خبرنامه کارگران کمونیست ایران

یک سایت دیگر با وردپرس

خبرنامه کارگری شماره ۲24: 14 مهر ۱۳۸۹

بدست • 7 اکتبر 2010 • دسته: خبرنامه

NewsLetter224
pdflogo1
در تجمع صبح امروز كارگران پارس‌قو عنوان شد: نگران وضع شغلي خود هستيم
ایلنا- كارخانه پارس‌قو زماني بيش از 1700 كارگر داشت كه درحال حاضر تعداد آنها به 420 نفر كاهش پيدا كرده‌است/مديران اخير دستاوردي جزء فروش اموال و دارايي‌هاي كارخانه، كاهش توليد روزانه و تعديل نيروي انساني نداشته اند.
جمعي از كارگران كارخانه روغن نباتي پارس قو صبح امروز در اعتراض به آنچه نامشخص بودن وضع شغلي ناميده مي‌شود تجمع كردند.
به گزاش خبرنگار ايلنا، در اين تجمع نزديك به يكصد كارگر كارخانه روغن نباتي پارس‌قو با چسباندن اعلاميه‌‌ها و پارچه‌نوشته‌هايي بر در ‌ورودي كارخانه خواستار توجه مسوولان نسبت به وضع كنوني كارخانه شدند.
يكي از تجمع كنندگان به خبرنگار ايلنا، گفت: اين كارخانه زماني بيش از 1700 كارگر داشت كه درحال حاضر تعداد آنها به حدود 420 كارگر كاهش پيدا كرده‌است.
به گفته اين كارگر در هفت سال گذشته مديران مختلفي اداره اين كارخانه را برعهده گرفتند كه هر كدام در ازاي دريافت حقوق‌هاي چند ميليون توماني تنها بر بدهي كارخانه افزودند.
به‌باور اين كارگر پارس‌قو، مديراني كه تاكنون براي ادراه كارخانه روغن نباتي پارس‌قو انتخاب شده‌اند دستاوردي جزء فروش اموال و دارايي‌هاي كارخانه، كاهش توليد روزانه و تعديل نيروي انساني نداشته اند.
وي بابيان اينكه شنيده‌ايم كه كارخانه تا سال 88 مبلغ 115 مليليارد تومان بدهي داشته است؛ گفت: نتيجه اين وضع قطع مزاياي نقدي و غير نقدي، عدم افزايش معقول دستمزدها و تاخير در پرداخت مطالبات ماهانه كارگران است.
اين كارگر تاكيد كرد: در اين شرايط نگران هستيم كه مبادا با ادامه روند كنوني كارخانه تعطيل شده و ما كار خود را از دست بدهيم كه در اين صورت شانسي براي يافتن شغل جديد نخواهيم داشت.
به‌گفته كارگران پارس‌قو كارخانه روغن نباتي پارس قو يكي از واحدهاي توليدي زيرمجموعه بنياد شهيد محسوب مي‌شود.
كاركنان دانشگاه فردوسي مشهد تجمع كردند
كاركنان دانشگاه فردوسي مشهد صبح امروز در مقابل ساختمان مركزي دانشگاه تجمع كردند و خواستار برقراري عدالت در پرداخت حقوق و مزايا ميان كاركنان و كادر هيئت علمي دانشگاه فردوسي شدند.
آخرین نیوز – كاركنان دانشگاه فردوسي مشهد با دادن شعارهايي نظير (عاشوري عدالت، عدالت) از افزايش حقوق اعضاي هيئت علمي دانشگاه و در مقابل عدم افزايش حقوق تعيين شده از سوي وزارتخانه علوم خواستار نگاه عدالتمندانه دانشگاه فردوسي با تمامي كاركنان و كادر اداري خود شدند.
* عدم توجه دانشگاه فردوسي به مصوبه وزارت علوم تحقيقات و فناوري
يكي از كاركنان بخش تربيت‌بدني دانشگاه فردوسي با اشاره به مصوبه وزارت علوم در ارتباط با افزايش حقوق كاركنان و كادر هيئت علمي اظهار داشت: براساس مصوبه وزارتخانه مقرر شد كه حقوق اعضاي هيئت علمي در حدود 700 هزار تومان و كاركنان و نيروي اداري در حدود 200 هزار تومان افزايش يابد كه بر اين اساس حقوق اعضاي هيئت علمي افزايش يافت، ولي خبر از افزايش حقوق كاركنان نشد.
وي با اشاره به مزاياي اعضاي هيئت علمي تصريح كرد: عدم افزايش حقوق مصوب كاركنان اداري دانشگاه فردوسي در حالي صورت گرفت كه كاركنان اين دانشگاه از حق هيئت و حق اياب و ذهاب نيز محروم هستند.
* عدم توجه به نامه‌هاي و ابلاغيه‌هاي استانداري به دانشگاه فردوسي
يكي از كاركنان آموزشي دانشگاه فردوسي با اشاره به بخش نامه‌ها و نامه‌هاي متفاوت ارسال شده از سوي استانداري از عدم توجه به نامه و نيز بايكوت‌كردن نامه‌هاي استانداري انتقاد كرد و گفت: با توجه به عدم برقراري عدالت در پرداخت حقوق و مزايا تاكنون نامه‌هاي متعددي به كميته شكايات مردمي استانداري ارسال كرديم كه پس از پيگيري‌هاي صورت گرفته استانداري در چند مرحله نامه‌اي درارتباط با اين شكايات به دانشگاه فردوسي در سال مي‌كند كه دانشگاه فردوسي علاوه بر عدم پاسخگويي تمام نامه‌هاي موجود را به نوعي بايكوت مي‌كند.
وي با اشاره به افزايش حقوق كادر هيئت علمي در سه مرحله و با عنوان متفاوت نظير ضرايب حقوق سالانه خاطر نشان كرد: در حال حاضر حقوق اعضاي هيئت علمي جديد الورود بالاي 2 ميليون تومان است، اين در حالي است كه حقوق كاركنان اداري در همان سقف 500 هزار تومان ثابت مانده است.
وي با اشاره به اين‌كه كاركنان اداري دانشگاه فردوسي مشهد كمترين حقوق را نسبت به كاركنان ساير دانشگاه‌هاي سراسر كشور مي‌گيرند، اظهار داشت: دانشگاه فردوسي مشهد اضافه كار، كارانه و تمامي مزايا و حقوقي كه كاركنان و كارمندان مي‌تواند از محل كار خود اخذ كند را نيز حذف كرده است.
در اين تجمع بيش از 200 نفر نيروي كادر اداري دانشگاه فردوسي حضور داشتند.
كارگران صنايع مخابراتي راه دور ايران: فرزندانمان را دست خالي راهي مدرسه كرديم
ایلنا- پس از 16 ماه پرداخت نشدن حقوق و ساير مطالبات ديگر براي خريد كيف و كتاب مدرسه فرزندانمان استطاعت مالي نداشتيم/ هنوز نسبت به تحقق وعده‌هاي مسوولان خوشبين هستيم.
كارگران كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران با انتقاد از عملكرد مسوولان استاني و كشوري مي‌گويند: از قرار معلوم نه از مناقصه خبري است و نه قرار است فكري به حال پرداخت ماه‌ها مطالبات معوقه بشود.
يكي از كارگران صنايع مخابراتي راه دور ايران در گفتگو با خبرنگار ايلنا گفت: نزديك به يك ماه از ماجراي حذف شدن نام كارخانه از ليست متقاضايان شركت در يكي از مناقصه هاي دولتي مي گذرد و در اين مدت هيچ اقدامي در خصوص اجراي مصوبه هيات دولت انجام نشده است.
ماه گذشته پس آنكه اعلام شد نام كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران از ميان متقاضيان شركت در يكي از پروژه‌هاي وزارت ارتباطات حذف شده است؛ كارگران اين كارخانه حركت هاي اعتراضي خود را از سرگرفتند.
به گفته كارگران براساس مصوبه هيات دولت مسوولان وزارتخانه‌هاي صنايع، ارتباطات، دفاع و نفت موظف هستند تا نيازهاي الكترونيكي و مخابراتي خود را با سفارش دادن به اين كارخانه تامين كنند.
در همين رابطه شمشيري از اعضاي شوراي اسلامي كار كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران به ايلنا يادآورشد: هيات دولت در آخرين سفر به استان فارس اين مصوبه را تصويب كرد تا از ادامه توليد اين واحد خصوصي سازي شده حمايت و پشتيباني كرده باشد.
وي افزود: همچنان منتظر تحقق وعده‌هاي داده شده در خصوص راه اندازي كارخانه و پرداخت مطالبات كارگران هستيم.
تعداد كارگران كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران به 700 نفر مي‌رسد كه هر كدام مدعي هستند از حدود 16 ماه قبل حقوق ومزايا دريافت نكرده‌اند.
اين كارگران در گفتگو با خبرنگار ايلنا، يادآور شدند به دليل نداشتن استطاعت مالي در سال تحصيلي جديد فرزندان خود را دست‌خالي راه مدارس، دانشگاه‌ها و ساير موسسات آموزشي كرده اند.
کارگران کنف کار در مقابل استانداری گیلان تجمع کردند
فعالان ضدسرمایه داری گیلان – صبح روز سه شنبه 6/7/89 حدود پنجاه نفر از کارگران کارخانه کنف کار به رشت آمدند و در مقابل استانداری گیلان واقع در خیابان معلم رشت تجمع کردند. کارگران پس از گفتگو با نگهبانی سه نماینده از بین خود انتخاب کردند و نمایندگان خود را به داخل فرستادند تا با مسئولان استانداری در مورد شرایط خود صحبت کنند. پس از یک ساعت سرگردانی به آن ها گفتند باید سلسله مراتب رعایت کنند و کارگران نماینده را به خارج از ساختمان استانداری هدایت کردند. کارگران درخواست ملاقات با استاندار و یا نماینده وی را کردند که در جواب به آنان گفتند الان ظهر و وقت نماز است. کارگران پس از سرگردانی کم کم پراکنده شدند و دست از پا درازتر محل را ترک کردند.
در حال حاضر بیش از 120 کارگر کنف کار در طول 6 ماهه سال 1389 فقط 400 هزار تومان آن هم در چند بار و هر بار 100 یا 150 هزار تومان دریافت کرده اند، در حالی که مطالبات هر یک از کارگران بابت دستمزدهای معوقه بالغ بر 7 میلیون تومان است. ماجرایی که باعث سرگردانی و دست به سر شدن کارگران شده این است که دو پسرعموی جزایری عرب با دریافت حدود یک میلیارد تومانی که به عنوان وام گرفته بودند در حدود دو ماه پیش از کارخانه رفتند. مدیر عامل فعلی ارغوان زهرابی دختر زهرابی مدیر عامل متوفی و ضدکارگر سابق کارخانه به سازمان توسعه و گسترش مراجعه کرده و از طریق صنایع فردی به نام شیخ الاسلامی مدیریت عاملی کارخانه را برعهده گرفته است . در این میان ارغوان زهرابی تصمیم گرفته است که کارخانه را به صنایع و سازمان توسعه و معادن واگذار کند آن هم با تمامی بدهکاری های کارخانه به بانک ها که حداقل بیش از 300/4 میلیارد تومان است و سازمان توسعه و گسترش نیز حاضر به خریداری کارخانه بدون ثبت بدهکاری است.
حاصل درگیری های دو ماهه اخیر سرگردانی و بی حقوقی برای کارگران کارخانه بوده است. در بین کارگران بیش از 60 نفر بالای بیست و بیست و پنج سال سابقه کاری منتظر هستند تا با تصویب قانون اخیر در مجلس تکلیفشان در مورد بازنشسته شدن روشن شود .
