کارگران کمونیست ایران

جمهوری شورایی تنها شکل حکومت کارگری است

اعتراف اصلاح طلبان به آغاز روند انقلابی

بدست admin • ۱۴ آذر ۱۳۸۸ • دسته: اخبار و تفاسیر٬ دسته‌بندی نشده

image002
روند انقلابی مبارزات مردمی ایران آنقدر آشکار گشته است که دیگر کسی نمی تواند وجود آن را انکار کند. تا به امروز تعدادبسیار کمی از فعالان سیاسی دارای چنان درک عمیقی از تحرکات اجتماعی بودند که از همان روزهای اول متوجه دیالکتیک روند مبارزاتی مردم و ارتباط متقابل رهبری رفرمیست و تحرکات مستقلانه یِ مردم شدند. اما اینک، بخصوص پس از تظاهرات های «روز قدس» و «13 آبان»، این روند آنچنان در شعارها و برخورد مردم و پیگیری ایشان آشکار گشته که دیگر نیازی به درک عمیق دیالکتیکی ندارد تا این واقعیّت را بشناسد. حتی با نگاهی سطحی و حسی نیز می بینیم که جامعه ی ما که تا آغاز مبارزات، روند دو قطبی اقتصادی و اجتماعی را طی کرده بود، با شتاب به سمت دو قطبی شدن سیاسی می رود و هرگونه تمایلات و پیشنهادات میانه و سازشکارانه را دفع می کند.
در اثر تظاهر ماهیّت این روند، تعداد زیادی از تئوریسین های لیبرال نیز که تا دیروز لاطائلات وجود «عدم خشونت» در طرز تفکر «طبقه متوسط» تکرار می کردند، به خود آمده و مسئولان حکومت و یاران خود را به آغاز انقلاب هشدار می دهند.
یکی از این تئوریسین مورّخ عالی مقام و شیفته یِ مهندس موسوی، آقای عبدالله شهبازی است که در وبلاگ خصوصی اش در جمعبندی از مشاهدات مبارزات مردمی در روز 13 آبان می نویسد: « در تحليل حوادث پنج ماه و نيم اخير ايران بايد عالمانه و منصفانه انديشيد. ابتدا بايد «پديده» را شناخت و سپس براي «درمان» آن چاره جست. اگر تحليل‌گر سياسي، از سر جهل يا تعصب يا يکسويه‌بيني يا غرض، «پديده» را غلط تعريف کند، راه‌کارها نيز غلط خواهد بود. در ماه‌هاي اخير تلاشي عامدانه، هم از سر غرور و جهل و تعصب، هم از سر غرض، مي‌بينم که مي‌کوشد صورت مسئله به درستي شناخته و تعريف نشود تا آتش شعله‌ورتر و تحولات چاره‌ناپذير شود. آن‌چه مي‌بينم «شورش» نيست زيرا با سرکوب و برخوردهاي خشن اوّليه کاهش نيافته؛ عميق‌تر و گسترده‌تر شده. مقطعي نبود، تداوم دارد. فرو نمي‌نشيند، اوج مي‌گيرد. محسن حسام مظاهري درست مي‌گويد که حوادث 13 آبان 1388 نقطه‌عطفي در تحولات پس از شروع جنبش اعتراضي به انتخابات است. من نيز سير تحولات را اين‌گونه مي‌بينم.
در يکي دو روز اخير با دوستان متعدد صحبت کردم. با تلفن. به جدّ تأکيد کردم که مي‌خواهند حوادث جاري را «شورش‌هاي خياباني» بنمايانند و با راه‌کارهاي مختص به اين پديده با آن برخورد کنند. صورت مسئله را بايد درست تعريف کرد. آن‌چه مي‌گذرد «شورش» نيست؛ «انقلاب» است و راه‌کارهاي خود را دارد. يقين دارم اين سخنان پژواکي نخواهد يافت، از اينرو در وبلاگم مي‌نويسم. برخي اين سخن را دلنشين نمي‌يابند ولي واقعيت را بايد گفت. تحليل‌گراني هستند که آن‌چه را من مي‌بينم ديده‌اند ولي جسارت بيان آن را ندارند. بايد جسور بود و گفت. من مسئولم. من نگران آنم که در ماه‌هاي آينده روزنه‌هايي که امروز باز است براي هميشه مسدود شود و بر ايران آن رود که محسن حسام مظاهري، و بسيار کسان همچون او، نگران وقوع آن‌اند: جنگ داخلي!» (تأملاتي درباره 13 آبان 1388)
پس می بینیم که این «دانشمند» لیبرال، همچون دوستان دیگرش، بالاخره متوجه شدند که این مبارزات از نوع سطحی و مقطعی نبوده، بلکه پایه بر تضادها و شکاف های عمیق اجتماعی دارد که در صورت تداوم به «جنگ داخلی» خواهد رسید. اما فوراً موضع بورژوازی خود را مشخص کرده و اعلام می دارد که گویا هنوز راه هایی برای مهار آن وجود دارد. بدون آنکه اعراف کند که اگر این مبارزات به نهایت توانش نرسد، سخن از دمکراسی گفتن یک شوخی درد آور است. آری! او و همپالگیانش خود را به امتیازات پوچ روشنفکرانه در جلد «محبوبیّت فردی» و «اعتبار علمی» خود را فروخته اند و تنها نگرانی شان این است که خدای ناکرده با واقعیت یافتن دمکراسی و برابری و عدالت اجتماعی، این امتیازات بی ارزش را از دست بدهند.

  • Share/Bookmark
Print

دیدگاه خود را بیان کنید.