مي‌كند.
اين كارگران مي‌گويند: در نتيجه اين وضع حقوق يك‌صد كارگر از سه ماه پيش تاكنون پرداخت نشده است.
كارگران همچنين به نقل از كارفرماي خود از احتمال واردات محصولات چيني و اجراي سياست‌هاي تعديل نيروي انساني در يك ماه آينده خبر داد مي‌دهند.
كارخانه زهش در منطقه آب‌يك قزوين واقع شده‌است.
کارگران اسکله رجایی شهر با مدرک لیسانس با حقوقی بسیار نا چیز زیر فشار های طاقت فرسای معیشتی قراردارند
آسمان دیلی نیوز – کارگران اسکله رجایی شهردربندرعباس علیرغم شرایط نامناسب وسخت کاری حقوقی بسیار ناچیز میگیرند وبه شدت زیر فشارهای معیشتی قرار دارند . این اسکله قبلا بین سه تاچهارهزارکارگر داشت ولی درحال حاضر تنها حدود ۳۰۰ نفر کارگر دارد ,کارگرانی راکه مدارک تحصیلی شان زیرلیسانس بود از کار برکنار کرده اند وتنها کارگرانی رانگه داشته اندکه مدارک تحصیلی شان لیسانس ویا لیسانس به بالا میباشد .
کارکنان بیمارستان بازرگانان هنوز حقوق پارسال را می گیرند
آسمان دیلی نیوز – بیمارستان بازرگانان با گذشت ۶ ماه از سال هنوز افزایش سنواتی حقوق امسال کارکنانش را نپرداخته است و بدلیل عدم صدور حکم، آنان هنوز حقوق سال قبل را دریافت می دارند.
حقوق کارکنان این بیمارستان ۵۴۰ هزار تومان می باشد، که امسال با توجه به گرانی همه ی کالا ها و خدمات نسبت به سال قبل، هیچ افزایشی نداشته است.
اخراج ۹ نفر از کارگران کارخانه آذرنوش شهد
آسمان دیلی نیوز – درتبریز۹ نفر از کارگران کارخانه آذرنوش شهدکه تولید کننده مواد لبنیاتی میباشد از کار اخراج شدند . این اخراج درست یک روز قبل از شروع ماه مهر صورت گرفت .کارگران اخراجی به شدت از این موضوع ناراحت بودند ومیگفتند:” حاضر بودیم هرکاری کنیم که اخراج نشویم ویک لقمه نانمان را از دست ندهیم . اخراج آنهم یکروز قبل از مهر در حالی که ما بچه مدرسه ای داریم ضربه بسیارسختی به ما بود , زیر فشارهای طاقت فرسای معیشتی نمیدانیم چکارکنیم .”
سر در گمي وبلا تكليفي اعضا ي سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني در اجراي احكام متعارض ديوان عدالت اداري
سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني – در حالي كه نزديك به پنج سال از تشكيل و احياي سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني ميگذرد و طي اين مدت بخشي از اخراجي هاي فعالين سنديكايي كه بعد از دستيكيرهاي متعد دي كه داشته و ازاد شده توانسته اند به سر كار خود بازگردند. البته با احكام از مراجع ذيصلاح . اما از طرف كار فرما به عناوين مختلف باز هم تعدادي اخراج شده و تعدادي هم با توجه به راي بازگشت بكاري كه دارند هنوز نتوانسته اند به سر كار بروند چون كارفرما از اجراي راي خوداري ميكند و اين پروسه من بدو اهو بدو همچنان ادامه دارد. ولي خوشبختانه اكثريت اعضاي سنديكايي به سر كار خود باز گشته اند .كه اين البته مستلزم تلاش و پيگيري طاقت فرسا يي بوده كه در مورد گروه 25 نفر اخر 4 سال زمان برده كه هر كس كه در اين كشور زندگي كند ميداند چه شرايط سخت و دشواري را اين كارگران پشت سر گذاشته اند و چه تلاشهايي براي بدست اوردن حقوق همكاران و رانندگان شركت واحد انجام داده اند و چه هزينه ها يي پرداخت كرده اند. البته من نميخواهم راجب به دستاوردها و هزينه ها يي كه اعضاي هييت مديره و فعالين سنديكايي داده بگويم كه خود كاغذ هفتاد من نياز است ولي سخنم در مورد احكام ديوان عدات اداري است كه شايد در واقع اخرين مرجع رسيدگي به احكام نا عا دلانه اي كه در مورد اعضاي سنديكايي صورت گرفته بگويم.مثل راي اخراج منصور اسالو رييس سنيكاي كارگران شركت واحد. يادم است كه تقريبا دو سال پيش بعد از پي گيريهاي متعددي كه انجام داديم .ديوان براي 3 نفر راي اعتراض را وارد دانست. و الباقي شكايت و اعتراض به راي را قابل قبول ندانست كه من هم در ليست مردودي ها بودم كه جالب توجه بود كه اقاي مددي نايب رييس سنديكا يكي از كساني بود كه ديوان به نفع او راي صادر كرده و شكايتش را وارد دانسته بود. كه هم اكنون در زندان اوين بخاطر دفاع از حقوق كارگران و تشكيل سنديكا محكوم به5/3 سال حبس است كه در حال تحمل كيفر است .وقتي اين راي هاي متعارض را ديديم واقعا شگفت زده شديم چون مبناي اخراج ما هيچگونه پايه و اساس حقوقي نداشت و حتي اگر كسي اابتدايي ترين مسائل حقوقي را ميدانست مسلم ميدانست كه راي صادر شده بايد به سود كارگران صادر ميشد . چون در پرونده اقاي ابراهيم مددي ايراداتي را كه قاضي گرفته بود دقيقا براي همه شوكات صدق ميكرد و اگر طبق قانون ماده اي تخلف محسوب ميشود براي همه يكسان است همان طور كه اجراي قانون براي همه يكسان ميباشد و ديگر علم قاضي مطرح نيست. ولي چون پروندها در شعب هاي متعدد ديوان مطرح شده بود قاضي ها استناد به علم قاضي ميكردند.جالب توجه تر اين است كه بعد از شكايت مجدد ما بخاطر تعارض در اراي ديوان كه بگذريم چه ها كشيديم. تقريبا بعد از هجده ماه راي ورود به شكايت براي 23نفر صادر شد كه در شعبات هم عرض حل اختلاف منجر به راي بازگشت بكار شد . كه تعداي از اين افراد با توجه به راي صادره به دليل ممانعت كارفرما نتوانسته اند به كار خود باز گردند . هر چند اين احكام در هييت عمومي ديوان كه تشكيل شده از جمعي از قضات صادر شده و حكم وحدت رويه دارد و خود راي هم كه جمعي و كلي است در روزنامه رسمي به چاپ رسيده ولي متاسفانه باز هم تعدادي از اين شكات كه همه داراي يك نوع پرونده هستيم وبا توجه استنادهايي كه قضات در نظر گرفته اند براي همه اعضاي سنديكاي اخراجي صدق ميكند. اما باز هم 7 نفر را از قلم انداخته و درگير امروز و فردا ميباشند كه اين بلاتكليفي تاثير منفي زيادي در زندگي اين كارگران گذاشته كه شايد پيامد هايي از قبيل از هم پاشيدگي خانواده هايشان داشته باشد.و شرايط سخت معيشتي براي اين 7نفر بوجود امده كه واقعا قابل تحمل نيست و زمان زيادي را بايد تلف كنند تا شايد بتوانند راي صادره از ديوان را ببيند. در صورتي كه رايي كه قضات به سود كارگران صادر كرده اند راي جمعي و اكثريت قضات است.كه به استنادهايي چون عدم مدارك كافي كارفرما و رعايت نكردن و مغايرت با ماده 27 قانون كار و …. صادر شده ولي متاسفانه اين تعارض ارا معلوم نيست كه به چه دليل است ايا مشكل از راي قاضي است و يا مشكل را بايد در جايي ديگر جستجو كرد كه اين خود بحثي كارشناسي در مسائل حقوقي ميطلبد كه متاسفانه نديده ايم كه حقوقدانان و وكلا تا بحال در مورد اين احكام كه براي كارگران صادر ميشود اظهار نظري كرده باشند و اميدواريم كه حقوقدانان ما را در اين مورد تنها نگذارند. در پايان بايد بگويم كه متاسفم از اين كه اقاي اسالو و ابراهيم مددي و رضا شهابي بخاطر همين دفاع از حقوق كارگران شركت واحد هنوز در زندان ميباشند.به اميد روزي كه هيچ كس بخاطر دفاع از حقوق ديگر انسانها در زندان نباشد .پايدار و پيروز باشيد
داود رضوي عضو هييت مديره سنديكاي شركت واحد
بیکاری ۵۰ درصدی زنان کارجو
دویچه وله – آمارهای رسمی از نرخ بیکاری ۴۶ درصدی زنان ۱۵ تا ۲۴ ساله در بهار سال جاری خبر می‌دهند. به این قرار، یک میلیون و ۲۳۱ هزار زن ایرانی در این فصل در جستجوی کار بوده‌اند. این نرخ در برآوردهای غیررسمی تا ۶۵ درصد می‌رسد.
خبرگزاری زنان ایران از عدم جذب زنان تحصیل‌کرده، توانمند و متخصص به بازار کار ایران گزارش داده و بی‌توجهی به جایگاه و سهم آنان در برنامه‌ریزی‌های رسمی را دلیل اصلی نرخ بالای بیکاری زنان خوانده است.
نرخ بیکاری زنان ایرانی در سال ۸۸ معادل ۸ / ۱۶ درصد بوده و این میزان بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران در بهار سال ۸۹ به ۲۵ درصد افزایش یافته است. طبق این آمار، بیش از ۵۰۰ هزار زن در بهار سال جاری بیکار شده‌اند و شمار آنها از ۷۴۱ هزار نفر به یک میلیون و ۲۳۱ هزار نفر رسیده است. اهمیت این میزان در آن است که بهار فصل کار بوده و معمولا نرخ بیکاری در آن از سایر فصول کمتر است.
آمار ارائه شده از گرایش بیشتر زنان به اشتغال در بخش خدمات حکایت می‌کند. داده‌های موجود در فصل بهار شامل ۴۶ درصد اشتغال زنان در حوزه خدمات، ۳۱ درصد اشتغال در بخش کشاورزی و ۲۳ درصد در عرصه صنعت بوده است.
بالا رفتن آمار بیکاری زنان در حالی است که وزیر کار و امور اجتماعی دولت دهم هنگام گرفتن رای اعتماد از مجلس، پیشنهادهایی برای اشتغال زنان ارائه کرده بود. عبدالرضا شیخ‌الاسلامی خواهان بازتعریف اشتغال برای بانوان و ایجاد سیاست‌های حمایتی و هدایتی برای آنان از طریق مشاغل خانگی شده و از حفظ کرامت آنان در محیط کار و تبیین مشاغل ترجیحی برای زنان یاد کرده بود. اما این پبشنهادها با وجود انتقادهای فراوان به نگاه فرودست‌پندارانه و جنسیتی به زن یا دارا بودن کمترین ظرفیت اشتغال و پایداری، پس از رای گرفتن وزیر به بوته فراموشی سپرده شدند.