راستی چانه زنی بر سر سرنوشت کارخانه کنف کار و یا ایران کنف و بلاتکلیفی کارگران این کارخانه ها تا چه زمانی قرار است ادامه یابد؟ آیا این کارخانه ها نیز به سرنوشت فرش گیلان، پوشش، ایران الکتریک و … دچار می شوند یعنی نهایتاً توسط شرکت ها و سازمان های شبه خصوصی به ثمن بخس خریده می شوند و کارگران شان به برهوت بیکاری و گرسنگی پرتاب می گردند؟ کارگران مایوس و خشمگین به خانه هایشان برگشتند. یکی می گفت آب از سرچشمه گل آلود است. دیگری می گفت تا کی باید این مشکلات و این فقر و نداری را تحمل کنیم؟ سومی می گفت تا کی باید خود را با شکایت های بی حاصل به این یا آن مقام دولتی سرگرم کنیم و دست آخر هم دست از پا درازتر به خانه برگردیم؟ و یکی هم پرسید پس راهکار چیست؟
کارگران خاور جاده رشت – فومن را بستند
فعالان ضدسرمایه داری گیلان – کارگران نساجی خاور در روز دوشنبه پانزدهم شهریور از ساعت 9 الی 11 صبح مسیر جاده رشت – فومن جاده را با آتش زدن لاستیک و گذاردن سنگ بستند و مانع از رفت و آمد وسایل نقلیه در این مسیر شدند. ماموران نیروی انتظامی و نیروی ضدشورش آن ها با سپر و باتوم و ماموران اطلاعات در محل حضور پیدا کردند و به مقابله با کارگران پرداختند. لاستیک های آتشین را با کپسول های آتش نشانی خاموش کردند و سنگ ها و موانع را از مسیر جاده برداشتند. در این راه بندان، حدود 50 تن از کارگران از جان گذشته خاور حضور داشتند. آن ها بیش از 7 ماه است که حقوق و دستمزد نگرفته و بالغ بر یک سال و اندی است که مزایای خود را دریافت نکرده اند. از زمانی که سر و کله دکتر برق لامع در کارخانه پیدا شده نه تنها مشکلات کارگران – حتی با دخالت استانداری و صنایع و معادن – حل نشده بلکه کارگران همچنان تحت فشار مالی و نگرفتن دستمزد ، زندگی وحشتناکی را به سر می برند . در نهایت نماینده استانداری به میان کارگران خشمگین آمد و آن ها را به طرف کارخانه هدایت کرد و طبق معمول طی سخنانی وعده حل مشکلاتشان را داد. چندی پیش مقام های دولتی و غیردولتی سرمایه داری اعلام کردند که در گیلان امنیت برای سرمایه گذاری حتی سرمایه گذاران خارجی نیز وجود دارد . بی توجهی به مطالبات کارگران خاور و سرکوب آن ها نشان می دهد که دولت سرمایه داری جمهوری اسلامی امنیت سرمایه گذاری در گیلان را با سرکوب و گرسنه نگه داشتن ما کارگران ایجاد می کند. معنی واقعی سرمایه داری همین است.
قابل ذکر است که یک شنبه 14/6/89 مراسم چهلم درگذشت کارگر فعال ضدسرمایه داری نعمت پورابراهیمی از کارگران ریسندگی خاور بود که کارگران دوست و رفیق و همسنگر وی همه در این مراسم شرکت کرده بودند .
اگر به وضعیت کارگران همدان رسیدگی نشود؛ تجمع خواهند کرد
ایلنا- برای اصلاح قانون کار که از مدت ها پیش مد نظر جامعه کارگری است باید به نظر خود کارگران نیز اهمیت داده شود و گرنه شاهد تجمع بزرگ و اعتراض آمیز جامعه کارگری سراسر کشور خواهیم بود./ بر اساس امار منتشر شده بیکاری در استان نه تنها کاهش پیدانکرده است بلکه با شروع فصل سرما روند بیکاری در استان روبه افزایش است.
رییس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان همدان در نشست شوراهای اسلامی کار با نمایندگان کارگران و انجمن های صنفی استان گفت: اگر به وضعیت جامعه کارگری و مسائل ومشکلات آنها رسیدگی نشود تجمع اعتراض آمیز جامعه کارگری در استان را رسما اعلام خواهیم کرد.
به گزارش ايلنا،احمد معبودی در این نشست در خصوص اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها و تاثیرات این طرح بر وضعیت کارگران بیان داشت: طرح هدفمند کردن یارانه ها به شرط درست اجرا شدن طرح خوب و قابل قبولی است.
وی اضافه کرد: از انجا که با اجرا شدن این طرح قطعا با افزایش قیمت روبرو می شویم از دولت و مجلس انتظار می رود برای حمایت از کارگران و خانواده های انها حقوقشان را افزایش دهند، در غیر اینصورت سفره کارگران از انچه که هست خالیتر خواهد شد.
معبودی طی سخنانی اصل 44 قانون اساسی را نیز مورد توجه قرارداد و گفت: مطابق با این قانون شرکت ها و کالرخانه ها به بخش خصوصی واگذار می شود که بنا بر تاکید مقام معظم رهبری نباید این امر باعث نفوذ افراد قانون دان قانون شکن شود اما متاسفانه از زمان اجرای این قانون بسیاری از کارخانه ها و شرکت ها به دلیل عدم مدیریت صحیح یا تعطیل شدند و یا در استانه تعطیلی قرار دارند.
وی خطاب به مسئولان استانی و کشوری هشدار داد: اگر به وضعیت جامعه کارگری و مسائل ومشکلات آنها رسیدگی نشود رسما تجمع اعتراض آمیز جامعه کارگری را اعلام خواهیم کرد.
این نماینده جامعه کارگری حفظ کار و اشتغال موجود را بر ایجاد مشاغل جدید ارجح دانست و تاکید کرد: آماری که در خصوص ایجاد مشاغل جدید اعلام می شود باید مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود چه تعداد از نیروهای مشغول به کار مطابق با قانون از بیمه تامین اجتماعی استفاده می کنند و با انجام چنین کاری می توان آمار صحیح اشتغال در استان را ارائه کرد.
رییس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان اظهارداشت: بر اساس امار منتشر شده بیکاری در استان نه تنها کاهش پیدانکرده است بلکه با شروع فصل سرما روند بیکاری در استان روبه افزایش است.
وی ضمن گله مندی از کم کاری نمایندگان مردم همدان در مجلس از آنها خواست: در خصوص ساماندهی وضعیت کارگران قراردادی و موقت تلاش بیشتری داشته باشند چراکه بیش از 40 درصد از جمعیت استان را کارگران و خانواده های انها تشکیل می دهد.
این نماینده جامعه کارگری با بیان اینکه کانون عالی کار پیش نویس اصلاح قانون کار را ارائه کرده است تاکیدداشت: برای اصلاح قانون کار که از مدت ها پیش مد نظر جامعه کارگری است باید به نظر خود کارگران نیز اهمیت داده شود و گرنه شاهد تجمع بزرگ و اعتراض آمیز جامعه کارگری سراسر کشور خواهیم بود.
معبودی با اشاره به اینکه کارگان بیش از 30 درصد مالیات پرداخت می کنند تصریح کرد: این میزان مالیاتی که کارگران پرداخت می کنند نسبت به کارمندان که از مزایای بسیاری نسبت به کارگران برخوردارند خیلی بیشتر است و باید در این زمینه بررسی های لازم انجام شود.
از سرگيري اعتراضات كانون بازنشستگان با امضاي طومارهاي اعتراضي
ایران کارگر – به گزارش رسيده ازکانون بازنشستگان ,طومارهاي امضاء شده بيش از 3هزار نفر ازکارگران بازنشسته با اثرانگشت و امضاء درخانه کارگرتهران خيابان ابوريحان مبني براعتراض به دولت بخاطر عدم پرداخت مطالبات آنها طبق قانون تصويبي خود دولت انجام شده و برطبق آن کانون بازنشستگان ميخواهد مجددا دراعتراض به دولت درجلو مجلس تجمع اعتراضي برپا کند که زمان تصويب شده آن بعدا اعلام ميشود . يكي از بازنشستگان گفت : درخانه کارگرابوريحان اعتراض کردم که چرا درحق کارگران اجحاف ميشود و مطالبات آنها را پرداخت نميکنند, به جاي پاسخگويي مسئولين خانه کارگربا من درگيرشدند .
تاخير در پرداخت حقوق كارگران كارخانه روغن نباتي ورامين
ایران کارگر – حدود 700 نفر ازكارگران كارخانه روغن نباتي ورامين كه تقريبا 350 نفر از آنها كارگر قراردادي هستند بطور ثابت هر دو ماه به دوماه حقوق خودشان را دريافت ميكنند و اين تآخير يك ماه در پرداخت حقوق به كارگران در حال حاضر مدتها است كه يك روال ثابت براي پرداخت حقوق به كارگران محروم اين كارخانه شده است , كه با اين وضعيت درواقع به كارگران اين كارخانه ماهيانه نصف مبلغ ناچيز حقوق ماهيانة آنها يعني303000 تومان ( يك سوم خط فقري كه خود دولت احمدي نژاد اعلام كرده است )پرداخت ميشود ودر واقع به كارگران اين كارخانه بطور رسمي ماهي 150000 تومان داده ميشود واين درشرايطي است كه حداقل اجاره خانه براي يك خانواده محروم كارگري كه يك آلونك بخواهند اجاره بكنند, ماهي 180000 تومان تا 200000 تومان است.درحال حاضر اين كارگران به لحاظ نداشتن بيمه درماني هم در مضيغه جدي هستند وآنقدر شرايط سختي براي زندگي كردن به كارگران تحميل كرده اند كه كارگران اين كارخانه ميگفتند كه ما تنها خوشحاليمان اينست كه كارخانه كار ميكند ومثل بقيه واحدهاي توليدي كه تعطيل شده اند نيستيم.
اتحاديه کارگران حمل و نقل بلژيک، منصور اسانلورابه عضويت افتخاري خود درآورد
ایران کارگر – اتحاديه کارگران حمل و نقل بلژيک، منصور اسانلو، رئيس زنداني هيئت مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران، را به عضويت افتخاري خود درآورد.
به گزارش راديو فردا، اين اقدام در نشست شوراي مرکزي اتحاديه کارگران حمل و نقل بلژيک صورت گرفت.
آقاي اسانلو از سال ۱۳۸۶ به اتهام هاي امنيتي زنداني است و چند هفته پيش نيز دوباره محاکمه و به يک سال زندان ديگر محکوم شد.
اتحاديه کارگران حمل و نقل بلژيک اعلام کرد که در نامه اي به سفارت جمهوري اسلامي ايران در بروکسل، خواستار آزادي منصور اسانلو خواهد شد.
پيش از اين نيز اتحاديه هاي کارگري در هلند، بريتانيا، فرانسه، اندونزي و فيليپين، به آقاي اسانلو عضويت افتخاري داده اند
مرگ يک کارگر جوان در حين حفاري
ایران کارگر – مدير روابط عمومي اورژانس تهران خبرداد که کارگر جواني در حين حفاري کانال فاضلاب شهري، زير آوار ماند و درگذشت.
حسن عباسي، مدير روابط عمومي اورژانس تهران، افزود: امداگران پس از حضور در صحنه حادثه دريافتند كارگرجواني در حال حفر كانال براي انتقال فاضلاب شهري، بوده است كه ناگهان خاک و سنگ بر روي کارگر فرو ريخت.
به گفته عباسي، پس از گذشت ساعتي، آتش‌نشانان کارگر 25 ساله را از کانال خارج کردند اما اين كارگر به دليل خفگي جان خود را از دست داده بود.
شايان ذکر است که سالانه تعداد زيادي از کارگران به دليل عدم ايمني کافي در حين کار مجروح شده و بعضا جان خود را از دست مي دهند.
کارگران شرکت واگن پارس دو سال است که حقوق نگرفته‌اند
خانه ملت – عضو کميسيون صنايع و معادن در تذکري به وزير صنايع، از تجمع کارگران شرکت واگن پارس در جلوي مجلس خبر داد و گفت: کارگران شرکت واگن پارس ۲ سال است که حقوق خود را دريافت نکردند.
به گزارش خانه ملت، احمد لطفي آشتياني نماينده اراک و کميجان در جلسه علني امروز مجلس در تذکر شفاهي مطابق ماده ۱۹۲ و اصل ۸۸ قانون اساسي با اشاربه به برخورد کشور کره جنوبي با تجار ايراني گفت: انتظار ما از وزير امور خارجه اين است که به دليل برخورد نامناسبي که دولت کره جنوبي با تجار و صنعت گران انجام دادند با احضار سفير کره به آنها تذکرات لازم را بدهند. نماينده اراک، کميجان در مجلس شوراي اسلامي درخصوص تذکر دوم خود گفت: باتوجه به مشکلات زيادي که صنايع و ايران کو، واگن پارس و آوانگان و استان وجود دارد انتظار ما از وزير صنايع اين است که مشکلات را حل کند.
وي با بيان اينکه کارگران شرکت واگن پارس ۲ سال است که حقوق خود را دريافت نکردند گفت:‌ اين کارگران در حال حاضر در خيابان و جلوي مجلس تجمع کرده اند اين تجمعات براي دولت خوب نيست و راه را براي کساني که به دنبال سوءاستفاده هستند باز مي کنند.
شهاب الدين صدر نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي که رياست جلسه را برعهده داشت در پاسخ به اين تذکر گفت:‌ انشاءالله همکاران وزارت خارجه در ارتباط با تذکر اول آقاي لطفي و برخورد نامناسبي که از طرف کره جنوبي به تجار ما صورت گرفته اقدامات لازم را انجام داده و گزارش آن را به مجلس منعکس کنند و همينطور درخصوص تذکر به وزير صنايع انشاءالله ايشان توجه مي کنند.
