کارگران کمونیست ایران

جمهوری شورایی تنها شکل حکومت کارگری است

خبرنامه ندای سرخ شماره ۱۱۵

بدست admin • ۲۶ آبان ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬ دسته‌بندی نشده

pdflogo1
خبرنامه ندای سرخ شماره 115
آقای کروبی، با خود شیرینی راه به جایی نمی برید!
بار دیگر مهدی کروبی دفاع مردم از خود را «اعمال خشونت» نامید و از جوانان خواست تا در صورت تعرض و اعمال خشونت و اقدام مزدوران سرکوبگر به بازداشت یاران خیابانی شان بی تفاوت باشند و کوششی برای نجات آنها نکنند.
مهدی کروبی در نشستی با نمایندگان اقلیّت مجلس گفته است که: «مجموعه‌ای دوست دارند تا با ایجاد بهانه‌ای، حركت‌های خشنی صورت گیرد تا شدیداً دست به كار برخورد شوند.» تو گویی که تا به حال نیروهای مزدور حکومتی در حال نوازش مردم معترض بوده اند.
جالب ترین نکته در مورد اظهارات آقای کروبی اینست که او حرفی در مورد رفتار گاردهای شخصی شان برای جلوگیری از بازداشت و احیاناً سوء قصد نسبت به جان خودش نمی زند. در روز 13 آبان، گاردهای شخصی آقای کروبی برای دور نگاه داشتن مزدوران جناح کودتا از او اقدام به درگیری های خونینی با مهاجمان کردند که اخبار و فیلم ها و عکس های آن در سراسر جهان پخش شد و تبلیغات چی های آقای کروبی و حزب اعتماد ملی حداکثر استفاده را از آنها بردند. تو گویی «خرما خوردن و منع رطب کردن» فقط به خامنه ای و جناح های کودتاچی منحصر نمی باشد و تمامی حکومتیان، از کودتاچی و اصلاح طلب، خود را صاحب حقی می دانند که مردم می بایست از آن بی بهره باشند.
با قرار دادن این گفته ی آقای کروبی در جمع نمایندگان اقلیت مجلس، در کنار گفته ی دیگر ایشان متوجه می شویم که هدف آقای کروبی و اصلاح طلبان از چنین توصیه هایی چه می باشد؟ ایشان در همان جلسه بر روی این نکته پافشاری کردند که: «رهبران اصلاحات و جنبش سبز، همان جمهوری اسلامی را که مردم به آن ۹۸ درصد رای مثبت داده‌اند را می‌خواهند «نه جمهوری برخی آقایان كه مردم و رأی آنها را تزئینی می‌دانند.» آنچه که تزئینی می باشد، جمله یِ آخر این گفته یِ کروبی است. چرا که هدف او از چنین بیاناتی متوجه ساختن جناح کودتاچی است که اصلاح طلبان «خودی» بوده و بر اصل حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی پای بندند. ایشان خود شیرینی و چاپلوسی شان را برای جناح نظامی – امنیتی و رهبر عزیزتر از جانشان، با دعوت از جوانان مبارز به تسلیم مطلق در برابر تهاجمات خونین مزدوران حکومتی کامل می کنند.