کارشناسان حوزه اشتغال می‌گویند، با وجود بالا رفتن تحصیلات و مهارت‌های دختران، هنوز جایگاه مناسبی در بازار کار برای آنان در نظر گرفته نمی‌شود. به باور این ناظران، بالا رفتن سن ازدواج، نیاز زنان به شغل و درآمد را بیش از پیش کرده، اما در برنامه‌های کلان کشور طرحی برای ارائه فرصت به زنان آماده کار وجود ندارد.
منتقدان وضع موجود می‌گویند، بحران اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، نرخ بیکاری زنان را از آمار کنونی نیز بیشتر می‌کند. به عقیده آنان، کارفرمایان در روند اخراج و تعدیل کارکنان خود، در درجه نخست زنان را گزینش و قربانی می‌کنند. این در حالی است که به دلیل تورم گسترده و کاهش قدرت خرید مردم، نیاز اکثر خانواده‌ها به درآمد بیش از یک عضو، انکارناپذیر است.
کپسول نجات معدنچیان شیلی آماده شد
آسمان دیلی نیوز – قفسی که برای نجات جان ۳۳ کارگر گرفتار در اعماق معدنی در شیلی در دست ساخت بود آماده و به منطقه آورده شد.
این کپسول فولادی، معدنچیان را یک به یک بیرون خواهد آورد. اما نخست باید حفره نجات دارای عرض کافی برای عبور این کپسول باشد.
بستگان این معدنچیان از دیدن کپسول نجات که عرض آن ۵۰ سانتی متر است بسیار خوشحال شدند.
انتظار می رود بیرون کشیدن هر یک از کارگران از عمق ۷۰۰ متری معدن ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بطول انجامد.
نام این کپسول ققنوس گذاشته شده که یادآور پرنده افسانه ای است که از خاکستر خود بر می خیزد و حیات دوباره می یابد.
بستگان معدنچیان گرفتار از هفت هفته پیش که حادثه ریزش این معدن رخ داد در بیرون چادر زده و در انتظار نجات عزیزانشان هستند.
کارولینا لوبوس که پدرش فرانکلین در این معدن حبس شده به داخل کپسول نجات رفت تا آن را آزمایش کند.
او گفت با وجود این که از بیرون کوچک بنظر می رسد در داخل بسیار راحت است و فضایی کافی برای تکان خوردن و جابه جایی بدن دارد.
اما وی تصدیق کرد که تنها چند دقیقه بیشتر در آن نبوده و نگران ۳۰ دقیقه ای است که پدرش باید برای بیرون آمدن از عمق معدن در آن محبوس باشد.
این کپسول دارای وسایل ارتباطی و اکسیژن کافی برای ۹۰ دقیقه است.
قرار است این معدنچیان در هفته اول نوامبر بیرون آورده شوند. اما ممکن است حفره این معدن زودتر آماده شود.
ورودی اصلی این معدن در ۵ اوت گذشته فرو ریخت و مسدود شد.
افزایش میزان بیکاری در فرانسه
آسمان دیلی نیوز – وزارت کار فرانسه در آماری که روز پنجشنبه منتشر شد اعلام کرد تعداد متقاضیان کار در این کشور که هیچ فعالیتی ندارند، در ماه اوت با افزایش پانزده هزار و نهصد نفری به دو میلیون و ششصد و نود و سه هزار نفر رسید.
بر اساس این آمار تعداد کل متقاضیانی که برای اشتغال ثبت نام شده اند، از جمله کسانی که دارای اشتغال موقت هستند، با هفت هزار و یکصد نفر افزایش به سه میلیون و نهصد و هفتاد هزار نفر بالغ شد.
اعتراضات کشاورزان بناب
آسمان دیلی نیوز – در حالی که مردم این روزها انگور را با قیمت بسیار گزافی تهیه می کنند، در بناب ۳ هزار تن انگور روی دست کشاورزان مانده است. این کشاورزان چندین بار اعتراض خودشان را به سازمان بازرسی کل کشور گفته اند اما هیچ اقدامی صورت نگرفته است.
ركود درصنعت توليد درب وپنجره آلومينيومي
ايران كارگر – به گزارش رسيده از اتحاديه درب و پنجره آلومينيومي, کارگاههاي توليد درب و پنجره آلومينيومي درتهران درحال رکود و ورشکستگي ميباشند كه دست اندركاران اين صنف علت آنرا قديمي بودن ماشينهاي صنعتي اين کارگاهها و نبودن نقدينگي براي خريد دستگاههاي پيشرفته ميدانند . آنها ميگويند دولت هم دراين رابطه هيچ کمکي نميکند و واوم به کارخانه ها و کارگاههاي توليدي نميدهد و آنها هم مجبورهستند با دستگاههاي مستهلک و کهنه 20سال پيش کارکنند که هم کيفيت کارشان پايين ترميباشد هم سرعت کارشان به مراتب پايين است هم سختي بيشتري هنگام توليد ميکشند , اتحاديه اين مشکل را بارها و بارها دنبال کرده ولي متاسفانه ازطرف دولت کسي به فکر صنايع و کاروکسب مردم و توليد نيست و حرفهاي ما ناديده گرفته ميشود
دستمزد كارگران با خط فقر فعلي 50 درصد فاصله دارد
ایران کارگر – در حال حاضر چهار ميليون نفر كارگر از مزاياي قانوني دستمزد برخوردار نيستند.
“علي دهقان كيا” عضو هيات مديره كانون عالي شوراهاي اسلامي كار استان تهران در گفتگو با موج، تعداد كارگران سراسر كشور را در حال حاضر 10 ميليون نفر اعلام كرد واظهارداشت: در حال حاضر 80 درصد ازاين كارگران مشمول قرار دادهاي موقت كارهستند.
وي، وضعيت واحدهاي توليدي را در كشور بحراني اعلام كرد و خواستار توجه بيش از پيش دولت به اين واحدها شد.
به گفته دهقان كيا، در حال حاضر بحث بحراني بودن واحدهاي توليدي در ايران هم اكنون موجب شده است كه كارگران فعال در اين بنگاه‌ها از مزاياي قانوني حداقل دستمزد برخوردار نباشند.
به گفته عضو هيات مديره كانون عالي شوراهاي اسلامي كار استان تهران، نمايندگان كارگري در صدد هستند با توافق وزير كار و نمايندگان كارفرمايي نرخ دستمزد كارگران را در ساير سطوح مزدي افزايش دهند.
اين مقام مسئول، با اشاره به افزايش بي‌رويه تعداد كارگران قراردادي در بنگاه‌هاي توليدي كشور اذعان داشت: در حال حاضر 80 درصد از كارگران سراسر كشور مشمول قراردادهاي موقت كار هستند، اين در حالي است كه پيش‌بيني مي‌شود تا پايان سال جاري تعداد اين كارگران همچنان افزايش يابد.
دهقان كيا، نرخ خط فقر را در جامعه كنوني ايران 700 هزار تومان بيان كرد و افزود: در حال حاضر دستمزد فعلي كارگران با خط فقر فعلي به ميزان 50 درصد فاصله دارد.
عضو هيات مديره كانون عالي كار ، خواستار افزايش دستمزد كارگران براساس نرخ تورم واقعي شد و افزود: شوراي عالي كار در تعيين دستمزد كارگران بايد تورم مسكن را هم در سبد هزينه خانوار كارگري محاسبه كند. وي، در ادامه با تاكيد برلزوم افزايش دستمزد كارگران در طي سال جاري اذعان داشت: در صورتي كه بانك مركزي تورم را در سال جاري بيش از 20 درصد محاسبه كند، دستمزد فعلي كارگران مجددا مورد محاسبه قرار مي‌گيرد.
گزارشاتی از اعتراضات بازاريان
بازار طلافروشان تهران در اعتراض به اجرای قانون ماليات بر ارزش افزوده تعطيل شد
مهر- بازار طلافروشان تهران، روز شنبه در اعتراض به اجرای « قانون ماليات بر ارزش افزوده» تعطيل بوده است.خبرگزاری « فارس» نيز گزارش داد که بازار طلا و جواهر تهران در سبزه ميدان تهران، روز شنبه در اعتراض به اجرای اين قانون در مورد طلافروشان تعطيل شد.علی عسکری، رئيس سازمان امور مالياتی، در واکنش به اين اخبار، به خبرگزاری مهر گفت: همه موديان، از جمله طلافروشان، موظف به اجرای قانون هستند.بر اساس اين گزارش، پس از تعطيلی بازار طلافروشان، مذاکراتی ميان مقام های سازمان مالياتی و اتحاديه طلا و جواهر برای آنچه که « رفع مشکلات اجرای قانون ماليات بر ارزش افزوده» ناميده شد، صورت گرفت.رئيس سازمان امور مالياتی همچنين گفت که با هماهنگی های صورت گرفته با شورای اصناف قرار است ماليات بر ارزش افزوده، به صورت مرحله ای اجرا شود.در تيرماه سال جاری نيز بخش هايی از بازار بزرگ تهران در اعتراض به آنچه که افزايش ميزان ماليات تا سقف ۷۰ درصد توصيف شد، دست به اعتصاب زده بودند
طلافروشان روز شنبه در مشهد، نیشابور، سبزوار و تربت حیدریه نیزاعتصاب کردند
کلمه- بازار طلافروشان شهر مشهد در روزهای پنجشنبه و شنبه به طور کامل تعطیل بوده است. این وبسایت، دلیل این اعتصاب را اعتراض طلافروشان مشهدی به نحوه اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده دانست و نوشت که قرار بوده است این اعتصاب روز یکشنبه نیز ادامه داشته باشد. برپایه این گزارش، این در حالیست که طلافروشان از سوی نهاد های امنیتی شهر مشهد تهدید شده اند.گزارش کلمه تاکنون از سوی منابع رسمی جمهوری اسلامی ایران تایید نشده است.خبرگزاری های « فارس» و « مهر» روز شنبه از اعتصاب در بازار طلافروشان شهر تهران خبر داده بودند.