فانوسی بر هزار چراغ ِ خاموش
نگاهی به تجربیات کارگران الکتریک ایران رشت
اشاره : کارخانه الکتریک ایران رشت با بیش تر از 50 سال سابقه در زمینه تولید محصولات الکتریکی تا سال 1383 مشغول فعالیت بوده است. این کارخانه زمانی بزرگترین واحد تولیدی در این صنعت بوده اما اکنون از وضعیت و سرنوشت ِاین مجموعه بزرگ تولیدی هیچ خبر موثق و مشخصی در دست نیست و از آن جز خرابه ای باقی نمانده است. اتفاقات زیادی برای این کارخانه و کارگرانش رخ داده که با روند خصوصی سازی به طور قطع برای دیگر کارخانجات و مراکز تولیدی نیز تکرار خواهد شد. تجارب موجود در این کارخانه که در خلال این همه سختی و فراز و نشیب و امید و نا امیدی و به قیمت خاموشی ثمره بسیاری از دسترنج های کارگران به دست امده است باید که برای جنبش کارگری درس آموز شود. به همین منظور در دو بخش ، دو مصاحبه ترتیب داده ایم ؛ نخستین بخش مصاحبه ای است با یک خانم کارگر از این کارخانه– با 20 سال سابقه کار- در بخش دوم هم مصاحبه ای با یکی از نمایندگان کارگران سهامدار این کارخانه ترتیب داده ایم. لازم به تاکید است که از سوی ما هیچ دخل و تصرفی در پاسخ های داده شده انجام نگرفته است و نیز نظرات بیان شده توسط دو تن مصاحبه شونده لزومن نظرات ما نیست. تا جایی که حتا در بخش دوم ناچار شدیم به صورتی کوتاه چند نکته ی برجسته را در پایان مصاحبه و به صورت جداگانه ذکر کنیم. در پایان هر دو مصاحبه به صورت ضمیمه مواردی همچون عکس و نمونه توافقنامه آورده شده است.
امید که این مصاحبه هر چند در توان ِ فانوسی ، افکندن نوری باشد بر وضعیتی که اکنون به خاموشی گراییده است و تجربه ی آن برای جنبش کارگری آموزنده باشد.
یادآوری این نکته شایسته است که بدون همیاری ِ “کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری” این مصاحبه و انتقال تجربه به ثمر نمی رسید.
مهران عسگری – مهرماه 89
بخش اول – مصاحبه با یک کارگر :
با تشکر از این که پذیرفتید در این گفتگو با ما شرکت کنید مختصری از تاریخچه کارخانه ایران الکتریک را توضیح دهید.
• این کارخانه در سال 1334 با تعداد ده کارگر در رشت تاسیس شد. تعداد کارگران بعد ها به 1600 نفر هم رسید در آن زمان ظرفیت تولید این شرکت برابر با نیاز کل ایران یعنی 31550000 عدد کلید و پریز بوده است. این کارخانه بیش از 130 نوع محصول تولید می کرده: انواع کلید و پریز ترمینال و همچنین انواع فیوزها و علاوه بر آن تولیدات سفارشی برای کارخانه های دیگر مثل ایران خودرو ، کارخانه های کولرسازی انجام می شد و همچنین صادرات پیچ هم در این کارخانه وجود داشته است..
• از این کارخانه که محل اصلی آن جنب پارک شهر رشت بود جز یک زمین بزرگ و یک خرابه چیزی برجای نمانده است. لطفا بگویید چه اتفاقی افتاد که کارخانه به چنین سرنوشتی دچار شد؟
• این کارخانه تا قبل از انقلاب متعلق به بخش خصوصی بود و بعد از انقلاب به سازمان صنایع ملی واگذارشد. در سال 63 به دلیل بدهی به بانک صنعت و معدن به تملک این بانک درآمد و ده سال بعد طی دعوای حقوقی مجدداً تحت مالکیت سازمان صنایع قرار گرفت و نهایتا در سال 80 طی سیاست خصوصی سازی ابتدا به شرکت سرمایه گذاری آتیه دماوند و بعد از آن طی چند مرحله به بخش خصوصی فروخته شد که بیشترین مشکلات کارگران نیز در این مرحله رخ داد. در مرحله اول در سال 80 حدود 340 نفر از کارگران روانه بیمه بیکاری شدند. رئیس اداره کار آن زمان آقای زارعلی طی یک سخنرانی با ابراز همدردی زیاد وعده داد که بعد از این که تغییر ساختار انجام شود کارخانه قادر خواهد بود که 2000 نفر را جذب کند و نه تنها خود کارگران بلکه فرزندانشان نیز مشغول به کار خواهند شد. این وعده ها سبب شد که کارگران اخراجی بدون مقاومت کارخانه را ترک و تحت پوشش بیمه بیکاری قرار بگیرند و در کلاس های آموزشی فنی و حرفه ای شرکت کنند و ماشین آلات کارخانه هم به کارخانه های دیگر در شهر صنعتی و جاده سنگر منتقل شد. کارگران در پایان بیمه بیکاری بعد از 18 ماه در بهمن 82 بازگشت خود را به کارخانه تحمیل کردند.
• گفتید کارگران بازگشت خود را به کارخانه تحمیل کردند، توضیح دهید چگونه؟
• بازگشت کارگران اخراجی به کارخانه همزمان شد با تجمع کارگران فرش گیلان در مقابل استانداری سابق که درست جنب الکتریک ایران رشت بود. مسؤولین به دلیل این که تجمع گسترده تر نشود ناچار به کارگران اجازه ورود به کارخانه را می دهند.
• آیا340 نفر کارگر اخراجی که چنین کاری را انجام دادند با هم هماهنگی داشتند؟ چگونه سازماندهی شده بودند؟
• در آن موقع تعدادی از کارگران که قبلا از فیلترهای کارخانه و اداره کار عبور کرده بودند به عنوان نماینده شورای اسلامی کار حضور داشتند و کارگران را هدایت می کردند.
• ترکیب جنسیتی کارگران در آن موقع چگونه بود؟
• تعداد کارگران زن همیشه در کارخانه بیشتر از کارگران مرد بود. زنان در این حرکت ها شرکت فعال داشتند اما در تصمیم گیری ها چندان نقشی نداشتند. در شورای اسلامی سه نماینده زن حضورداشتند ولی کلا ً اعضای این شورا در جهت منافع کارگران عمل نکردند.
• وقتی کارگران اخراجی برگشتند با چه مشکلات و موانعی روبرو شدند؟
• وقتی کارگران اخراجی برگشتند با حکم های عجیب و غریبی مواجه شدند که به کار تخصصیشان مربوط نبود، دفترچه های بیمه آن ها تمدید نشد، حقوق ماهانه شان به تعویق افتاد. هدف این بود که با در فشار گذاشتن کارگران آنهارا دوباره اخراج کنند در واقع از اول هم کار فرما مایل به بازگشت آنها نبود. با تمامی این فشارها هنوز این توهم وجود داشت که کارخانه دوباره راه اندازی خواهد شد بعضی از کار گران هم برای فرزندانشان فرم تقاضای کار پر می کردند. در حالی که هدف این بود که این کارخانه با مساحت 13 هکتار جنب پارک شهر که از لحاظ تجاری اهمیت زیادی دارد تبدیل شود به یک مرکز تجاری برای سرمایه داران. سرانجام زمانی که سالن تولید اشبریتس با وجود ماشین آلاتی که در آن سالن مستقر بود توسط کارفرما تخریب و آهن الات و سایر مواد ناشی از تخریب در معرض فروش قرار گرفت ، کارگران متوجه فاجعه ای که در حال شکل گیری بود شدند و در حیاط کارخانه به عنوان اعتراض دست به تجمع زدند. این حادثه اردیبشت 82 اتفاق افتاد. این اعتراض جدی که تا آن موقع سابقه نداشت باعث شد که تخریب متوقف شود. حتی در هنگام اخراج کارگران هم چنین اعتراضی صورت نگرفته بود. اعتراض به حدی جدی شد که حتا کارگران شبانه روزی در کارخانه مستقر می شدند و نوبتی می ماندند تا اجازه ندهند که کسی از اموال کارخانه چیزی بیرون ببرد. البته این کارها خود بخود صورت می گرفت و کارگران با هم قرار می گذاشتند که هر شب چه کسی نگهبانی بدهد. در این مسئله برنامه ریزی درستی وجود نداشت و وضع وقتی بدتر شد که ده ماه حقوق نگرفتیم. وقتی یک مبارزه طولانی قرار است پیش یباید و قدرت و امکانات هم از کارگر گرفته شده باشد مسئله مالی به موضوع بسیار مهمی تبدیل می شود.
• در این مدت آیا کارخانه تولید هم می کرد؟
• نه. البته آن بخشی که به جاده سنگر یا کارخانه کنف کار منتقل شده بود مقدار کم به طور فرمالیته تولید می کرد. کارگران آن ها هم مشکلات خاص خودشان را داشتند. سرویس ایاب و ذهاب نداشتند، بیمه شان تمدید نمی شد و دستگاه های با ارزشی که منتقل شده بودند به شکل اصولی نصب نشده بود و یا درست از آن ها استفاده نمی شد.
• اسم کارخانه کنف کار را آوردید، یعنی بخش هایی از دستگاه ها و تجهیزات کارخانه اصلی به چند کارخانه دیگر مثل کنف کارمنتقل شده بود؟
• بله. بخشی از کارخانه کنف کار را خریده بودند و بخش مونتاژ را هم به کارخانه می میکو منتقل کردند و قسمت آبکاری را هم به کارخانه سیمک در انتهای شهر صنعتی انتقال دادند. البته همه ماشین آلات را نبرده بودند. کارگرها مانع شدند و عملا بقیه کار متوقف شد.
• همه این ها به بهانه تغییر ساختار بود؟ چه توضیحی برای تغییر ساختار ارائه داده بودند؟
• گفته بودند که مثلا بعضی از ماشین آلات فرسوده است، کارگرها تخصص کافی ندارند، برای تغییر ساختار کارگرها باید آماده شوند، و همانطور که قبلا گفتم کلاس های آموزشی هم برگزار شد. کارگرها هم متوجه شده بودند که این کلاس ها ارتباط چندانی با کار روی دستگاه های پیشرفته ندارد. در مورد دستگاه های فرسوده هم عملا اتفالی نیفتاد. در هر صورت یک کارخانه 50 ساله یک سری دستگاه های قدیمی یا از رده خارج دارد امادر همه کارگاهها ی کارخانه اکثر دستگاهها سالم و قابل بهره برداری بودند. *
• تا آنجایی رسیدیم که کارگرها از تخریب کارخانه جلوگیری کردند، بعد ار آن چه اتفاقی افتاد؟
• کارگران برای روشن شدن وضعیت کارخانه و پرداخت مطالباتشان حرکتهایی انجام دادند. چندین تجمع مقابل اداره کار ، اداره صنایع رشت ، سازمان تامین اجتماعی رشت، تحصن چند روزه در سازمان صنایع تهران ، شرکت در تجمع رور کارگر مقابل مجلس (میدان بهارستان) صورت گرفت . یک بار زمانی که اداره کار دست به تجمع زدند. یک بار یکی از عوامل کارفرما را در مسجد شرکت به مدت 48 ساعت نگه داشتند . یک بار هم مدیرعامل در مهد کودک کارخانه به مدت یک روز به گروگان گرفته شد. اما قضیه لو رفت. و توسط نیروهای امنیتی از آن محل خارج شد. نظیر این حرکت بعدها هم یک بار دیگر اتفاق افتاد که اجازه خروج از تعاونی شرکت را به مدیر عامل ندادند. جواب آنها هم همیشه این بود که پول نداریم باید بخشی از زمین را بفروشیم تا بتوانیم مطالباتتان را پرداخت کنیم. هدف این بوده که از نیروی کارگر استفاده کنند تا مجوز تغییر کاربری برای زمین کارخانه بگیرند تا بعدها راحت تر بتوانند در آن مکان مجتمع تجاری بسازند. جالب این جاست که این کارخانه با همه زمین و ماشین آلاتش فقط یک میلیارد و سیصد میلیون تومان فروخته شد که تازه آن هم فقط بانصد میلیون تومان نقد پرداخت شد. در حالی که تنها بخش کوچکی از آن یعنی حدود یک دهم آن برای پرداخت مطالبات کارگران به 5 میلیارد تومان فروخته شد.
• طرفین معامله چه کسانی بودند و چرا به چنین قیمت کمی فروخته شد؟
• فروشنده شرکت سرمایه گذاری آتیه دماوند بودکه یک شرکت واسطه ای بود ، نام خریدار یا خریداران هم در این موقع اعلام نشد. کارگرها همیشه می پرسیدند و برایشان سوال بود که چرا جلسه معارفه ای وجود ندارد. در همان جلسه پرسش و پاسخی که بین نماینده کارفرما(قبه) و کارگران در مسجد صورت گرفت، وی عنوان کرد خریداران 40 نفرند. بعدها مشخص شد که سند به نام 4 خانم صادر شده و در این معامله خریدار جناح کارگزاران بودند.
• چه کسانی ؟ اسامی شان را لطفا ذکر کنید.
