کارگران کمونیست ایران

جمهوری شورایی تنها شکل حکومت کارگری است

خبرنامه ندای سرخ شماره ۱۲۰

بدست admin • ۴ آذر ۱۳۸۸ • دسته: خبرنامه٬ دسته‌بندی نشده

pdflogo1
خبرنامه ندای سرخ شماره 120
مشکلات مترو و چرخش دوباره هاشمی رفسنجانی
همانطور که در خبرهای هفته پیش دیدیم، سازش هاشمی رفسنجانی با خامنه ای نتوانست جلوی جناح نظامی – امنیتی را برای حمله ی دیگری به منافع اقتصادی هاشمی رفسنجانی بگیرد. حمله مجدد جناح نظامی – امنیتی، این بار به بودجه یِ چند میلیارد دلاری مترو تهران بود. در این بخش، جناح هاشمی رفسنجانی در کنار قالیباف و سرمایه داران شورای شهر قرار داشت و حمله به هاشمی با منافع این جناح نیز گره خورد و پای شهردار تهران (قالیباف) و شورای شهر را به مناقشات سیاسی باز کرد. همچنین، توسل هاشمی رفسنجانی به شورای نگهبان که در مقابل فشارهای مردمی، شدیداً نیاز به حمایت سیاسی هاشمی دارد، پای این نهاد را نیز به میان کشید. سخنگوی شورای نگهبان برای ایجاد مانع در مقابل تعرض احمدی نژاد برای “مال خود” کردن متروی تهران، اعلام نمود که چنین اقدامی بدون تصویب مجلس غیرقانونی است و با این اعلام، جناح نظامی – امنیتی را وادار ساخت تا مجبور به معامله با جناح های حاضر در درون مجلس شود.
صرف اقدام جناح نظامی – امنیتی برای کنترل متروی تهران که در حال حاضر زیر مدیریت پسر هاشمی رفسنجانی می باشد، به ایشان نشان داد که شرایط سازش هاشمی و خامنه ای لزوماً به پایان جنگ قدرت و ثروت این دو جناح نخواهد انجامید. بنابراین، آقای هاشمی رفسنجانی دوباره خود را نیازمند حمایت های مردمی در مقابل جناح مهاجم دیده و در عصر روز گذشته در دیدار با جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی گفت که «اتکا» به مردم در جمهوری اسلامی، اصلی «دینی، اسلامی و قرآنی» است. او در این سخنرانی متذکر گشت که «نظام اسلامی تا جائی که بر شانه‌های مردم حرکت کرده، همواره موفق و پیروز بوده است… اگر مردم را از نظام اسلامی بگیریم، به آن خدشه وارد خواهد شد… » او همچنین برای جلب حمایت دستگاه های تبلیغاتی اصلاح طلبان و نفوذ نسبی ایشان در اذهان عمومی به ادعاهای عامل «انقلاب مخملی» بودن اصلاح طلبان و وابستگی ایشان به نیروهای خارجی از سوی دستگاه های نظامی – امنیتی حکومت انتقاد کرده و گفت مقام های جمهوری اسلامی باید «با سعه‌صدر بیشتر، عرصه را برای بیان ضعف‌ها و نارسائی‌ها هموار و به نقدهای منصفانه توجه کنند.»
سوأل اینجاست که آیا مردم بار دیگر گول این ژست های «دمکراسی خواهانه» یِ هاشمی رفسنجانی را خواهند خورد. آیا در مراسم شانزده آذر، بازهم شعارهای حمایت از هاشمی سر داده خواهد شد؟ مسلماً، اگر این رویکرد منفعت طلبانه آقای هاشمی رفسنجانی با توفیق روبرو نگردد، علتش عدم حمایت اصلاح طلبان حکومتی از او و خواسته هایش نیست. چرا که، در هفته ی گذشته بسیاری از سایت های طرفدار اصلاح طلبان به انحصار طلبی جناح نظامی – امنیتی انتقاد کرده و بخصوص اقدام ایشان را در “بلعیدن” متروی تهران محکوم کرده اند. پس، عدم توفیق هاشمی رفسنجانی از سوء استفاده دوباره از مبارزات مردمی بستگی تام به آگاهی و ذهنیّت عناصر مردمی دارد و لاغیر! باید منتظر نتیجه ماند.