اعتصاب بازار؛ نیمه تعطیل شدن بازار پارچه فروشان
ایران پرس نیوز – گزارش یکی از خوانندگان از تهران: التهاب در بازار فرش فروشان و نیمه تعطیل شدن بازار پارچه فروشان درگیری کسبه بازار با تعدای لباس شخصی که با شعار “مرگ بر منافق” قصد خسارت رساندن به کرکره های پایین کشیده شده اعتصاب کنندگان بازار فرش فروشان را داشتند به خشونت کشیده شد . و خساراتی نیز به کرکره های حجره های فرش فروشان بازار وارد شد . این گروه لباس شخصی در بازار بزرگ تهران بصورت سازمان دهی شده از صبح در بازار تهران مشغول ارعاب و وحشت و وارد کردن خسارات به مغازه ها و حجره های تعطیل شده هستند. در ضمن بازار پارچه فروشان نیز از ساعاتی پیش بصورت نیمه تعطیل در آمده و اعلام شده که از فردا اصناف مختلف بازار نیز به این تعطیلی می پیوندند
تجمع بازاریان در سبزه میدان
آسمان دیلی نیوز – تعداد زیادی از بازاریان عصر روز جمعه در سبزه میدان دست به تجمع زدند.گروهی از کسبه وبازاریان درسبزه میدان ودرمقابل ورودی اصلی بازار دست به تجمع زدند.علت تجمع این گروه از بازاریان اعتراض به افزایش فشارهای مالیاتی ونیزگرانی اجناس وفشار ستاد کنترل بازار بربازاریان عنوان شد.با وجود آنکه روزجمعه یک روز تعطیل به شمار می رود وبسیاری از مردم ترجیح می دهند این روزرادرکنار خانواده خود بگذرانند اما فشارهای بیش از حد دولت به بازاریان موجب شد تا تعداد زیادی از بازاریان عصرروز جمعه واز حدود ساعت ۵ در سبزه میدان دست به تجمع بزنند.در این تجمع که به نظر می رسید از سوی گروه های صنفی بازار برگزار شد بازاریان برطرح خواسته خود وپافشاری تا رسیدن به اهداف خود تاکید ورزیدند. براساس خبرهای دریافتی احتمال می رود که از روز شنبه بازار شاهد از سر گیری اعتصاب جدیدی باشد.علت اصلی دور جدید اعتصاب بازاریان نیز ادامه روند فشارهای مالیاتی از سوی دولت کودتایی،گرانی اجناس وفشار ستاد کنترل بازار که به تازگی زیر نظر معاون اول رئیس جمهوریعنی محمدرضا رحیمی فعال شده است اعلام شده است.
غلط های زیادی رئيس شورای فرهنگی اجتماعی زنان:
افراد در دانشگاه ها، مدارس و اداره ها بايد از لباس فرم و يکدست استفاده کنند

کبری خزعلی، رئيس شورای فرهنگی اجتماعی زنان، وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی، اعلام کرد که برای بهبود وضعيت حجاب در جامعه، افرادی که در دانشگاه ها، مدارس، اداره ها و مراکز اشتغال و اماکن مقدس حاضر می شوند، بايد از لباس يکدست و فرم استفاده کنند.پيش از اين، عليرضا صالحی، مديرکل امور فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی، گفته بود که اين دانشگاه و وزارت علوم بخشنامه ای صادر کرده اند که دانشجويان دانشگاه ها را ملزم به رعايت پوشش اسلامی می کند.به گزارش خبرگزاری « مهر»، رئيس شورای فرهنگی اجتماعی زنان در مورد پيشنهاد اين شورا برای راه اندازی مراکز دانشگاهی تک جنسيتی نيز گفته است که طرح هايی در دست بررسی است تا با راه اندازی مراکز آموزشی تک جنسيتی، آرامش دختران و زنان حفظ و رعايت شئونات اسلامی تضمين شود.
محاکمه دو فعال کارگری در دادگاه انقلاب سنندج
اتحاديه آزاد کارگران ايران اعلام کرد به محاکمه دو عضو فعال اين تشکل کارگری، به نام های صديق کريمی و فواد کيخسروی، برای دومين بار در دادگاه انقلاب سنندج اعتراض کرد. در اين محاکمه که روز ۳۱ شهريور انجام گرفت، اين دو فعال کارگری متهم به سازماندهی تجمع روز جهانی کارگر سال جاری در شهر سنندج بوده اند.آقايان کريمی و کيخسروی پيش از اين به اقدام عليه امنيت ملی نيز متهم شده بودند.به گفته اتحاديه آزاد کارگران ايران، اين اتهام ها در شرايطی به اين دو فعال کارگری وارد شده است که آنها پيش از برگزاری تجمع روز جهانی کارگر توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بودند.
رسول بداقی
یک معلم، یک عضو کانون صنفی معلمان ایران

«من درجامعه‌اي انساني زندگي مي‌كنم، اين جامعه قوانيني دارد كه برخي نوشته شده و برخي نانوشته هستند، من برجامعه‌ام تاثير مي‌گذارم و از جامعه‌ام تاثير مي‌گيرم. خوشبختي جامعه و خوشبختي من به هم گره خورده است. پس بايد براي خوشبختي خود و جامعه‌ام كوشش كن.»
این آغاز یکی از دست نوشته‌های معلمی زندانی، از پشت میله‌هاست. رسول بداقی، متولد کوهدشت لرستان و دارای مدرک مدیریت آموزشی است. ساکن اسلامشهر بوده و تا پیش از دستگیری، در هنرستان شهید مصطفی خمینی مشغول تدریس بوده است. این عضو فعال و سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران، در شهریور سال ۸۸ برای بار سوم بازداشت شده و این بار با گرفتن حکمی شش ساله در زندان ماندگار شده است. برای شناخت بهتر رسول بداقی بهتر است ابتدا از کانون صنفی معلمان بگوییم٬ کانونی که محور فعالیتهای اجتماعی وی بوده است.
کانون صنفی معلمان ایران: این کانون از سال ۷۸ در اعتراض به وضعیت معیشتی معلمان و همچنین مشکلات نظام آموزشی، فعالیت خود را آغاز کرد. مرحله اول اعتراضات گسترده معلمان به سال‌های ۸۰ برمی‌گردد. در این سال اعتراضات معلمان و کارکنان آموزش و پرورش وارد دور تازه اي شد٬ بدین‌صورت که تجمعی محدود در اعتراض به لايحه بودجه منجر به سلسله راهپيمايي‌ها و تجمعاتي شد که مدت ۱۲ روز بخش بزرگي از معلمان را به خيابان ها کشاند که اوج آن تجمع ۱۰ هزار نفري معلمان در برابر مجلس بود. اين اعتراضات در روز ۶ بهمن در ميدان پاستور تهران و در مقابل دفتر رياست جمهوری -محمد خاتمی- به ضرب و شتم و دستگیری معلمان منجر و بدون دستاوردی ملموس به پايان رسيد. دو سال بعد، دور جدیدی از مبارزات معلمان با اعتصابی سراسری در کشور آغاز گشت. در فاصله ۱۶ تا ۲۲ اسفند ۸۲ تعدادي از معلمان در مدارس حاضر مي‌شدند اما به کلاس درس نمي رفتند و در واقع در دفتر مدرسه تحصن مي کردند. در سال ۸۳، شكل اعتراض معلمان دگرگون شد و به صورت عريضه نويسي‌های جمعي خطاب به مديران اجرايي درآمد. اما پردامنه ترين اعتراضات ‏کانون صنفی معلمان در زمستان سال ۸۵ و در اعتراض به بازگشت لایحه خدمات کشوری به وقوع پيوست. همزمان با سالروز اعتراض معلمان در ۱۶ اسفند سال ۸۲ و بنا به درخواست كانون صنفى معلمان٬ معلمان برخى مناطق تهران با تعطیل كردن كلاس هاى درس دست به اعتراض خاموش زدند. اعتراض معلمان كه به طور پراكنده در برخى مدارس مناطق چهار، هشت و پانزده آغاز شده بود٬ در ادامه به برخى مدارس مناطق دو، سیزده و شانزده هم كشیده شد. خواسته معلمان اجراى نظام پرداخت هماهنگ و اجراى كامل طرح ارتقاى شغلى است. علاوه بر عدم حضور در کلاسهای درس٬ معلمان بيش از ۶ تجمع گسترده برگزار کردند. ابتدا در تاریخ ۱۵ بهمن ۸۵، هزاران معلم با حضور در برابر مجلس شورای اسلامی تصريح كردند كه در صورت عدم انجام درخواست ها از رفتن به كلاس درس خودداری خواهند كرد. این تجمعات در روزهای بعد نیز ادامه داشت و در چند تجمع پاياني ‏بيش از ۳۰ هزار نفر از سراسر کشور حضور داشتند. این تجمعات نیز با حمله وحشیانه نیروهای انتظامی و امنیتی و دستگیری دهها معلم مواجه شد. سرانجام لايحه خدمات کشوری پس از چند بار رد و بدل شدن بين مجلس ‏و شورای نگهبان در ۲۴ مهرماه ۸۶ تائيد و براي اجرا به دولت ابلاغ شد. همچنين به دولت فرصت داده شد تا پس ‏از تطبيق خود و تخصيص بودجه در نهايت تا آذر ماه ۱۳۸۷ احکام تمام کارکنان و همچنين کارکنان وزارت ‏آموزش و پرورش را از سال ۱۳۷۹ به اين سو بر اساس اين لايحه صادر کند.
دستاوردهای مبارزه صنفی معلمان: این اعتراضات اگر چه بدون هزینه نبوده و منجر به ضرب و شتم و زندانی شدن معلمان گردیده است، اما دستاوردهایی نیز برای معلمان داشته است که کانون در بیانیه مهرماه ۸۶ خود به مواردی همچون افزایش نسبی حقوق معلمان، افزایش سقف ارتقاء شغلی، افزایش هر چند اندک عائله¬مندی بازنشستگان و فوق العاده سختی شرایط کار، اعطای همزمان ارتقای شغلی و همترازی به دارندگان مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر و… اشاره کرده است.
رسول بداقی٬ معلم و عضو فعال کانون صنفی معلمان: رسول بداقی به عنوان یکی از اعضای فعال و تاثیرگذار، در این کانون به فعالیت پرداخته است. مهدی بهلولی، یکی از اعضای کانون، در توصیفش می‌نویسد «رسولی که من می‌شناسم… کتاب و فکر و گفتگو را می‌شناسد و دارای اندیشه‌ای گشوده است، اما پیش از هر چیز، بر شهود و وجدان خویش استوار است. انسان خودساخته‌ای، که از رویارویی با اندیشه و پدیده‌های نوین نمی‌هراسد و پویا و جستجوگر است».
بداقی اگر چه همواره پی‌گیر وضعیت معیشتی معلمان، حقوق عقب‌مانده آنها و به عبارتی شرایط حداقلی یک زندگی شرافتمندانه برای معلمان بوده است، در عین حال از نقد مشکلات آموزشی و مسائل مربوط به دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها نیز کوتاهی نکرده است. تعدادی از نوشته‌های او در روزنامه آفتاب منتشر گشته است. اما حتی زندان هم مانع نوشتن و نقدهایش نشده است٬ به عنوان نمونه، وقتی حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش، طرح حذف دوره راهنمایی را ارائه کرد، بداقی، با امید و پیگیری تمام نشدنی‌اش، از درون زندان به نقد این طرح پرداخت و ضمن برشمردن مشکلات فراوان و ابتدایی آن، متذکر ‌شد که «وزير بايد از پيش مي‌دانستند كه هر طرحي بايد مراحل تحقيق تخصصي و آزمايشي را سپري كرده باشد… از اين رو، به وزير آموزش و پرورش پيشنهاد مي‌شود كه از دانش‌آموزان كشور، به هيچ وجه به عنوان ابزاري آزمايشگاهي استفاده نكنند».