• فاطمه صدیقیان تهرانی ، خیرالنسا عسکریان ، سوده جبلی و گیتا شاهنواز.
• که اینها از همسران کارگزاران بودند. جناح وابسته به رفسنجانی؟
• بله. اینها بودند.
• در این زمان آیا ده ماه حقوق معوقه کارگران پرداخت شد؟
• در مدتی که کارگرها حقوق نگرفته بودند فرصت خوبی بود که از دست رفت. شکایت تنظیم کرده بودند که اگر ادامه پیدا می کرد تبدیل می شد به مصادره اموال که به نفع کارگران بود. ولی قبل از این که به این مرحله برسد مدیریت حقوق ها را پرداخت کرد. اتفاق بدتر این بود که کارگرها را تک تک می خواستند تا حقوقشان را پرداخت کنند. چکی به آنها داده می شد و یک برگه از پیش آماده ای را جلوشان می گذاشتند و امضا می گرفتند. با این برگه کارگر تعهد می کرد که دیگر هیچ طلبی ندارد حتی سنوات. یعنی به طور ضمنی این طور برداشت می شد. بعدها از این برگه خیلی علیه کارگرها استفاده شد. حتا نماینده ها که وظیفه شان حمایت از کارگران و سازماندهی و روشنگری آنها بود در این مورد به آنها هشداری ندادند. همه از روی سیاست و برنامه از پیش تعیین شده بود. تصور کنید کارگری که ده ماه حقوق نگرفته ، حتا بعضی ها که صاحبخانه جوابشان کرده بود با وسایلشان در پارک شهر می خوابیدند و بعضی هاشان به خاطر مسئله اجاره به خانه نمی رفتند. در چنین شرایطی وقتی چنین برگه ای جلوی کارگر گذاشته می شود دیگر به منافع دراز مدتش فکر نمی کند. کارگران کاغذی را امضا کردند که خلع سلاحشان کرد و به کارفرما این اجازه را داد که برای آینده هم تصمیم بگیرد، یعنی به او گفته می شد که شما هیچ طلبی از کارخانه ندارید. البته موارد دیگری هم در آن کاغذ و فرم گنجانده بودند که در آینده از لحاظ شکایت های حقوقی کارگران نتوانند کاری از پیش ببرند.
• الآن که از پس این تجربه نگاه می کنیم می گوییم چقدر خوب می شد اگر کارگران می توانستند تحمل کنند آن وقت آینده کارخانه و خودشان از بین نمی رفت. اما واقعیت این است که به این ده ماه حقوق نیاز داشتند. به نظر شما کارگران چگونه می توانستند این مسئله مادی را موقتا بین خودشان حل کنند؟
• ببینید کارگران هیچ کدام از امکاناتی را که کارفرما دارد را ندارند مثل وکیل و یا منابع بزرگ مالی و ارتباطات خاص و انواع و اقسام امکانات. نقطه ضعف کارگران همین مسئله مالی است. دقیقا از همین جاست که ضربه می خورند. به نظر من کارگران چه شاغل چه در حال واگذاری، در هر شرایطی اگر بتوانند ماهانه رقمی را برای چنین موقعی کنار بگذارند مستاصل نمی شوند. یعنی یک صندوق مستقل نزد نماینده هایشان داشته باشند و البته نماینده هایی هم که متولی چنین صندوقی می شوند باید مستقل باشند. در طی این مدت کارگرانی که مشکل حاد داشتند مثلا بیماری شدید یکی از اعضای خانواده ، قرار بود که از طریق نماینده ها وامهایی برایشان تهیه شود حالا یا از فرمانداری یا کمیته امداد و یا صندوق های دولتی دیگر. اما برای دریافت وام مشکلات زیادی وجود داشت. اولا که به همه تعلق نمی گرفت و این که شرایط مشخصی برای دریافت وام وجود نداشت و همین موجب اختلاف بین کارگران شد و چه بسا که باعث تخریب شخصیت و تحقیر کارگر می گشت. ما در عمل اینها را دیده ایم که با رقم های خیلی کوچک کارگری یک دفعه تغییر روش می داد چون نیاز داشت. که حالا من اصلا دوست ندارم آن ها را بگویم.
• چقدر ؟!
• پیش آمده که کارگران دسته جمعی جایی اعتراض کردند، حالا توسط مسوولی تحت عنوان کمک مثلا به کارگری 30 هزار تومان داده می شد و اورا از جمع بیرون می کشیدند.
• این طور پیشنهاد کردید که اگر کارگران از لحاظ مالی استقلال می داشتند می توانستند مدت بیشتری دوام بیاورند. سوال این است که آیا لزوما این صندوق کارگری باید بین کارگران باشد و توسط خود کارگران اداره شود؟ و آیا اگر دست هایی از مقامات دولتی در این صندوق دخالت کنند ممکن است که چه اتفاقی بیفتد؟
• یک نمونه جالبش در همین کارخانه اتفاق افتاد. یک صندوق مالی دو سال قبل از این قضیه تشکیل شده بود البته صندوق تحت نظر نماینده های کارگری نبود زیر نظر خود مدیریت کارخانه قرار داشت. موجودیش هم خیلی زیاد نبود. بخاطر این ایجاد شده بود که مثلا کارگرها وام بگیرند چیزی شبیه به صندوق قرض الحسنه. بعد از این اتفاقات صندوق کلا مصادره شد. صندوقی که موجودیش از آن خود کارگران بود به انها باز گردانده نشد. الآن یکی از مواردی که جزو مطالبات کارگران بازخرید شده است همین موجودی صندوق می باشد. چون صندوق تحت نظر نماینده های مستقل نبود و موجودیش در حساب های خود شرکت بود بعد از این قضایا به کلی ناپدید شد. یعنی اگر صندوق مالی وجود داشته باشد اما کارفرما یا دولت در آن دخالت داشته باشند آن زمانی که باید به داد کارگرها برسد نمی رسد. باید صندوق کاملا کارگری باشد تا در راستای منافع خود آنها هزینه شود.
• چه جوی حاکم بود نسبت به نماینده ها؟ درباره کسانی که فعالتر بودند چه فکر می کردند؟ در بسیاری موارد دیده شده که کارفرما یا عوامل دولتی سعی می کنند جوسازی نمایند – با دروغهایی درباره عناصر آگاه، مثلا شایعه این که این ها پول گرفته اند ، یا بحث های اخلاقی و خانوادگی در مورد آن ها درست می کنند و یا به آن ها انگ سیاسی می زنند. آیا چنین مواردی در کارخانه شما هم پیش آمد؟
• بله. منتها به نظر من اگر عنصر آگاه نماینده می شد این جوسازی کمتر می شد چون قدرت اجرایی داشتند و بر آن اساس حق دخالت در امور را داشتند و حمایت کارگران نیز برخوردار می بودند. مثلا یک نمونه که خاطرم است این که یک بار نماینده ای از من خواست که در مصاحبه کیهان شرکت کنم و مسائل کارخانه را شرح دهم. من هم قبول کردم . اما در روزنامه از قول من به دروغ این طور عنوان شده بودکه تخریب کارخانه توسط تعدادی ترک صورت گرفته است. کاملا معلوم بود که می خواهند چهره را خراب کنند. اصلا یکی دیگر خریده، تاراج کرده چه ربطی دارد به آن کارگران پیمانکار . کلا جوسازی درباره کسانی که نظر می دادند یا فعالیت می کردند وجود داشت. درباره هرکس که برخلاف آنها نظر می داد.
• چه کسانی جوسازی می کردند؟
• کارفرما از طریق اعمال نفوذ بر نماینده ها. البته باید یاد آور شوم که بین نماینده ها تفاوت دیدگاه و عملکرد وجود داشت. از آن گذشته در طی زمان با توجه به شرایط ، خود نماینده ها هم تغییر می کردند.
• درباره نمایندگان کارگران صحبت کردید. چه کسانی بودند و چگونه انتخاب شدند؟
• در زمانی که برای اولین بار کارگران به بیمه بیکاری رفتند نماینده هایی که بعد از طی مراحل تایید واقعا با رای کارگران به عنوان نماینده شورای اسلامی انتخاب شده بودند با توضیخات ساده ای درباره این که چرا دفترچه بیمه تمدید نمی شود یا چرا حکم ها را این طوری زدند به راحتی قانع می شدند چون هنوز این توهم وجود داشت که به زودی کارگران به کار باز می گردند. در آن زمان به نظر من کارگران به اهمیت و ضرورت وجود نماینده آگاه و روند درست نحوه انتخابش پی نبرده بودند. البته دیدگاه های مختلفی وجود دارد. در شورای اسلامی کارگرانی بودند که واقعا هیچ حب و بغضی نداشتند و می خواستند کاری صورت بدهند. بعدا که نماینده ها عملا کاری از پیش نبردند آنان را برگشت بکار زدند. این جا دیگر منافعشان از منافع جمع جدا شد. در مرحله بعد کارگران در انتخابات شورای اسلامی حضور پیدا نکردند، یعنی در انتخابات رسمی تحت نظارت اداره کار. بعدها که کارخانه به تصرف کارگران درآمد ،باید سازماندهی هایی صورت می گرفت مثلا دسته بندی کردن افراد برای شب مانی و نگهبانی دادن. انتخابات خودجوشی صورت گرفت که نواقص خاص خودش را داشت. یکی این که مخفی نبود. یک انتخابات علنی بود و باز توهمات مانع از این شد که خیلی ها خودشان را کاندید کنند یعنی کار را فقط در حد چانه زنی می دیدند و به افراد خاصی که با مدیریت ، فرمانداری یا استانداری ارتباط بهتری داشتند اولویت داده شد. کسانی بودند که توانایی ایجاد تشکل کاگری را داشتند اما به هر دلیلی – محافظه کاری یا دسته کم گرفتن خودشان – وارد میدان نشدند. حالا شکل انتخابات بماند. نبود اساسنامه هم خیلی مهم بود. اساسنامه ای که حدود اختیارات و مسئولیت ها را مشخص کند. البته خیلی با شورای اسلامی فرق داشت. این ها واقعا نماینده بودند. دست بلند کرده و انتخاب شده بودند.
• چرا انتخاب شدند؟ قرار بود چه کاری انجام دهند؟ حدود اختیاراتشان چه بود؟ درباره چه چیزی باید پاسخگو می بودند؟
• همین ، هیچ چیزی مشخص نشد. از آن جایی که اساسنامه ای وجود نداشت ، پنج شش نفری که انتخاب شدند اختیارات زیادی برای خودشان در نظر گرفتند. این ها بعدا تبدیل شدند به کسانی که اصلا خودشان را پاسخگو نمی دانستند، در مقابل هر سوال به شدت برآشفته می شدند. زمانی هم برای آن ها در نظر گرفته نشده بود. یعنی زمان انتخابات دوره بعد و احیانا مجمع عمومی پیش بینی نشده بود که باید این ها در آن جا پاسخگو باشند . اگر کارگری سوالی می پرسید یا هشداری می داد که مثلا کاری اشتباه است متهم می شد به کارشکنی ، و علیه او جوسازی می شد. ممکن است نماینده ای واقعا دلسوز بوده باشد اما دیدگاه درستی نداشته باشد یا پیگیر نباشد. البته وجود یک یا دو فرد به تنهایی نمی تواند مشکل ایجاد کند این اساسنامه است که اختیارات را محدود می کند و نماینده ها را مجبور می کند به پاسخگویی.
• مشخصا در مورد کار شما در اساسنامه چه چیزهایی باید تصریح می شد که نماینده ها ملزم به اجرایشان می شدند؟
• تاریخ مجمع عمومی، شرایط مجمع فوق العاده، شفاف بودن مسائل مالی، مثلا اگر می خواهیم وامی بدهیم کاملا مشخص شود به چه کسی و با چه شرایطی . شفاف بودن جلسات ، تقسیم کار مناسب و تاریخ انتخابات مجدد که به نظر من هر چقدر این تاریخ کوتاه تر باشد بهتر است. مجموعا یک ساختار شورایی با اتکای بیشتر به کارگران. یعنی نماینده باید موظف باشد در تاریخ معینی دوباره انتخابات برگزار کند. و اگر کسی پی برد که نماینده ای از موقعیتش سوء استفاده می کند یا پاسخگو و یا پیگیر نیست شخص دیگری که شاید تا دیروز وقت نداشته اما امروز آن وقت و انرژی را دارد که بیاید و کار بهتری ارائه دهد باید جای او را پر کند. پاسخگویی در مجامع عمومی به سلامت کار و شفاف بودن جریانات کمک می کند و باعث می شود تا کارگران به سرنوشت خودشان نظارت داشته باشند. وضعیت را ببینند، هم دخالت داشته باشند و هم به موقع اگر اشکالی می بینند اعمال نظر کنند.
• یعنی یک تشکل مستقل کارگری !
