خبرنامه کارگران کمونیست ایران

یک سایت دیگر با وردپرس

خبرنامه ندای سرخ شماره 124

بدست • 19 دسامبر 2009 • دسته: خبرنامه٬ دسته‌بندی نشده

pdflogo1
خبرنامه ندای سرخ شماره 124
این حکایت را پایانی نیست

خبرهای رسیده از سراسر کشور دلالت بر تداوم اعتراضات دانشجویی و تقابل دو نیروی اصلی انقلاب و ضد انقلاب دارد.
همانطور که با خبر هستید مبارزات دانشجویی که از همان روز آغازین سال تحصیلی شروع شد در روز 16 آذر به بالاترین میزان خود رسید. بطوریکه با دریافت گزارشات این چند روزه مسجّل شده است که در تمامی دانشگاه های سراسر کشور دانشجویان به میدان آمده و بدون هیچ تردید و ترسی با نیروهای سرکوبگر روبرو و درگیر شدند.
اما کار به همینجا خاتمه نیافته است. در روز 17 آذر دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به حضور مسلحانه و اقدامات بسیجیان غیر دانشجو در صحن دانشگاه اعتراضات خود را ادامه داده و با بسیجیان مزدور درگیر شدند. در این درگیری ضعف نیروهای بسیج به حدی بود که باز هم نیروهای نظامی و امنیتی مستقر در خارج از دانشگاه برای حفاظت از ایشان و پس زدن تهاجم دانشجویان مبارز مجبور به ورود به دانشگاه و دخالت شدند. از همان لحظه تا کنون فضای این دانشگاه در اعتراض به سر می برد. دانشجویان این دانشگاه، تمامی تهدیداتِ نیروهای سرکوبگر را نادیده گرفته و همه روزه به تجمعات اعتراضی خود ادامه می دهند. این دانشجویان اکنون خواهان آزادی کلیه دانشجویان و مردم بازداشت شده از زندان می باشند و همچنین استعفای رییس دانشگاه را خواستار شده اند.
در دانشگاه شریف نیز اعتراضات کماکان ادامه دارد. دانشجویان این دانشگاه نیز در اعتراض به هفت دانشجوی همکلاسی و دیگر دانشجویان بازاشت شده تجمعات و تظاهرات هایی را سامان دادند. طبق خبرهای رسیده در روز 18 آذر این تظاهرات در مقابل درب اصلی دانشگاه همراه با شعارهای ضد حکومتی برگزار گردیده است.
در گزارشات دیگری خبر از تداوم مبارزات دانشجویان دانشگاه های قزوین، زاهدان، مازندران، مشهد، کرج، اصفهان و شیراز، پلی تکنیک، خواجه نصیر و .. . آمده است.
لازم به یادآوری است که در آغاز سال تحصیلی دانشجویان مبارز ایران به مردم پیام دادند تا آخرین روز سال تحصیلی به مبارزات و اعتراضات خود بصورت روزمره ادامه خواهند داد.