بداقی تعهدات اجتماعی را به خوبی با تعهد کاری و شغلی و مسوولیتهایش در قبال شاگردانش تلفیق کرده است. یکی از شاگردان سابقش که بر حسب تصادف معلمش را در فضای مجازی دوباره یافته٬ چنین نوشته است: «تا حالا شده که یه دوست که تاثیر زیادی در زندگی شما داشته بعد از مدت زیادی دوباره ببینید؟ولی این اتفاق چهارشنبه شب برای من افتاد.بی خوابی به سرم زده بود.ساعت حدود دو و نیم نیمه شب بود. صفحه ی اول بلاگفا رو باز کردم که از عنوان یک وبلاگ خوشم اومد. وقتی انتخابش کردم و ازش دیدن کردم، اسم نویسنده ی اون برام آشنا بو؛ آقای رسول بداقی. فوراً یه کامنت براش گذاشتم:
ضمن عرض سلام خدمت شما می خواستم ازتون بپرسم: شما آقای بداقی دبیر هنرستان مصطفی خمینی (واوان)نیستی؟؟
بله خودش بود آقای بداقی. دبیر سال سوم دبیرستان. یک انسان حقیقت طلب.یک انسان محقق. فردی که بیخودی حرفی رو نمی زنه و باور نمی کنه. فردی که منو با وبلاگ نویسی آشنا کرد. کسی که وقتی در کلاس از چیزی صحبت می کرد،ذهن خواب همه رو به فعالیت وا می داشت. کسی که وقتی صحبت می کرد،می فهمیدی که هیچ چیزی نمی دونی و باعث میشد که بری و اطلاعات خودت رو افزایش بدی. کسی که تو کلاس، خیلی بیشتر از اون چیزی که قرار بود به ما درس بده، به ما می آموخت. خیلی چیزایی که برای ما لازم و ضروریه ولی تو سیستم آموزشی ما نیست!! کسی که وقتی میومد تو کلاس، در همه ی زمینه ها اطلاعات خوبی داشت. یک طرف تخته، با یک گچ خطاطی می کرد و طرف دیگه از تاریخ می‌نوشت و از پادشاهان پارس می گفت. کسی که من رو وادار می کرد که فکر کنم .به همه چیز.مثلاً : اصلاً ما چرا خدا رو می پرستیم.کسی که هر چی ازش بگم کم گفتم.اینها رو هم از روی چاپلوسی نگفتم.چون اصلاً به ایشون احتیاج ندارم.»
از تجربه کانون معلمان به طور کلی و از شخصیتی مانند بداقی، می‌توان بسیار آموخت. یکی از این موارد، تجربه کار تشکیلاتی و اهمیت آن در فعالیت‌های اجتماعی است. می‌توان گفت آنچه در واقع منجر به دشمنی و ترس حکومت در رابطه با تشکل‌های مستقل نظیر کانون می‌شود، تاثیر انکارناپذیر آنها در پیشبرد خواسته‌های معلمان است. بداقی قدرت تشکل‌ها را دریافته است٬ چرا که معتقد است یکی از مشکلات معلمان آشنا نبودن با کار تشکیلاتی و «چشم به راه دیگران بودن» است. وی به منظور اتحاد بیشتر توصیه می کند که باید «ترس را كنار گذاشت، باور كنيم كه بايد براي رسيدن به حقوق خود هزينه بپردازيم، نسبت به همديگر گذشت داشته باشيم، تقسيم كار داشته باشيم، انحصار گر نباشيم، ديدارهاي بين شهري و كوچك از همكاران صنفي را بيشتر كنيم … رابطه ها را گسترش دهيم، فرهنگ استفاده از تلفن، فكس، وبلاگ، ايميل و چت را گسترش دهيم. بطور تك تك هم در گسترش انديشه ي كانوني بودن در ميان همكاران كوشش كنيم و…».
او در نوشته دیگری، با هوشمندی خاص خود، باز هم به اهمیت این تشکل‌های مستقل می‌پردازد و گام را فراتر گذاشته، یادآور می‌شود که روابط عاطفی و دوستانه تا چه حد برای موفقیت یک سازمان ضروری است: «در سلسله مراتب نهادهاي غيررسمي ازجمله تشكل‌ها، آنچه اطاعت و احترام به بالادست و پيشكسوت و همكار و همسنگر را مشخص مي‌كند، مهر و محبت دوطرفه‌اي است، كه به خاطر عشق به سه نيروي هماهنگ در درون افراد از سطح به عمق آفريده شده است: هدف هماهنگ، پاكي هماهنگ و باور هماهنگ… روي اين حساب جمع سازمان بايد پناهگاهي براي عضو سازمان باشد و سازمان بايد آرامگاهي براي خستگي انديشه‌هاي فرد عضو باشد، نه اسباب ويراني انديشه او».
رسول بداقی، نه تنها در زمینه فعالیت‌های فکری، کوشا و منتقد مثبت اندیشی است بلکه همچنین در زمینه فعالیت‌های عملی کانون نیز سخت فعال و شجاعت مثال زدنی‌اش تکیه‌گاه دیگر اعضای کانون بوده است. محمود بهشتی در گزارشی از تجمع معلمان در مقابل وزارت آموزش نوشته است «رسول بداقی پیش از همه و محکمتر از همه اعتراض می‌کرد… یکدفعه ماموران به سمت بداقی حمله کردند. چهره بداقی تماشایی بود. نگاه او به ماموران و نمایش‌هایی که می‌دادند بسیار تحقیر آمیز بود. من روحیه‌ی رسول را در زندان هم همین گونه دیده بودم. هیچ وقت لبخند از چهره‌اش گرفته نشد و هیچ وقت روحیه‌اش را نباخت … بالاخره بداقی را با ضرب و شتم از جمع جدا کردند . بداقی می‌خندید و آنها را به هیچ گرفته بود».
چنین برخوردهای شجاعانه‌ای، تا آن حد برای نیروهای اطلاعاتی گران آمده است که به گزارش روزنامه‌نگار هم‌بند او، احمد زیدآبادی، بازجویان در زندان دستان او را از پشت بسته و او را مورد ضرب و شتم شدید قرار داده اند. دغدغه‌های انسانی بداقی تنها در حوزه معلمان و آموزش و پرورش محدود نمی شود٬ او در دفاع از حقوق بشر با گروههای دانشجویی و حقوق بشری همکاری‌هایی داشته و همین فعالیتهای انسانی بر زورمداران آن‌چنان گران آمده که در اتهامات بلند‌بالای بداقی٬ فعالیتهای حقوق بشری رسول در کنار اتهامات صنفی‌اش قرار گرفته است.
زندان: نظام اقتدارگرای حاکم پاداش فعالیتهای صنفی و مدنی بداقی را با حکم محکومیت زندان شش ساله -یک سال به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و ۵ سال به اتهام «تبانی و تجمع به قصد برهم زدن امنیت ملی»- و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی داده و امروز بیشتر از یک سال است که چنین شخصیت دوست داشتنی، پدر سه دختر، پدر ستایش و شکیبا، دوقلوهای چهار ساله‌ای که هنوز عکس پدر را به یاد دارند٬ اما در ملاقاتهای زندان وی را عمو می‌نامند، به خاطر پی‌گیری خواسته های معلمان، اعتراض به وضعیت آموزشی و مبارزه برای دغدغه‌های انسانی خود در زندان به سر می‌برد؛ معلمی که امیدواریم هر چه زودتر باز هم در کنار شاگردان٬ همکاران و دوستانش باشد و به همه ما درس دوستی٬ مبارزه و تعهد اجتماعی بدهد.
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران (واحد پاریس):
گزارش سمینار ث ژ ت در باره جنبش کارگری ایران

در دهم سپتامبر ۲۰۱۰ کنفدراسیون عمومى کارگران فرانسه ( ث ژ ت)، سمینار یک روزه ای را با هدف آشنایی با جنبش کارگری ایران و تعیین استراتژی همبستگی با کارگران ایران، در دفتر مرکزی خود در پاریس، برگزار کرد. در این سمینار، نمایندگانی از فدراسیون های صنایع فلز، حمل و نقل، چاپ، نساجی و انرژی ث ژ ت شرکت کرده بودند. همچنین نماینده ای از سندیکای رنو و نماینده ای از کنفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری، در این نشست حضور داشتند. افزون بر این، جمعی از فعالین کارگری ایرانی مقیم فرانسه و نیز تعدادی از فعالین کارگری از کشورهای انگلیس، سوئد، سوئیس، بلژیک و کانادا برای سخنرانی به این سمینار دعوت شده بودند.
سمینار با سخنرانی ژان میشل ژوبیر، یکی از مسئولین بخش بین المللی ث ژ ت، آغاز شد . وی ضمن خوش آمد گویی به حاضران، اهداف برگزاری سمینار را برشمرد و توضیح داد که ث ژت علاقه مند است که آگاهی بیشتری از مسایل کارگری و اوضاع ایران داشته باشد. او اظهار امیدواری کرد که دعوت شدگان به این سمینار و رفقای فعال کارگری ایرانی، بتوانند با تشریح اوضاع کارگری ایران و ارائه اطلاعات در این زمینه، سهم ارزنده ای در این آگاه بخشی ادا کنند. وی در ادامه سخنان خود گفت که یکی از اهداف این سمینار تبادل نظر و گفت و گوی صریح با یکدیگر است. او اضافه کرد که بدون شک، میان ما، تفاوت نظر وجود دارد، اما ما باید نظرات خود را بطور صریح بیان کنیم و علی رغم وجود هر نوع اختلاف نظر، به سخنان هم گوش کنیم. وی ادامه داد که هدف ث ژ ت پشتیبانی از فعالین کارگری در ایران است. او در پایان در توضیح عدم حضور تعدادی از فعالین ث ژ ت، که برای شرکت در سمینار دعوت شده بودند، گفت که دلیل شرکت نکردن این فعالین در سمینار، اعتصابی است که در روز هفتم سپتامبر در پاریس صورت گرفت، و اضافه کرد که فعالین یاد شده، همزمان با این سمینار، درگیر برگزاری جلسات فوق العاده برای تداوم بخشیدن به حرکت های اعتصابی هستند.