• بله. یک تشکل مستقل کارگری که کارگران دور هم جمع شوند و برای اخذ مطالباتشان نمایندگانی انتخاب کنند که طبق اساسنامه دائما پاسخگو باشند و هر وقت که لازم دیده شد کارگرها بتوانند نمایندگان خودشان را تغییر دهند. ولی متاسفانه هیچ وقت در کارخانه ما چنین تشکلی به وجود نیامد. نماینده هایی انتخاب شدند که اصلا متوجه نبودند که برای چه انتخاب شده اند. صحبت سر این نیست که دلسوز نبودند اصلا بحث سر افراد نیست درباره ساختار است. در واقع اگر ساختار غلط باشد بهترین فرد را هم اگر بگذاری با اختیارات نامحدود که پاسخگو هم نباشد معلوم است که کار به کجا ختم خواهد شد.
• و کار شما به کجا ختم شد؟
• بعد از این که این نماینده ها انتخاب شدند گاهی اوقات کارگرها را جمع می کردند و در چارچوب میل خودشان گزارش می دادند و نظر می خواستند البته در این مدت تجمعاتی صورت گرفت. اما به نظر من در شیوه مبارزه راه های بهتری برای تحت فشار گذاشتن می توانست وجود داشته باشد. در آن زمان کارگران هر از چند گاهی مدت طولانی جلوی اداره کار یا استانداری تجمع می کردند. شکل بهترش را فرش گیلان انجام داد یعنی تجمعات بیشتر در ساعات کوتاهتر. وقتی از کارگر می خواهید مدت طولانی وقت بگذارد دو هفته یا دو ماه دیگر خسته کننده می شود، پراکندگی ایجاد می کند. فراموش نکنیم که خیلی از کارگران در مضیقه مالی معیشتی بودند. تعدادی مجبور شدند مسافرکشی کنند. زمینه های پراکندگی به وجود آمد. یک سازماندهی قوی می توانست کارگرها را در صحنه نگهدارد مثلا اگر نوبتی می گذاشتند در ساعتهای کوتاهتری .گاهی هم نماینده ها با مدیریت مذاکره می کردند، گزارش می دادند یا نمی دادند. نهایتا قضیه به اینجا رسید که بین نمایندگان کارگران و کارفرما توافقنامه ای امضا شده بود که قرار شد در سازمان صنایع تهران امضا شود. کارگران همه با هم رفتند تهران. جلوی اداره صنایع تجمع کردند و خواسته شان این بود که به وضعیتشان رسیدگی شود مثل سنوات. این توافقنامه از پیش تعیین شده بود مبنی بر این که سالی 3 ماه و نیم که رقم خوبی است پرداخت شود.
• بابت چه چیز پرداخت شود؟
• بابت سنوات. توافقنامه بندهای دیگری هم داشت. این توافقنامه خیلی ماهرانه تنظیم شده بود. یعنی یک رقم فریب دهنده 3 ماه و نیم در آن گنجانده شده بود که باعث شد کارگران کارخانه را با شادی و پایکوبی ترک کنند. ولی بندهای دیگر آن عملا این 3 ماه و نیم را به رقم پایین تری تبدیل می کرد. و چیز خیلی بدتری که در توافقنامه وجود داشت این بود که کارگران می بایستی کارخانه را ترک کنند. نمایندگان طی جلسه ای آن را امضا کردند. هم در این مرحله و هم در آن مرحله که به کارگران ده ماه حقوق نداده بودند آنها بعد از این که توافقنامه امضا شد از آن با خبر شدند. حتی آن روز هم ما توافقنامه را نخواندیم. دور از دسترس ما بود. خیلی هم فشار آوردیم که بگذارند ببینیم.
• این توافقنامه چه بود و طرفین آن چه کسانی بودند؟
• طی این توافقنامه تصویب میشد که 340 نفری که قبلا به بیمه بیکاری رفته بودند دوباره به بیمه بیکاری منتقل شوند و از شرکت مفارقت یعنی اخراج کامل شوند. بعد بقیه کارگران هم اخراج و هیچ رابطه ای با شرکت نداشته باشند.
• نماینده های شما در ازای این ها برای کارگران چه چیزی دریافت کردند؟
• نمایندگان در این قرارداد در عوض برای کارگران به ازای هر سال 3ماه و نیم به توافق رسیدند. اما توضیحات دیگری هم در این توافقنامه بودی که این 3 ماه و نیم را کم می کرد مثلا طبق تبصره 4 خانم هایی که مشمول بازنشستگی پیش از موعد می شدند در چارچوب مقررات بازنشسته و در ازای هر سال خدمت 2 ماه دریافت کنند. در حالی که در چنین شرایطی که کارگر اجبارا اخراج می شود بازنشستگی معنا ندارد. بندهایی به طور موزیانه وارد این توافقنامه شده مثل این نکته که شرکت به طور کامل تحویل داده شود یعنی قبل از این که پولی پرداخت شود تعهد گرفتند که باید ملک موضوعه تحویل داده شود و پرداخت مطالبات کارگران را منوط می کنند به فروش زمین کارخانه که پس از تفکیک و تغییر کاربری باید انجام می شد. در واقع نقشه کشیدند که هم کارگر را اخراج کنند و هم معلوم نباشد که مطالبات را پرداخت کنند. در واقع کارخانه را با یک سود کلان تصاحب کنند و کارگران را با امضایی که از نماینده ها گرفتند وارد این بازی کردند. پولی را که می توانستند نقدا پرداخت کنند از آ ن تاریخ تا موقعی که به دست کارگران برسد 2 سال طول کشید در حالی که کارخانه بلافاصله تخلیه شد. یعنی محلی که جای تجمع کارگران بود.
• طرف مقابل نمایندگان کارگران که این توافقنامه را امضا کردند چه کسانی بودند؟
• مسؤولین استان ، مدیرعامل شرکت ، معاون سیاسی امنیتی استان ، رئیس هیات تصفیه سازمان صنایع و معادن ، رئیس سازمان صنایع استان ، مدیر کل ارزیابی عملکردو پاسخگویی به شکایات ، فرماندار رشت و نماینده سهامداران یعنی خریداران جدید. در واقع یک تیمی از مقامات سیاسی – امنیتی و اقتصادی از استان و دولت در سطح ملی در این قضیه شرکت داشتند و در این که کارگرها هم اخراج شوند و هم حق و حقوقشان آن طور که باید پرداخت نشود و تغییر کاربری صورت بگیرد مداخله داشتند تا این لقمه چرب و نرم به کام خریدار برود.
• چرا حق و حقوق کارگران 2 سال بعد پرداخت شد؟
• یک شرط زمانی در توافقنامه قرار داده بودند. به نظر من کسانی که این توافقنامه را تنظیم کرده بودند خیلی از نظر حقوقی وارد بودند چون خیلی مبهم بود . ببینید از نظر زمانی چطور بیان شده : حداکثر 6 ماه بعد از این که شرکت با ظرفیت مطلوب راه اندازی و شروع به کار کرد. این شرط دوم می تواند آن 6 ماه را تا هر جایی کش بدهد. یک دقت نظر مسئولانه نیاز بود که این نکات را بیرون بکشد. ولی این توافقنامه عینا به همین شکل امضا شد.
• وقتی نماینده ها پس از امضای توافقنامه برگشتند آیا شما مطلع شدید که چنین چیزی را امضا کرده اند؟
• نه. توضیح دادند که توافقنامه ای امضا شده و قرار بر این است که سنوات کارگران پرداخت شود و کارگران هم خوشحال و شاد سازمان صنایع را ترک کردند و به رشت برگشتند. بعدا با پیگیری هایی که صورت گرفت فقط یک بار به مدت کوتاهی توافقنامه را به دیوار زدند. تمام این حرکات غیر دمکراتیک بود. بالاخره با هزار و یک زحمت این توافقنامه بدست آمد و بین کارگران توزیع شد.
• آیا کارگران متوجه شدند که چه کلاهبرداری صورت گرفته است؟ اعتراض کردند؟
• نه. چون خیلی ماهرانه نوشته شده بود آن نکات منفی برای کارگران آشکار نشد. آن 3 ماه و نیم سنوات برای کارگران خیلی نمود داشت. فکر می کردند که نهایتا تا 6 ماه دیگر مطالباتشان را دریافت می کنند. ولی این که 6 ماه منوط به چه چیزی بوده شاید خود نماینده ها هم متوجه نبودند. چرا که آن 6 ماه قطعی نبوده است . 6 ماه بعد از را راه اندازی و رسیدن به وضیت مطلوب یک وعده خیلی کلی است که اختیار را به دست کارفرما می دهد.
• سوال این است که اگر قرار است که کارگران بازخرید شوند و کارخانه کاملا به سهامداران و خریداران تحویل داده شود رسیدن به وضعیت مطلوب و دیگر چه معنایی دارد؟ مگر قرار نبود کارخانه تخریب شود؟
• به خاطر این که این کارخانه ، کارخانه ورشکسته ای نبوده و قرار هم نبود که تعطیل شودبلکه مساله تغییر ساختار بود. اما قرار بوده که کارگران اخراج شوند البته تناقض است. اگرقرار است کارخانه کار کند پس چرا کارگر را اخراج می کنند. به روشنی مشخص است که می خواهند کارخانه را تعطیل کنند. البته یک بحثی هم قبل از این بوده است. ابتدا 340 نفر اخراج می شوندبعد از اینکه بیمه بیکاری این کارگران تمام شد و به کار برگشتند باز هم فقط می خواستند همین افراد را بیرون کنند اما آن 180 نفر باقی مانده حالا به هر دلیل شاید به خاطر عدم امنیت کاری ، مجموعه شرایط موجود و بی صداقتی هایی که مشاهده کرده بودندراضی نشدند سر کار بمانند. مسئله این طور عنوان شد که یا همه باید بمانیم و یا همه برویم. از فرصت استفاده کردند همه را بیرون انداختند. از یک لحاظ خوب بود که همبستگی بین کارگران ایجاد شد. از این لحاظ بد بود که پذیرفتند که کارخانه را ترک کنند. به نظر من بهترین حرکت برگشت به کار بود. کارخانه پرسنل نزدیک به بازنشستگی زیاد داشت. که در شرایط عادی شاید یک ماه سنوات بگیرند. و3 ماه و نیم برای آنها خیلی بهتر بود. در حالی که حتا برای کارگری که به زودی بازنشست می شود تقاضای برگشت به کار یک اهرم فشار است حتا اگر نخواهد که به کار برگردد. این خواسته باید مطرح می شد تا با برگشت به کار همه موافقت می شد در غیر این صورت آن وقت اگر کارفرما که مدعی بود خواهان راه اندازی تولید است راحت تر مشخص می شد که هدفش تعطیلی کارخانه است. ولی به این شکل در واقع خود این 180 نفر به دنبال اخراج رفتند. این در حالی بود که کارفرما همان زمینی را که برای 340 نفر در نظر گرفته بود به تمام کارگران داد. چیزی اضافه نشد. نماینده ها باید به کمک حسابداران شرکت 3 ماه و نیم را برای تک تک افراد محاسبه می کردند به یک رقم کلی می رسیدند و ان را به زمین مربوط نمی کردند. زمینی را کارفرما برای 340 نفر کارگر اخراجی در نظر گرفته بود وبعد که این تعداد به 520 نفد رسید باز هم همان مقدار زمین در نظر گرفته شد. یعنی صاحبان کارخانه هم به خواسته های خود رسیدند و هم با همان منبعی که برای 340 نفر در نظر گرفته بودند سنوات همه کارگران را پرداخت کردند یعنی هیچ چیز اضافه به کارفرما تحمیل نشد. در حالی که باید درخواست می کردیم که ما پولمان را می خواهیم ، به کارگر ارتباطی ندارد که پیگیر تغییر کاربری و تفکیک زمین باشد. نهایتا کار گروهی تشکیل شد و با نظارت کار گروه زمین فروخته شد و سنوات کارگران پرداخت شد. به هر حال مجموعه اقداماتی صورت گرفت که مصوبات آن با ظرافت و رندی خاصی در توافقنامه بنا به منفعت و خواست کارفرما گنجانده شده بود و نتیجه اش چیزی نبود جز شکست کارگر. و مسوولان سیاسی امنیتی استان هم پایش را امضا زدند. نماینده کارفرما هم یک شخصی به نام قبه بود که برادر معاون آقای کرباسچی بود در دوران شهرداری تهران که خیلی پولدار بود و مسائل مالی مختلف درباره آنها مطرح شد. یک مجموعه قوی سیاسی اقتصادی بودند در برابر کارگران.