کبک های اصلاح طلب

اخیراً موجی از اعتراضات اصلاح طلبان به صدا و سیمای حکومت دیکتاتوری سرازیر گشته است که چرا ویدیویِ آتش زدن عکس خمینی از طرف آن رسانه پخش شده است. طبق خبرهای رسیده، حمید انصاری قام مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) در نامه‌ای به رییس سازمان صداوسیما، گفته است که آنچه از تلویزیون مبنی بر توهین معترضان به امام خمینی بخش شده، مبتنی بر واقعیت نیست و بطور ضمنی تایید کرده است که این تصاویر ساخته خود دست اندرکاران صدا و سیما است. همچنین، مهدی کروبی نیز به این اقدام صدا و سیما اعتراض کرده است. به گزارش بی بی سی او در نامه خود که بر روی سایت تغییر، پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی نیز چاپ شده، نوشته است: “متاسفانه برخی از مجموعه های خبری این سازمان (صدا و سیما) اقدام به تفرقه پراکنی و توهین مسلم و مبرز به بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران و خدمت گذاران سی ساله آن کرده و می کنند.”آقای کروبی با اشاره به برنامه خبری ۲۰:۳۰ که دوشنبه شب (۱۶ آذر، ۷ دسامبر) از تلویریون ایران پخش شد، نوشته است: “در برنامه خبری ۲۰:۳۰ قلب واقعیت شد و برای اولین بار تصاویری از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد که حاکی از پاره شدن پوسترهای امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران که مورد احترام مردم است، بود.”او افزوده است: “در کنار این تصاویر، متاسفانه تصاویر مونتاژ شده ای از دانشجویان معترض نشان داده شد که این گونه استنباط می شد عکس های بینانگذار انقلاب توسط این دانشجویان پاره و مورد تعرض قرار گرفته است.”
ما در اینجا به اصالت ویدیوی پخش شده از صدا و سیما اصراری نداریم. چرا که خود شاهد این اقدام بخصوص نبوده ایم، اما در طول تظاهرات ها و ارتباطات مان با بسیاری از معترضین که تحرکات خود را با رنگ “سبز” مشخص می کنند دیده و شنیده ایم که هیچ تعلق خاطری به خمینی و دوران دیکتاتوری سیاه زمان او ندارند و بارها شاهد پاره کردن عکس او توسط این عده بوده ایم. از رفقای سرخ چیزی نمی گوییم، چون “چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است.”
ما در خبرنامه و مطالب منتشر شده یِ خود قبل از 16 آذر نیز گفته بودیم که اصرار موسوی و دیگر اصلاح طلبان به بازگشت به “ارزش های دوران خمینی” نشاندهنده یِ فاصله یِ ایشان با ذهنیّت واقعیِ مردم و بخصوص با معترضین خیابانی داشته که نه تنها دیکتاتوری موجود را ادامه یِ همان ارزش های دوران اول انقلاب می شناسند، بلکه باورها و عملکرد جمهوری اسلامی را در آن دوران وحشیانه تر از امروز می دانند. به همین علت است که جناح نظامی – امنیتی همواره افسوس اقتدار دوران خمینی در سال های 60 می خورد، چرا که معتقد است اگر همان اقتدار را داشت می توانست در یک چشم به هم زدن نه تنها مردم را در همان خیابان تیرباران کند، بلکه می توانست کروبی و موسوی را نیز چون قطب زاده و دیگران به عدم بفرستد.
اما مهمترین بخش این اعتراضات به صدا سیما در اینست که حتی در نامه یِ انصاری نیز اعتراف شده که شعارها و اعتراضات مردمی “ساختار شکنانه” است و با اهداف و تمایلات اصلاح طلبان خوانایی ندارد. اما چرا تا این حد به این اقدام تظاهر کنندگان حساسیّت نشان می دهند؟ به علت آنکه، آنها مبنایِ اصلاح پذیر بودن دیکتاتوری اسلامی و توجیه اقدامات جنایتکارانه یِ موسوی و دیگر اصلاح طلبان را بر اساس نا آگاهی جوانان نسبت به دوران سیاه خمینی قرار داده اند. و با فرو ریختن “حرمت و اعتبار” خمینی، اس و اساس تمام ادعاهای کذب و موهوم آنها در هم می ریزد.
باید به اصلاح طلبان گفت که چه صدا و سیما این واقعه را نشان می داد و یا نمی داد، تفاوتی در اصل نفرت مردم از حاکمیّت 30 ساله یِ دیکتاتورهایی چون خمینی و خامنه ای و سگ های درنده شان چون احمدی نژاد و موسوی و … نمی دهد و همانطور که دانشجویان دانشگاه تهران در شعار “ساختار شکنانه” شان گفته اند: موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س!