پس از آن، خانم ماری لادیر-فولادی، پژوهشگر مرکز تحقیقات فرانسه، که از سوی ث ژ ت به سیمنار دعوت شده بود، سخنرانی کرد. او در سخنان خود به تشریح ساختار اقتصادی ایران پرداخت و با ارائه آمار و ارقام، تصویری از ترکیب جمعیت فعال و بیکار در ایران ارائه داد. او در عین حال، تاکید کرد که دسترسی به آمار دقیق و قابل اتکا در ایران، بسیار مشکل است.
سخنران بعدی، فرید پرتوی از فعالین اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران و عضو اتحادیه کارگران خدمات عمومی کانادا بود. او پیرامون موقعیت و مبارزات طبقه کارگر ایران، از انقلاب ۵۷ تا امروز، نقش و جایگاه شوراهای کارگری در انقلاب ۵۷، و چگونگی سرکوب شوراها و ماهیت سرکوب گرانه خانه کارگر و شوراهای اسلامی سخن گفت. وی سپس به روند تاریخی سیاست های سرکوب گرانه و ضد کارگری رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی پرداخت و با اشاره به پروژه های نئولیبرالی رژیم- بعنوان بخشی از سرمایه داری جهانی- تاثیرات این پروژها بر زندگی و مبارزه کارگران در ایران، از جمله کارگران مهاجر، زنان و کودکان کار را توضیح داد. او در پایان به مقاومت و مبارزات جاری طبقه کارگر، از جمله به مبارزه برای ایجاد تشکلات مستقل کارگری، پرداخت و با برشمردن موانع و چالش های موجود، بر اهمیت حمایت طبقه کارگر جهانی از این مبارزات تاکید کرد.
سپس، متن سخنرانی مریم محسنی، از فعالین جنبش کارگری ایران، با عنوان “موقعیت زنان کارگر و مردانه بودن جنبش کارگری ایران: چالشها و راهکارها” توسط مینا پرتو به زبان فرانسه خوانده شد. مریم محسنی به دلیل نداشتن مدارک مسافرت، موفق نشده بود که در سمینار حضور یابد. گفتنی است که تعدادی ازفعالین زن فدراسیون صنایع فلز ث ژت، به ویژه، برای شنیدن سخنرانی رفیق مریم محسنی، در این نشست شرکت کرده بودند. مریم محسنی در متن سخنرانی خود، از جمله نوشته بود: “نظام سرمایه داری مرد سالار در ایران، ابعادی وحشتناک از ستم را برای زنان کارگر به ارمغان آورده است. اما نمی توان مشکلات زنان کارگر را فقط در حوزه استثمار و در حوزه اقتصادی دید، بلکه در عرصه جنسیتی نیز، چنان رنج وستمی به زنان کارگر می رود که باید مورد توجه جدی قرارگیرد. خشونتی که نسبت به زنان کارگر وبه طور کلی زنان پایین جامعه می رود، آنقدر ابعاد گسترده ای دارد که نمی توان امروز از ستم بر زنان کارگر صحبت کرد، اما به این خشونت نپرداخت.”
سهیلا حائری، عضو سندیکای ث ژت، سخنران دیگر سیمنار بود. او در باره سرمایه گذاری های شرکتهای فرانسوی از جمله شرکت نفتی توتال، و نیز شرکتهای پژو، رنو، ستیروئن و بانک های فرانسوی در ایران و اهداف و استراتژی آنها سخنرانی کرد. او توضیح داد که سودهای کلان این شرکت ها از طریق تحمیل بی حقوقی و دستمزد پایین به کارگران در ایران، بدست می آید. سهیلا حائری با اشاره به شرایط فجیع کاری، قراردادهای سفید، تعویق در پرداخت دستمزدها که در مراکز کار این شرکت ها در ایران اعمال می شود، بر اهمیت و ضرورت مبارزات کارگران بخصوص در بخشهای اتومبیل و انرژی در این شرکت ها، تاکید نمود.
در ادمه سیمینار، متن سخنرانی بهروز خباز، از فعالین جنبش کارگری ایران، توسط بهروز فراهانی به زبان فرانسه خوانده شد. او نیز به دلیل نداشتن مدارک مسافرت، موفق نشده بود که در سمینار شرکت کند. بهروز خباز در سخنان خود به موقعیت اسفناک کارگران در ایران تحت حاکمیت سرمایه داری جمهوری اسلامی و در عین حال به اشکال و چالشهای مبارزات کارگران در ایران و نقش و اهمیت تشکلات مستقل از دولت و سرمایه داران و کارفرمایان اشاره کرد. وی هم چنین با تکیه بر سنت شورایی کارگری و تجربه ی تشکیل شوراهای کارگری در اوایل انقلاب ۵۷، بر دغدغه ی بسیاری از کارگران و فعالین کارگری در ارتباط با سازمانیابی شورایی کارگری در ایران تأکید، و با نگاهی انتقادی از عملکرد نامطلوب سندیکاها و اتحادیه های کارگری، نگرانی این فعالین در ارتباط با استقلال، جهت گیری و مضمون تشکلات کارگری که در آینده ایجاد خواهند شد را بیان کرد.
علی شیرمبارکی، از فعالین اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران، عضو سندیکای UNIA در سوئیس و نماینده سابق سندیکای پروژه ای آبادان، سخنران بعدی سمینار بود. او در آغاز در باره سندیکای کارگران پروژه ای آبادان و تجربه فعالیت های کارگری خود در ایران سخن گفت. او با شرح چگونگی پیدایش تشکلات ضد کارگری، مانند خانه کارگر وشوراهای اسلامی کار، تاکید کرد که این تشکلات، از همان ابتدا در تقابل و برای سرکوب تشکل های کارگری – که در جریان مبارزات مردمی در سال ۱۳۵۷ ایجاد شده بودند- توسط جمهوری اسلامی سازماندهی شدند. او همچنین در مورد تشکل مستقل کارگری و تقابل سرمایه داری با این تشکل و زیانی که تشکل مستقل کارگری، از عدم استقلال طبقاتی خود، متحمل می شود، سخن گفت. وی تاکید کرد که در حال حاضر، فعالین کارگری با سختی ها وموانع بیشمار روبرو هستند، اما آنها با بهره گیری از تجارب تلخ گذشته در صدد ایجاد تشکلات خود هستند و تا کنون نیز دستاورهای قابل توجه ای داشته اند. اوگفت که فعالین کارگری به نیروی خود پی برده اند و با درس گیری از تجارب تلخ اما گران بهای گذشته، در صدد ایجاد تشکلات مستقل خود هستند، و فقط کافی است تا فرصت این کار را پیدا کنند. او تاکید کرد که تجربه سال ۱۳۵۷ به ما نشان داد که چگونه کارگران می توانند در اولین فرصت، تشکلات مستقل خود را سازماندهی کنند.
آخرین سخنران بخش اول سمینار، فرهاد شعبانی از فعالین جنبش کارگری ایران و سوئد بود. فرهاد شعبانی که در ۲۱ سال گذشته، عضو فعال اتحادیه کارگران مواد غذائی سوئد بوده است، درباره جنبش کارگری کردستان و مبارزات طبقه کارگر در کردستان ایران طی سی سال گذشته، سخن گفت. او ضمن توضیح اهمیت و نتایج این مبارزات، تاکید کرد که فعالین کارگری در کردستان، انسان هایی آگاه، رادیکال و انترناسیونالیست هستند و در میان مردم نفوذ دارند. اوگفت که این فعالین با آگاهی به هویت خود، بعنوان فعال کارگری، دست به مبارزه می زنند، دستگیر و زندانی می شوند و در این راه، از حمایت کارگران ومردم بر خوردارند. فرهاد شعبانی در ادامه، بیان داشت که کارگران در کردستان، پیوندی عمیق با فعالین جنبش کارگری در سطح سراسری دارند. او در پایان سخنرانی خود تاکید کرد که در شرایط موجود که هر گونه اعتراض کارگران در ایران با زندان و گلوله پاسخ می گیرد، ما فعالین کارگری از تشکلات کارگری کشورهای محل اقامت خود، و از جمله از ث ژ ت، انتظار داریم که حمایت و همبستگی بیشتری با کارگران ایران به عمل آورند.
بخشی از سمینار به بزرگداشت و یادمان رفیق یدالله خسروشاهی، از رهبران قدیمی و یکی از نمایندگان سابق شورای سراسری کارگران نفت ایران و نیز از فعالین اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران، اختصاص داده شده بود. در این بخش که بعد از استراحت ناهار آغاز شد، ابتدا فیلمی از مراسم خاکسپاری و یادمان زنده یاد یدالله خسروشاهی، برای حاضرین نشان داده شد. سپس آزاده خسروشاهی، دختر رفیق یدالله خسروشاهی که از طرف ث ژ ت به سمینار دعوت شده بود، طی سخنرانی کوتاه، یاد و فعالیت های پدر مبارزش را گرامی داشت. او از تمام کسانی که به مبارزات پدرش ارج می نهند و یاد او را گرامی میدارند، سپاس گزاری کرد.
در بخش دوم سمینار، فعالین حاضر در نشست، ضمن بیان نظرات و تجارب خود در زمینه همبستگی با کارگران ایران، به ارزیابی مشکلات و نیز فرصت ها و امکاناتی که در این رابطه وجود دارد، پرداختند. در این بخش، تعداد زیادی از شرکت کنندگان، در بحث شرکت کردند و دیدگاه های خود را با دیگران در میان گذاشتند.
خلاصه دیدگاه ها و نظرات شرکت کنندگان در سمینار
ستار رحمانی از فعالین اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران درایران، و عضو اتحادیه کالج ها و دانشگا ها (UCU) در انگلستان، بخشی از تجارب خود، در پیش برد امر همبستگی کارگری در انگلستان و نکات مثبت و منفی آن را، با حاضرین در میان نهاد. او در ادامه گفت که همبستگی بین المللی کارگری یک کار خیریه ای نیست، بلکه وظیفه کارگران و تشکلات کارگری در همه دنیا است. او درقسمت دیگر از سخنان خود گفت که حاکمیت رژیم های دیکتاتوری و ضد کارگری در کشورهائی نظیر ایران، و مخالفت این رژیم ها با هر نوع تشکل مستقل کارگری، شرایط خرید نیروی کار ارزان از طرف صاحبان سرمایه را فراهم می آورد. بنا براین، مبارزه با این گونه رژیم ها و فراهم کردن شرایط برای ایجاد تشکلات مستقل کارگری، یکی از وظایف کارگران در سراسر جهان است. او تاکید کرد که در خارج از کشور، آکسیون ها و کمپین های فعالین کارگری ایران، بدون حمایت شدن از سوی فعالین کارگری دیگرکشورها، نمی تواند رژیم اسلامی را وادار به عقب نشینی کند. او در پایان گفت که کارگران در همبستگی جهانی است که خواهند توانست سرمایه داری را به عقب برانند.