تهدید حکومتی و اختلاف نظر در اصلاح طلبان
آقای احمدی مقدم اولین فرد نظامی ای است که در مورد 16 آذر امسال مورد پرسش روزنامه نگاران قرار گرفته و طبق معمول شرکت کنندگان را به برخورد و درگیری خشونت آمیز نیروهای سرکوبگر تهدید می کند. او در پاسخ به سوال خبرنگاران، ضمن اینکه گفته است که هنوز در مورد مراسم 16 آذر تصمیمی گرفته نشده است، اظهار می دارد که: «مگر روز 16 آذر خبري است؟ روز دانشجو است و طبق معمول هرسال روز آرامي است… هنوز برنامه خاصی كه قرار باشد اتفاق بیفتد اطلاعی نداریم اما هر تجمعی باید به صورت فراخوان و قانونی اتفاق افتد اگر غیرقانونی باشد پلیس با آن برخورد قاطع می‌كند.» بدین ترتیب مشخص است که جناح نظامی – امنیتی به محاصره دانشگاه ها اقدام خواهد نمود تا از خروج دانشجویان جلوگیری کندو بدین ترتیب از برخورد مستقیم دانشجویان با کادرهای رسمی نیروهای مسلح و امنیتی احتراز بنماید. در چنین حالتی، مسلماً نیروهای لباس شخصی خود را زیر لوای «بسیج دانشجویی» به محوطه یِ دانشگاه ها فرستاده و سرکوب دانشجویان معترض را به نام «برخورد موافقین و مخالفین دانشجویی» به پیش می برد.
اما، تنها نیروی های نظامی و سرکوبگر حکومتی نیستند که چنین نقشه ای را برای دانشجویان طراحی کرده اند. در بیانیه یِ نهضت آزادی که در مورد 16 آذر منتشر شده است می بینیم که جناحی از اصلاح طلبان هم مایل که 16 آذر امسال را، مانند هر ساله، امری مربوط به دانشجویان معرفی کرده و از حضور مردم در خیابان ها جلوگیری کند. ایشان در بیانیه خود از دانشجویان خواسته اند که اعتراضات خود را محدود به صحن دانشگاه ها نموده و تلاشی از خروج و به خیابان کشاندن اعتراضات نکنند.
این در حالی است که بسیاری از جناح های اصلاح طلب دیگر با چاپ پوسترها و بیانیه هایی خواهان همراهی و حمایت مردمی گشته اند. آنان در پوستر های خود خواسته اند تا مردم با حضور در مقابل درب اصلی دانشگاه تهران، همراه با دانشجویان اقدام به اعتراض کنند.
آنچه که مسلم است، با شرایطی که بر جامعه غالب است، مردم در این آکسیون حضور پیدا کرده و در تداوم مبارزات خود شعارهای خود را فریاد زده و نخواهند گذاشت که چنین مناسبتی بدون حضور ایشان بگذرد. نتیجتاً باید برخوردها و سرکوب های خشونت آمیز نیروهای حکومتی را هم پیش بینی کرده و راهکارهای خود را در برخورد با ایشان مورد تأمل قرار دهند.
نزدیکی آکسیون شانزده آذر و تلاش دوباره اصلاح طلبان در به سازش کشاندن مبارزات