ناباوری وبلاگ نویس اصلاح طلب در مورد نقش پلیس در جامعه سرمایه داری
نویسنده ی وبلاگ «با مردم» با ناباوری به اظهارات رئیس پلیس تهران می پرسد: « آيا ماموريت ذاتی پليس، خشونت بر عليه شهروندان معترض است؟» او با برگزیدن چنین سوألی برای عنوان مطلب خود، فکر می کند که مچ سردار علیرضا علیپور رییس پلیس تهران را گرفته و «دروغگویی» اش را افشاء کرده است. در اینکه این سردار مانند دیگر مسئولان حکومت سرمایه داری مجبور به دروغگویی است تا جایگاه و عملکرد نیروی تحت ریاستش را توجیه کند، بحثی نیست. اصولاً در حکومتی که بنیان اش بر حاکمیت اقلیتی بسیار قلیل بر اکثریتی قریب به مطلق است، نمی توان انتظار داشت که مسئولانش، بخصوص در بخش هایی که عملشان در راستای اعمال قهر و خشونت مستقیم برای حفاظت از آن نظام می باشد، در مورد انگیزه و اهداف وجودی شان به مردم حقیقت را بگویند. اما اینکه دروغ پردازی های سردار علیپور برای پوشاندن کدام اصل حقیقی است، جایی است که وبلاگ نویس ما به خطا رفته است.
حال ببینیم این سردار پلیس چه گفته است که حضم آن تا این حد برای نویسنده ی اصلاح طلب مان دشوار می باشد؟ رییس پلیس تهران در نشستی خبری برای توجیه اقدامات نیروهایش در برخورد با تظاهر کنندگان 13 آبان می گوید: «پلیس یك واحد انتظامی است كه وظیفه تامین امنیت جامعه را بر عهده دارد و به صورت مستقل ماموریت‌های ذاتی خودش را انجام میدهد. پلیس وابسته به این جناح و آن جناح نیست و برخوردهای صورت گرفته در روز 13 آبان هم كاملا قانونی بوده است ».
وبلاگ نویس «با مردم» با آوردن نمونه هایی از برخوردهای تبعیض آمیز نیروهای انتظامی با نیروهای درگیر در خیابان ها می خواهد این واقعیت را ثابت کند که سرداران نیروهای سرکوبگر و از جمله نیروی پلیس از جناح غالب هیئت حاکمه که جناح کودتاچی و یا نظامی – امنیتی است حمایت و حفاظت می کنند. مثلاً می گوید: اگر بی طرف هستید، پس چرا همین برخوردها را با لباس شخصی ها نمی کنید؟ و یا اینکه، پس چرا به مهدی کروبی حمله کردید؟ چنین سوال هایی نشان می دهد که احکام ایدئولوژیک لیبرالیسم چشم وبلاگ نویس ما را به واقعیات کور کرده است. او به خیال اینکه حکومت و اجزائش در یک جامعه نقش «داوری» و «بی طرفانه» دارند، و در نتیجه مسئولان و مدیران چنین حکومت هایی در هاله ای از تقدس لیبرالی قرار می گیرند و از روابط واقعی و عینی طبقاتی جدا می باشند، این وابستگی سرداران پلیس را امری غیر طبیعی دانسته و سخنان سردار علیپور را از این موضع نقد می کند که: «خیر! دروغ می گویید. شما وابسته به جناح غالب در هیئت حاکمه هستید.» (نقل به معنی) در صورتیکه نه دروغگویی سردار علیپور، و نه وابستگی اش به جناح حاکم امری غیر طبیعی است.
نیروی پلیسی که فرمانده هان و کادرهایش توسط مردم انتخاب نشوند و برگزیده ی جناح های حکومتی باشند، خوب، مسلماً وابسته به اشخاصی می شوند که آنها را برگزیده و چنین مقام و امتیازاتی را در اختیارش گذاشته اند. برای چنین نیرویی، معنایِ «امنیت اجتماعی»، تضمین بقای حاکمیّت و رهبری ای است که به آن وابسته است. عکس آن نیز صحیح است، یعنی اگر نیروی پلیس و ارتشی داشته باشیم که مستقیماً از طرف شوراهای مردمی به این مقام برسند و بدانند که هر زمان که این شوراها اراده کنند می توانند ایشان را برکنار کنند، خود را وابسته به مردم دانسته و تبدیل به مأموران اعمال دیکتاتوری مردم به نیروهایی می شوند که اقدام به براندزی آن کنند.

پس پاسخ ما به سوأل وبلاگ نویس «با مردم» این است که، «آری! وظیفه ذاتی پلیس، در چنین حکومتی، سرکوب و اعمال خشونت علیه اشخاصی است که حاکمیّت و امنیت جناح نظامی – امنیتی را با خطر مواجه سازند.» و این واقعیّت، تا زمانیکه جوامع طبقاتی وجود دارند، پابرجاست.