• اگر برای کارگران این امکان وجود می داشت که مرتبا این مسائل را بین خودشان حلاجی کنند البته نه 3 یا 4 نفر ، آیا بهترین راه حل این نبود که کارگران برای رسیدن به حق وحقوق و مطالباتشان دست به مشورت جمعی بزنند و با عجله فقط با صلاحدید یکی دو نماینده چنین توافقنامه یک جانبه ای را امضا نکنند؟
• البته قبل و بعد از انتخاب نماینده ها در موارد مختلف جمع های 12 و یا 30 نفره تشکیل می شد منتها این افراد قدرت اجرایی نداشتند چون فقط به نماینده ها اختیار داده شده بود که همان طور که قبلا گفتم اینها هم اصلا پاسخگو نبودند نظر این 12 ، 30 نفر هم به کارگران منتقل نمی شد. به طور مشخص پای توافقنامه ای را امضا کردند که کارگران بعدها از مفاد آن با خبر شدند. مثلا یکی از بحث هایی که در آن زمان می شد گرفتن وکیل بود. وکیلی که به مسائل کارگری وارد باشد. درست است اینها خیلی کمند اما می شد با کمک یک وکیل و استفاده از تجارب نماینده ها که از نزدیک درگیر قضایا بودند کارها را بهتر پیش برد. این پیشنهاد شد اما چون در چارچوب خواست نماینده ها نبود عملی نشد.
• این ضعف برمی گردد به نحوه انتخاب نماینده ها و بی تجربگی کارگران. کسی در کارخانه نبود که تجربه ای در این زمینه داشته باشد و بگوید که پایان این مسیر به نفع کارگران نیست؟
• متاسفانه کسانی که می توانستند این مسئولیت را به نحو بهتری انجام دهند خودشان را کاندید نکردند که واقعا اشتباه بود. به نظر من باید مستقیما خودشان را کاندید می کردند. سطح مبارزه در ابتدا چانه زنی بود اما بعد در حل مسائل عنصر اگاهی فاکتور بسیار مهمی بود. اما واقعیت این است که خیلی ها تصور می کردند که اگر در حاشیه باشند بهتر می توانند موثر باشند. فکر می کردند آنهایی که نماینده شده اند بهتر می توانند مذاکره کنند. اما واقعیت این است که حاشیه وجود ندارد باید وسط باشی وگرنه خیلی کم میتوانی تاثیر بگذاری.
• جدا از خریداران جدید که تا مدت ها معلوم نشد چند نفر یا چه کسانی بودند این کارخانه سهامدارانی هم داشته، آنها که بودند و در این میان چه کردند؟
• آنها از کارکنان بودند. در زمان واگذاری سهام در قبل از انقلاب 16 یا 17 درصد سهام به 1200 نفر واگذار شده است. ولی در همان زمان واگذاری به بخش خصوصی افزایش سرمایه ای داده شد که سهام کارگران از 17 درصد به 2 درصد تقلیل پیدا کرد. در واقع دولت با طرحی که به شرکت داد و با پرداخت وام باعث افزایش سرمایه شرکت شد و گرچه کارگران در مقطعیهر کدام 50 هزار تومان پرداخت کردند ولی با این وجود سهامشان پایین آمد. در تمام این دوران سهامداران به طورجداگانه مبارزه خودشان را داشتند که هنوز هم ادامه دارد ولی نتیجه ای نگرفته اند. بسیاری از اینها فوت کرده اند و در زمان زندگی خودشان نتوانستند حقشان را بگیرند حالا فرزندانشان که وراث آنها هستند پیگیر کار شده اند بعضی ها هم ممکن است که دیگر خسته شده باشند.
• به اینجا رسیده بودیم که کارگران قراردادی را امضا کردند که طی آن، آن چه کارفرما مد نظر داشت بلافاصله اجرا شد اما همان حقوقی که در توافقنامه لحاظ شده بود هم 2 سال طول کشید تا به دست کارگران برسد. در این مدت چه اتفاقاتی افتاد؟
• خوب کارخانه را تحویل دادند و تنها جایی را که در اختیار داشتند خالی کردند بنابراین در تعاونی که در مالکیت خود کارگران بود تجمع می کردند. گاهی هم تجمعاتی جلوی استانداری داشتند ویا نمایندگان به تنهایی یا همراه با کارگران به تهران سفر می کردند و به این نحو پیگیر قضایا بودند. نهایتا بعد از 2 سال مبالغی را دریافت کردند تازه آن هم طی سه مرحله به کسر خیلی از مزایایی که طلب داشتند ، اضافه کاری ها ، صندوق همه از بین رفت. همان 3 ماه و نیم که در قرارداد بود هم پرداخت نشد. چیزی حدود 3 ماه و دو روز داده شد . جدولی ترتیب دادند آنهایی که سابقه کمتری داشتند 3 ماه ونیم و بقیه 3 ماه و دو روز یعنی در واقع توافقنامه هم اجرا نشد.
• شما خودتان چند سال در این کارخانه کردید و کارتان چه بود؟
• 20 سال آنجا کار کردم در بخش اداری.
• آن اتاقی که در آن کار می کردید الآن چه وضعیتی دارد؟
• تبدیل به خرابه شده، و کل آن مجموعه یک خرابه است.
• آن زمین که قبلا یک کارخانه بزرگ بوده و حالا یک خرابه شده در اختیار چه کسانی است؟
• الآن کارگران سهامدار که از قبل سهام شرکت را داشته اند در آن جا تجمع می کنند و فقط یک تکه ازآن که برای سنوات در نظر گرفته شده بود به فروش رفته و بقیه زمین به خاطر مسائل و اختلافات جناحی همانطور رها شده . شایع هست که بعضی ارگان ها در صددند که آن را تصاحب کنند. سهامداران اولیه هم که هنوز به حقشان نرسیده اند تعداد کمی از انها باقی مانده اند. با همه این حرف ها آنها نماینده دارند و پیگیر مطالباتشان هستند با انها برخوردهایی هم شده ولی باز در همان خرابه گاهی تجمع می کنند. حالا کارخانه ای در تلویزیون با همین اسم ایران الکتریک با بیش از سی سال سابقه تبلیغ می شود. کارگران حدس میزنند که احتمالا” همان کارخانه است ولی مشخص نیست در کدام شهر قرار دارد. آن دستگاههایی که در چند کارخانه اطراف و شهر صنعتی گذاشته بودند در حال کار نیست. مشخص نیست این کلید و پریز ایران کجا فعالیت می کند. در هر صورت کسی قطعا نمی تواند بگوید که این کارخانه امروز وجود دارد یا نه؟
• با تشکر از شما، ما پرسش دیگری نداریم. اگر صحبتی دارید بفرمایید.
• نکات مهمی که به ذهنم می رسد برای پیشبرد مبارزات کارگری وجود تشکل مستقل – وجود اساسنامه ای که نمایندگان را ملزم به پاسخگویی نماید و مدت نمایندگی را کم کند. وجود صندوق مالی مستقل که این آخری خیلی مهم است و حضور نمایندگان آگاه و مستقل که تاثیر زیادی در پیشبرد مبارزه کارگری دارد. در آخر من هم از شما تشکر می کنم.
_______________________________
زیرنویس :
* کارگاه پرسخانه با 140دستگاه پرس باظرفیت تولید روزانه 150000قطعه کارگاه اشبریتس با100000قطعه کارگاه اشتانس با400000 قطعه کارگاه اتومات با135000 قطعه کارگاه پیچسازی با ظرفیت2000000 پیچ در روزکارگاههای تولیدی این شرکت را تشکیل میدادند. علاوه براین این کارخانه دارای کارگاههای تکمیلی آبکاری تمیزکاری فلزی و مونتاژ بوده است.
بخش دوم :احمدی نژاد ،امید ،توهم
پرسش و پاسخ کوتاه زیر با نماینده ی کارگران سهامدار ِ کارخانه سابق الکتریک ایران رشت صورت گرفته است. تعدادی از کارگران سهامدار تقریبا به صورت هر روزه در محل سابق کارخانه که زمینی بزرگ و درست در مرکز شهر است گرد هم می آیند. بر روی دیوار ها و وروودی سابق کارخانه چندین پرده نصب شده که در آن مطالبه ی بیش از 900 نفر از کارگران سهامدار و عکس هایی از رئیس جمهور ایران (احمدی نژاد ) و رهبر ایران نصب شده است.
• سوال: چرا شما و کارخانه تان به این وضع دچار شد ؟
• دولت های رفسنجانی و خاتمی به کارگر خیانت کردند. همه چیز را خصوصی کردند. این دولت بهتر است.
• سوال: این دولت چه کار کرده؟
• کاری نکرده، ولی حداقل حرفش را زده. مثلا در مناظره انتخاباتی احمدی نژاد به موسوی گفت که چرا در زمان رفسنجانی اطرافیانش کارخانه ما را خریدند ولی کارگران را بدبخت کردند . حتا اسم این جا را هم آورد.
• اگر کارخانه از دست آن چهار خانم که گروه رفسنجانی و کرباسچی و قبه هستند گرفته شود و به هر کس بدهند خوب است. سپاه باشد یا صندوق مهر که وابسته به سپاه است. به ما قول دادند که هر کس بیاید حق ما را می دهند.
• نماینده های کارگران جنایت کردند. توافقنامه راکه امضا کردند بیچاره شدیم. خودشان هم بدبخت شدند. معلوم نیست پول گرفتند یا چطور سرشان را شیره مالیدند. آنها هم سر کارگران شیره مالیدند.
• وقتی کارخانه را منتقل کردند که بتوانند کارخانه اصلی را تخریب کنند و زمین آن را بفروشند. من خودم رفتم به کارخانه جدید در کنف کار در جاده سنگر و کمک کردم تا دستگاه ها را نصب کنند. .من خودم ساماندهی کردم که زنان و مردان ورودی جدا داشته باشند. گفتم این چه وضعی است که زنان و مردان از یک جا وارد شوند، دیوار کشیدم. بعد از آن در عرض چند ماه چندین دستگاه پرس خط تولید را راه اندازی کردم. اما بعد حقوق بازنشستگی ام قطع شد. بعدها متوجه شدیم چه کلاهی سرمان رفته که کمک کردیم به راه اندازی کارخانه جدید. دست بالا دست بود. اصلا برنامه بود که کارخانه اصلی خراب شود و به جای دیگر منتقل شود و ما هم کمک کردیم.
• سوال: به طور خلاصه خواسته ی شما چیست ؟
• ما حقمان را می خواهیم. در حدود 50 میلیارد فقط تجهیزات کارخانه است که الآن منتقل شده به کارخانه های دیگر مثل کنف کار و می میکو و … . ارزش زمین (13 هکتار با تجهیزات و …) 12% مال این سهامدارهاست. باید بدهند.
• سوال: برخی ازکارگران صحبت از مالکیت احتمالی سپاه در آینده ی نزدیک بر زمین کارخانه میکنند. اگر با پیگیری های شما زمین و تجهیزات از آن چهار نفر گرفته شد و به سپاه پاسداران یا جای دیگر داده شود آن وقت آنها صاحب زمین می شوند. تازه می گویند ما از کارخانه و کارگر خبر نداریم، زمین را خریده ایم بروید حقتان را از کارخانه دار بگیرید. این زمین شهری هم می شود محوطه نظامی وشما حق ورود به آن را ندارید. آن وقت چه می کنید؟
• بله قدرت سپاه هم بیشتر است. اما همه قول داده اند که حق ما را می دهند. انشاء ا… می دهند. ما به نام 5 تن آمدیم برای حقمان و حرف سیاسی هم نزدیم. گفته ایم دفتر رهبری و ریاست جمهوری حق ما را بدهند. ما با نیت پاک پا گذاشته ایم به میدان. 99% موفق می شویم. قول داده اند که احقاق حق بشود.
• سوال: آیا در مکاتباتی که الآن بین مقامات دولتی و اداری انجام می شود نامی از« سهم مالکیت کارگران» برده می شود؟
• ما در پلاکارت و پرده ای که زده ایم و در همه جا می گوییم احقاق حق کارگر هم بشود.
• سوال: نه منظورم این است که آیا به لحاظ حقوقی از سهم مالکیت کارگران نامی برده می شود تا اگر به مالک جدیدی واگذار شد حق شما قانونا لحاظ شده باشد؟
• ما حقمان را می گیریم. انشاء ا… حق ما را می دهند. فقط از دست این چهار نفر بیرون بیاید. مهم این است که الآن بوی قضیه الکتریک و این زمین در آمده. در زمان این دولت هر کاری انجام بشود حق ما داده خواهد شد. (اشاره به زنان و مردان کارگر که هر روز در محل زمین کارخانه تجمع دارند) این پیرمردها وپیرزن ها را که می بینی همه جوان بودند. عمرشان را این جا گذاشته اند. امیدواریم حقمان را بدهند و ما دیگر در گرما و سرما این جا جمع نشویم.
• سوال: شما در انتخابات بی طرف بودید یا از کاندیدای خاصی حمایت کردید ؟
• ما همگی به احمدی نژاد رأی داده ایم. من هشت نفر از خانواده ام همه رای دادند. شب تا صبح هم در ستاد احمدی نژاد بودیم. هیچ کس قبلا اسم این جا را نیاورد. ولی احمدی نژاد در مناظره گفت. همین خوب است.