در روزهای اول پس از مراسم 13 آبان و تاکید دوباره مردم بر عبور از نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی و برخوردهای قاطعانه ی مردم در حفاظت و حراست از صف های تظاهراتی و یاران خیابانی شان، اصلاح طلبان آغاز به مداحی مردم کرده و با سر و صدای زیاد تمامی خشونت های اتفاق افتاده در آن روز را به برخورد خشونت آمیز حکومتیان و عکس العمل طبیعی مردم نسبت دادند. این موضع صحیح ایشان، در ذهن بسیاری از مبارزان، این توهم را بوجود آورد که ظرفیّت سیاسی اصلاح طلبان هنوز به آخر نرسیده و ایشان توان همراهی با مردم را در این مبارزات علیه حکومت دیکتاتوری دارند. ما در همان زمان نیز طی بیانیه و تحلیل از خبرها توضیح دادیم که برخی از اصلاح طلبان، برای حفظ اعتبار خود در میان مردم قدمی بسوی خواسته های مردمی بر خواهند داشت. اما این اقدام آنان نباید بمثابه یِ ظرفیّت ایشان برای همراهی با خواسته های مردمی برداشت شود، بلکه، این مواضع، صرفاً به آن علت اتخاذ می شود تا توهم «آزادیخواهی» و «مردمی بودن» شان را در میان مردم حفظ کنند تا اینکه در مقاطع لازم، در آینده، بتوانند این جنبش را به سمت سازش و دادن امتیاز به حکومتیان دعوت نمایند. اینک می بینیم که هنوز چند روز از سخنرانی ها و مصاحبه های عوامفریبانه یِ ایشان نگذشته، با نزدیک شدن روز اعتراضی 16 آذر، روی سخن شان دوباره به سمت مردم بازگشته و ایشان را متهم به حکومتی بودن می کنند. چرا؟ چون، در مقابل مهاجمان به جان و ناموس خودشان و همراهان معترض شان ایستادگی کرده و نمی خواهند که اعضاء خانواده و دوست و یاران خیابانی شان به چنگ این قاتلان و متجاوزین بیافتند.
نهضت آزادی ایران با انتشار بیانیه‌ای به تمامی کسانیکه در مقابل خشونت حکومتی از خود و یارانشان دفاع می کنند تهمت زده و می گویند: « حاکمان نظامی و شبه نظامی، با نفوذ در صف‌های معترضان و تحریک احساسات مردمی» قصد دارند فضایی به وجود بیاورند که «اقدام متقابل خشونت‌آمیز» از نظر مردم، عقلانی و درست جلوه کند… در صورت «رادیکالیزه» شدن جنبش سبز، از فراگیری این جنبش کاسته شده و امکان حضور «میلیونی» مردم در آن را سلب می‌شود.» بنا بر این ادعا:
1. هر کس که هنگام تهاجم نیروهای سرکوبگر به صفوف تظاهرات و بازداشت کردن خود و یا اعضای خانواده و دوست و یاران خیابانی اش مقابله کرده و از خود و دیگران حفاظت کند، «نفوذی حاکمان نظامی و شبه نظامی» خوانده می شود. پس باید گفت که تمامی محافظان شخصی آقایان موسوی، کروبی و خاتمی از جمله نفوذیان اند، چرا که هر بار نیروهای سرکوبگر برای تعرض به ایشان نزدیک شده اند، این محافظان بصورت بسیار خشونت آمیز با مهاجمین درگیر شده اند. پس چگونه است که این آقایان حق دارند برای حفاظت از خود وارد درگیری شوند، اما همین حق را برای مردم قائل نیستند؟
2. این سخنان تطهیر خشونت های وارده از طرف نیروهای سرکوبگر است. چرا که اینگونه جلوه داده می شود که نیروهای سرکوبگر تا شاهد اعمال خشونت از طرف مردم نبوده اند، به خشونت روی نیاورده و مردم را به قصد کشت نزده اند. آنها را بازداشت نکرده و در بازداشتگاه ها مورد تجاوز قرار نداده اند و عابران بیگناه و از همه جا بیخبر را با تیرهای تک تیراندازان خود به قتل نرسانده اند و تنها زمانی به خشونت روی آورده اند که اول نفوذی هایشان در مردم اقدام به عمل خشونت آمیز نموده بودند. که کذب بودن این ادعا کاملاً واضح است.