شکست سیاست حمایت رسانه های غربی از جنبش سبز

از اولین روز تظاهرات های خیابانی رسانه های غربی به تبعیّت از سیاست های ضد انقلابی دولت های خود کوشش کردند تا تحرکات مستقلانه یِ مردم را از رهبری اصلاح طلبان مخفی دارند و اینگونه بنمایانند که گویا انگیزه مردم از این تظاهرات ها روی کار آمدن جناح اصلاح طلب در حاکمیّت جمهوری اسلامی است. ایشان با کمال وقاحت سعی داشتند تا به تماشاگران خود این تصور را تحمیل کنند که مبارزات انقلابی مردم ایران چیزی جز یک فشار از پایین نیست که به جناح اصلاح طلب موقعیّت چانه زنی در بالا را برای تحمیل خود به جناح حاکم بدهد. به همین منظور نیز با سانسور خبرها و حتی گزارش های ویدیویی این دروغ بزرگ را القا می کردند که این جنبش در راستای منویّات “اصلاحات درون نظامی” و “جنبش عدم خشونت” در حرکت است و هیچ تمایلی به براندازی حکومت دیکتاتوری و انقلاب ندارد. آنها به خود فروختگانی از قبیل علیرضا نوری زاده و محسن سازگارا و تیم نوچگان ایشان در آمریکا و اروپا هزاران دلار می پرداختند که در کنار افرادی بی هویّت و ناشناسی که ناگهان از زیر خاک بعنوان “کارشناس” سر در آورده بودند، لاطائلات تئوریسین های لیبرال را به مبارزات مردم ایران نسبت دهند. غافل از آنکه مردم ایران که خود در درون این مبارزات شرکت دارند بخوبی می دانند که در خیابان ها چه خبر است و آنهاییکه احیاناً از طریق فرزندان و فامیل ها و همسایگان خود به واقعیات مبارزات دست نمی یابند، با صدها گزارش مستقل و ویدیویی اینترنتی به اصل ماجرا پی برده و از یکدیگر تأثیر می پذیرند. اما، این سیاستِ رسانه های غربی و هوادارانِ اصلاح طلبان، همچنان ادامه می یافت. تا اینکه ….
بله! با شکست کامل سانسور اخبار و گزارشات مستقل مردمی، بالاخره سایت ها و رسانه های غربی مجبور به اعتراف گشته اند که انگار “این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست”. اخیراً سایت بی بی سی در گزارشی تکمیلی از تظاهرات های 16 آذر می نویسد: “تصاویر ارسالی از شهرهای مختلف کشور نشان می دهد گستردگی اعتراضات بسیار بیشتر از تصور اولیه بوده است…. با این حال دسترسی گسترده تر ساکنان تهران به اینترنت، وضعیت بهتر خدمات اینترنتی در این شهر و دسترسی آسان تر خبرنگاران رسانه های بین المللی به شاهدان عینی در تهران باعث شده است که پوشش خبری حوادث دانشگاه های این شهر با سرعت و سهولت بیشتری صورت بگیرد.اما ویدیوهایی که با یکی دو روز تأخیر در اینترنت و به ویژه در سایت یوتیوب منتشر می شود، نشان می دهد که شدت اعتراضات دانشجویی در برخی شهرهای دیگر ایران هم کمتر از بعضی دانشگاه های تهران نبوده است.”
همچنین، اکونومیست چاپ لندن نیز اعتراف کرده است که “به گفته برخی از ساکنان تهران، یکی از مشکلات اصلی کنونی این است که مخالفان نمی توانند تصمیم بگیرند که چه هدفی را باید دنبال کنند و در حالی که در آغاز اعتراضات، هدف اصلی برکناری محمود احمدی نژاد بود، اینک مشخص شده که رهبر جمهوری اسلامی برای حمایت از رئیس جمهوری مورد علاقه خود، از به کار گیری سرکوب مهار گسیخته علیه مردم معترض هم ابایی ندارد…. این هفته نامه می افزاید که میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران اصلی مخالفان دولت، در عین ادامه مبارزه ای شجاعانه و خستگی ناپذیر برای دموکراسی، همچنان بر وفاداری به نظام جمهوری اسلامی و “ولایت فقیه” تاکید می ورزند و از سیاست رسمی دولت در قبال سیاست هسته ای تبعیت می کنند اما با رادیکال شدن تدریجی طرفدارانشان، ممکن است دیدگاه هایی از این قبیل به گذشته ها تعلق یابد…. تحول دیگری که روی داده، تغییر در نگرش تظاهرکنندگان نسبت به کاربرد خشونت است؛ در حالی که در آغاز اعتراضات، اکثر تظاهرکنندگان به عدم خشونت اعتقاد داشتند، با گذشت زمان و عملکرد ماموران حکومتی، دیدگاه ها به سوی اجتناب ناپذیر بودن کاربرد خشونت تغییر می یابد و اگرچه در حال حاضر، دامنه خشونت ورزی معترضان به حمل پاره سنگ و آجر و پیچ گوشتی محدود است اما با ادامه شرایط کنونی، ورود اسلحه گرم به صحنه مبارزات تعجب آور نخواهد بود.”
پس می بینیم که چگونه واقعیّت مبارزات انقلابی مردم رسانه های خارجی را وادار به گزارش صحیح رویدادها کرده است.