• سوال: آیا می دانید در زمان احمدی نژاد همان سیاست واگذاری به بخش خصوصی در صد جای دیگر در کارخانه های بزرگ تر انجام گرفته است؟
• بله شنیده ایم. ما کاری به این چیزها نداریم. قول داده اند که حق ما را بدهند. ما حتی با وزیر بازرگانی و با آقای ثمره هاشمی مشاور احمدی نژاد عکس گرفته ایم. آن ها می دانند.
• سوال: آیا سعی کرده اید مطالباتتان را در روزنامه های سراسری منعکس کنید؟ شاید به خاطر اختلاف جناحی بین رفسنجانی و احمدی نژاد، به خاطر دعوای خودشان و اثبات بهتر بودن خودشان کمی به نفع شما شود.
• نه. دولتمردان می دانند، رهبری می داند. آقای احمدی نژاد خودش می داند. ما عکس گرفته ایم و مصاحبه با وزیر کرده ایم. خبر دارند.
• سوال: نه منظورم این است که رو به عموم و افکار عمومی حرف بزنید. دامن بزنید به قضیه.
• نه کاری نکرده ایم. خوب است. اگر از مخالفان این ها ( گروه کرباسچی- قبه – رفسنجانی) کسی از روزنامه بیاید با آنها حرف می زنیم.
• سوال: نمایندگان کارگران سهامدار تا به حال چقدر در پیگیری خواست کارگران موفق بوده اند ؟
• قبلا این کارگران سهامدار نمایندگان دیگری داشتند. الآن 5 نفر دیگر نماینده اند. آن نماینده های قبلی را توانستند بخرند. پول و ماشین به آنها دادند.
• سوال:چطور ان چهار خانم که از همسران نفرات کارگزاران بودند توانستند در این شهر و با این قدرت کارخانه را تصاحب کنند؟ آیا مقامات محلی نیز به انها کمک کردند ؟
• قبلا فرماندار که نفر دوم استان بود وکیل کرباسچی شد تا این جا را از دست کارگران در آورد الآن هم هست. اما امسال نمی دانم شنیدید یا نه؟ رهبر خودش در تلویزیون اعلام کرد « من تا به حال نمی دانستم که کارخانجات را عده ای از مسؤولین می خرند و زمین ها را می فروشند.» فعلا دولتمردان و آقای احمدی نژاد با ما هستند. من که نماینده کارگران و سهامداران بودم حتا زیر سوال رفته ام و پرونده کیفری برایم درست شده، اما خدا را شکر ما مقاومت کرده ایم.
• سوال: دولت احمدی نژاد چه کار کرده؟
• همین که در مناظره حرفش را زده خیلی خوب است. قبل از مناظره موقع انتخابات من را دعوت کردند به تهران برای تبلیغات احمدی نژاد. در یک سمینار . عکس هم گرفتند. من به عنوان نماینده کارگران سهامدار حرف زدم و اسناد را نشان دادم. همه چیز گفته شد و آقای احمدی نژاد در مناظره به آن اشاره کرد.
• سوال: کاری هم کردند؟
• به هر حال در مناظره حرفش را زد. بعد از آن من بارها رفتم به تهران، و به ادارات استان. متاسفانه تا حالا یک نفر هم نیامده سر بزند و بگوید چه شده. ولی قولش را داده اند. اخیرا هم در همین یکی دو هفته قول داده اند.
• سوال:برای مالکیت زمین که در دست همسران کرباسچی و قبه و جناح رفسنجانی است چه خواسته و نظری دارید ؟
• ما گفتیم دولت این زمین را از دست آن چهار نفر درآورد بدهد به هر جا. مثلا بدهد به ستاد فرمان امام، یا زمین را به اسم دولت کنید. البته حق کارگر را هم بدهید. با کارهایی که ما کرده ایم حتا یک وکیل پایه یک دادگستری می گفت شما دارید با دم شیر بازی می کنید. ولی به هر حال به ما قول مساعد داده اند.
• سوال: حالا اگر سپاه بیاید، آیا شما حکمی ، کاغذی داریدکه حق شما را بدهند؟ نکند ندهند؟
• سپاه بیاید. هرکسی بیاید. اما چون زیر نظر آقای احمدی نژاد است حق ما را می دهند. هرکس بیاید، استاندار هم زیر نظر ایشان است. خود آقای خامنه ای هم خبر دارد. همه می دانند هر کسی بیاید حق ما را می دهد. به ما گفتند. دولت رفسنجانی، خاتمی هرکس برای خودش دوخت وکسی حق ما را نداد. اما این دولت حرف زده. انشاءا… حق ما را می دهند.
( پایان مصاحبه – نکات زیر توسط مصاحبه کننده افزوده شده است و نظرات مصاحبه شوندگان نیست.)
چند نکته مثبت و منفی از تجمع کارگران سهامدار
1. بعد از گذشتن چند سال از تصاحب کارخانه و اموال و زمین ها هنوز روزانه عده ای جمع می شوند.(در روزی که این مصاحبه انجام گرفت حدود 15 زن و مرد در محوطه ی داخلی زمین کارخانه ی سابق و در نزدیکی اتاق سابق نگهبانی دور هم روی نیمکت هایی نشسته بودند.)
2. زن ها نیز در کنار دیگر کارگران سهامدار در تجمع های روزانه حضور دارند.
3. تجمع شان به کارگروهی ختم نشده، یک نفر جلو افتاده، هر کاری کرده درست یا نادرست بقیه خیالشان جمع است که یک کارهایی دارد می شود. ادعا می کنند که نماینده یا نماینده ها انشاء ا… عمر با برکت صد ساله داشته باشند که کار را به انجام برسانند.
4. با وجودی که برای یکی از نمایندگان دادگاه و پرونده سازی و پاپوش سازی شده کار را ادامه می دهد.
5. بیش از اتکا به گروه و جمع کار را به فرد یا دوسه نفر واگذار می کنند (5 نماینده – یک مرد و چهار زن) و یک مرد دنبال کارها می رود. ادامه کارها فقط با چانه زنی ، درخواست و خواهش از مقامات و بالایی ها انجام می گیرد. تاکید یا اعتقاد یا تجربه ای کار گروهی و جمعی و فشار از پایین به هیچ وجه در روند پیگیری مطالباتشان نیست.
6. جالب توجه این که فروش زمین و جابجایی دستگاه و تمام دخل وتصرف ها با هماهنگی مسؤولان سیاسی استان صورت گرفته است و این حاکی از قدرت و نفوذ خریداران کارخانه می باشد.
7. این کارگران به درستی به ماهیت ضدکارگری بودن جناح سرمایه داری در کارگزاران پی برده اند اما با وجود اینکه هیچ اقدام جدی از سوی جناح احمدی نزاد ندیده اند با این حال پس از 5 سال کماکان تا حد زیادی توهم به مردمی بودن و کارگر دوست بودن این جناح دارند.
به پیوست این مصاحبه ،عکس هایی از محل کارخانه که اکنون زمینی رها شده در میانه ی رشت است ، و تصاویر تفاهم نامه ی کارگران با کارفرما و مقامات امنیتی و سیاسی شهر ،همراه شده است.
متحد ومنسجم ومتشکل برای تشکلهای مستقل کارگری
نویسنده: بهنام ابراهیم زاده

پیشنهاد وزارت کار ،اصلاح قانون کار تحت عنوان سازماندهی قراردادهای موقت وحمایت از اشتغال ، به جای آنکه باری از دوش کارگران بر دارد وبه آن امید وامنیت بدهد این دغدغه وترس را ایجاد کرده که آیا وضعشان بنا نیست تغییر کند وبه سمت بهتر شدن برود ویا اینکه بناست همچون سالهای گذشته زیر ستم وفشار واسترس باشیم ، ولی اگر بناست اصلاحی وکاری صورت گیرد وسرنوشت مناسبتری برای کارگران ومزد بگیران رقم بخورد ، این اصلاح باید با مشارکت خود کارگران ونمایندگان واقعی ودرد آشنای آنان باشد نه اینکه وزارت کار به همراه کارشناسان خود در فضای کاملا دولتی وکارفرمایی برای کارگران تصمیم گرفته وحتی بیشتر از آنان دل برایشان بسوزانند .
به راستی اگر قراردادهایی با بیش از 30روز باید به صورت کتبی باشد آیا تضمینی هست که قراردادهای کمتر از 30 روز برای آنکه کتبی نشود چندین بار یا چند سال تکرار نشود .
در سال 89 حقوق کارگر 303هزار تومان از سوی دولت تعیین شده با این حال حتی در بعضی از کارخانه ها وکارگاهها ومحل کار حقوق کمتر از حد تعیین شده پرداخت ویا با تعلیق و تاخیر حقوق معوقه و عیدی و پاداش چند ماهه آنها هنوز پرداخت نشده است . هم اکنون منصور اسالو، ابراهیم مددی؛ علی نجاتی و فراهانی همچنان در زندان بسر می برند.. تنی از کارگران به دادگاه احضار و به خاطر خواست حداقل مطالباتشان دادگاهی می شوند . این در حالی است که جواب خواسته های کارگران را با بازداشت و شلاق می دهند وحداقل خواسته های آنان را زیر پا می گذارند . راستی مگر این کارگران چه می خواهند جز اینکه می گویند ما گرسنه ایم معیشت ومنزلت می خواهیم . تشکل وسندیکا می خواهیم . با این حال و با همه این نابرابری وتبعیض ها، خط فقر 900 هزار تومان اعلام شده و حداقل دستمزد 303 هزار تومان. با این حساب چگونه کارگران و مزد بگیران شکم خود وخانواده هایشان را سیر کنند ویا اجاره ساختمان مسکونی را پرداخت کنند .بی شک این کارگرانند که با رنج وزحمت هرروزه خود پایه های سرمایه داری را تقویت می کنند . ازسوی همان نظام سرمایه داری همه استثمار می شوند وهمیشه شرمنده وشرمگین خانواده هایشان می شوند . با وجود همه اینها در جامعه ای که این همه فقر وفلاکت وتبعیض ونابرابری واستثمار بیداد می کند چرا باید افراد به جرم دزدی واعتیاد به زندان انداخته شوند . به راستی مسبب این همه تبعیض وبی حقوقی ونابرابری کیست ؟ وراههای مقابله با آن کجاست ؟چه باید کرد ؟
برای اینکه به همه این خواسته ها برسیم باید تشکل خود را ایجاد کنیم ومتشکل شویم . تشکلهای زرد مثل خانه کارگری وشوراهای اسلامی وامثال آن نمی توانند از ما حمایت وبرایمان کاری کنند چون این تشکلها دولتی می باشند ودر طول این چند سال ماهیت آنان برای تک تک کارگران روشن و آشکار شده است . ما دوستداران و فعالان کارگری برای ایجادتشکل مستقل کارگری از کلیه کارگران و مزد بگیران دعوت می کنیم تا برای ایجاد تشکل مستقل کارگری خود جدا از دولت اقدام کنند تا به این همه تبعیض وبی حقوقی واستثمار پایان داده شود . آگاه باشید که دولتها حق ثبت آن را دارند .
کارگران ومزد بگیران! با ایجاد تشکلهای مستقل خودمان خواهیم توانست بر این همه بی حقوقی واستثمار وتبعیض وبه توحشات نظام سرمایه داری پایان دهیم . باید تلاش کرد و متشکل شد برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری با نیروی خود کارگران .
بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری تهران ارديبهشت 89
بهنام ابراهیم زاده را آزاد کنید!
منصور اسانلو، ابراهیم مددی، رضا شهابی و فعالان کارگری زندانی را آزاد کنید!
تمامی زندانیان سیاسی را آزاد کنید!
براساس گزارش های رسیده “بهنام ابراهیم زاده” فعال کارگری در اعتراض به بازداشت و وضعیت غیر انسانی خود در زندان، از تاریخ 7 مهرماه با وجود وضعیت نامناسب جسمانی دست به اعتصاب غذا زده است.
دستگاه قضایی «جمهوری اسلامی» برای آزادی موقت بهنام ابراهیم زاده از زندان قرار وثیقه ای به مقدار یکصد میلیون تومان صادر کرده که موجب اعتراض او و خانواده اش قرار گرفته است. بهنام ابراهیم زاده در هنگام بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از ناحیه قفسه سینه و پا دچار آسیب دیدگی شدید شده است.
بهنام ابراهیم زاده از روز 22 خردادماه توسط ماموران امنیتی رژیم ایران بازداشت گردیده و در حال حاضر در بند 209 زندان اوین زندانی است.