3. و اما مهمتر از همه، که ما هم در پیام سیزدهم خود آن را پیش بینی نموده بودیم، نهضت آزادی در بیانیه خود همچنین در آستانه فرارسیدن روز ۱۶ آذر به دانشجویان توصیه کرده که در این روز «در قالب برنامه‌ای مسالمت‌آمیز و آرام، تنها در محوطه دانشگاه‌ها تجمع کنند تا بهانه‌ای به دست بدخواهان برای تحمیل خشونت در داخل دانشگاه‌ها داده نشود.» و بدینوسیله سعی در ایجاد تفرقه بین دانشجویان و دیگر توده های مردمی کرده است. همراهی و همگامی و همبستگی ایکه از دستاوردهای بسیار مهم مبارزات انقلابی مردمی بوده است. پس می بینیم که هشدار این “رجلان سیاسی” نسبت به عدم «حضور میلیونی» مردم در مبارزات، چیزی جز عوامفریبی نیست و ایشان نیز همچون دیگر جناح های حکومت جمهوری اسلامی از ایجاد پیوند مبارزاتی بین مردم و جنبش های اجتماعی در هراس اند.
اقدامات و اظهارات اصلاح طلبان و دعوت ایشان از مردم به سازش با حکومت جمهوری اسلامی به اینجا ختم نمی شود. دوباره در فاصله ی چند روزه مقالات و متونی در سایت های اصلاح طلبان «سبز» و «فمنیست» منتشر می شود که با استفاده از دروغ و مغلطه و سفسطه، مردم را به عدم طرح شعارهای خواسته های واقعی شان دعوت می کنند. مثلاً در مطلبی،خانم سهیلا وحدتی با عنوان « زنان، و آنچه اتفاق نیافتاد »، در سایت اصلاح طلبان فمینیست (مدرسه فمینیستی) با اتکاء به گزارش دروغی از مراسم چهلم جان باختگان راه آزادی گفته می شود: «خبررسانی و تحلیل های هیجانی فراوانی در داخل و خارج کشور انجام گرفت. بسیاری منتظر ادامه ی برخوردهای خیابانی بودند و گمان عده ی نه چندان اندکی از ناظران سیاسی بر این می رفت که در مراسم چهلم و عزاداری شهیدان شاهد تظاهرات و درگیریهای دیگری باشیم. اما دیدیم که آن چرخه ی تظاهرات و کشتار خیابانی و عزاداری ها آغاز نگشت… کسی شمشیرها را برهنه نکرد، کسی به خونخواهی خواهری یا برادری برنخاست، و شاید این عزاداری مادران بود که اینبار به فرشتگان همه ی ادیان فرمان ایست داد که به نام مقدس هیچ آئین و مذهبی شمشیر از نیاک برنکشند و خون نریزند. چرا که زندگی مقدس تر از هر آئینی است.هنگامی که مبارزه برای بهبود شرایط زندگی است دیگر فدا کردن زندگی و خونخواهی معنا و مفهومی ندارد.» او کاملاً در فضای انتزاعی ساخته خود سیر می کند. چرا که اتفاقاً در مراسم چهلم ندا و دیگر جانباختگان راه آزادی بود که خشونت نیروهای سرکوبگر مضاعف گشت و برای اولین بار شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» که کاملاً محتوای سرنگونی حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی داشت از طرف مردم مطرح گشت. در همان تظاهرات بود که شعار «میکشم، میکشم، آنکه برادر/خواهرم کشت» شعار مرکزی مردم بود و استفاده از تاکتیک های تقابل خیابانی و به آتش کشیدن خودروهای حکومتی در همان روز اتفاق افتاد.
و یا در سایت اصلاح طلب «موج سبز آزادی» مطلبی از آقای مرتضی سمیاری منتشر گشته که با سفسطه های فیلسوفانه و تقسیم شعارهای کنونی به «1. مطالبات آرمانی 2. مطالبات انتزاعی و 3. مطالبات مدنی» با قرار دادن خواسته های دمکراتیک مردم در ردیف اول و دوم و غیر قابل دستیابی خواندن آنها، صرفاً خواسته هایی را بعنوان «مدنی» و قابل دستیابی معرفی می کند که: « بر گرفته از فصل سوم قانون اساسی میباشد به طور کلی در حال حاضرموارد زیر در مطالبات مدنی مطرح است…» (رادیکالیسم یا انشعاب: «ظرفیت مطالبات و ارزش‌ها در کجاست؟»)این نمونه ها و ده ها مقاله و برگزاری کنفرانس «جنبش سبز و جامعه» و … برای این منظور است که مردم را از خواسته های انقلابی خود منصرف سازند و ایجاد و استقرار جامعه و نظام سیاسی و حقوقی دمکراتیک را یک رویایِ دست نیافتنی بنمایانند تا مردم به همبن حکومت دیکتاتور ولایت فقیهی و قانون اساسی توجیه کننده اش راضی نمایند. اما، تا به حال مردم انقلابی ما نشان داده اند که تلاش اصلاح طلبان برای به بیراهه کشاندن مبارزات شان بی نتیجه است. امری که اگر با موجودیت یک مرکز رهبری کننده ی انقلابی توأم بود، می شد به قطعیت آن ایمان آورد.
مرگ بر این دولت سرمایه دار!
نان،مسکن، آزادی – جمهوری شورایی!

  • Share/Bookmark
Print

دیدگاه خود را بیان کنید.