مهشید مجاوریان در سخنان خود بر ضرورت هماهنگ کردن آکسیون های فعالین کارگری ایرانی در خارج از کشور، با آکسیون های اتحادیه های کارگری، تاکید کرد. وی در ادامه سخنان خود گفت که درخواست اخراج جمهوری اسلامی از کنفرانس سالانه سازمان جهانی کار، هر سال از جانب فعالین کارگری ایران مطرح می شود و ضروری است که اتحادیه های کارگری در جهان، برای ابراز همبستگی با کارگران ایران، از این خواست حمایت کنند. وی همچنین پیشنهاد کرد که متون آموزشی ث ژت در باره حقوق و سازمان یابی کارگری به فارسی ترجمه شود تا در دسترس فعالین کارگری ایرانی قرار گیرد.
علیرضا نوایی در صحبت های خود چند پیشنهاد به سمینار ارائه داد: الف- باتوجه به اعلام آمادگی ث ژ ت برای آموزش حقوق کارگری به فعالین کارگری در ایران، و با توجه به اینکه مسافرت این فعالین به خارج، بسیار مشکل است، بهتر است که اسناد آموزشی ث ژ ت بفارسی ترجمه و درصورت امکان بصورت الکترونیکی به ایران ارسال شود؛ ب- از آنجا که ترجیح تشکلات کارگری بین المللی این است که گزارشات کارگری بطور مستقیم از ایران دریافت گردد، بنابراین لازم است که ث ژ ت به سهم خود تلاش کند تا ارتباط مستقیم میان فعالین کارگری در ایران با تشکلات کارگری در سطح بین المللی برقرارشود؛ ج- دروغ ها و شگردهای رژیم جمهوری اسلامی ایران برای فریب افکار عمومی جهان نزد کارگران و اتحادیه های کارگری افشا شود. دروغ بی شرمانه وزیر کار جمهوری اسلامی ایران در نودونهمین کنفرانس سالیانه سازمان جهانی کار، مبنی بر آزادی منصوراسالو از زندان، نمونه ای از این نیرنگ هاست.
بهزاد کاظمی، در مورد ضرورت همکاری کارزارها و کمیته های دفاع از حقوق کارگران در خارج از کشور، سخن گفت. او گفت که ما باید به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه می توانیم از اتحادیه های کارگری غیرایرانی توقع داشته باشیم که از کارگران ایران پشتیبانی کنند، در حالی که در خارج از کشور فعالان ِ ایرانی مدافع حقوق کارگران در ایران، پراکنده هستند و حتی در سطح یک شهر، با هم به فعالیت مشترک نمی پردازند.
فرخنده آشنا تاکید کرد که وجود اختلاف در جنبش کارگری طبيعی است. او گفت که بطور مثال در همين فرانسه، هم “ث ژ ت” را داريم و هم “سود” و هم ديگر اتحاديه ها را. وی ادامه داد که به ث ژ ت این نقد را دارد كه حمايت اش از حق تشکل كارگران، اساسا دفاع از ایجاد سندیکا است، در حالیکه کارگران در ایران نیاز دارند که تشکلاتی که خودشان می خواهند ایجاد کنند، یعنی تشکل مستقل کارگری که نه دولت در آن دخالت کند و نه کارفرماها. او در ادامه گفت که مسئله اين است كه متشكل شدن و تشكل يابی، بطور کلی در ايران، جرم محسوب ميشود و کارگران به همین دلیل از کار اخراج و زندانی می شوند و یا مورد تعقيب قرار می گیرند. او تاکید کرد که اگر تشکلات کارگری در سطح بین المللی خواهان همبستگی كارگری هستند لازم است که از حق متشكل شدن كارگران در ایران حمايت كنند، و به دولت ایران كه كارگران را به دلیل تلاش برای ايجاد تشكل کارگری زیر فشار قرار می دهد، اعتراض نمایند.
احمد بخردطبع، سخنان خود را به دوبخش تقسیم کرد . او ابتدا از ترفند وزارت کار ایران، در کم نشان دادن نرخ واقعی بیکاری پرده برداشت. او در این باره گفت که وزارت کار برای کم نشان دادن نرخ بیکاری، کودکان را جزو شاغلین به حساب می آورد، و این کار حتی اعتراض دو نهاد ضد کارگری، یعنی “خانه کارگر” و “شورای اسلامی کار” را هم به دنبال داشته است. او سپس به عنوان عضو “همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران ـ فرانسه” و نیز به عنوان نماینده ای از “نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در خارج از کشور”، ضمن قدردانی از سندیکای ث ژ ت برای سازماندهی این سمینار، پیشنهاد کرد که در آینده سمینارهای مشترک با سایر اتحادیه ها و سندیکا های بین المللی برگزار شود. او همچنین بر ضرورت همکاری با سایر نهادهای کارگری ایرانی تاکید کرد.
آذر درخشان، فعال جنبش زنان، در سخنان خود گفت که خواست ایجاد تشکلهای مستقل کارگری (سندیکا، شورا، و یا هرنوع دیگر) از سوی کارگران، بیانگر تقابل سیاسی کارگران با جمهوری اسلامی است. او گفت که جمهوری اسلامی، حق تشکل را فقط برای نهادهای اسلامی و حکومتی، مانند خانه کارگر و شوراهای اسلامی، می پذیرد. او در ادامه گفت که تقلیل خواست های کارگران به مطالبات اقتصادی، نادرست است؛ زیرا که برای نمونه خواست تشکل مستقل کارگری، یک خواست کاملا سیاسی است. وی با اشاره به موضوع آزادی های اجتماعی، تاکید کرد که مردم فقط مخالف استبداد نیستند، بلکه مخالف جمهوری اسلامی به مثابه یک سیستم اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیک هستند. وی با اشاره به طرح خروج کارگاه های زیر ۱۰ نفر از شمول قانون کار، که در دوران ریاست جمهوری خاتمی به تصویب رسید، گفت که بدون آگاهی از ماهیت چنین حملاتی به حقوق کارگری، نمیتوان به موقعیت برده وار هزاران کارگر، به ویژه کارگران زن، در این کارگاه ها پی برد.
بهروز فراهانی در سخنان خود گفت: “یکی از اشکالات ما در خارج از کشور اینست که نتوانستیم به حد کافی تنفر افکار عمومی کشورهایی را که در آن زندگی میکنیم نسبت به رژیم جمهوری اسلامی برانگیزیم. در صورتی که زمان “پینوشه” جهان کاملا به وی تنفر داشت. از این نظر ایجاد سمینارهایی بدین شکل میتواند به اهداف ما یاری رساند و از سندیکای ث ژ ت در این مورد مشخص کمال تشکر را دارم و چه خوب بود که کنفرانس ما همراه با دیگر سندیکاها از جمله سندیکای “سود” برگزار میگردید که امیدوارم در آینده صورت پذیرد، زیرا سرکوب وحشیانه و بی سابقه ای جنبش کارگری ایران را تهدید مینماید و در این رویارویی همراه با پیشنهاد رفقای ما از “همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران در پاریس” که در همین سمینار طرح کرده اند، ایجاد یک کلکتیو سندیکایی در خدمت جنبش کارگری است. نظیر “نهادهای همبستگی در خارج از کشور” که در چندین کشور فعال هستند.”
مینا پرتو، عضو سندیکای معلمین بلژیک، به تجارب خود در ایجاد کمیته های حمایت از کارگران اخراجی در بلژیک اشاره کرد. وی سپس با بیان این نکته که بسیاری از فعالین کارگری ایرانی دراروپا، در دهه ۸۰، عضو و فعال سازمان های چپ ایرانی بودند و در آن عرصه فعالیت داشتند، توضیح داد که برخی از فعالینی که بعدها از سازمان های خود جدا شدند و در مراکز کاری اشتغال یافتند مدت هاست که در ارتباط با سندیکاهای کارگری قرار گرفته اند. او گفت که متاسفانه امروز، به همان نسبتی که این فعالین در جنبش های کارگری و اجتماعی در بلژیک، شرکت می کنند، سندیکاهای کارگری بلژیک، امر همبستگی با کارگران ایران را به پیش نمی برند، و یا به سختی درگیر این کار می شوند.
فرشین کاظمی نیا گفت به نظر میرسد در دو عرصه میتوان از سندیکای کارگران فرانسه، برای همبستگی با کارگران و مزدبگیران ایران، توقع همکاری داشت: نخست، آگاه شدن و واکنش نشان دادن نسبت به برخی عملکردهای نادرست، غیر انسانی و خارج از اصول شرکت های فرانسوی فعال در ایران (نظیر پژو، آلکاتل، توتال، پروژه ال 90 و غیره)، که رسوایی های مالی و اخلاقی شان بطور جسته و گریخته، در رسانه ها نیز منعکس شده است، و دوم، تعیین یک رابطه ی دائمی، با هر مکانیزمی (تحت قالب یک دبیرخانه یا دیده بان دائمی) برای رصد کردن و انعکاس مسایل کارگری و سرکوب ها در ایران.
پاسکال دکامپ از اعضای ث ژ ت در فرانسه در رابطه با ضرورت مبارزه علیه سرکوب های بیشمار جمهوری اسلامی علیه فعالین کارگری در ایران صحبت کرد و از ث ژت خواست که همواره در اجلاسهای سالانه سازمان جهانی کار خواهان اخراج هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی از این اجلاس شود. وی تاکید کرد که کارگران ایران در هیچکدام از هیئتهایی که به نام آنان در این اجلاسها شرکت میکنند نمایندگی نمی شوند. پاسکال همچنین به همکاری و شرکت خود در اکسیون اعتراضی ای که در ژوئن ۲۰۱۰ در اجلاس سازمان جهانی کار برگزار شد اشاره کرد؛ وی توضیح داد که همراه با فعالین چپ ایرانی وارد سالن این کنفرانس شدند و به شعار علیه جمهوری اسلامی پرداختند و خواهان اخراج هیئت آن شدند و بدین ترتیب شرکت کنندگان از کشورهای مختلف در این اجلاس را از وضعیت فاجعه بار کارگران در ایران مطلع ساختند.