شکاف در نیروهای مسلح حکومتی (؟!!)

به تازگی نامه ای تأیید نشده با امضای برخی از پرسنل ارتش جمهوری اسلامی منتشر گشته است. در این نامه آمده است:

به نام یزدان پاک
“ارتش پناه ملت”
درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از این آب وخاک دفاع می کردیم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حیثیت وجان و مال ملت ایران بودیم. ارزش کشورهم به دلیل ارزش ملت ایران است. سلاح ارتشی وسپاهی باید در راه خدمت به این ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ایران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای این ملت می کردیم هرگزگمان نمی بردیم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ایثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل این ملت به کارگیرند.
ارتش خود را پناه ملت می داند و هیچ گاه به خواست سیاستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسیاست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نیز ساکت بنشیند. به همین دلیل به آن دسته از تحمیل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ایران درازکرده اند و بیش ازهمه به خون شهدای نیروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خیانت کرده اند، شدیدا اخطارمی کنیم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند دید. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ایران در مقابل هر متجاوزی تا آخرین قطره خون خود دفاع خواهد کرد.
گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپیمایی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران ( هوانیروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران(نهاجا)
دانشگاه شهید ستاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتیبانی نزاجا
جمعی ازاساتید ومسئولین دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولین ستاد فرماندهی کل ارتش

درباره این نامه باید گفت که فرماندهی ارتش جمهوری اسلامی ایران همانند دیگر نیروهای مسلح، از عناصر سابقه دار انتصابی سپاه و ذوب شده در ولایت می باشند که کاملاً به حاکمیّت کنونی وابسته و دلبسته اند. با اینکه امکان دارد که بسیاری از پرسنل تمامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از حاکمیّت دیکتاتوری دل خوشی نداشته و چه بسا خواهان تغییر آن هم باشند، اما بر مبنای ماهیّت حرفه ای بودن بدنه فرماندهی ارتش و دیسیپلین خاص خود نمی توان پذیرفت که تا زمانیکه آلترناتیو فرماندهی جدیدی خود را ظاهر نکرده باشد، این ماشین مسلح نظام جمهوری اسلامی ایران آمادگی ترک فرماندهان ارشد کنونی خود را داشته باشد. همانطور که در انقلاب 57 نیز تجربه کردیم، تا زمانیکه دولت موقت و در سایه یِ خمینی – بازرگان شکل نگرفته بود، با اینکه سربازان بسیاری از خدمت فرار می کردند و یا در میدان ها از دستور فرماندهان خود سرپیچی می نمودند، هیچ نشانی از آمادگی پیوستن ارتش و دیگر نیروهای مسلح شاهنشاهی به مردم دیده نشد. بنابراین حتی اگر ما به اصالت این نامه باور داشته باشیم نمی توانیم شعار “ارتش پناه ملت” آن را جدی گرفته و به شعارهای مبارزاتی خود اضافه کنیم. چرا که ارتش کنونی جمهوری اسلامی ایران نیز چون دیگر نیروهای مسلح این نظام در زیر فرماندهی حزب اللهی و فرماندهی کل علی خامنه ای قرار دارد. گذشته از آنکه ما اصولاً هیچ مدرکی دال بر اصالت این نامه در دست نداریم و واژه یِ آغازین آن، یعنی “بنام یزدان پاک” را بیشتر نزدیک به رویاهای نیروهای ناسیونالیستی می بینیم تا فضایِ واقعی موجود در ارتش جمهوری اسلامی ایران.

دیدگاه خود را بیان کنید.