تحمیل ریاضت کشی، تبلیغ فقر و سیه روزی
زینت میرهاشمی

قرار بر این بوده که دستور پرداخت یارانه های نقدی از روز اول مهر توسط احمدی نژاد اعلام شود. وی گفته بود که «طرح هدفمند کردن یارانه ها با قدرت اجرا می شود.» اما رئیس جمهور ولی فقیه و انصارش سوار بر اسب رویایی در شهر نیویورک برای تبدیل شدن به یک قدرت جهانی، البته از نوع اسلامی اش، پرسه می زند و به کمدی شوی مطبوعات و رسانه های جهان تبدیل شده است. او سرانجام با رگهای ورم کرده در گردن، انگشت اتهام را به سوی دولت آمریکا نشانه گرفت و برای صندلی های خالی سخنرانی کرد.
همه کارشناسان اقتصادی و همچنین بخشی از پایوران رژیم، اقتصاد ایران را بحرانی اعلام کرده اند. همچنین کارگزاران رژیم در خوف شورشهای اجتماعی در اثر اجرایی شدن حذف یارانه ها هستند. اما آقای دروغگو در نیویورک در برابر رسانه های بین المللی اعلام کرد که مردم ایران مشکلی ندارند و مساله آنها حل مشکل جهان است. وی برای غلبه بر مخالفان درون حکومت که شرکت در این گونه اجلاسها را بی فایده و حتی مضر می دانند، سعی کرد با جنجال آفرینی به چهره مطرح رسانه ها تبدیل شود. احمدی نژاد توانست در رسانه ها مطرح شود، اما به عنوان مردی منفور که کوته فکرانه در صدد تغییر جهان و کسب مدیریت جهان است. قانون هدفمند کردن یارانه ها و یا به طور دقیق تر حذف یارانه ها، قبل از اجرا و پرداخت یارانه سبب بالارفتن بهای کالاهای اولیه و خدمات شده و اثرات زیانبار خود را بر زندگی مردم به ویزه کارگران و مزدبگیران و اقشار متوسط گذاشته است. قبضهای برق و آب و چند برابر شدن نرخ نان و بلیط های اتوبوس از جمله اولین شوکهای وارد شده به مردم است. پرداخت یارانه در ازای آزاد شدن بهای کالاها، قرار بود از فروردین ماه سال جاری اجرا شود اما به دلیل اختلاف بین مجلس و دولت بر سر نظارت بر صندوق مالی حاصل از حذف یارانه ها و نیز قهر کردن احمدی نژاد و دخالت ولی فقیه به سود احمدی نژاد، سرانجام احمدی نژاد با برگ نهایی برنده در این مشاجره اجرای طرح را به اول مهرماه همین سال موکول کرد.
جنتی از تریبون نماز جمعه در آدینه 26 شهریور مردم را به ریاضت کشی و صرفه جویی دعوت کرد. وی اجرایی شدن طرح یارانه را «دوران شبه ریاضتی» برای مردم دانست. دبیر شورای نگهبان توصیه های آخوند گونه یی که فاقد هرگونه ارزش و اعتبار است به مردم کرد. و کارگرانی که ماهها مزد دریافت نکرده اند و امکان تهیه ابتدایی ترین احتیاجات زندگی را برای فرزندان خود ندارند به این سخنان ریشخند زدند.
یکی از مجلسیان به نام محمدتقی رهبر، از مردم خواست 6 ماه سختی را تحمل کنند. وی «وارد شدن شوک اقتصادی» در اثر حذف یارانه ها را طبیعی دانست و از مردم خواست که با دریافت یارانه ها «هول نشوند» و توصیه کرد که حواسشان به قبضهای برق و آب باشد که امکان دارد گرانتر از کمک مادی باشد که دریافت خواهند کرد. او همچون دیگر پایوران رژیم مردم را به «پایداری، صبر و متانت» در برابر ناهنچاریهای ناشی از حذف یارانه ها دعوت کرد.
محمد رضا فرزین سخنگوی گروه دولتی «طرح تحول اقتصادی» به آسیبهای مستقیم ناشی از حذف یارانه ها اعتراف کرد. وی اعلام کرد که با دو چالش در این طرح روبرو هستیم؛ «تورم و رکود». این کارگزار رژیم هم مانند همقطارانش نوید بدبختی و فقر به مردم داد. وی با یک جمله احمدی نژادی ادعا کرد که:«بعد از صرفه جویی مردم، رفاه آنها افزایش می یابد.» اگر در روز همه یک وعده غذا و آن هم فقط صبحانه بخورند، خرج مواد غذایی یک خانوار یک سوم می شود. این مرا یاد مثال معروف می اندازد که فرزندی نمره 20 در امتحان را به پدرش اعلام می کند و پدر می گوید تو که با نمره 10 هم قبول می شدی احتیاج به این همه مصرف کردن خودکار نداشتی. حالا این آخوندها ریاضت کشی و صرفه جویی و … را به کارگران و مزدبگیران و زحمتکشان جامعه وعده می دهند و در مقابل خودشان و آقازاده ها و چپاولگران از این فرصت برای پرشدن جیبهایشان استفاده می کنند. آقای دروغگو هم چندین بار اعلام کرده که با طرح هدفمند کردن یارانه ها حتا یک فقیر در ایران نخواهیم داشت.
روزنامه دنیای اقتصاد در 2 شهریور از قول یک کارگزار دولت آماری اعلام کرد که همچون دیگر داده های آماری دولتی تمام واقعیت را منعکس نمی کند. اما این آمار در همین حدی که اعلام شده، تکان دهنده است. به نوشته این روزنامه این مقام دولتی «از شناسایی 5 میلیون و 500 هزار نفر با درآمدهای بسیار پایین در مناطق محروم کشور و 6 میلیون نفر افراد تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی خبر داده و گفته علاوه بر اینها 3 میلیون نفر هم پشت نوبت برای پوشش در کمیته امداد و بهزیستی قرار دارند». تردیدی نیست که واقعیت بسیار تکان دهنده تر از این آمار است. بر اساس همین آمار، حدود 15 میلیون تن زیر خط فقر قرار دارند.
یکی از اثرات هدفمند سازی یارانه ها، عدم افزایش مزد است. در حقیقت تعیین حداقل مزد که هیچگاه با تورم همخوانی نداشته و در برابر نرخ تورم و صعود قیمتهای کالاهای مصرفی بسیار ناچیز بوده است متوقف خواهد شد.
برخورداری از دستمزد واقعی و عادلانه بر اساس نرخ تورم و سبد هزینه های خانوار، از خواسته های اساسی کارگران و مزدبگیران است. بهای کالاهای مصرفی و نیز کالاهای حاملهای انرژی، با دستمزدها خوانایی ندارد. به درستی مردم می گویند به دلار خرج می کنیم اما به ریال حقوق می گیریم. طرح هدفمند کردن یارانه ها و با بهتر است بگوییم حذف یارانه ها، بی عدالتی و ناهمخوانی در زندگی و وضعیت معاشی مردم را گسترش می دهد. این سیاست صدقه پروری، حقوق واقعی نیروی کار را بیشتر از میان می برد.
«اقتصاد مقاومتی» ولی فقیه، فقر بیشتر
جمهوری اسلامی در واکنش به چهار قطعنامه شورای امنیت و نیز تحریمهای منظور شده از طرف اتحادیه اروپا، آمریکا، کانادا، استرالیا و ژاپن از یک طرف برای وقت کشی خود را آماده مذاکره نشان می دهد و برای آن پیش شرط تعیین می کند و از طرفی دیگر با ادامه سیاستهای جنگ طلبانه و ماجراجویانه، چپاولگری را با فشار اقتصادی بر مردم افزایش می دهد. افزایش قیمتها قبل از زمان اجرای طرح حذف یارانه ها گویای چنین وضعیتی است.
وزیر نفت رژیم روز سه شنبه 16 شهریور در یک دروغ احمدی نژادی اعلام کرد که «ایران در تولید بنزین مصرف داخلی کشور خودکفا شده و دیگر نیازی به واردات بنزین ندارد.» اما مردم موضوع خودکفایی بنزین را به مسخره گرفته و می گویند؛ ایران صادر کننده بنزین شده است.
حجم واردات بنزین و التماس به کشورهایی مثل چین و ترکیه برای فروش بنزین در تناقض با این ادعا است. در صورت چنین توانایی برای تولید بالای بنزین معلوم نیست چرا تا کنون میلیاردها دلار صرف خرید بنرین شده است. بر اساس سخن پراکنی وزیر نفت، تولید بنزین در عرض سه هفته آن چنان افزایش پیدا کرده که جایگزین بنزین وارداتی که 40 درصد بنزین مصرفی است، شده است.
اقتصاد بیماری که به برکت چپاولگری باندهای مافیایی وابسته به قدرت، آقا زاده ها و رانت خواران آن چنان در برابر حجم عظیم واردات کالاهای بنجل چینی ضربه خورده به این ژست دفاعی پایوران رژیم پوزخند می زند. به نظر می رسد این ژست تکمیل کننده شعار ولی فقیه است که روز سه شنبه 16 شهریور اعلام کرد که باید «اقتصاد مقاومتی واقعی» به وجود آوریم. اقتصاد مقاومتی ولی فقیه یعنی فشردن گلوی کارگران و مزدبگیران و فقر بیشتر برای آنان و فربه تر شدن ثروت سرمایه داران به شمول ولی فقیه و انصارش است.
تقویت تجارت جهانی
جمهوری اسلامی بدون این که عضو سازمان جهانی تجارت باشد، بهترین خدمت کننده به بازار جهانی تجارت و پیش برنده سیاستهای نئولیبرالیستی در زمینه اقتصاد جهانی است. ارائه آمار و ارقام در زمینه واردات، صادرات و بیکاری و … از جمله موضوعهای مورد مشاجره پایوران رژیم است. به همین دلیل آمارهای ارائه شده واقعیت فاجعه اقتصادی در ایران را منعکس نمی کند. با اشاره به همین داده های آماری موجود هم می توان بخشی از اثرات و آسیبهای اجتماعی ناشی از سیاستهای مخرب اقتصادی را دید.
خبرگزاری فارس روز سه شنبه 2 شهریور به نقل از گزارش مرکز اطلاعات اقتصادی آمریکا، ایران را در ردیف چهل و یکمین وارد کننده بزرگ دنیا و سومین وارد کننده در خاورمیانه دانسته است.
این رسانه حکومتی در مقایسه بین کشورها بر اساس گزارش فوق، اعلام می کند که «ایران یکی از بزرگترین بازار کالاهای مصرفی دیگر کشورها در دنیا به شمار می رود و به عنوان نمونه تنها در سال گذشته میلادی بیش از 57 میلیارد دلار واردات» داشته است. بر اساس گزارش مرکز اطلاعات اقتصادی آمریکا، ایران از نظر واردات در بین 200 کشور رتبه 41 و در بین کشورهای آسیا رتبه 14 و در میان کشورهای خاورمیانه رتبه سوم را دارد.
احمدی نژاد در سخن پراکنی خود در 25 شهریور در رابطه با بی اثر بودن تحریمها گفت: «اروپا 23 میلیارد دلار با ما مبادله دارد که حدود 3 میلیارد دلار و 600 میلیون آن صادرات ایران به آنها و حدود 19 میلیارد دلار نیز صادرات آنها به ماست.» وی به همین دلیل آنها را ضرر کننده در پروژه تحریمها دانست.
در راس باندهای مافیایی واردات، آقازاده ها و وابستگان حکومتی و رانت خواران قرار دارند که با استفاده از مزایای حکومتی و نیز تکیه بر دولت به عنوان سرمایه دار بزرگ، بیشترین سود را به جیب زده و در عین حال بیشترین ضربه را به تولید داخلی می زنند. نمونه های آن مانند واردات چای، برنج، شکر، پارچه و … قبلا به آن پرداخته شده است.
سرانجام طرح «آتیه»
یکی از طرحهای فریبکارانه احمدی نژاد طرح «آتیه» به کودکان است که در شماره پیشین نبرد خلق به ان پرداخته بودم. به روایت یک کارگزار دولت غیر عملی بودن این طرح حتمی است. این طرح در قانون بودجه سال 89 تصویب شده است.
معاون حقوقی سازمان ثبت احوال اعلام کرد که «ثبت احوال کشور 565 هزار و 597 نوزاد در 5 ماهه اول سال جاری متولد و تمام این نوزادان برای دریافت هدیه یک میلیونی دولت به بانک ملی معرفی شدند. این در حالی است که در قانون بودجه امسال 500 میلیارد تومان برای این طرح در نظر گرفته شده است. در سال گذشته بیش از یک میلیون و 300 هزار نوزاد در کشور متولد و به جمعیت کشور افزوده شدند.»
بر اساس گزارش «آخرین نیوز» در 17 شهریور، «آن طوری که معاون حقوقی و سجلی سازمان ثبت احوال کشور در رادیو پیش بینی کرد امسال همین کمک یک میلیونی این آمار را به بیش از یک و نیم میلیون نفر خواهد رساند.» بر اساس گزارش این رسانه این طرح در همین سال اول خود با «کسری بودجه هزار میلیارد تومانی مواجه» است و همین امر ادامه اجرای طرح را در هاله ای از ابهام قرار داده است.

دیدگاه خود را بیان کنید.