در پایان، ژان فرانسوا کورب و ژان میشل ژوبیر، جمعبندی های خود از سمینار را بیان کردند. شرح فشرده این جمعبندی ها در زیر می آید:
ژان فرانسوا کورب گفت که انتشار خبرهای بیشتر در باره مبارزات کارگران ایران، در فرانسه و در میان کارگران، و به ویژه، برجسته کردن وضعیت رفقای کارگر زندانی در ایران ،ضروریست و باید در الویت قرار گیرد. پس باید در این زمینه بیشتر تلاش کرد. او همچنین گفت که لازم است در کشورهای دیگر نشست های مشترک کارگری به اشکال مختلف برگزار گردد و از اتحادیه های کارگری در کشورهای مختلف، برای همکاری در این مورد، دعوت شود. منتها باید امکان پذیر بودن آن را مورد بررسی قرار داد. او گفت که دعوت از دیگران برای شرکت در یک کنگره، هم مهم و هم امکان پذیر است، اما برقرار کردن ارتباط مستقیم، مشکل است. او توضیح داد که شاید بتوان از طریق ویدئو، کار در خوری انجام داد. او در رابطه با ایجاد یک جمع و یا کمیته هماهنگی میان سندیکاهای کارگری و فعالین و تشکلات کارگری ایرانی در فرانسه، با هدف پشتیبانی از کارگران در ایران، گفت در صورتی که دیگر سندیکاهای فرانسوی با آن موافق باشند، این کار شدنی است. اما چنین کاری، نیازمند بررسی همه جانبه و ژرف در باره جنبش کارگری در ایران است. او تاکید کرد که لازم است اعضای بیشتری از ث ژ ت درگیر کار شوند. او در پایان گفت که مسایل مربوط به ایران هنوز برای بسیاری از کارگران در فرانسه در دور رس قرار دارد. تا کنون آشنایی های ما با یکدیگر فقط در میتینگ ها و تظاهرات ها بوده است. اما باید هماهنگ تر با هم کار کنیم. تجارب کار مشترک در همبستگی با مردم فلسطین نیز وجود دارد که میتوان از آن بهره برد.
ژان میشل ژوبیر، در ابتدا از اینکه نتوانسته بودند در مراسم خاکسپاری و یادمان رفیق یدالله خسرو شاهی در لندن شرکت کنند، ابراز تاسف نمود. او سپس از آزاده خسرو شاهی به خاطر شرکت اش در سمینار سپاس گزاری کرد. وی در ادامه تاکید کرد که هر چند امروز نمیتوان تصمیم خاصی گرفت، اما باید دید که بطور مشخص در حمایت و همبستگی با رفقای ایران که خواهان ایجاد تشکل مستقل از دولت و کارفرمایان هستند چه می توان کرد. او در ادامه گفت که اگر سندیکاهای کارگری فرانسه موافقت کنند، میتوان یک جمع مشترک و هماهنگ کننده در فرانسه درست کرد. این کار را می توان بدون دخالت کردن در کار یکدیگر انجام داد. او درباره شرکت های فرانسوی که در ایران فعال هستند، گفت که باید در این مورد بیشتر تحقیق نمود و پس از آن تصمیم گرفت که چگونه باید با این شرکت ها رفتار کرد.
ژان میشل ژوبیر در مورد تلاش برای اخراج جمهوری اسلامی از سازمان جهانی کار، که در مباحث سمینار به آن اشاره شده بود، گفت که سازمان جهانی کار وابسته به سازمان ملل است. تمامی کشورها باید تعدادی از معاهده ها را امضا کنند تا بتوانند به عضویت سازمان جهانی کار درآیند و در نشست این سازمان شرکت کنند. هر زمان که جمهوری اسلامی از سازمان ملل اخراج شود، آنگاه درخواست اخراج آن از سازمان جهانی کار نیز سهل تر خواهد شد. وی در ادامه گفت، اما در حال حاضر این کار مشکل است. سازمان جهانی کار، سه جانبه گرا است. حتی یک حکومت دیکتاتوری، به عنوان دولت، به رسمیت شناخته می شود. برای نمونه ، بیرمانی هنوز عضو سازمان جهانی کار است. وی همچنین مطرح کرد که البته اخراج را میتوان از آمریکا شروع کرد که عراق را اشغال کرد. ژان میشل در ادامه گفت که جمهوری اسلامی یک ظاهر ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی در سطح بین المللی به خود داده و بین ضد آمریکایی و ضد امپریالیست بودن تشابه ظاهری ایجاد کرده است. او گفت در رابطه با ایران، بسیاری از مسایل ناروشن باقی مانده است؛ بطور مثال آنها میدانند که شوراهای اسلامی و خانه کارگر جمهوری اسلامی را نمایندگی میکنند و نه کارگران را، اما مشکل می توان این را در سازمان جهانی کار اثبات کرد، بخصوص که سازمان جهانی کار این تشکلات را به رسمیت شناخته است. او در ادامه یک بار دیگر تاکید نمود که این سمینارها و و تلاش های نظیر آن باید در مورد مسایل مختلف ادامه یابد.
ژان فرانسوا کورب در پایان اعلام کرد که پیام هایی از “کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلات کارگری” و “اتحادیه کارگران پست کانادا” به سمینار رسیده است. او ضمن قدردانی از فرستندگان پیام ها، گفت که متن کامل سخنرانیها و پیام های دریافت شده، توسط ث ژ ت منتشر خواهد شد.
در یک ارزیابی مختصر از این سیمنار باید گفت که فعالین اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران و دیگر شرکت کنندگان در سمینار، تلاش کردند که با انگشت نهادن به مسایل و معضلات جنبش کارگری در ایران، استراتژی ها و راه کارهای موثر و مطلوب در حمایت از مبارزات کارگری در ایران را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهند و در صورت امکان به نتایج مشخص برسند.
ما به سهم خود از ث ژ ت و دست اندرکاران و شرکت کنندگان در این سمینار قدردانی میکنیم. همچنین از رفقا مینا، بیژن، شهزاد و نادر و رفقای دیگری که مسئولیت ترجمه اسناد و سخنرانیها را از قبل و در خلال کنفرانس عهده دار بودند و با کمک به امر تبادل نظر شرکت کنندگان، نقش بسزایی در غنای سمینار کارگری پاریس داشتند، صمیمانه سپاسگزاریم.
حمایت از مبارزات کارگران در ایران برای ایجاد تشکل های مستقل از دولت و سرمایه داران، تشکل هایی که بتوانند در مقابل سرمایه داری و حکومت آن، مبارزه کارگران را سازمان دهند و رهبری کنند، یکی از مهمترین وظایف همه فعالین کارگری است. این تشکل ها که با تکیه به نیرو و مجمع عمومی خود کارگران ایجاد می شوند، ممکن است شورا یا سندیکا و یا هر شکل موثر دیگری که خود کارگران و فعالین کارگری در ایران تشخیص میدهند، باشند. مبحث تشکل های مستقل کارگری در ایران، و نوع این تشکل ها، از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار است. این مبحث همچنان باز است. اما جدا از این مباحث که بسیار مهم اند، مبنای هر گونه حمایت و همبستگی جهانی کارگری، قبل از هر چیز باید استقلال طبقاتی کارگران و تشکل های کارگری از سرمایه، کارفرماها، حکومتها و نهادهای حکومتی باشد. بنا براین، در این عرصه باید از تمامی تشکل های مستقل کارگری و تلاش های فعالین جنبش کارگری در ایران با تمام نیرو حمایت کرد. افشای خانه کارگر و شوراهای اسلامی و تمامی تشکل های وابسته و دست ساز آنها، به مثابه ابزارهای سرکوب رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی، بخشی جدا ناپذیر از حمایت از فعالین کارگری در داخل کشور است؛ این فعالین با پذیرش همه خطرات، علیه سرمایه و حکومت آن، شجاعانه مبارزه می کنند. ما به آنان درود می فرستیم. به باور ما بحث، گفتگو و همکاری میان فعالین کارگری در خارج و داخل کشور، و جلب همبستگی بین المللی کارگری در همه کشورها، باید در خدمت استقلال طبقاتی و قدرت یابی طبقه کارگر باشد.
به امید پیروزی طبقه کارگر
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران (واحد پاریس)
۲۵ سپتامبر ۲۰۱۰
خالد حاج محمدی:کارگران ساختمانی
ایران تریبیون – کارگران ساختمانی٬ سوانح و بیمه اجتماعی: سوانح در محیط کار بلای جان کارگران ایران است. مراکز کار به قتلگاه طبقه کارگر بدل شده است. هیچ آمار دقیقی از تعداد کارگرانی که روزانه در مراکز مختلف٬ بدلیل سوانح کار جان میدهند و کسانی که برای همیشه فلج میشوند، در دست نیست. مقامات رسمی صحبت از ٢٥ تا ٣٠ هزار سانحه در سال و بیش از ده هزار قربانی میکنند. میگویند تکنیک و صنعت رشد سعودی دارد٬ اما سهم کارگر از آن افزایش ٢٠ درصدی سوانح کار در سال است. مراکز صنعتی و بخش ساختمانی بالاترین رقم را در مرگ و میر و نقص عضو به خود اختصاص داده اند. مقامات رسمی میگویند ۳۵ درصد سوانح کار در بخش ساختمان است که ۱۴ درصد آن منجر به مرگ خواهد شد. فاجعه به حدی شرم آور است که حتی مقامات دولتی نیز عدم وجود وسایل ایمنی و عدم توجه کارفرمایان به عنوان عوامل اصلی کشتار کارگران را نمیتوانند، انکار کنند. این در شرایطی است که طبق آمار وزارت رفاه یک میلیون و ٨٠٠ هزار کارگر ساختمانی شامل بیمه اجتماعی نمی شوند.
بالاخره در سال ٨٦ و بعد از دوسال کشمکش٬ مجلس شورای اسلامی مسئله بیمه اجتماعی کارگران بخش ساختمانی را تصویب کرد٬ اما تا هم اکنون این مصوبه اجرا نشده است.
رسانه های رسمی جمهوری اسلامی دلیل عدم اجرای آن را هزینه ای اعلام میکنند که پای صاحبان سرمایه خواهد افتاد. دولت و کارفرمایان مرگ روزانه کارگران ساختمانی را بر پرداخت هزینه بیمه اجتماعی و ایجاد امکانات ایمنی محیط کار ترجیح میدهد.
گستاخی کارفرمایان و دولت به جائی رسیده است که دو سال قبل مسئولین شهرداری بسیاری از شهرها از جمله تهران و تبریز٬ طی نامه ای به احمدی نژاد خواستار متوقف کردن بیمه اجتماعی کارگران ساختمانی به دلیل هزینه آن برای کارفرمایان بخش دولتی و خصوصی میشوند.
تبدیل مراکز کار در بخش ساختمان به قتلگاه طبقه کارگر تا حدی است که حتی خانه کارگر نیز صدایش در آمده است و در تلاش است با غرولند میزان تنفر از جمهوری اسلامی را با صدقه خواهی برای کارگران بکاهد.
دبیر اجرائی خانه کارگر سمنان در مصاحبه با ایلنا به عنوان “نماینده” خود گمارده کارگران و “فعال کارگری” اظهار وجود میکند و میگوید: “اقدامی برای حمایت آبرومندانه از کارگران آسیب دیده ساختمانی” نشده است و ادامه میدهد که: “حتما باید کارگری قطع نخاع بشود و تا خانواده اش تحت پوشش کمک نهادهای خیریه ‌قرار بگیرند؟”
دولت و کارفرمایان برای تامین سود بیشتر٬ از قبول هر مسئولیتی حتی زمانی که خود اذعان دارند که در سال ١٠ هزار کارگر قربانی میشوند٬ خودداری میکنند٬ و مقام مسئول خانه کارگر با وقاحت تمام “کمک مراکز خیریه” را به خانواده کارگران٬ به جای ایمنی محیط کار٬ بیمه اجتماعی و مسئولیت دولتش در قبال جان و زندگی کارگران توصیه میکند.