اخلاق و علایق اقتصادی
س.شایان

عده ای تصور می کنند اگر حکومت اسلامی را از نظر اخلاقی بی آبرو کنند و با پرهیز از شعارهای رادیکال پاسخ گلوله را با گل بدهند و حس همدردی جهانیان را با تبلیغ معصومیت و صلح طلبی به نفع خود برانگیزند قادر به شکست دادن اقتدارگرایان و به زیر کشیدن آنها از اریکه قدرت خواهند بود.
در این یادداشت می خواهم با استلال نشان بدهم که چنین تصوری درست نیست.
حتا کسانی که گمان می کنند جنگ های جهانگیر و نابرابرانه ای همجون جنگ ویتنام ، بر اثر اعتراضات داخلی و خارجی مردم بر علیه جنگ در سراسر جهان، پایان یافت اشتباه می کنند.
احسان فتاحیان، عضوی از کومله و عضوی از چپ ایران بدست عمال حکومت به قتل رسید. آخرین نامه او برگ زرین دیگری از پایمردی و عزم راسخ انسانهایی است که بر خلاف بعضی از مدعیان مبارزه ننگ تسلیم و دریوزگی به آستان دیکتاتوری حاکم را بر نمی تابند. به خیال خود زرنگی نمی کنند و مهر تایید بر وحشی گری حاکمان نمی زنند.
قتل احسان نشان داد که معیار هیئت حاکمه برای برخورد با مردم میزان رادیکالیسم آنهاست. دشمن واقعی دیکتاتوری کسانی هستند که نه تنها در بند نقش ایوان نیستند بلکه می خواهند پای بست ویران را درهم بکوبند. از این رو رژیم در کشتن و نابودی فیزیکی آنها چه بصورت علنی و چه بطور مخفی و تروریستی ابایی نمی کند. حال هر اندازه قلم بدستان بورژوازی می خواهند در مورد فواید نفی خشونت قلم فرسایی کنند و رژیم را به مدارا و تولرنس فرا بخوانند.
مردم هیچگاه ابتدا به ساکن به خشونت روی نمی آورند. این عملکرد حاکمان ، وحشی گری ، سرکوب و قتل دولتی آنهاست که جان مردم را به لب می رساند و چاره ای جز برخورد متقابل برایشان نمی گذارد.
شکی نیست که به صرف نوحه سرایی و پتیشن و تظلم خواهی به درگاه این و یا آن حکومت اروپایی و آمریکایی دردی از دردهای بیشمار این ملت حل نخواهد شد. برخورد صرف اخلاقی با مسائل هم تاثیری بر عملکرد هیئت حاکمه نخواهد داشت. حکومت باید از نظر اقتصادی به زانو درآید. غاصب انقلاب 57 هم تا زمانی که وضعیت اقتصادی از خط قرمز نگذشته بود حاضر به زهرمار خوری و پذیرش آتش بس نشد. دیکتاتور پیش از او هم پس از فراگیر شدن اعتصابات فلج کننده وقیام مسلحانه مردم از قدرت دست کشید.
تا زمانی که منافع اقتصادی پایه های نگهدارنده رژیم به خطر نیافتد وضع به همین منوال ادامه خواهد داشت. بازیگران و دول صحنه گردان سیاست جهانی نیز تنها و تنها در پی کسب سود هستند و خون نداها و احسان ها ارزشی برایشان ندارد. آنها صرفا ً در پی غارت و کسب منافع اقتصادی هستند. از نظر آنها اخلاق کیلویی چند؟ پرونده یکصد ساله اخیر همه این دولتهای لیبرال و نئولیبرال مملو از کشتار و کودتا و قتل و غارت است. همه های و هموی ها به خاطر ذلیل تر کردن دولت است. دولتی که پایگاه داخلی اش را از دست بدهد – که داده – چاره ای جز پناه بردن به دامان اربابان اش نخواهد داشت. در هر زمان بنا به مقتضیات بازیگر جدیدی وارد صحنه مس شود و اینک ترکیه از این خوان یغما به سهم خواهی برخاسته است. اینجاست که می گویم اخلاق برای اینها مفهومی ندارد. برای اینها تنها دلار و یورو معنا دارد. نفت معنا دارد و تجارت مواد مخدر.
خیلی ها با قاطعیت می گفتند دیگر امکان تکرار وقایع دهه 60 ناممکن است!!؟ حالا که هیئت های مرگ دوباره فعال شده اند چه حرفی برای گفتن دارند؟
مرگ بر این دولت سرمایه دار!
نان، مسکن، آزادی – جمهوری شورایی!
کارگران کمونیست ایران

26 آبان 1388

  • Share/Bookmark
Print

بی‌دیدگاه »

  1. DOSTE AZIZ AGE MA B YE CHIZI EJMA NAKONIM VA PARAKANDE BASHIM RAHAT GHALO GHAMEMON MIKONAN//
    VAGHTI MIGIM GHANONE ASASI POSHT BANDESH HARFE MIR HOSEIN HAM BEGIM K GHANONE ASASI VAHYE MONZAL NISTESH//
    PAS YETARAFE NARIM B GHAZI// HAME JAVANEBO DAR NAZAR BEGIR REFIGH//
    HAMON GHADR K KHEILIA ASIB DIDAN KHANEVADE MA HAM ASIB DID AZ VAZIATE 30 SAL PISH TA ALAN//
    PAS MA HAME BA HAM HASTIM//
    SABZ BASHI REFIGH..

دیدگاه خود را بیان کنید.