مملکتی که مقاماتش به خود جرأت میدهند و به نام شهردار و “خدمتگذار” مردم نامه نوشته و خواهان توقف بیمه کارگران میشوند٬ که رئیس دولتش میتواند بیمه شدن کارگران را بدلیل نارضایتی کارفرمایان دو سال متوقف کند٬ در مملکتی که در صنعت نفت چنان شرایطی ایجاد کرده اند که مسئولین و کارفرمایان میتوانند جسارت کنند و در جواب به مرگ کارگران به دلیل سوانح محیط کار بگویند” : “همکاران صنعت نفت برای دفع بلا و کاهش حوادث ناشی از کار در تاسیسات صدقه بدهند”٬ لابد مقام “شامخ” خانه کارگرش هم نهایت “لطفش” خواست “کمک نهادهای خیریه” به خانواده کارگری که زیر آهن و سنگ و آجر جان داده است، خواهد بود.
این اتفاقات در ایران سال ٢٠١٠ و در جامعه ای ٧٠ میلیونی و بشدت صنعتی و ثروتمن رخ میدهد. در مملکتی متمدن با یک ذره قوانین انسانی و حق شهروندی برای مردمش٬ هر یک از جسارتهای روسای جمهوری اسلامی در مورد سوانح محیط کار٬ برای بستن مجلس و اخراج رئیس مملکت و شهردارانش و تودهنی زدن به نماینده خانه کارگرش و دادگاهی علنی همه آنها به جرم شراکت در جنایات و قتل کارگران٬ اولین و ابتدائی ترین جواب است.
اگر این عالیجنابان میتوانند در مقام مسئول با این گستاخی و در روز روشن چنین افاضاتی را بفرمایند و محیط کار کارگر را به قتلگاه تبدیل کنند و هر روز در مقابل مردم ظاهر شوند و مملکت داری کنند٬ تنها به دلیل سی سال قتل و جنایت و تبدیل کل جامعه به زندان و اجیر کردن چند صدهزار قاتل و انسان کش حرفه ای برای حفاظت از خود است.
نه تنها طبقه کارگر ایران برای احقاق حقوق اولیه خود، بلکه هر انسان شریفی هم که خواهان حق شهروندی باشد٬ هر زن و جوانی که خواهان حفظ حرمت و کرامت خود باشد٬ راهی جز به زیر کشیدن جمهوری اسلامی در مقابلش نیست. هر تلاش دیگری به نام تعدیل و کاستن از بار مرارت مردم در چهارچوب جمهوری اسلامی٬ و هر حکومت بورژوائی دیگر٬ تنها ادامه زندگی فلاکتبار کنونی و تنها ادامه جهنمی است که در این سی سال سهم طبقه کارگر و بخش اعظم مردم ایران از رفاه و ثروت و آسایش و امنیت بوده است.
اتحاد، اعتصاب کارگری و مجمع عمومی
سلام زيجی

( به مناسبت اعتصابات پيروزمند کارگران شرکت پرهون طرح نيروگاه سنندج)
بنا به گزارش منتشر شده از سوی “انجمن برق و فلز کار کرمانشاه” روز سه شنبه بيست و سوم شهريور هشتاد و نه دهها کارگر شرکت پرهون طرح از پيمانکاران نيروگاه سنندج در اعتراض به عدم پرداخت حقوقهای معوقه خود دست به اعتصاب زدند. شايان ذکر است که اين چندمين حرکت اعتراضی کارگران شرکت پرهون طرح طی دوهفته اخير بوده است. کارگران در اين اعتصاب توانستند با خنثی کردن ترفند های کارفرما و فشارو همکاری حراست و رئيس کارگاه به بخش اصلی خواست خود دست يابند و الگويی از اتحاد طبقاتی در تاريخ مبارزاتی درجنبش کارگری را بدست دادند و پيروزی خود را ممکن کنند. اين حرکت از چند نظر قابل توجه است. اول: تامين و حفظ اتحاد کارگری از شروع تا پايان اعتصاب. دوم: اعتماد نکردن به قول و قرار و دروغ گويی کارفرما تحت عنوان “پول ندارند و بايد از تهران پول قرض کنند” يا اينکه ” به هر نفر دويست هزار تومان مساعده ميدهيم” وکلا قبول نکردن سر دوانيهای کارفرما همراه با توطئه مشترک نيروهای حراست و رئيس کارگاه برای پرداخت نکردن حقوق معوقه، نپذيرفتن بهانه های پوچ و واهی صاحبکار و ايستادن در برابر اين نوع رفتار ضد انسانی. سوم: اين اعتصاب يکبار ديگر اثبات نمود که کارگر متحد با خواباندن چرخ توليد دولت و کارفرما را در تنگنا قرار خواهد داد. عليرغم موانع مالی بسيار شديد و فقر کمر شکن که کارگران با آن روبرو هستند، اما هر گاه دست به اعتصاب متحدانه بزنند، ميتوانند به نتايج بهتری برسند. اعتصاب کارگری و متحد در محل کار، دولت و کارفرما را بيش از هر شکل ديگر مبارزاتی به وحشت خواهد انداخت و همزمان قدرت طبقاتی و موثر طبقه کارگر را به نمايش خواهد گذاشت.
عملی شدن دهها اعتصاب کارگری در همين ماهها و سالهای اخير در اقصی نقاط ايران ممکن بودن و ضرورت اعتصاب کارگری را به اثبات رسانده است. چندين اعتصاب موفق کارگری در کردستان در چند ماه اخير مانند: خبازان سقز، سد ژاوه در محور کامياران- سنندج، پارسيان سنندج، سد داريان پاوه و مورد اخير اعتصاب کارگران شرکت پرهون طرح سنندج و موارد ديگر عملی بودن و ضرورت چنين مبارزه ای را تائيد ميکند. تجربه همين اعتصابات کوتاه مدت نشان داده است در هر جايی که کل کارگران آن بخش متحد بوده اند به درجات زيادی موفقيت بدست آورده اند و ترفندهای دولت و کارفرما را با شکست مواجه کرده اند.
اعتصابات کارگری و مجمع عمومی
برگزاری مجمع عمومی به عنوان محل تجمع و تصميم گيرنده همه کارگران يک کارگاه و کارخانه درتعيين سرنوشت طبقه ما و اظهار وجود آن به عنوان يک طبقه و به عنوان ستون پايه تشکلها و شوراهای کارگری و انتخاب نمايندگان کارگری يک ضرورت و يک سنت طبقاتی غير قابل چشم پوشی است. متکی کردن اعتصابات کارگری به مجمع عمومی بسيار حائز اهميت است. مجمع عمومی کارگران ميتواند بهترين و مطمئن ترين مکان تصميم گيری برای فراخوان يا عدم فراخوان به يک اعتصاب عمومی کارگری باشد. مجمع عمومی ذيصلاحترين مکانی است که ميتواند کل طبقه را حول پيدا کردن راه حل مالی در حين اعتصاب نيز بسيج کند، پاسخ مناسب به اين معضل واقعی از مسائل مهم کارگران اعتصابی است.اين راه حلها ميتواند شامل صندوق مالی اعتصاب، تقاضای کمک مالی از جامعه ومحيط پيرامون، تقسيم نيروی اعتصاب کننده، تعيين نمايندگان خود برای مذاکره با دولت و کارفرما، تعين کميته يا نهاد رهبری اعتصاب، بررسی جوانب “قانونی” حرکت و پيدا کردن راه دفاع “قانونی”، پيدا کردن راه مقابله با پليس، در دستور قرار دادن طرح جلب حمايت بخش های ديگر کارگری وديگر اقدامات لازم. مجمع عمومی در حقيقت بايد در موردهمه اين موارد برای شروع يک اعتصاب تصميم بگيرد و کل کارگران را حول آن سازمان دهد و متحد و متعهد کند. بنظر من برگزاری منظم مجمع عمومی کارگران و اتخاذ تصميم مشترک در مجمع عمومی برای فراخوان اعتصاب و حل مشکل مالی اعتصاب از حلقه های کليدی يک اعتصاب موفق است.
نفس دور هم جمع شدن و تبادل نظر کردن و اتخاذ تصميم مشترک به آگاهی طبقاتی و اتحاد و همبستگی و اعتماد بنفس طبقه ما بسيار کمک خواهد کرد. با تصميم گيری در مجمع عمومی دولت و کافرما و حراست را در مقابل نه يک فرد و فعال کارگری بلکه در مقابل کل کارگران بطور يکپارچه قرار خواهيم داد. از يکسو مانع زير ضرب رفتن فعالين شناخته شده خواهيم شد و از سوی ديگر اتحاد و خواست مشترک همه را در مقابل بورژوازی قرار خواهيم داد ، که در چنين موقعيتی پس زدن و تعرض به کارگران و اعتصاب کنندگان را دشوارتر و غير ممکن تر خواهيم کرد. تجربه کارگران سد ژاوه مورد آموزنده ای از اين نظر بود که کارفرما چگونه توانست صفوف متحد کارگران را تضعيف کند. کارگران با اعتصاب يکپارچه خود که قريب به دو هفته تداوم پيدا کرد و سرکوب پليسی و دستگيری نيز از عهده آن بر نيامد اما کارفرما توانست بخشی از کارگران را فريب دهد و به جای خواست پس گرفتن پنچ ماه حقوق معوقه، اقليتی از کارگران را متقاعد کرد به يک ماه راضی شوند. همين باعث ناکامی و شکست اعتصاب شورانگيز هفت صد کارگر شد. اگر آن کارگران به مجمع عمومی متکی بودند و کل اين ترفندها را پيش بينی ميکردند و کل کارگران يک صدا تصميم ميگرفتند و متعهد به اجرا تصميم مجمع ميشدند، هيچگاه کارفرما امکان ايجاد تفرقه در ميان اعتصاب کنندگان برايش فراهم نميشد.
سازمان دادن اعتصابات کارگری و متناسب با توان کارگران وتشخيص تناسب قوای موجود يکی از ارگان مهم مبارزه طبقه ما ميباشد. متکی کردن اين اعتصابات به تصميمات مجمع عمومی کارگران نه تنها در موفقيت بيشتر مبارزه امروز طبقه کارگر مثمرثمرتر خواهد شد، بلکه زمينه های رشد مبارزه و اتحاد و آمادگی طبقه ما را برای اعتصابات بزرگتر، طولانی مدت تر و فرا فابريکی فراهم خواهد نمود. تلاش در اين زمينه امر رهبران پيشرو و کمونيست صفوف طبقه کارگر است.
30 شهريور 89
2010-09-21
S_zijji@yahoo.com

دیدگاه خود را بیان کنید.